پسلرزه

گاهي پس از حركت اصلي، تعدادي حركات خفيف متعادل كننده با منشاء نزديك به كانون تكان اصلي روي مي‌دهد كه پسلرزه خوانده مي‌شود. سلسله پس‌لرزه‌ها ممكن است چند روز، چند هفته و حتي گاهي سالها ادامه يابد كه البته فراواني وقوع آنها با گذشت زمان كاهش پيدا مي‌كند.


به عنوان مثال پس از زلزله چهارم ارديبهشت 1339 در لار، حدود 58 زلزله خفيف توسط دستگاههاي لرزه‌نگار در شهرهاي تهران و شيراز ثبت گرديد.

پيشلرزه Foreshock

گاهي مقدم به تكان اصلي، لرزه‌هاي كوچكتري، با فاصله‌ي چند روز يا چند هفته پيش از تكان اصلي در نزديكي آن روي مي‌دهد. اين حركات كه ناشي از به پايان رسيدن مقاومت سنگ در مقابل تنش هستند پيشلرزه خوانده مي‌شوند.
البته بايد توجه داشت كه پيشلرزه را هميشه نمي‌توان مقدمه‌ي وقوع يك زلزله‌ي بزرگ دانست، زيرا در بسياري موارد لرزشهاي خفيفي مشاهده شده است كه حركات شديدي به دنبال نداشته، گاهي نيز يك زلزله مخرب خود پيش لرزه‌ي زلزله‌ي فوق‌العاده مخربي بوده كه به دنبال آن اتفاق افتاده است.

ضخامت پوسته

ضخامت پوسته از جايي به جاي ديگر فرق مي‌كند، ولي به طور كلي در زير رشته‌كوههاي قاره‌اي حداكثر مقدار خود را دارد. ضخامت پوسته در دشتها و سپر‌هاي قاره‌اي كمتر است و در فلات قاره، از آن هم كمتر مي‌شود. نازك‌ترين بخش پوسته را در اقيانوسها، مخصوصاً در نزديكي محور پشته‌هاي اقيانوسي، مي‌توان مشاهده كرد.


ناپيوستگي كنراد Conrad discontinuity
در مرز بين سيال و سيما در پوسته‌ي قاره‌اي، امواج لرزه‌اي به نحو بارزي تغيير مي‌كنند. اين مرز بنام انفصال كنراد موسوم است. امروز مشخص شده است كه انفصال منراد در همه جا وجود ندارد، بنابراين نمي‌توان آن را به عنوان مرز جدا كننده در سراسر زمين در نظر گرفت.

پوسته

پوسته با ضخامت بين 20 تا 60 كيلومتر در قاره‌ها بين هشت تا دوازده كيلومتر در اقيانوسها قشر نسبتاً نازكي را بر روي كره‌ي زمين تشكيل مي‌دهد. اغلب فرض مي‌كنيم كه پوسته از دو لايه‌ي افقي تقريبا‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ً هم ضخامت تشكيل شده است كه لايه‌ي بالايي، سنگها‌ي گرانيتي و لايه‌ي زيرين سنگها‌ي بازالتي را شامل مي‌شود. مرز بين اين دو لايه توسط ناپيوستگي كنراد مشخص مي‌شود.
در زير لايه‌ي بازالتي، گوشته‌ي نيمه جامد زمين قرار گرفته است. حد فاصل بين پوسته‌ و گوشته،درسال1910 توسط موهورويچ شناخته شد. بدين جهت آن را انفصال موهورويچ يا به اختصار موهو مي‌نامند.

در اين مرز سرعت امواج تراكمي از حدود 6/5 كيلومتر بر ثانيه به حدود 8 كيلومتر بر ثانيه تغيير مي‌نمايد كه دليل بر تفاوت نوع و ساختار مواد سازنده‌ي دو سوي اين مرز است. اين مرز احتمالاً مانند پوسته‌ جامد است چرا كه امواج S به راحتي از آن مي‌گذرند.

بررسي امواج P و S در اطراف جهان

در فاصله‌ي زاويه‌اي صفر تا ......درجه از مركز زمين لرزه امواج p قبل از امواج S  به لرزه‌نگارها مي‌رسد. زيرا سرعت امواج p بيش‌از... است. امواج P و S در اين حدود مسيري منحني شكل را طي مي‌كنند كه معرف شكستگيها (انكسارهاي) مداوم از سنگهاي داراي چگاليهاي متفاوت است، بين 103 تا 143 درجه هيچ يك از امواج P و S به طور مستقيم از كانون زلزله دريافت‌ نمي‌شود و ظاهرا‌‌‌‌‌ً به نظر مي‌رسد كه اين بخش به دليل وجود سپري در داخل زمين، كه جلوي امواج را مي‌گيرد، ايجاد شده است. به دليل چگالي هسته هيچ موج P از آن نمي‌گذرد. و در اين فاصله از مركز زلزله ديده نمي‌شود(منطقه ‌سايه امواج )

ناپيوستگي موهو (موهورويچ) Moho discontinuity

موهورويچ با مطالعه‌ي امواج ......كه در يك زمين لرزه‌ي كم عمق دريافت شده بود، مشاهده كرد كه در.......كيلومتري از زمين لرزه، دو دسته امواج P و S توسط ارزه‌نگارها ثبت گرديده، اما در فواصل دورتر فقط يك دسته موج ......به ثبت رسيده است، جهت توضيح اين پديده، موهورويچ مرزي را كه سنگهاي دو سوي آن چگالي‌ متفاوتي دارند در نظر گرفت و اين مسئله را بدين شكل توضيح داد كه در گروه اول امواج يك دسته موج داخلي به طور مستقيم، با طي يك مسير منحني از سنگها‌ي كم چگال مي‌گذرند و دسته‌ي ديگر پس از طي مسيري طولاني‌تر با كمي‌ تأخير به سطح مي‌رسند.

گروه دوم امواج P و S,دوباره به درون مرز مشترك پوسته و گوشته نفود كرده و هر بار شكسته مي‌شوند. بدين شكل مرز بين گوشته و پوسته (ناپيوستگي موهو) توسط تفاوت سرعت امواج

P و S مشخص شد، چرا كه سرعت امواج تراكمي در پوسته حدود 6/5 كيلومتر بر ثانيه و در زير آن حدود 8 كيلومتر بر ثانيه است.

لايه‌ فوقاني پوسته

اين لايه با چگالي  ر2/7 تا 2/85 گرم بر سانتي‌‌متر مكعب از جنس سنگهاي آذرين، رسوبي و دگرگوني بوده و تركيب متوسط آن بسيار شبيه به گرانيتها است به همين دليل منشأ ماگما‌هاي گرانيتي را لايه‌ي فوقاني پوسته معرفي مي‌كنند. اين بخش غني از سيليس (Sio2) و آلومين (Al2o)است از اين رو به نام «سيال» نيز خوانده مي‌شود.
براي مدلهاي پوسته در زير اقيانوسهاي عميق معمولاً لايه‌ي گرانيتي را حذف مي‌كنند.
لايه‌ي زيرين پوسته

اين لايه با چگالي 2/85 الي 3/1 گرم بر سانتي‌متر مكعب ظاهراً تركيبي مشابه به بازالت دارد و غني از سيلسيم، آهن و منيزيم است. بدين جهت آن را «سيما» نيز مي‌خوانند. البته تا كنون اين لايه‌ي بازالتي در زير لايه‌ي گرانيتي به طور مستقيم مشاهده نشده است. پوسته‌ي اقيانوسها تنها از يك لايه‌ي سنگي مشابه سيما درست شده، بنابراين در اقيانوسها موادي وجود ندارند كه در صورت ذوب ماگماي گرانيتي را به وجود آورد.

Change Language | Contact us : Info@ngdir.ir | Home