بلوک:
پيروكلاستهايي با قطرها بيش از 64 ميليمتر
كه در زمان تشكيل مذاب نبودهاند.
بمب:
پيروكلاستهايي با قطر بيش از 64 ميليمتر كه در زمان تشكيل مذاب
يا نيمهمذاب بودهاند.
پورفيري:
نوعي بافت در سنگهاي آذرين كه بلورهاي دانه درشت در زمينهاي
دانهريز يا شيشهاي قرار گرفتهاند.
پوميس:
يك سنگ آتشفشاني پرحفره و بسيار سبك با تركيب ريوليتي كه
معمولاً به صورت پيروكلاستيك است.
تفرا:
نهشتههاي پيروكلاستيك سخت نشده با دانههايي به اندازههاي
مختلف
آگات:
نوعي كالسدوني با لايههاي متحدالمركز
آگلومرا:
نوعي سنگ رسوبي كه ذرات سازنده آن، قطعات آذرين بزرگتر از
2 ميليمتر ميباشند.
آمفيبوليت:
سنگي با تركيب بازيك كه كانيهاي عمده آن آمفيبول و
پلاژيكولاز است و هورنبلندهاي آن جهتيافتگي ترجيحي مشخص دارند.
آندوزيت:
يك سنگ آذرين بيروني كه كاني عمده آن آمفيبول و پلاژيوكلاز
است و ممكن است با بازالت اشتباه شود.
بازالت:
يك سنگ آذرين بيروني كه از پلاژيوكلازكلسيك و اكسيدهاي آهن
تيره، اليوين و كلينوپيروكسن ساخته شده و با آندوزيت ممكن است اشتباه
شود.
بازيك :
سنگهاي آذريني كه بين 45 تا 52% Sio2 دارند.
هورنفلس:
سنگ دگرگوني مجاورتي فاقد فولياسيون.
آمونيت Ammonites:
نوعي نرمتن كه شكل صدف آن شبيه شاخهاي آمون خداي
رومي است. و امروزه فسيل آن را ميتوان يافت.
آركئوپترويكس:
قديميترين پرندهاي كه تنها 4 نمونه از فسيل آن در
شيستهاي آهكي آلمان پيدا شده است. آركئوپتري در دوران ژوراسيك ميزيسته
است.
بندپايان Arthropooks:
شاخهاي از نزمتنان كه شامل سختپوستان،
حشرات، عنكبوتيان و ... است.
پستانداران theriens:
شاخهاي از مهرهداران كه شامل كيسهدارن و جفتداران
ميباشد.
پروكاربوت Procaryote:
پروكاريوت به معني پيشهسته بوده و شامل
موجوداتي است كه هسته آنها فاقد غشاء ميباشد و DNA مستقيماً در
سيتوپلاسم پراكنده است. مانند باكتريها و جلبكهاي آبي
زمين ساخت فعال
Active Tectonice:
حركات زمين ساختي كه وقوع آنها در
آينده متحمل بوده و جوامع بشري را تهديد ميكنند.
مخروطه افكنه Alluvial fan:
عارضهاي مخروطي شكل از رسوبات آبرفتي كه
در بسياري از مناطق كوهستاني در اقليمهاي خشك و نيمهخشك ديده ميشود.
آبرفت Alluvium:
رسوباتي كه توسط آبراههها و رودخانهها بر جاي
گذاشته ميشوند.
سنيابي به روش اسيد آمينه AminoAcid Dating:
سنيابي بر اساس بررسي
نسبت اسيدهايآمينه راستگرد در بدن موجود زنده به اسيدهايامينه
نوع
چيگرد باقيمانده از زمان حيات همان موجود.
سطح اساس Base level:
پائينترين سطحي كه يك سيستم رودخانهاي معين
در آن زهكشي ميشود.
زمين لغزش
land slide:
هر نوع حركت ذرات كه ناشي از نيروي جاذبه زمين
باشد گاهي نيز زمين لغزش بر اثر وقوع زلزله روي ميدهد.
لرزهنگار Siesmograph:
دستگاهي كه امواج زمينلرزه را اندازهگيري
كرده و بر روي صفحاتي به نام لرزه نگاشت ثبت ميكند.
دگرگوني هيدرو ترمال:
دگرگون شدن سنگها و تبلور كانيهاي
جديد بر اثر واكنشهاي مرتبط با افزايش آب از سنگهاي آذرين
دونيت:
سنگهاي آذرين دروني يا دگرگوني تيره رنگ با درصد اليوين بسيار بالا
ديوريت:
سنگ آذرين دروني با پلاژيوكلاز فراوان و مقدراي پيروكسن ، هور نبلند
و بيوتيت
ريوليت:
سنگ آذرين بيروني اسيدي كه حاوي كوارتز و فلدسپات فراوان است و اين
كانيها در يك خميره شيشهاي قرار گرفتهاند.
سري واكنشي باون
برخي واكنشهاي عادي كه در خلال تبلور و تفريق سنگهاي آذرين رخ ميدهند.
سنگ اولترا بازيك
سنگهايي با Sio2 كمتر از 40 %
سنگهاي اولترا مافيك
سنگهاي آذرين دروني كه بخش اعظم آنها را كانيهاي تيره تشكيل داده است.
سنگ پيرو كلاستيك
سنگي كه بيش از 75% قطعات سازندة آن حاصل قطعه قطعه شدن ماگما و يا
بلور هاي آن است.
شيست
سنگ دگرگوني داراي شيستوزيته
شيستوزيته
لايهبنديهاي ظريفي كه در امتداد آن ، سنگ دگرگوني تبلور يا تجديد
تبلور يافته ميتواند به راحتي خرد شود.
شيشه
مايعي غليظ و غير متبلور كه با گذشت زمان ميتواند متبلور شود.
ضريب رنگي
درصد كانيهاي روشن به كانيهاي تيره در يك سنگ آذرين
فنوكريست
بلورهاي نسبتاً بزرگ در يك خميره ريزدانه در سنگهاي آذرين كه با چشم
غير مسلح به خوبي قابل روئيت باشند.
كانون focus
محلي در زمين كه زمين لرزه از آن نقطه سرچشمه ميگيرد.
ليتو سفر (سنگ كره) lithosphere
فوقاني ترين بخش زمين و بخش بالايي گوشته را شامل مي شود.
توف
رسوبات آذر آواري سخت شده كه از ذرات خاكستر ساخته شدهاند.
توفيت
رسوباتي كه بين 25 تا 75 % ذرات آن از قطعات آذرآواري باشد.
سنگ آذرين حد واسط
سنگهاي آذريني كه مقدار sio2 آنها بين 52 تا 63% است.
خاكستر
ذرات جامد آتش فشاني سخت نشدهاي با قطر كوچكتر از 2 ميليمتر
خميره(ماتريكس)
زمينه ريز دانة سنگها كه بلورهاي درشت تر در آن غوطهورند.
داسيت
سنگ آتش فشاني با كوارتز و پلاژيوكلاز فراوان
دگرگوني پسروند(قهقرايي)
دگرگوني حاصل از كاهش فشار و دما
دگرگوني پيشرونده
دگرگوني حاصل از افزايش فشار و دما
دگرگوني مشاورتي (حرارتي) contact metamorphism
تبلور مجدد مواد بر اثر افزايش دما بدون تأثير فشار در اطراف تودههاي
نفوذي آذرين
دگرگوني تدفيني
نوعي دگرگوني كه بر اثر فشار ناشي از تدفين ضخامت زيادي از سنگها به
وجود ميآيند.
دگرگوني ناحيهاي
دگرگون شدن سنگها در يك مقياس بزرگ.
: كوهزايي Orogeny
بالا آمدن توپوگرافي يك ناحيه از
زمين بر اثر فعاليتهاي تكتونيكي
كوهپايه Pediment:
سطح فرسايشي كمشيب در محدوده بين كوهستان و دشت كه توسط رسوبات
آبرفتي پوشيده شده باشد.
:زمين ساخت صفحهاي Plate Tectonics
لگوي جهاني زمين ساخت كه در آن قارهها و اقيانوسها بر روي صفحات
ليتوسفر (سنگكره) قرار گرفتهاند و اين صفحات داراي حركات نسبي نسبت
به يكديگرند.
:دوره پليستوسPleistocene Epoc
يكي از دورهاي دوران سنوزوئيك كه از 1/65 ميليون سال پيش تا 10 هزار
سال قبل را شامل ميشود و در طي آن يخچالها در بسياري از نقاط زمين
گسترش يافتهاند.
:كواترنر Quaternary
جوانترين دوره زماني زمينشناسي از دوران سوم كه از 1/65 ميليون سال
پيش شروع شده و شامل پليستوسن و هولوسن ميباشد.
سنيابي راديوكربن:RadioOcarbon Dating
روشي براي يافتن سن مواد آلي كه از محاسبه نسبت كربن پرتوازي 14 به
كرينهاي پايدار 12 و 13 بدست ميآيد.
واريزه :Colluvium
مواد رسوبي كه به وسيله نيروي جاذبه معمولاً بر روي شيبها نهشته ميشوند.
زمينلرزه :Earthquake
حركت و لرزش ناگهاني زمين كه بر اثر رها شدن ناگهاني انرژي در نقاطي
چون گسلها ايجاد ميشود.
دشت سيلابي Flood palin:
زمين مسطح كه در كنار يك آبراهه رودخانه توسط جابجايي رودخانههاي
مثانهرو و يا سيلابهاي دورهاي به وجود آمده است.
تاقديس :Anticline
چيني كه تحدب لايهها در آن به سمت بالا قرار گرفته و لايههاي مركزي
قديميتر از لايههاي سطحياند.
ناوديس:
چيني كه تحدي لايههاي آن به سمت پايين است و لايههاي مركزي جوانتر
از لايههاي بيرونياند.
گسل:Fault
شكستگيهايي كه در آنها به موازات سطح جابهجايي انجام گرفته باشد.
ناپيوستگي موازي
:Disconformity
ناپيوستگيها انقطاع در توالي چينهشناسي هستند و نشاندهنده جدايي
سنگها و سازندههايي است كه داراي سننسبي گوناگونند.
دگرشيبي Angulan Unconformity:
نوعي از ناپيوستگي كه در آن طبقات دو طرف سطح ناپيوستگي با نسبت به
هم جابجا شده باشند.
ناپيوستگي موازي :DisconFormty
نوعي ناپيوستگي كه در آن سنگهاي طرفين سطح ناپيوستگي با هم موازي
هستند.
ناپيوستگي آذرين پي (بلورين پي) Non conformity
اگر سنگهاي بدون فرسايش Paracon formity
ناپيوستگياي كه در آن سنگهاي طرفين سطح فرسايش يافته با هم موازي
هستند اما تفاوت سني مشخصي دارند.
بزرگي زمينلرزه Magnitude:
اندازهگيري مطلق انرژي يك زمينلرزه مشخص را گويند.
گوشته (جبه) :Mantle
بخشي با ضخامت حدوداً 2900 كيلومتر كه بين پوسته و هسته زمين قرار
دارد.
مئاندر (پچرور) Meander:
هر يك از پيچ و تابهاي موجود در مسير رودخانههاي پرپيچ و خم را
گويند.
لرزه نگاشت Seismogram:
كاغذي كه امواج حاصل از زمينلرزه به وسيله
دستگاه لرزهنگار بر روي آن ثبت ميشود.
زلزلهشناسي
:Seismology
علم مطالعه و بررسي زمينلرزهها
شبكه لرزهنگاري:
شبكهاي متشكل از دستگاههاي لرزه نگاري جهت ثبت امواج حاصل از زمينلرزهها
تنش :Stress
مقدار نيرو در واحد سطح
واتنش (كرنش) Stain:
ميزان تغيير شكلي كه بر اثر اعمال تنش ايجاد ميشود.
منطقه فرورانش
:Subduction Zone
پهنهاي باريك و طويل در حاشيه صفحات تكتونيكي، جايي كه يك صفحه
اقيانوس به زير صفحه ديگر فرو ميرود.
زمين ساخت (تكتونيك) Techtonic:
علم بررسي فرايندهاي تغيير شكل و حركت پوسته زمين و ساختارها و عوارض
حاصل از اين فرايندها.
پادگانه يا تراس Terrace:
يك سكوي افقي در نزديك رودخانه و يا خطوط ساحلي كه بر اثر عملكرد آب
ايجاد شده و سن سكوهاي بالايي قديميتر از سكوهاي پائيني است.
سن يابي به روش لومينانس گرمايي Thremolominescence Dating:
در اثر دريافت حرارت در طول زمان برخي از الكترونهاي مواد به ترازهاي
بالاتر الكتروني ميروند كه با حرارت اينگونه مواد در آزمايشگاه و
اندازهگيري نور ساتعشده از آنها توسط دستگاههاي نورسنج حساس، ميتوان
زمان دفن اين مواد يا به عبارتي زماني كه ديگر انرژي حرارتي دريافت
نكردهاند را تعيين نمود.
تسونامي يا آبتاز
Tsunami:
امواج عظيم اقيانوس كه بر اثر وقوع زمينلرزه در كف اقيانوسها و يا
زيرسواحل پديد ميآيند.
فرايش Uplift:
هر نوع حركت رو به بالا و عمود بر سطح زمين كه البته هميشه با افزايش
ارتفاع همراه نميباشد.
سنيابي رسوبات فصلي درياچهها
:vare chonology
با شمارش مجموعههاي دانهريز و تيره مربوط به فصول سرد و لايههاي
دانه درشت و روشنتر كه مربوط به فصول گرم سال هستند ميتوان سن
رسوبات درياچهها را تعيين نمود. هر سال شامل يك لايه تيره و يك لايه
روشن است.
نقشه
برداري
رشتهاي كه هدف از آن تعيين شكل اشكال و عوارض سطح زمين است.
سيستم موقعيتيابي جهاني
(GPS):
يك روش نقشهبرداري جهت تعيين موقعيت مناطق كه توسط شبكهاي ماهوارهاي
به كار ميرود و توسط وزارت دفاع ايالت متحده آمريكا پشتيباني ميشود.
گسل پنهان :Hidden Foult
گسلي كه سطح جدا شده آن از سطح زمين قابل مشاهده نبود و براي شناسايي
آن از شواهد ژئوفيزيكي استفاده ميكنند.
دور هولوسن:
يكي از دورهاي دوران سنوزوئيك كه تقريباً از 10000 سال قبل شروع شده
و تا امروز ادامه دارد.
زمين لرزههاي القايي Induced sismicity:
زمين لرزههاي حاصل از فعاليتهاي بشري
درزه Joint:
شكستگيهايي كه اثر جابجايي بر روي صفحات آنها مشخص نباشد.
كارست :Karst
اشكال سطحي يا عمقي كه معمولاً بر اثر فرسايش انحلالي سنگهاي كربناته
به وجود ميآيند.
هوازدگي Weathering:
تمامي فرآيندهاي فيزيكي و شيميايي كه موجب خرد شدن سنگهاي سطح زمين و
يا نزديك به آن ميشوند.
چپن :Fold
خميدگيهايي كه بر اثر تأثير نيروهاي تكتونيكي بر سنگهاي پوسته زمين
ايجاد ميشوند.
:ماگما
به معني خمير از واژهاي يوناني
گرفته شده است كه براي مواد مذاب طبيعي با تركيب سيليكاته بكار ميرود.
مايعي است سيليكاته كه گرانروي زيادي دارد همراه با گاز و مواد
فرار.
پليكروئيسم:
برخي از كانيهاي شفاف در جهات مختلف
بلورهايشان، رنگهاي متفاوتي را نمايش ميدهد كه به اين پديده چندرنگي
يا پليكرئيسم گويند.