 |
 |
|
|
(به صورت راب-دو-دون تلفظ مي شود) رابدودون (به معني دندان
ميله اي يا قاشقي) اورنيتوپود ايگونودونتيد كوچكي بود كه در
زمان كرتاسه آغازين، حدود 83 تا65 ميليون سال پيش مي زيست. اين
گياهخوار دوپا داراي دمي دراز، گردني كوتاه، سري شاخ دار و
بدني حجيم بود. رابدودون حدود 5/14 فوت (4 متر) طول داشت.
فسيلهاي اين جانور در اتريش، فرانسه، مجارستان و روماني يافت شده است. گونه خاص اين جنس رابدودون پريسكوس نام دارد.
رابدودون در سال 1869 توسط ماترون نام گذاري شد.
|
|
رابرت بيكر
(BAKKER , ROBERT):
|
|
رابرت بيكر( متولد 1945) يك ديرينه شناس و دايناسورشناس امريكايي
است كه ديدگاه انسانها در مورد دايناسورها را در اواخر دهه 60 به كلي
متحول كرد و آنها را بصورت جانوراني فعال كه بصورت راست مي ايستادند
و اصلا دمشان را بر زمين نمي كشيدند، ترسيم كرده او دايناسورهاي زير را
نام گذاري كرده است: كاستنبرجيا( 1988) دنورزاروس( 1988) درينكر(
1990 به همراه ديگران) ادماركا ( 1992 به همراه ديگران)
و ناتوتيرانوس( 1988 به همراه ديگران)
|
|
راپاتور (به معني غارتگر) يك دايناسور تروپود بود كه در
زمان كرتاسه آغازين، حدود 5/97
–113
ميليون سال پيش زندگي مي كرد. اين گوشتخوار دو پا حدوداً 30
فوت (9 متر) طول داشت. فسيلهاي اين جانور در استراليا كشف شده
است. گونه خاص اين جنس راپاتور اورنيتولستوئيدس نام دارد.
راپاتور در سال 1932 و توسط وان هون نام گذاري شد. اين
دايناسور يك جنس مشكوك است، زيرا تنها چند تكه محدود استخوان
از آن يافت شده است و ممكن است همان واگتوساچوس باشد.
|
|
راپتوزاروس
(Rapetusaurus
) |
|
راپتوزاروس (به معني سوسمار بسيار مضر) دايناسور ساروپودي
گياهخوار با گردني بسيار بلند بود كه در دوره كرتاسه، حدود
65-70 ميليون سال پيش مي زيست. اين چهارپا حدوداً 50 فوت (15
متر) طول داشت. فسيلهاي اين جانور در ماداگاسكار، يافت شده
است. گونه خاص اين جنس راپتوزاروس كراوسي نام دارد. راپتوزاروس
در سال 2001 و توسط راجر و فورستر نام گذاري شد.
|
|
راجازاروس نارمادنسيس (به معني دايناسور پادشاه از نارمادا)
دايناسوري گوشتخوار با استخوانهاي سنگين بود كه در زمان كرتاسه
پاياني زندگي مي كرد. اين گوشتخوار حدود 9 متر طول داشت.
فسيلهاي اين جانور در ناحيه رودخانه نارمادا در هندوستان يافت
شده است. گونه خاص اين جنس راجازاروس نارمادنسيس نام دارد. اين
دايناسور در سال 2003 توسط ويلسون، سرنو، سريواستاوا و آشوك
ساني كشف شد.
|
|
در طبقه بندي،
راسته گروهي از جانوران مشابه و يا وابسته به يكديگر است. يك راسته
حاوي يك يا چند خانواده است. يك يا چند راسته مشابه هم يك رده خواهد
بود.
|
|
دکتر دال آلن راسل، نویسنده و دیرینه
شناس مهره داران است. وی استاد محقق در
دانشگاه ایالتی کارولینا و مسوول دیرینه
شناسی موزن تاریخ طبیعی کارولینای شمالی
نیز می باشد. راسل دایناسورهای زیر را
نامگذاری کرد:
آلکسازاروس (راسل و دونگ1994)،
آرکائورنیتومیموس(1972)، آتلازاروس
(مونبارون، راسل و تاکوئت 1999)،
کریستاتوزاروس (تاکوئت و راسل 1998)،
داسپلتوزاروس (1970)، درومیکئومیموس
(1972)، دیسلوکوزاروس (مک اینوش، کومبس و
راسل 1999)، سیگیلماسازاروس (راسل1996) و
سینورنیتوئیدس (راسل و
دونگ 1994). راسل، مقالات و کتابهای
بسیاری نوشته که شامل"
ادیسه در زمان: دایناسورهای
آمریکای شمالی"(1998)
و
"
سیستماتیک و مورفولوژی موزازارهای
آمریکایی"(1967) می باشد. در
سال 1971، راسل و فیزیکدانی به نام والاس
تاکر، مقاله ای را (در مجله طبیعت) چاپ
کردند که عنوان آن
"سوپرنوا
و انقراض دایناسورها" بود و این فرضیه را
مطرح می کرد که یک سوپرنوا، سبب انقراض
کرتاسه- ترشیاری شده است. این نخستین
فرضیه ای بود که مبنای انقراض را پدیده ای
فرازمینی می دانست.
|
|
راماپيتكوس
(Ramapithecus)
|
|
راماپيتكوس (به معني ميمون راما) جانور
درخت زي ابتدايي بود كه احتمالاً از اجداد
اورانگوتانهاي امروزي بوده است. اين ميمون
منقرض شده حدوداً 14 تا 8 ميليون سال پيش
در طي زمان ميوسن زندگي مي كرد. اولين
فسيلهاي اين جانور در سال 1932 توسط
ادوارد لويس يافت شد. فسيلهاي راماپيتكوس
در شمال هندوستان، پاكستان و شرق آفريقا
يافت شده است. يك آرواره بسيار ابتدايي
كامل از اين حيوان در سال 1976 يافت شد.
گمان مي رود كه راماپيتكوس از اجداد انسان
نيز باشد.
|
|
رامفورينچوس
((Rhamphorhynchus |
|
رامفورينچوس (به معني دماغ شاخي)
پتروزاري بود كه حدود 75/5 فوت (75/1 متر)
طول داشت، اين جانور داراي آرواره هايي
باريك، دندانهاي تيز به سمت بيرون و زبانه
اي الماسي شكل متشكل از پوست در انتهاي دم
بسيار طويلش بود. اين گوشتخوار، احتمالاً
از ماهيان تغذيه مي كرد. اين جانور در
زمان ژوراسيك پاياني زندگي مي كرد،
رامفورينچوس دايناسور نبود، اما نوعي
خزنده پرنده بود.
|
|
رانكولابري
تارپيتس
(RanchoLaBreaTarpits) |
|
رانكولابري تارپيتس مجموعه اي بيش از
100 گودال (تله) قيري است كه در جنوب
كاليفرنيا در ايالات متحده است (بري در
زبان اسپانيايي به معني قير است). اين
گودالهاي(تله هاي) قيري حاوي استخوانهاي
جانوري زيادي از جمله فسيلهاي جانوران عصر
يخبندان هستند. بيش از 650 گونه از گياهان
و جانوران عصر پليستوسن در لابري كشف و
شناسايي شده اند (كه سن آنها بين 10000 تا
40000 سال پيش است). كه شامل بسياري از
ماموتها، ماستودونها، گربه سانان دندان
شمشيري (از جمله اسميلودون فاتاليس)،
گرگهاي ترسناك، تنبلهاي بزرگ، تنبلهاي
خشكي زي، گاو وحشي، اسب غربي، خرس صورت
كوچك، (آركتودوس سيموس)، جوندگان،
خرگوشها، پرندگان، لاكپشتها، سوسمارها،
حشرات، نرم تنان و بسياري از گياهان و
جانوران ديگر است. اسكلتي مربوط به يك
انسان باستاني نيز در لابري پيتس (حدود 17
استخوان مربوط به زني كه حدود 9000 سال
قدمت دارد) كشف شده است.
تارپيتس استخرهاي قيري است و زماني ايجاد
مي شود كه نفت خام از اعماق زمين و از
طريق يك شكستگي به سطح زمين تراوش مي كند.
عناصر كم چگال تر نفت خام تبخير شده و قير
سنگين باقي مانده است. استخرهاي آب موجود
در تارپيتس جانوران تشنه را به خود جذب
كرده و به دنبال آن در قير به تله مي
افتادند و در ادامه شكارچيان نيز براي
شكار آنها به داخل قير رفته و آنها نيز به
تله مي افتادند. استخوانهاي حيوانات،
دندانها و ساير اجزاي سخت آنها در اين
محيط به خوبي باقي ماندند.
|
|
(به صورت را-هو-نا-ويس تلفظ مي شود)
راهوناويس (به معناي پرنده ابري)
پرنده/دايناسوري اوليه بود كه روي پاهايش،
چنگالهايي داسي شكل داشت. اين دايناسور،
حد واسط ميان دايناسورهاي درومائوزاريد و
پرندگان بود. راهوناويس در دوره كرتاسه
پسين زندگي مي كرد. اين گوشتخوار تقريباً
به اندازه يك كلاغ بود. فسيلهاي آن در
ماداگاسكار كشف شده اند. گونه خاص آن
راهوناويس استرمي است. راهوناويس در سال
1998 توسط فورستر، سامسون، چياپي و كروزه
نام گذاري شد.
|
|
رائوسوچيان ها (به معني كركوديل هاي
رائوس) آركوزارهاي بزرگ جمجمه اي بودند،كه
در ترياس مياني تا ترياس پاياني زندگي مي
كردند، (آنها دايناسور نبودند). اين
خزندگان گوشتخوار آرواره هاي نيرومندي
داشتند و بزرگترين شكارچي زمان خود بودند،
اما در انتهاي دوره ترياس از بين رفتند.
آنها عموماً 7 تا 15 فوت (2 تا 5 متر) طول
داشتند. رائوسوچيان ها چهارپا بودند، اما
برخي از آنها احتمالاً دوپا بودند و بعضاً
صفحات زره مانند بر روي بدنشان داشتند.
فسيلهاي اين جانور در آمريكاي شمالي و
جنوبي، اروپا، هندوستان، چين و آفريقا
يافت شده است. بعضي از رائوسوچيان ها از
جمله ساروسوچوس (بزرگترين)، تيسينوسوچوس،
دانگوسوچوس، انرگوسوچوس، فاسولاسوچوس،
مانداسوچوس و غيره مي باشند.
|
|
رباشيزاروس
(Rebbachisaurus) |
|
(به صورت ر-باش-ي-زار-وس تلفظ مي شود)
رباشيزاروس (به معني سوسمار قلمروي رباش]
در مراكش[) ساروپود ديپلودوسيد بزرگي بود كه در زمان كرتاسه آغازين، حدود 113 تا
5/97 ميليون سال پيش زندگي مي كرد. اين
گياهخوار چهارپا داراي دمي شلاق مانند،
گردني دراز، سري كوچك، پاهاي عقبي پنجه
دار، پشت قوس دار و بدني حجيم بود و
احتمالاً زائده بادباني بر پشتش نيز داشته
است. رباشيزاروس حدود 68 فوت (20 متر) طول
داشت. فسيلهاي اين دايناسور در مراكش و
نيجر در آفريقا يافت شده است. گونه خاص
اين جنس رباشيزاروس گاراسبا نام دارد.
رباشيزاروس در سال 1954 توسط لاووكات نام
گذاري شد.
|
|
رخنمون،
جايي است كه سنگ بستر (سنگ زيرين)
در سطح زمين قرار گرفته است.
|
|
بسياري از ردپاهاي فسيل شده دايناسورها يافت شده است. آنها سرعت،
وزن و رفتارهاي گله اي حيوانات را نشان مي دهند. تعيين اينکه ردپاها
به كدام دايناسور تعلق دارد مشكل است.
|
|
در طبقه بندی موجودات، یک رده گروهی از موجودات
وابسته ویا مشابه هم است. یک رده شامل یک یا
تعداد بیشتری راسته می باشد. گروهی از چند رده
مشابه هم یک شاخه را ایجاد می کنند.
|
|
نهشته، تجمعي از مواد طبيعي نظير كانيها و يا
فسيلهاست.
|
|
ليگامنت ها رشته هاي سخت يا ورقه هايي از كلاژن
(نوعي پروتئين)
هستند كه اتصال ميان استخوانها و ماهيچه ها را حفظ
و تقويت مي
كنند.
|
|
رگرسيون در واقع در معرض ديد قرار گرفتن
خشكي هاي قاره اي به دنبال كاهش سطح آب دريا
است. اين كاهش سطح آب دريا در اثر افزايش
يخهاي قطبي و سازندهاي يخچالي است علت ديگر
اين امر بالا آمدگي منطقه اي خشكي هاست.
|
|
رنيكن بارسبولد
(
BARSBOLD ,RINCHEN):
|
|
رينكن بارسبولد ديرينه شناس مغولي بود او دايناسورهاي زير را نام
گذاري كرد: آرازاروس( 1983)، آنسرميموس (1988)، كوئلوراپتور(
1986)، خانواده انيگوزاريده( 1983)، انيگموزاروس( همراه
باپرل 1983)، گاليميوس( همراه با اوسمولسكا و نيويسز1983)،
انيگموزاروس و خانواده گاروديميميده ( 1981)، هارپيميموس و خانواده
هارپيميميده ( همراه باپرل 1984)، انيجينا(1981)، خانواده اينجنيد
( 1986)، خانواده اويراپتوريده ( 1976)، و زير راسته سنگوزاريا(
همراه با پرل 1980) بارسبوليا( همراه باماريانسكا اوسمولسكا1981).
|
|
روباره،
سنگي است كه در بالاي فسيل قرار مي گيرد.
|
|
روت ميسون
(1990 -)،
هنگامي كه 7 ساله بود،
در
شهر اجدادي اش،
داكوتاي جنوبي،
در
ايالات متحده،
لايه هاي استخواني بزرگي از
فسيلهاي دايناسوري
را
كشف كرد.
بعد از آن،
دهها هزار فسيل دايناسور،
در
روت ميسون كواري، در نزديكي فيت،
كشف شدند.
اين دايناسورها شامل تعداد زيادي ادمونتوزاروس آنستن
(دايناسورهاي منقار اردكي و
گياهخوار)،
دندان تيرانوزاروسركس و
غيره بودند .
|
|
(به صورت رو- تی- و- دون تلفظ می شود) روتیودون (به
معنای دارای دندان خمیده)، نوعی فیتوزار بود (دایناسور
نبود). این خزنده آبزی، پوزه ای بلند، چهارپای کوتاه و دمی
بلند داشت. این جانور، اندکی شبیه تمساح بود اما در نزدیکی
چشمش، سوراخهایی داشت. این گوشتخوار، در انتهای دوره تریاس
منقرض شد. روتیودون، مانند فیتوزارهای دیگر، لانه می ساخت
و از تخمهایش مراقبت می کرد. فسیلهای روتیودون (جمجمه
ناقصی که دندانهای آن خطوط عمودی زیادی داشت)، در آمریکای
شمالی کشف شده اند. روتیودون، در سال 1856، توسط ادمونز
نامگذاری شد.
|
|
يك روزنه در واقع يك سوراخ طبیعي و
يا باز شدگي در استخوان است. جمجمه
معمولاً مقدار زيادي روزنه دارد.
|
|
روش كلاديستيك
(CLADISTICS)
|
|
روش كلاديستيك، يكي از روشهاي طبقه بندي جانداران است
كه بر مبناي اجداد و درخت تكامل مي باشد. جانوراني كه
داراي اجداد مشتركي مي باشند (و بنابراين ويژگيهاي
مشتركي دارند) در يك گروه تاكسونومي قرار مي گيرند كه
دسته ناميده مي شود. به علاوه مي توان براي پيش بيني
ويژگيهاي جانداراني كه هنوز وجود دارند هم از روش
كلاديستيك استفاده كرد.
|
|
روگوس،
پرچين و چروك
(Rugose) |
|
روگوس، به معناي پرشيار، ناهموار يا پرچين و چروك است.
|
|
رولاند برد
(BIRD,ROLANDT)
|
|
رولاندبرد (1978-1899) كاشف فسيل امريكايي بود كه
سراسر ايالات متحده را با موتورسيكلت هارلي داويد سون
خود به دنبال فسيل دايناسوربراي موزه تاريخ طبيعي
امريكا طي كرد. چشمگيرترين يافته وي ردپاي گلن رز بود
كه يك دسته ردپاي زيبا دايناسوري به قدمت 105 ميليون
سال پيش بود كه در سال 1938 در تگزاس و در امتداد
رودخانه پالوكسي كشف كرد. او و بارنوم براون در بيرون
آوردن هوكواري دروايومنيگ
كه حاوي فسيل هاي دايناسوري زيادي بود شركت داشتند.
|
|
رولتوزاروس
(Revueltosaurus
)
|
|
(به صورت ر-ول-تو-زار-وس تلفظ مي شود) رولتوزاروس
(به معني سوسمار رولتو
]مرداب[
) يك دايناسور اورنيتيچين است كه به خوبي شناخته نشده
است. اين دايناسور در ترياس پاياني، حدود 220 ميليون
سال قبل زندگي مي كرد. از اين دايناسور علفخوار دو پا
تنها فسيلهاي دندان آن در نيومكزيكو و آريزونا، ايالات
متحده يافت شده است. گونه خاص اين جنس
رولتوزاروس كالندري نام دارد. رولتوزاروس توسط ك.
پاديان و در سال 1990 نام گذاري شد. اين
دايناسور از روي نام مرداب رولتودر نيومكزيكو، ايالات
متحده نام گذاري شد.
|
|
روئهليا (به افتخار ديرينه شناس
آلماني هوگو روهله وون ليليئنسترن (1946
–1882)
نام گذاري شد) دايناسور گياهخوار اوليه اي بود
كه در دوره ترياس پسين (نورين پسين) مي زيست. اين
پروزاروپود پلاتئوزاريد، در آلمان يافت شد. روئهليا،
در سال 2001، توسط گالتن نام گذاري شد. گونه خاص
آن،روئهليا بدهيمنسيس است.
|
|
(به صورت ريت-و-زار-وس تلفظ مي شود) ريتوزاروس (به
معني سوسمار ريتو) دايناسوري ساروپود از دوره ژوراسيك
مياني، حدود 181تا 175 ميليون سال قبل بود. اين
گياهخوار چهار پا، دمي بلند، گردني دراز، سري كوچك و
جعبه اي شكل و بدني حجيم داشت. طول ريتوزاروس حدود 40
فوت (12 متر) بود. فسيلهاي ريتوزاروس در كويينزلند
استراليا يافت شده اند. گونه خاص آن ريتوزاروس بروني
است. ريتوزاروس، در سال 1925، توسط لانگ من نام گذاري
شد.
|
|
توماس ريچ
(Rich,ThomasH.
) |
|
دكتر توماس ريچ، ديرينه شناس و نويسنده اي
استراليايي بود. ريچ، فسيلهاي مهم زيادي را در
ويكتوريا، استراليا، آلاسكا، ايالات متحده و
پاتاگونياي آمريكاي جنوبي از زير خاك بيرون آورد. به
علاوه وي دايناسورهاي ليلينازاروس (1989، همراه با
همسرش ويكرز ريچ) و تيميموس (1994) (هر دو را به نام
فرزندانش نام گذاري كرد)، آتلاسكوپكوزاروس (1989)،
كانتازاروس (1999)، تهوئلچزاروس (1999، همراه با
گيلمنز، كاندوئنو، پوئرتا و واكا)، پستانداران اوليه و
مهم استراليايي، آسكتريبوسفنوس و غيره را نام گذاري
كرد.
|
|
ريچارد اون
(Owen,
Richard) |
|
سر ريچارد اون
(1892-1804 )،
آناتوميستي انگليسي بود كه در سال 1841،
واژه دايناسوريا را (به معناي سوسمار بزرگ ترسناك)
به عنوان زير راسته خزندگان بزرگ و منقرض شده به كار
برد.
به علاوه
وي دايناسورهاي زير را هم نام گذاري و توصيف كرد:
بوتريوسپونديلوس
(1875)،
ستيوزاروس
(1841)،
كوندرواستئوزاروس
(1876)،
داسنتروروس
(1875)،
دينودوكوس(1884)،
اكينودون
(1861)،
ماسوسپونديلوس
(1854)،
نوتتس
(1854)،
پولاكانتوس(1876)
و اسكليدوزاروس
(1859).
|
|
ريكاردواستزيا
(Ricardoestesia) |
|
(به صورت ري-كارد-و-اس-ت-زي-ا تلفظ مي شود)
ريكاردواستزيا (به افتخار ريچارد استز نام گذاري شده
است) دايناسور كوئلوزاريد كوچكي از دوره كرتاسه پسين،
حدود 83 تا 70 ميليون سال قبل بود. طول اين گوشتخوار
دوپا حدود 5/6 فوت (2 متر) بود و آرواره پاييني بلند و
باريكي داشت. فسيلهاي آن (اكثراً دندان و آرواره) در
آلبرتا، ساسكاچيوان، مونتانا و وايومينگ كشف شده اند.
گونه خاص آن ريكاردواستزيا گيلموري است. راهوناويس، در
سال 1990 توسط كوري، ريگبي و اسلوان نام گذاري شد.
|
|
ريلياسوكوس
(Rileyasuchus) |
|
(به صورت ري-لي-ا-سوك-وس تلفظ مي شود) ريلياسوكوس
(به معناي تمساح ريلي) دايناسور تروپود اوليه اي از
دوره ترياس پسين بود. فسيلهاي اين گوشتخوار دوپا در
اروپا كشف شده اند. گونه خاص آن ريلياسوكوس
بريستولنسيس است. ريلياسوكوس، در سال
1961 توسط كوهن نام گذاري شد. در ابتدا اين دايناسور
به نام ريليا شناخته مي شود و در سال 1902 توسط
ديرينه شناسي به نام وان هوئن نام گذاري شد.
|
|
رينكوزارها
(Rhynchosaurs) |
|
رينكوزارها (به معناي سوسمار منقاردار) خزندگاني
چهارپا، گياهخوار، خشكي زي و آركوزاريفرم از دوره
ترياس پسين بودند. اين خزندگان كوتاه قد و خوك مانند
تنه و منقار داشتند و طول آنها حدود 3/3 تا 5/6 فوت
(2-1 متر) بود. اسكافونيكس، نوعي رينكوزار بود.
|
|
رينوي پشمالو
(Wooly
Rhino) |
|
كوئلودونتا،
رينوي
پشمالو،
در
دوره پليستوسن
(كه
از 8/1 تا 1/0 ميليون سال قبل طول كشيد)
مي
زيست و تا انتهاي عصر يخچالي زنده ماند.
رينوي
پشمالو به خانواده رينوسراتيدها تعلق دارد كه رينوسهاي
امروزي را هم شامل مي شوند
طول
اين گياهخوار حدود 11 فوت (5/3 متر)
بود.
رينو،
بر
روي پوزه اش دو شاخ داشت كه شاخ پاييني بزرگتر از شاخ
ميان چشمانش بود
(حدود
3 فوت
(1
متر)
طول
داشت).
رينو،
موهايي بلند،
گوشهايي كوچك،
پاهايي كوتاه و كلفت و بدني كوتاه داشت.
فسيلهاي آن در اروپا
(انگلستان)
و
آسيا
(شرق
سيبري)
كشف
شده اند.
شكل
آن از روي ترسيمات موجود در روي غارهاي ماقيب تاريخ
شناسايي شده است!
خانواده رينوسراتيدا.
|
|
ريواري بازاروس
(Rioarribasaurus) |
|
(به صورت ري-و-ا-ري-با-زار-وس تلفظ مي شود) ريواري
بازاروس، دايناسوري سبك وزن، تندرو و نوعي تروپود بود.
اين گوشتخوار دوپادر دوره ترياس پسين مي زيست. طول اين
سراتوزارين كوچك، حدود 10 فوت (3 متر) بود. صدها فسيل
آن، در سال 1947، توسط ديرينه شناسي به نام ادوين
كولبرت، در گاست رانچ نيومكزيكو در ايالات متحده كشف
شد. ريواري بازاروس و سيلوفيسز، دايناسورهاي مشابهي
هستند (احتمالاً آنها يك نمونه هستند).
|
|
ريوسوزاروس
(Rayososaurus)
|
|
(به صورت ري-يو-سو-زار-وس تلفظ مي شود) ريوسوزاروس
(به معني سوسمار ريوسو
]
نام سازندي در آرژانتين[
) ساروپود ديپلودوسيد بزرگ بود كه در زمان كرتاسه
آغازين، حدود 99 ميليون سال پيش زندگي مي كرد. اين
گياهخوار چهارپا دمي شلاقي مانند، گردني دراز، سري
كوچك، پاهاي عقبي پنجه دار، پشت قوس دار و بدني حجيم
داشت. فسيلهاي اين دايناسور در آرژانتين يافت شده است.
گونه خاص اين جنس ريوسوزاروس آگريوننسيس نام دارد.
ريوسوزاروس در سال 1995 توسط بناپارت نام گذاري شد.
اين دايناسور يك جنس مشكوك است.
|
|
(به صورت ري-و-ها-زار-وس تلفظ مي شود) ريوهازاروس،
دايناسوري پروزاروپود و گياهخواري چهارپا و گردن دراز
از دوره هاي ترياس پسين بود.
|
|
|
 |
|