زيستگاه
(HABITAT):
زيستگاه فضاي مناسبي براي بقاء و توليد مثل جانداران مي باشد(كه
شامل غذا، آب و سرپناه مي باشد)
ائون
هادئن((HADEAN EON
:
ائون هادئن 6/4 تا 9/3 ميليون سال پيش بود. اين ائون كم سنگ،نهاني
است كه پوسته قاره ها واقيانوس هاي منجمد شد. نام هادئن توسط زمين
شناسي به نام پريستون كلود دهه 1960 به كار رفت.
هادروكديوم
هادروكديوم (به معناي مر بزرگ) يك پستانداركوچك قديمي
دراندازه بود.اين جانوراولين حيوان شناخته شده با
خصوصيات پستانداري بود. اين چهارپاي موش مانند دمي بلند، پوزه اي
كشيده،دندان هاي ظريف، استخوان هاي گوشي متوسط يك لولاي آرواره اي
نيرومند ودندانهاي بالايي وپاييني يك اندازره، جمجمه بزرگ وپاهاي
پنچ انگشتي داشت. هادروكديوم يك جانور حشره خواربودكه اول درشب
فعاليت مي كرد. اين جانور حدود 195 ميليون سال پيش مي زيست. يك
جمجمه ازاين جانور( به اندازه 5/. اينچ يا 12 ميلي متر) درخرره
لوفنگ در يانان – چين به سال 1985 كشف شد. گونه خاص اين جنس
هادروكديوم نام دارد كه بوسيله ژيسكي ليووهمكارانش نام گذاري شد.
هادروزاريده
(
HADRUSAURIDAE):
هادروزاريدها يا دايناسورهاي منقار اردكي بزرگترين ارنيتوپدها
بودند ( ارنيتويد نوعي اورنيتيجين يا دايناسورهاي باسن پرنده اي
بودند. آنها برروي دو يا چهار پا راه مي رفتند. اين گياهخواران
دركرتاسه پاياني زتدگي مي كردند. هادروزار به معني سوسماربزرگ يا
حجيم است. هادروزارها منقاري پهن، عريض وبدون دندان، صدها دندان
گونه اي وآرواره هاي نيرومند داشت. پاهاي عقبي آنها بزرگ بود وهرپا
چهارقسمت داشت. مايازارا، ادمونتوزاروس، هادروزاروس وغيره هادروزار
بودند. هادروزارها ازتكامل ايكوآنونتيدها به وجود آمدمد.
هادروزاروس(
HADROSAURUS):
( به صورت هاد – رو – زار – وس تلفظ مي شود) هادروزاروس ( به معني
سوسمارحجيم) يك دايناسور منقاراردكي بود كه 23 تا 32 فوت( 7 تا 10
متر) طول داشت. اين اورنيتيچين دركرتاسه پاياني مي زيست.
هادروزاروس بوسيله و. پ. فولك كشف شد وتوسط آنا توميسي به نام ج.
ليدي درسال 1858 ازروي يك اسكلت وصدهادنداني كه درنيوجرسي يافت
شدند نام گذاري شد. هادروزاروس اولين دايناسور آمريكايي است كه
توصيف شده واولين اسكلت نسبتا كامل دايناسوري است. اگرچه
هادروزاريدها ازروي اين جنس نام گذاري شده اند اما هادروزاروس جنسي
مشكوك است زيرا اطلا عات فسيلي كمي درباره آن وجود دارد. گونه خاص
اين جنس ، هادروزاروس فولكي نام دارد. اين دايناسور درسال 1858
توسط ج. ليدي نام گذاري شد.
هانيوزاروس(
HAINOSAURUS):
هانيو زاروس ( به معني سوسمارهاين ( رودخانه)) يك موازارار عظيم
الجثه بود كه حدود 50 فوت ( 15 متر) طول داشت. جمجمه اي اين
جانور5/1 مترطول داشت. بزرگترين موزاريست كه تا كنون يافت شده است.
آنها دندانهاي تيز داشتند وازماهي ها، لاكپشت ها وساير موجودات
زنده دريايي تغذيه مي كردند.فسيلهاي اين جانوردراروپا يافت شده
اند. هادروزاروس بوسيله داودرسال 1885 نام گذاري شد.
نيمه
عمر(
HALF –
LIFE):
ايزوتوپراديواكتيو، زماني است كه نيمي ازآن ايزوتوپ كاهش يافته
است.
هالوسيجبنيا(
HALLUIGENIA):
هالوسيجبنيا جانوري خارداروقوي بود كه دردوره كامبرين، حدود 500
ميليون سال پيش مي زيست.( فسيلهاي اين جانوردربورگسشيل كاناداوچين
يافت شدند.) هالوسيجبنيايك اوني كوفوران ( كرم مخملي ) بود كه 7
شاخك داشت وازآنها براي جذب غذا استفاده مي كرد. علاوه براين 7جفت
زائده هاي خار ماننددرزيربدنش داشت كه با كمك آنها راه مي رفت چهل
فسيل از اين جانور كشف شده است.
هالوكس(
HALLUX):
هالوكس يا چنگال پشتي( سگك)، چنگال كم نقشي است كه پشت پابود
وبازمين تماسي نداشت. برخي از دايناسورها چنگال پشتي داشتند.
هالتيكوزاروس(
HALTICOSRURUS):
( به صورت هال – تيك – و – زار – وس تلفظ مي شود) هالتيكوزاروس
( به معني سوسمار متحرك) دايناسوري مربوط به دوره ترياس پاياني
حدود 222 ميليون سال پيش بود. اين دايناسور بسيار ابتدايي بود
وطبقه بندي آن چندان مشخص نيست ( احتمالا يك تروپود بوده است). اين
دايناسور دوپاي تندرو حدود 17 فوت ( 5 متر ) طول داشت. اين جانور
گردني كوتاه پاهايي بسياربلند، سري بزرگ وكشيده ودندانهايي بسيار
تيز داشت. اين جانورنشان مي دهد كه يك تروپود گوشتخوار بوده است.
ولي لگن وستون فقراتش بسيارشبيه به گياهخواران است. يك فسيل اسكلت
ناقص ازاين دايناسور وورتمبرگ – آلمان درسال 1906 كشف شده است. اين
دايناسور توسط ديرينه شناسي بنام وان هيون نام گذاري شد.
هاپلوكانتوزاروس(
HAPLUCANTUSAURUS):
( به صورت هاپ – لو – كان – تو – زار – وس تلفظ مي شود)
هاپلوكانتوزاروس ( به معني سوسمار تك خار) يك دايناسور ساروپود بود
كه درژوراسيك پاياني، حدود145 – 156 ميليون سال پيش زندگي مي كرد.
اين گياهخوار گردني دراز، دمي بلند، بدني حجيم وسري كوچك داشت. اين
جانور حدود 70 فوت ( 21 متر) طول داشت. تكه فسيلهاي اين
دايناسوردركلورادوو ايومينگ ايالات متحده كشف شده است. گونه خاص
اين جنس هاپلوكانتوزاروس پريسكوس نام دارد. هاپلوكانتوزاروس توسط
ديرينه شناسي بنام جان بل هاتكردرسال 1901 يافت شد ودرسال 1903
توسط وي نام گذاري شد.
هارپيميموس(
HARPIMIMUS):
( به صورت هار – پي – ميم – وس تلفظ مي شود) هارپيميموس ( به معني
تقليد كننده هارپي ( هارپي در افسانه هاي يوناني يك هيولاي زن –
پرنده است)) يك دايناسور تروپود بود وبه عبارت ديگريك دايناسور
گوشتخواردوپابود كه دردوره كرتاسه، حدود 5/97 – 119 ميليون سال پيش
مي زيست. اين دايناسور يك منقارو11 – 10 دندان مخروطي شكل درآرواره
پاييني اش داشت. تغذيه اين جانور چندان مشخص نيست ودستاني سه
انگشتي وباريك داشت.هارپيميوس دايناسوري بسيارتندروبود كه پاهايي
بلندوباريك وبدني سبك وزن داشت اين جانور حدود 5/6 فوت ( 2 متر)
طول و275 پوند( 125 كيلوگرم وزن داشت. اين دايناسور پرنده مانند
ازروي يك جمجمه وچند استخوان كه درمغولستان يافت شدند، شناخته شده
است. هارپيميموس درسال 1984 توسط بارسبولد وپرل نام گذاري شد. گونه
خاص اين جنس هارپيميموس اوكلا دنيكووي نام دارد.
بنجامين
هاوكينز(
HAWKINS ,
BENJAMIN.W.
):
اولين مدلهاي دايناسوري توسط بنجامين واترهوس هاوكينز انگلسي درسال
1854 ساخته شد. وي دايناسورهاي گچي ساخت وازطريق كاتالوگ محصولات
علمي، آنهارا به فروش رساند مدلهاي اوليه اوشامل ايگوآنودون، هيلا
ئوزاروس، مگالوزاروس، پلسيوزاروس وايكتيوزاروس بود. اولين
دايناسوري كه براي سرگرمي بزرگسالان ساخت يك مدل دراندازه واقعي
ايگوانودون بود كه براي يك ضيافت شام دانشمندان ساخته شده بود. كه
به سال 1854 درلندن به نمايش درآمد. ( دعوت نامه مهمانيها، روي
بالهاي حلقه اي تروداكتيل فرستاده مي شد.
هليكوپريون(
HELICOPRION):
هليكوپريون يك ماهي قديمي مربوط به پالئوزورئيك پاياني بود( كه
دردوره كربونيفر، حدود 345 ميليون سال پيش مي زيست) اين ماهي
شكارچي تنها ازروي دندانهاي فسيل شده اش شناخته شد. واحتمالا بدني
غضروفي داشته است
( البته غضروفهاي فسيلي اين ماهي يافت نشده است ولي اين پرسش كه
چرا اسكلت اين ماهي يافت نشده است مساله غضروفي بودن آن را مطرح مي
كند) هليكوپريون احتمالا يا خودش كوسه بوده است. ويا ازخويشاوندان
كوسه ها بوده است. اين جانور دندانهاي بزرگ ومسطحي داشت، كه شايد
براي خورد كردن پوسته ماهيان پوسته داروآرترپودها بكار مي رفت.
دندانهاي اين جانور بصورت سريهاي حلقوي رشد مي كردند دندان جديدي
شكست اما دندان قديمي درون آرواره مي افتاد اين دندانهاي فسيل شده
درسراسر جهان كشف شده اند.
طبقه بندي: خانواده اوستيده
هندريكسون،
سو (
HENDRICKSON,SUE):
سو
هندريكسون ( 2 دسامبر، 1949 - ) يك فسيل شناس حرفه اي ( بخصوص
فسيلهايي كه دركهرربا قرار گرفته اند)، يك باستان شناس دريايي، يك
ماجرا جو ويك جهانگرد است. درسال 1990 درداكوتاي جنوبي اوتوانست يك
فسيل استسنائي
T ركس بزرگترين وكاملترين فسيل
T
ركس است كه تا كنون يافت شده است. سو( همان فسيل) اكنون در موزه
شيكاگو، الينويس ايالات متحده به نمايش گذاشته شده است.
هنوداس(
HENODUA):
هنوداس خزنده دريايي بود كه 25 /3 فوت ( يك متر 1 طول داشت. اين
جانور دايناسور نبود يك پلاكودونت بود. اين خزنده دريايي دندان
نداشت ولي با استفاده از منقارشاخ مانند ومحكمش ماهيان پوسته دار
مي گرفت ومي شكست. اين جانور سري جمجمه مانند، دمي كوتاه نوك تيز،
چهارپا وبدني مسطح داشت. هنوداس توسط صفحات استخواني كه يك پوسته
محكم برپشت وشكمش ايجاد مي كردند ازشكارچياني نظير ايكتيوزارها
محافظت مي شد. اگربسيارشبيه به لاكپشتهابود اما هيچگونه خويشاوندي
با آنها نداشت. اين جانور درزمان ترياس پاياني ودردرياي تتيس زندگي
مي كرد. فسيلهاي اين خزنده درآلمان يافت شده اند. طبقه بندي: راسته
پلاكودونتيا، خانواده هنودونتيده ( پلا كودونتهاي زره دار).
گياهخوار(
HERBIUORE):
گياهخواران جانوراني هستند كه ازگياهان تغذيه مي كنند. بيشتر
دايناسورها گياهخوار بودند. گياهخواران همچنين اولين مصرف كنندگان
به شمار مي آيند.
هرارا
زاروس(
HERRERASAURUS):
( به صورت ه – رار – آ – زار وس تلفظ مي شود) هرارازاروس ( به معني
سوسمار هرارا: ويكتورينوهرارا دامداري بود كه فسيل اين جانور را
كشف كرد) يك آركوزار( خزنده اي كه تقريبا دايناسور) بود كه درترياس
پاياني حدود 230 ميليون سال پيش زندگي مي كرد. اين جانور
دايناسوربسيار اوليه ويك پروساروپود ابتدايي بود. اين جانور
گوشتخواري دو پاوتندروبود كه حدود 17 فوت ( 5 متر) طول وحدود 780 –
440 پوند( 230 – 200 كيلو گرم) وزن داشت. اين خزنده گردني كوتاه
وسريبزرگ داشت. سه اسكلت ناقص ازاين جانوردرآرژانتين – امريكاي
جنوبي كشف شده است. اين جنس درسال 1963 بوسيله ريگ وازروي نمونه اي
كه درسال 1958 كشف شده بود نام گذاري شد. گونه خاص اين جنس
هرارازاروس ايسچيجوالاستنسيس نام دارد. ( نام اين گونه ازسازند
ايسچيجوالاستودرشمال غربي آرژانتين يعني جائيكه فسيلش درآنجا كشف
شد، گرفته شده است.
هسپرورنيس
(
HESPERORNIS):
(
به صورت هس – پر – اور – نيس تلفظ مي شود) هسپرورنيس ( به معني
پرنده غربي) يك پرنده ابتدايي بدون قدرت پرواز بود كه درزمان
كرتاسه پاياني زندگي مي كرد. اين پرنده حدود 3 فوت ( 1 متر) طول
وپاهايي پرده دار وقوي ومنقاري بدون دندان داشت. اگرچه نمي توانست
پرواز كند ولي شناگر ماهر بود كه درنزديكي سواحل زندگي مي كرد
وازماهيان تغذيه مي كرد. فسيلهاي اين جانور درآمريكاي شمالي يافت
شدند. هسپر ورنيس بوسيله ديرينه شناسي بنام مارش درسال 1872 وازروي
فسيلهايي كه درنزديكي رودخانه اسموكي هيل دركانزاس ايالات متحده
يافت شدند، نام گذاري شد.
هسپروزاروس(
HESPEROSAURUS):
( به صورت هس – پير – و – زار – وس تلفظ مي شود) هسپروزاروس ( به
معني سوسمار غربي كه درابتدا هسپريزاروس ناميده مي شد) يك دايناسور
استگوزاريد ابتدايي بود كه يك رديف ازصفحات مدوردرقسمت پشتي بدنش
داشت. اين دايناسور همچنين چهار خار استخواني ( تاگونيزر) درانتهاي
دمش داشت. اين دايناسور گياهخوار درژوراسيك پاياني ، حدود 150
ميليون سال پيش مي زيست. فسيلهاي اين جانور درسازند موريسون در
وايومينگ – ايالات متحده كشف شد. گونه خاص اين جنس هسپروزاروس
مجوسي نام دارد اين دايناسور درسال 2001 توسط ديرينه شناسي بنام ك.
كارنپتروهمكارانش نام گذاري شد.
هتروكروني(
HETEROCHRONY):
( به
صورت هت – ار – و – كرو – ني تلفظ مي شود) هتروكروني( به معني زمان
متفاوت) تغييرات تكاملي در زمان حوادث تكاملي وياتغييردرنرخ رشد
است كه با مقايسه بابرخي حوادث قديمي تعيين مي شوند. براي مثال
زماني كه طول مي كشيد تا اين جانوررشد كرده وبه جانور بالغ تبديل
شود، درطي زمان تغييرمي كرد.
هترودونتوزاروس(
HETERUDONTUSURUS):

( به صورت هت – ار – و – دون – تو – زار – وس تلفظ مي شود)
هترودونتوزاروس( به معني سوسمار دندان متفاوت) يك دايناسور
اورنيتيچين اوليه بود. اين دايناسور گياهخواري بود كه سه نوع دندان
متفاوت داشت. اين گياهخوارسبك وزن بيش از4 فوت ( 2/1 متر) طول
وشايد 10 كيلو گرم وزن داشت. اين جانور درزمان ژوراسيك آغازين ،
حدود 200 – 208 ميليون سال پيش زندگي مي كرد. گونه خاص اين جنس
هترودونتوزاروس توكي نام دارد. هترودونتوزاروس توسط كرومپتون
وكاريس درسال 1962 نام گذاري شد.
هتروتروف
(
HETROTROPH):
( به صورت هت – ار – و – تروف نام گذاري شد) يك هتروتروف ( يا مصرف
كننده) موجودي زنده است كه از موجودات زنده ديگر تغذيه مي كند. اين
جانور نمي تواند خودش غذاي خودرا بسازد( برخلا ف گياهان كه
اوتوتروف هستند). جانوران هتروتروف اند.
پاهاي
عقبي ( اندامهاي عقبي) (
HINDLIMBS):
پاهاي عقبي درواقع پاهاي پشتي يك جانور هستند. دراغلب دايناسورها
پاهاي عقبي از پاهاي جلوئي بزرگتربود. دايناسورهاي ديپلودوسيد(
نظير ديپلودوكوس) ازاين قاعده مستثني اند.
لگن
اورنيتيچين (ORNITICHIAN
HiP):
استخوان تهيگاه
استخوان شرمگاه
استخوان ورك
هيرونوزاروس(HIRONOSSAURUS):
( به صورت هي – رون – و – زار – وس تلفظ مي شود) هيرونوزاروس يك
دايناسورمنقاراردكي بزرگ بود كه درزمان كرتاسه پاياني، حدود 65 –
5/97 ميليون سال پيش زندگي مي كرد. ازروي خرده فسيلهايي كه به دست
آمده است اطلاعات زيادي ازاين هادروزاردردست نيست. اين دايناسور
گياهخواردرژاپن كشف شد. هيرونوزاروس به خاطر تنوع فسيلها نام
غيررسمي است
بافت
شناسي (
HISTOLOGY):
بافت شناسي مطالعه ساختاربافتهااست. يك بافت شناس دانشمندي است كه
بافت شناسي را مطالعه مي كند.
هيستريازاروس(
HISTRIASAURUS):
( به صورت هيس – تري – آ – زار – وس تلفظ مي شود) هيستريازاروس
( به معني سوسمارايسترين) كه ازشبه جزيره ايسترين ، شمال غرب
كرواتيادر ساحل درياي آدرتيك گرفته شده) يك دايناسور گياهخواربزرگ
بود كه درزمان كرتاسه آغازين، حدود 125 – 126 ميليون سال پيش،
زندگي مي كرد. هيستريازاروس يك ديپلودوسيمورف بزرگ با گردني دراز
ودمي شلاقي بود كه برروي چهارپاي ستون مانندراه مي رفت ودندانهاي
ميخ مانند داشت وخارهايي بلند ازستون فقراتش خارج شده بود. كه
احتمالا يك حالت بادباني رابرروي پشتش ايجاد مي كردند. فسيلهاي اين
ساروپود دركرواتيا يافت شده است. گونه خاص اين جنس هيستريازاروس
بوسكارولي نام دارد كه توسط داريوبوسكارولي ( كسي كه اين فسيل
راكشف كرد) نام گذاري شد. هيستريازاروس توسط دالاوكيادرسال 1998
نام گذاري شد. اين دايناسور احتمالا ازخويشاوندان نزديك
رباكيوزاروسها بود ولي از آنهاابتدايي تربود.
ادوارد.
ب. هيچكاك (
HITCHCOCK
, EDWARD.B):
ادوارد هيچكاك ( 1864 – 1793 ) كشيش وزمين شناسي بود كه اولين
ردپاهاي دايناسوري بزرگ رادرنكتيكات ايالات متحده كشف كرد. او
20000 فسيل ردپا راجمع آوري كرد.
آرتورهولمز(
HCLMES,ARTHUR):
آرتورهولمز( 1965 – 1890 ) يك زمين شناس انگليسي بود كه اولين
بارديده مقياس زمان زمين شناسي رادرسال 1913 مطرح كرد. بلافاصله
بعدازكشف راديواكتيوتيه وبااستفاده ازتعيين سن ايزوتوپهاي
راديواكتيو( راديوايزوتوپها)،
برآورده كرد كه ازعمرزمين حدود 4 بيليون سال مي گذرد واين رقم
بسياربيشترازاعدادي بود كه قبلا مطرح شده بودند.
هولوسن(
HOLOCENE):
هولوسن ( رزبان يوناني به معني بسيارجديد) نزديگترين دوردرزمان
زمين شناسي است. كه ازحدود 11000 سال پيش تاامروزادامه دارد ( اين
زمان بعدازآخرين عصريخبندان است)
هولوتيپ(
گونه شاخص) (
HOLUTYPE):
يك گونه شاخص ( هولوتيپ) نمونه اي ازيك موجود زنده است كه براي
تعريف يك گونه يازيرگونه استاندارد كافي به نظر مي رسند. اين گونه
معمولا اولين نمونه علمي گزارش شده توصيف شده مي باشد.
توماس
هولتز(
HOLTZ ,
THOMAS):
توماس هولتز( 1965) ديرينه شناس مهره داران آمريكايي ونويسنده بود
هولنز دربخش زمين شناسي دانشگاه ماري لند تدريس داشت. وي درلس
آنجلس به دنيا آمد ودوران ابتدايي كودكيش را نزديك هوستون درتگزاس
گذراند. ودوره ليسانس را دردانشگاه جان هاپكينز ودكترايش را
دردانشگاه يال سپري كرد. تحقيفات اصلي هولتزدرمورد تكامل ، آناتولي
واكولوژي دايناسورهاي تروپود (بويژه تيرانوزاريده ها) است.
هولتزنويسنده مشترك دنياي دايناسورها ( همراه با مايكل برت– سورمن
با جيمزگورني 1998)، مقاله اي درباره دايناسور كامل( شكارچيان
دايناسورقاره هاي جنوبي وبخشهاي ديگر) نوشت(جيمزفارلو وميشائيل برت
– سورمن چاپ دانشگاه ايند يانا 1997) ونويسنده راهنمايي هاي صحرايي
درباره دايناسورها ( با ميشائيل برت – سورمن – 2001 )، نويسنده
كتاب دايناسورهاي غول پيكر( چاپ استرلينگ 2001) نويسنده بخشهاي
تيرانوزاروس دانشگاه آريزوناوطراحي درخت طبقه بندي حيات درشبكه
2000 است. وكتابهاي بسياري دارد.
هومالوسفال
(
HOMALOCEPHALE):

( به صورت هوم – آ – لو – سف – آ – ل تلفظ مي شود) هومالوسفال ( به
معني سرصاف) يك دايناسور ضخيم جمجمه پاكي سفالوزاريد بود. جمجمه
اين دايناسورنسبتا صاف بود وبر آمدگيهاي استخواني درلبه هايش داشت.
اين جانور گياهخواربود وحدود 5 فوت ( 5/1 متر) طول و43 كيلوگرم وزن
داشت. هومالوسفال بررويدوپاراه مي رفت ودرزمان كرتاسه پاياني ( 70
– 80 ميليون سال پيش) زندگي مي كرد. اكثراسكلتهاي كامل اين
دايناسوردرمغولستان درسال 1901 كشف شد ودرسال 1974 توسط ديرينه
شناساني بنام ماريانسكا واوسمولسكا نام گذاري شد.
هومئوزاروس(HOMEOSAURUS):
هومئوزاروس جنسي ازاسفنودونتيده بود به عبارت ديگر گونه اي
سوسماربود
( خزنده اي مشابه توآتارابود ولي دايناسورنبود). اولين هومئوزاروس
شناخته شده دوره ترياس، حدود 230 ميليون سال پيش زندگي مي كرد. اين
چهارپايي درازودمي بسياربلندداشت. امروزه نيز گونه هايي
ازهومئوزاروس درنيوزيلند وجزاير نزديكش زندگي مي كنند.
هومئوترميك(
HOMEOTHERMIC):
جانوران هومئوترميك دماي بدنشان راثابت نگه مي داشتند، پرندگان
وپستانداران هومئوترميك بود.
هومينيد
(
HOMINID):
هومينيد ها( خانواده هومينيدا) گروهي هستند كه شامل انسانها واجداد
وبستگان نزديك آنه مي باشند.
آرديپيتكوس راميدوس 4/4 ميليون سال
آسترالوپيتكوس آفارنسیس 7/2 – 4 ميليون سال قبل
آسترالوپيتكوس آفريكانوس 2-3 ميليون سال قبل
آسترالوپتيكوس روبوستوس 1- 2/2 ميليون سال قبل
هوموهابيليس 6/1 – 2/2 ميليون
سال قبل
هومواركتوس 4/0 – 2 ميليون
سال قبل
هوموساپینس مئاندرتالنسیس 200000 تا 30000 سال قبل
هوموساپینس ساپینس 30000سال قبل تا عهد حاضر
هومينوئيده(
HOMINOIDEA):
روخانواده هومينوئيده شامل ميمونهاي انسان نماوانسانها مي باشد.
اين روخانواده شامل خانواده هومينوئيده(انسانها و اجداد نزدیک
ما)،خانواده پونجيده ( اورانگوتانها، شامپانزه ها وگوريلها)
وخانواده هيلوباتيده( گيبونها وسيامانگها).
هومولوژي(
HOMOLOGY):
هومولوژي شباهت خصوصيات يافت شده درگونه هاي مختلفي است كه بطور
مشترك به ارث برده مي شوند. به عنوان مثال شامل باله هاي نهنگها
وبازوهاي ما مي باشد.
هوموپلا
سي(
HOMOPIASJ):
هوموپلا سي شباهت ويژگيهاي يافت شده درگونه هاي مختلف است كه
ازاجداد مشترك نيستند. به عنوان مثال شامل بالهاي حشرات وبالهاي
تيروازهاي مي باشد. اين ويژگيهاازهمگرايي تكامل، تكامل به موازات
هم يا عكس شدگي ويژ گيهاي نشان مي گيرد.
هوپليتوزا
روس(
HOPLITOSAURUS):
( به صورت هو – پلي – تو – زار – وس تلفظ مي شود) هوپليتوزاروس (
به معني سوسمارهوپليت هوپليت نيزبه معني سرباز زره داراست) يك
آنيكيوزاربه عبارت ديگريك دايناسور زره دار بوده اين جانوررديفهايي
ازصفحات استخواني داشت كه سراسر پشتش را مي پوشاند هوپليتوزاروس
گياهخواري بود كه برروي چهار پاراه مي رفت ودرزمان كرتاسه آغازين (
119 – 135 ميليون سال پيش ) مي زيست. يك فسيل ناقص ازاين
دايناسوردرداكوتاي جنوبي – ايالات متحده درسال 1901 يافت شد. اين
دايناسور درسال 1902 توسط ف. آ. لوكاس نام گذاري گرديد .
هوپلوفونيوس(
HOPLOPHONEUS):
( به صورت هوپ – لو – فون – ي – وس تلفظ مي شود) هوپلوفونيوس يك
گربه سان نسبتا كوچك با دندانهاي شمشير مانند بودكه حدود 5/1 تا 2
برابر گربه هاي خانه اي امروزي بود ودردواليگوسن ( حدود 40 تا 20
ميليون سال پيش زندگي مي كرد.فسيلهاي اين پستانداردر وايومينگ –
ايا لات متحده كشف شده است . جمجمه اين گربه سان حدود 6 اينچ ( 15
سانتي متر) طول داشت. اين جانور شكارچي دندانهاي نيش بالايي بزرگ
وشمشير مانند كه دردو حفره آرواره پائيني قرار مي گرفتند.
هوپلوفونيوس يك پلانتي گريد بود( يعني برخلاف گربه هاي امروزي
پاهايي مسطح داشت) آرواره هاي بزرگ اين جانورتا 90 درجه باز مي
شدند وبه اواجازه مي دادند تا دندانها باحركتي قيچي مانند دربدن
طعمه فروروند.
طبقه بندي: روخانواده فلوئيده ( گربه سانان، نمسها) ، خانواده
فليده، زير خانواده ماكائرودونتينه، جنس هوپلوفونيوس.
هوپلوسوكوس(
HOPLOAUCHUS):
( بصورت هوپ – لو – سوك – وس تلفظ مي شود) هوپلوسوكوس ( به معني
كروكوديل زره دار) يك كروكوديلين كوچك وابتدايي مربوط دوره ژوراسيك
بود. اين جانور مرداب زي مرگي تكاملي داشت. اين خزنده گوشتخوار
درسال 1909 بوسيله ديرينه شناسي بنام ايرل داكلاس دربناي طبيعي
دايناسوردريوتا – ايالات متحده كشف شد.
شاخ
(
HORN):
شاخ ماده اي آلي است اغلب از پروتئيني فيبري بنام كراتين ساخته شده
است. ناخنها وموههاي ، شاخهاي گاو، تيغه هاي پر وسمهاي اسب
ازكراتين ساخته شده اند) برخي از دايناسورها نظير ترسيراتوپس
شاخهاي استخوان مانندي داشتند كه بوسيله لايه اي ازكراتين ( شاخ)
پوشيده مي شدند. البته كراتين بخوبي بصورت فسيلي حفظ نشده است وما
نمي دانيم كه واقعا اين شاخ، استخوان را مي پوشانده وچگونه
مرجان
شاخي(
HORN CORAL
):
مرجان شاخي گونه اي از مرجانهاي بزرگ ( راسته روگوزآ) است كه هم
بصورت منفرد وهم بصورت تجمعي ( كولني) زندگي مي كنند. اين بي مهره
گان درزمان اليگوسن ، حدود 50 ميليون سال پيش بوجود آمدند.
مرجانهاي شاخي فسيلهاي شاخص بسيارمهمي هستند.فسيلهاي آنها براي
تعيين طول روز
( وطول سال ) زمانهاي گذشته بكار مي رود به خاطروضعيت مشخصي كه
درآن رشد مي كردند.
جان
هورنر(
HORNER ,
JOHN.R.):
جان ( جك) هونر ديرينه شناس آمريكايي است( وي در15 ژوين 1946
درشلبي مونتانا به دنيا آمد) اودايناسورهاي زيررا نام گذاري كرده
است.
مايازارا( همراه با مايكلا 1979) واورودروميوس ( همراه باويشامپل
1988) اولين تخمهاي ( مايازارا) رادر امريكا كشف كرد واولين شاهد
مراقبت دايناسور هاي والد ازبچه هارا بدست آورد. هورنر متصدي بخش
ديرينه شناسي موزه روكينز، بوزمان درمونتانا – ايالات متحده است وي
دردانشگاه مونتانا درمورد اهميت زمين شناسي وجانور شناسي نيز
فعاليت مي كند. هورنز نويسنده كتابهاي زير است « خاك برداري براي
دايناسورها» ( ناشر ووركمان 1988 ، «
T
ركس كامل» ( همراه با د. لسم، سيمون واسچاستر 1993 ) « مايا
دايناسوري كه رشد كرد» ( موزه روكيز، دانشگاه ايالتي مونتانا 1985)
« حفاري براي تيرانوزاروس اكس» ( همراه با لسم 1992)، « تخمها وبچه
هاي دايناسور» ( دانشگاه كمبريج 1994) وزندگي دايناسور(
هارپركولينز 1997). هورنر مشاور تكنيكي فيلم پارك ژوراسيك ودنياي
كمشده نيزبود.
اسب(
HORSE):
اسبهاي امروزي ( جنس ايكيوس كه شامل گوره خرها، الاغها وغيره مي
باشد) حدود 4 ميليون سال پيش درامريكاي شمالي بوجود آمدند، ودرآسيا
، اروپا وافريقا گسترش يافتند. اسبهاي امريكاي شمالي حدود 8000 سال
پيش واحتمالا به دليل بيماري ازبين رفتند.
دم
اسبيان (
HORSETAIL):
دم اسبيان گياهان هاك دار اوليه ( اسفنوپسيد ) بودند كه داراي
ريزوم بودند ودردو.ران فروزوئيك به فراواني مي زيستند. شاخه هاي
جانبي آنها بصورت دايره اي شكل حول يك ساقه توخالي قرار داشتند. دم
اسبيان ازدوره دوونين حدود 360 – 408 ميليون سال پيش سن دارند اما
امروزه به عنوان علف هزه شناخته مي شوند .
طبقه بندي: پتريدوفيت، اسفنوپسيد.
هوايانگوزاروس(
HUAYANGOSAURUS):
( بصورت هوآ – يانگ – و – زار – وس تلفظ مي شود) هوايانگوزاروس يك
استگوزاريد بود به عبارت ديگردايناسوربا يك رديف دوگانه ازصفحات
مثلثي خارداروزوايدميخ مانندي كه سراسر پشتش را مي پوشاند. اين
جانور يك گياهخوار چهارپا بود كه حدود 13 فوت ( 4 متر) طول داشت
ودردوره ژوراسيك مياني ( حدود 170 ميليون سال پيش ) زندگي مي كرد.
اين دايناسور درچين يافت شد ودرسال 1982 توسط ژيمينگ دونگ نام
گذاري شد.
فردريك
وان هيون(
HUENE ,
FREDRICH VON):
فروريك وان هيون ديرينه شناس آمريكايي بود كه دايناسورهاي زير را
نام گذاري كرد.
آلتيسپيناكس(1922)، آويپس(1932)، آنتاركتوزاروس(1929)،
تباسوچوس(1932)، سيتوزاريكوس(1927)، كوئلوروئيدس(1932)،
كومپسوسوكوس(1932)، خانواده ديكرائوزاريده(1956)،
دوليكوسوچوس(1932)،دريپتوزاروئيدها(1932)،اريكتوپوس(1922)،
فولگوروتريوم(1932)، خانواده هالتيكوزاريده(1956)،
هالتيكوزاروس(1908)،ايليوسوچوس(1932)،ايندوسوچوس(1933)،
جوبولپوريا(1932)، لاوسيوچوس(1932)، خانواده لامبئوزاريده(1948)،
لاپلاتازاروس(1927)،لوريكوزاروس(1929)، ماگياروزاروس(1932)،
خانواده ملانوروزاريده(1929)، اورنيتوميموئيدها(1932)،خانواده
پودوكزائوريده(1914)،زيرراسته دوم پروزاروپودا(1920)،
پروسراتوزاروس(1926)، خانواده پروكومپسوگناتيده(1929)،
راپاتور(1932)، سالتوپس(1910)، زيرراسته ساروپودومورف(1932)،
سلوزاروس(1908)، تكوكوئلوروس(1932)، ولوسيپس(1932) و
والجتوسوچوس(1932).
هومروس(
استخوان بازو) (
HUMERUS):
هومروس استخوان بالائي ترين بخش دست است.
توماس
هوكسلي (
HUXLEY ,
THOMAS. H.
):
توماس .ح. هوكسلي ( 1895 – 1825 ) دانشمندي بريتانيايي ودوست چارلز
داروين بود. اواولين دانشمندي بود كه تشابه بين دايناسورها
وپرندگان توجه كرد. او دايناسورهاي زيرا نام گذاري كرد. آ
كانتوپوليس ( 1865)، خانواده آركائوپتريجليده( 1871)، يوسكلوزاروس(
1866)، هيپسيلوپودون(1869) و خانواده مگالوزاريد(1869).
هيبودوس(
HYBODUS):
هيبودوس جنس منقرض شده اي ازكوسه ها بود كه دردوره كربونيفرتاترياس
ونيز تا زمان انقراض عمومي كرتاسه – ترشياري در65 ميليون سال پيش
كي طي آن دايناسورهاهم ازبين رفتند، زندگي مي كرد. اين هيبودونت
خارهايي باله اي، يك خار مقعدي، پوزه اي پخش وبدني كشيده داشت. اين
جانور دندانهايي تيز دربخش جلوئي آرواره اش داشت كه براي گرفتن
ماهيها ازآنها استفاده مي كرد وعلا وه برآن دندانهاي پخشي درعقب
دهانش داشت كه براي شكستن پوسته ماهيان صدف دار از آنها استفاده مي
كرد. هيودوس حدود 5/7 فوت ( 5/2 متر) طول داشت. فسيل دندان اين
جانوردرهمه جاي جهان يافت شده است.
هيدروتروزاروس(
HYDRUTHEROSAURUS):
هيدروتروزاروس ( به معني سوسمارآبزي ) يك پلسيوزارالا سموزاريد بود
به عبارت ديگردايناسور نبود ولي خزنده منقرض شده دريايي بود كه
دركرتاسه پاياني ( حدود 65 ميليون سال پيش ) دراقيانوسها باززندگي
مي كرد وهوا تنفس مي نمود. اين جانور گردني دراز ( با 60 مهره)
پوزه اي كشيده، دندانهايي تيزوبلند، دمي نوك تيز وكوتاه، بدني
مارپيچي وچهارباله براي شنا كردن داشت. اين خزنده حدود 42 فوت (
75/ 12 متر) طول داشت. جمجمه اش حدود 12 اينچ ( 33 سانتي متر) طول
داشت. فسيلهاي اين جانورهمراه باماهيها وگاستروليتهايي كه خورده
بود يافت شده است ( كه نشان مي دهد اين جانورماهي خواربودهوبراي
هضم آنها ازگاستروليت استفاده مي كرده است) فسيلهاي اين خزنده
دريايي دركاليفرنيا – ايالات متحده يافت شده است. گونه خاص اين جنس
هيدروتروزاروس آلكساندر نام دارد ( كه توسط ولس درسال 1943 وبه
افتخار ككسيونري بنام آني مونتاگيو آلكساندر ( 1950 – 1867) نام
گذاري شد. ) هيدروتروزاروس ازروي يك فسيل تقريبا كامل ( همراه با
جمجمه) شناسايي شد.
هيلا
ئوزاروس(
HYLAEOSAURUS
):
( به صورت هي – لاي – و – زار – وس تلفظ مي شود) هيلا ئوزاروس ( به
معني سوسمار ضربه اي ) يك دايناسور گياهخوار، چهارپا وزره دار(
آنكيلوزار) بود. اين دايناسوردركرتاسه آغازين ودراروپاي امروزي
زندگي مي كرد. هيلا ئوزاروس درسال 1833 توسط ديرينه شناسي بنام
گيدئون مانتل نام گذاري شد.
هايلونوموس(
HYLUNOMUS):
0( بصورت هاي – لون – و – موس تلفظ مي شود) هايلونوموس يكي ازاولين
خزندگان شناخته شده است. اين جانور دايناسور نبود. هايلومونوس حدود
12 – 8 اينچ ( 30 – 20 سانتي متر) طول داشت وشبيه به مارمولكهاي
امروزي بود. اين خزنده دمي دراز، گردني كوتاه وجمجمه اي پهن همراه
با دندانهاي مخروطي داشت( دندانهاي جلوئي اش بلندتر ازدندانهاي
عقبي اش بود) وضعيت ايستاديي وحالت پاهاي پهن اين جانوردرميان
خزندگان منحصربه فرد بود. هريك ازچهارپاي اين جانوربه جاي اينكه
درزيربدنش قرارگيرد به سمت خارج بدن پهن مي شد ( برخلاف پاهاي
دايناسورهاكه درست زير بدنشان قرار داشت) هايلونوموس پنچ انگشت
طويل درروي هرپايش داشت. اين جانور ازحشرات وساير بي مهره گان كوچك
تغذيه مي كرد. هايلونوموس ازدوزيستان بوجود آمده بود، اين
جانوربخشي ازعمرش رادرآب وبقيه رادرخشكي مي گذراند وتخمهاي خودراهم
درخشكي مي گذاشت. هايلونوموس ازاجداد سوسمارها، كروكوديلها،
لاكپشتها وپرندگان بود. اين جانور احتمالا توسط پليكوزارهايي نظير
آركائوتيريس شكارمي شد. اين خزنده دركرنيفرپاياني ، حدود 300
ميليون سال پيش زندگي مي كرد. فسيلهاي هيلونوموس درنوااسكوتيا –
كانادا يافت شد.
طبقه بندي: زيررده آناپسيدا، راسته كاپتورينيدا، خانواده
پروتوروتيريديده، جنس هيلونوموس.
هيپاكروزاروس(
HYPACROSAVRVS):
(بصورت هي-پاك- رو- زار- وس تلفظ مي شود) هيپاكروزاروس(به معني
سوسمار پايين بالا) دايناسوري بزرگ، گياهخوار،منقاراردكي باتاجي
توخالي
(يك هادروزار) بود، كه شبيه به كوريتوزاروس بود. اين جانور حدود 30
فوت (9متر) طول داشت و 40 رديف دندانهاي گونه اي، منقاري كوچك
وبدون دندان ورديفي از خارهاي كوتاه كه از مهره هاي ستون فقراتش
خارج شده بودند داشت. اين جانوردرجنگلهاي مرطوب ودرزمان كرتاسه
پاياني ( حدود 70 – 72 ميليون سال پيش) زندگي مي كرد. فسيلهاي اين
جانور( اغلب شامل جمجمه) درآلبرتا – كانادا ومونتانا – ايالات
متحده يافت شده است. اين دايناسور توسط فسيل شناسي بنام بارنوم
برون كشف ونام گذاري شد.
هيپسلوزاروس(
HYPSELOSAURUS
):

بصورت هيپ – سل – و – زار – وس تلفظ مي شود) هيپسلوزاروس( به معني
سوسماربرآمدگي بزرگ) يك دايناسور گردن درازبا دمي طويل
وگياهخواربود كه دردوره كرتاسه پاياني ، حدود 73 تا65 ميليون سال
پيش زندگي مي كرد.اين تيتانوزاريد حدود 27 فوت (8 متر) طول و10 تن
وزن داشت. وكوچكترازساروپود بود. فسيلهاي اين جانورشامل استخوانها
وتخمهايي كه درفرانسه واسپانيا يافت شدند مي باشد. تخمهاي اين
دايناسور اولين تخمهاي دايناسور بود كه يافت شدند. بسياري از اين
تخمها درفرانسه يافت شدند. هريك از آنها نيم گالن ( نيم ليتر) حجم
وحدود 1 فوت ( 30 سانتي متر) طول داشتند. برخي از تخمهاي اين
جانوردرگروههاي 5 تايي يافت شدند. هيپسلوزاروس درسال 1869 توسط
ماترون نام گذاري شد. گونه خاص اين جنس هيپسلوزاروس پرسيكوس نام
دارد.
هيپسبيما
(
HYPSIBEMA):
( به صورت هيپ – سه – بي – ما تلفظ مي شود) هيپسبيما( به معني
سكوبالا كه پاهايش مربوط است) جنسي مشكوك از دايناسورهاي
گياهخواراست، كه احتمالا دايناسوري منقار اردكي ( هادروزار) بود.
اين دايناسور تنها ازروي تعداد محدودي استخوان، چند استخوان همره
دم ، يك استخوان بازو، استخوان درشت ني واستخوان كتف شناخته
شد.هيپسبيما دركاروليناي – ايالات متحده يافت شد. اين نيتوپود
دركرتاسه پاياني حدود 73 – 83 ميليون سال پيش مي زيست. اين
دايناسور بوسيله ديرينه شناسي بنام كوپ درسال 1869 نام گذاري شد.
گونه خاص اين جنس هيپسما كراسيكاودا نام دارد. به احتمال زياد
هيپسما همان پاروزاروس است.
هيپسيلوفودون
(
HYPSILUPHODON):

( بصورت هيپ – سي – لوف – و – دون تلفظ مي شود) هيپسيلوفودون
دايناسوري گوشتخوا، كوچك ودو پابود كه در كرتا سه آغازين، حدود 125
تا 115 ميليون سال پيش زندگي مي كرد. اين دايناسورهيپسيلوفودون
حدود 5/7 فوت ( 3/2 متر) طول داشت. هيپسيلوفودون يكي از اولين
دايناسورهايي بود كه شناخته شد. گونه خاص اين جنس هيپسيلوفودون
فوكسي نام دارد. هيپسيلوفودون درسال 1806 توسط توماس هوكسلي نام
گذاري شد.
هيپسيلوفودونتيد(
HYPSILOPHODONTID):
هيپسيلوفودونتيدها دايناسوري گياهخوار، تندرو وكوچك بود كه در زمان
ترياس پاياني تا كرتاسه زندگي مي كرد.
هيراكوتريوم
(
HYRACOTHERIUM):
هيراكوتريوم جنيس از اولين اسبهاي شناخته شده بود. نام ديگر اين
جنس ائوهيپوس ( به معني اسب اوليه ) است. اين اسب كوچك درزمان
ائوسن آغازين ودر نيمكره شمالي زندگي مي كرد. هيراكوتريوم حدود 2
فوت ( 60 سانتي متر) طول و9 اينچ ( 23 سانتي متر) ارتفاع تا محل
كشف داشت. ( به اندازه يك سگ كوچك). اين جانور 4 انگشت سم
داردرهريك ازپاهاي جلوئي وسه انگشت سم دار درپاهاي عقبي اش داشت.