گارگويليوزاروس
(
GARGOYLEOSAURUS)


گارگويليوزاروس (به معني سوسمار ناوداني شكل) يك دايناسور زره دار بود كه در ژوراسيك پاياني، حدود 144 – 154 ميليون سال پيش زندگي مي كرد. اين جانور گياهخوار بر روي چهار پاي كوتاه راه مي رفت و حدود 10 فوت ( 3 متر) طول داشت اين دايناسور دم گرز مانند نداشت). بدن زره دار گارگويليوزاروس شامل مخروطهاي ديواره نازك به اضافه دو خار شانه اي بود. فسيل هاي اين جانور در سازند موريسون در ايومينگ – ايالات متحده كشف شد. اين اورنيتوپودهاي آنكيلوزارديد اوليه، جمجمه سه گوش و پهن داشتند كه شبيه ناوداني بود (به همين جهت اين نام را به او داده بودند) گارگويليوزاروس توسط ديرينه شناساني به نام كارپنتر، مليس و كلوارد در سال 1998 نام گذاري شد. گونه خاص اين جنس گارگويليوزاروس پارك پيني نام دارد. گارگويليوزاروس به احتمال زياد همان ميموراپلتا است.

 

 گاروديميموس
(
GARUDIMIMUS
)


(به صورت گا – رود – ي – ميم – وس تلفظ مي شود) گاروديميموس (به معني تقليد كننده گارود كه نام پرنده اي شگفت انگيز و غول پيكر در افسانه هاي آسيايي است) يك دايناسور تروپود بود كه در زمان كرتاسه پاياني حدود 83 – 89 میليون سال پيش زندگي مي كرد.
 اين گوشتخوار بزرگ حدود 13-12 فوت (4 - 5 / 3 متر) طول و حدوداً 185 پوند (85 كيلوگرم) وزن داشت. اين دايناسور پرنده مانند، بازوهايي كوتاه، پاهايي دراز، دمي نوك تيز و سخت، دندانهايي تيز و تاجي كوچك نزديك چشمانش داشت كه اين جانور را از ساير اورنيتوميموئيدها مجزا می كرد. يك جمجمه و چند استخوان از اين دايناسور در مغولستان يافت شد. اين دايناسور به وسيله ديرينه شناسي به نام بارسبولد در سال 1981 نام گذاري شد. گونه خاص اين جنس گارويميموس نام دارد.
 

 گاسوزاروس
 (
GASOSAURUS)


(به صورت گاس – و – زار – وس تلفظ مي شود) گاسوزاروس (به معني سوسمار گازي) يك دايناسور تروپود بود كه در ژوراسيك مياني، حدود 163 – 175 ميليون سال پيش زندگي مي كرد. اين دايناسور گوشتخوار و دوپا حدود 12 فوت (5/3 متر) طول و 330 پوند (150 كيلوگرم ) وزن داشت. اين دايناسور بازوهايي بزرگ، پاهايي نيرومند، دم نوك تيز و سخت و آرواره هايي بزرگ با دندانهاي تيز داشت. يك فسيل غير كامل در معدن داشانپو در سيچوان – چين كشف شد. اين دايناسور در سال 1985 توسط ديرينه شناساني به نام هاي دونگ و تانگ نام گذاري شد.


 

 گاسپارينیزارا
(
GASPARINISAURA)


(به صورت گاس – پا – رين – زار تلفظ مي شود) گاسپارينیزارا (به معني سوسمار زولماگاسپاريني) كه به افتخار ديرينه شناسي آرژانتيني به نام دكتر زولماگاسپاريني كسي كه خزندگان دوران فروزوئيك منطقه پاتاگونيا را مطالعه كرد، نام گذاري شد، يك دايناسور گياهخوار بود كه در كرتاسه پاياني حدود 83 – 90 ميليون سال پيش زندگي مي كرد. اين دايناسور ايگوانودونتید حدود 31 اينچ (80 سانتي متر) طول داشت (تنها گونه شناخته شده از آن احتمالاً يك حيوان نابالغ بوده است). يك اسكلت غير كامل از اين اورنيتوپود كوچك در پاتاگونيا – آرژانتين يافت شده است. گونه خاص اين جنس كاسپارينازارا كيتكوسالتنسيس نام دارد. اين دايناسور به وسيله ديرينه شناساني به نامهاي كوريا و سالگادو در سال 1996 نام گذاري شد.


 


 
گاستونيا (GASTONIA
)
 


(به صورت گاس – تون – ي – آ تلفظ مي شود) گاستونيا دايناسوري گياهخوار زره دار و سنگين بود كه در زمان كرتاسه آغازين زندگي مي كرد. اين آنكيلوزاريد تانگ مانند دم گرز مانند نداشت و داراي 16 فوت ( 5 – 4 متر) طول و يك تن وزن بود. چهار تا پنج فسيل از اين جانور در گراند– كانتي در يوتا ايالات متحده كشف شده است. گونه خاص اين جنس گاستونيا بورگي نام دارد. اين دايناسور در سال 1998 توسط ديرينه شناسي به نام جي.كركلند به افتخار رابرت گاستون (كسي كه در كشف اين دايناسور سهيم بود ) نام گذاري شد.

 

 گاستراليا
 (
GASTRALIA
)


(به صورت گاس – ترا – لي – آ تلفظ مي شود) گاستراليا (كه به اسامي دنده هاي معده اي، دنده هاي شكمي و يا دنده هاي جطني نيز ناميده مي شود) دنده هاي آويزان در ناحيه شكمي بودند. اين دنده هاي نازك و شكننده (همانند ساير دنده ها) به ستون فقرات پشتي جانور نمي رسيدند، بلكه به پوست ناحيه شكمي ختم مي شدند. گاستراليا به حفاظت و نگهداري اندامهاي داخلي (نظير ششها) در بخش مياني بدن جانور كمك مي كرد. بسياري از دايناسورها (همانند تیرانوزاروس ركس، اويراپتور، گاليميموس و ايپلودوكوس)، پلسيوزارها و پرندگان ابتدايي (نظير آركائوپتريكس) گاستراليا داشتند. برخي از خزندگان امروزي نظير كروکوديلها بعضي از سوسمارها و لاكپشتها نيز گاستراليا دارند.
 

 گاستروپود
(
GASTROPOD)


(به صورت گاس – ترو – پود تلفظ مي شود) گاستروپودها رده اي از نرم تنان هستند كه پاهايي لوله مانند دارند. اين نرم تنان بي مهره گاني هستند كه شامل حلزونهاي دريايي و حلزونهاي بي صدف مي باشند.

 

 گاستروليت ها
(
GASTROLITHS)


(به صورت گاس – ترو – ليتس تلفظ مي شود) گاستروليتها سنگهايي هستند كه برخي از جانوران آنها را مي بلعند و به منظور كمك به هضم مواد گياهي در سيستم گوارشي به كار مي روند. به آنها سنگهاي سنگداني (GIZZARD STONES) نيز گفته مي شود.

 

 پيتر گالتون
(
GALTON ,PETER
)


پيتر. م گالتون ديرينه شناسي بريتانيايي بود که در ايالات متحده كار مي كرد. او دايناسورهاي زير را نام گذاري كرد. آليواليا
(1985)، بليكانازاروس (همراه با جي. وان هيرون 1985)، دراكوپلتا (1980)، گراويتولوس (همراه با و. پ. وال 1979)، لسوتوزاروس (1978)، اورناتوتولوس (همراه با ح. سويس1983)، اوتنيليا (1977)، استيگيمولوك (همراه با ح. سويس 1983)، تورووزاروس (همراه با جي. آ. جنيسن 1979)، والدوزاروس (1977)، ياورلانديا (1971)، و روحليا (2001). وي علاوه بر اين خانواده هاي دايناسور زير را نيز نام نهاد:
بليكانازاريده
(همراه با جي . وان هيرون 1979)، فابروزاريده (1972)، و استاريكوزاريده (1977)، او همچنين راسته هررازاريا (1985) را نيز نام گذاري كرد. او اين نظريه را كه پرندگان در واقع دايناسورهاي پيشرفته امروزي هستند را بيان نمود (همراه با بيكر 1974) و نشان داد كه هيپسليوبودن درخت نشين نبود (بر روي درختان زندگي نمي كرد) و اينكه دمشان را نمي كشيدند بلكه از دمشان براي ايجاد تعادل و راست نگه داشتن سرشان استفاده مي كردند. و نيز بيان كرد كه پاكي سفالوزارها همانند قوچها با سرشان شاخ مي زدند.
 

دور گاليك
(
GALLIC EPOCH)


دور
گاليك بخشي مياني دوره كرتاسه است كه حدود 127 تا 89 ميليون سال پيش بود.
 

 گاليميموس
(
GALLIMIMUS
)


(به صورت گال – ي – ميم – وس تلفظ مي شود) گاليميموس (به معني تقليد كننده خروس) دايناسوري شترمرغ مانند بود كه حدود 17 فوت طول داشت. اين تروپود تندرو و سبك يك جانور همه چيزخوار و با منقاري بلند بود (هم گياهخوار بود و هم گوشتخوار بود). اين دایناسور در كرتاسه پاياني حدود 70 – 75 ميليون سال پيش زندگي مي كرد. گاليميموس در صحراي گوبي و اوايل دهه 1970 يافت شد. اين دايناسور توسط ديرينه شناساني به نامهاي بارسبولد، ح. اوسمولسكا و اي. رونيويك در سال 1972 نام گذاري شد.

 

 گامفوتريوم
 (
GOMPHOTHERIUM)


گامفوتريوم يك ماستودون ابتدايي 4 عاج بود كه حدود 10 فوت (3 متر) بلندي داشت. اين پستاندار گياهخوار در زمان ميوسن آغازين تا پليوسن آغازين (حدود 24 تا 5 ميليون سال پيش) زندگي مي كرد. اين جانور فيل مانند خرطومي بلند، گوشهايي نسبتاً كوچك، دمي كوتاه و چهارپاي ستون مانند داشت. آرواره پائيني اش بزرگتر و داراي دو عاج موازي هم بود. فسيلهاي اين پستاندار در كنيا (افريقا)، فرانسه (اروپا)، پاكستان (آسيا) و كانزاس – ايالات متحده (امريكاي شمالي) يافت شده است.
طبقه بندي: رده پستانداران، راسته پروبوسكيده ، زيرراسته الفانتوئيده، جنس گامفوتريوم .

 

 جاكوس آ. گاوئتير
 
(GAUTHIER  , JACQUES.A)


جاكوس آ. گاوئتير ديرينه شناس آمريكايي و استاد زمين شناسي و ژئوفيزيك دانشگاه يال امريكا بود. وي در مورد طبقه بندي دايناسورها، پرندگان و سوسمارها (شامل مارمولكها، كروکوديلها و رينكوسفالين ها) بسيار زياد كار كرد. در سال 1986 گاوئتير بيش از 100 خصوصيت پرندگان و دايناسورها را بررسي كرد و نشان داد كه پرندگان از دايناسورهاي كوئلوروزارين بوجود آمده اند.
 

 گدازه
 (
Lava
)


گدازه، سنگ مذاب است. معمولا
ً گدازه از آتشفشانهاي در حال فوران خارج مي شود.
 

 گراپتوليت
(
GRAPTOLITE)


گراتپوليتها گروهي از جانوران دست جمعي دريايي منقرض شده اي هستند كه اغلب در كف دريا زندگي مي كردند. گراتپورليتها در دوره كابرين (حدود 540 تا 505 ميليون سال پيش) تا كربونيفر آغازين و مياني ( 360 تا 320 ميليون سال پيش) زندگي مي كردند. اين جانوران كوچك دريايي بدني نرم، شاخكهايي حساس  و پوششي
كيتني سخت خارجي داشتند. آنها از دو جهت متقارن بودند. اين فسيلهاي گسترده اغلب به عنوان فسيل شاخص مورد استفاده قرار مي گيرند.
طبقه بندي: همي كورداتا (كورداتايي كه ستون فقرات ندارند)

GRAPTOLITE
Graptolites were a group of extinct marine colonial animals, most of which lived attached to the sea bed. Graptolites lived from the Cambrian period (roughly 540 to 505 million years ago) to the early to mid-Carboniferous (360 to 320 million years ago). These small sea animals had a soft body, tentacles, and a hard outer chitonous covering (similar to our fingernails); they were bilaterally symmetrical. These widespread fossils are often used as index fossils. Classification: Hemichordata (chordates lacking a backbone)
 

 گرالاتور
(
GRALLATOR)


(به صورت گرال – آ – تور تلفظ مي شود) گرالاتور (به معني اسكلت نوعي پرنده
پياده روند) يك دايناسور گله اي بود كه فقط از روي ردپاهاي فسيل شده اش شناخته شد. اين دايناسور جنس نسبتاً فراواني بود كه ردپاهاي سه انگشتي به طول حدود 7 اينچ (17 سانتي متر) داشت. شكل و الگوي ردپاهاي دوپايي اين جانور (كه شامل نسبت طول انگشتان مي باشد) نشان مي دهد كه احتمالاً اين دايناسور تروپودي كوچك (گوشتخواري دوپا) بوده است، همانند سيلوفيسس. ردپاهاي اين جانور مربوط به 200 ميليون سال پيش، حدود ترياس پاياني تا ژوراسيك آغازين بود. ردپاهاي گرالاتور در ايالات متحده، كانادا و اروپا يافت شده است.


 

گرانوزاروس
(GERANOSAURUS)


(
بصورت جر – آن – و – زار – وس تلفظ مي شود) جرانوزاروس (به معني سوسمار درنا مانند) يك دايناسور اورنيتيچين هترودونتوزاريد كوچك و تندرو بود. كه در ژوراسيك آغازين حدود 194 – 208 ميليون سال پيش زندگي مي كرد. آرواره ناقص كه در افريقاي جنوبي يافت شد، شناخته شد. گونه خاص اين جنس گرانوزاروس آتاووس نام دارد. كرانوزاروس در سال 1911 به وسيله بروم نام گذاري شد. اين دايناسور يك جنس مشكوك است.


 

 گراويپورتال
(
GRAVIPORTAL)


گراويپورتال به معني كندروي به علت وزن زياد است.
 

گربه هاي دندان شمشيري
(
Saber- toothed cats)


اين گربه هاي منقرض شده به خاطر دو دندان بزرگي كه علاوه بر دندانهاي تيز موجود در آرواره هاي قدرتمندشان دارند، مشهور مي باشند. اين پستانداران ماهيچه هاي آرواره اي و گردن بسيار قدرتمندي داشتند كه در كنار اين دندانهای كشنده، از آنها صياداني قوی ساخته بود. اين گربه ها، ماموتها، رينوسروس و ديگر جانوران پوست كلفت را مي خوردند. نمونه هاي آن شامل اسمیلودون دندان شمشيري (بزرگترين و قويترين گربه دندان شمشيري آمريكاي شمالي)، هوپلوفونئوس (با دندانهاي كوتاه از اليگوسن)، ائوسميلوس (به اندازه يك پلنگ با دندانهاي بسيار بلند از اليگوسن) و ماچايرودوس (به اندازه يك شير بوده و فراوانترين گربه دندان شمشيري مي باشد، در دوره پالئوسن در اروپا مي زيست) مي باشند. فسيلهاي آن در سنگهاي پليوسن تا پليستوسن پيشين هم در آمريكاي شمالي و هم در ديگر قاره هاي شمالي يافت شده است.


 

 گرتي
(
GERTIE
)


گرتي اولين دايناسوري بود كه طراحي شد. گرتي به وسيله كاريكاتوريست روزنامه و ونيسورمك كي در سال 1913 كشيده شده بود. گرتي نوعي ساروپود بورونتوزاروس بود كه امروزه آپاتوزاروس ناميده مي شود. فيلم كارتوني كوتاه مدت مك كي در سال 1914 به نمايش درآمد و موفقيت بزرگي كشف كرد. نام اين فيلم گرتي و بزرگترين كاريكاتوريست امريكايي ونيسورمك كي بود. در اين فيلم گرتي يك درخت را مي خورد، آب يك درياچه را مي نوشد، روي دوپا مي رقصد و به مك كي سواري مي دهد. اين فيلم شامل هزار تصوير طراحي شده است.

گرتي – چيندزاروس
(
GERTIE  the  CHINDESAURUS
)


گرتي لقب يك چيندزاروس است كه در سال 1984 در پارك طبیعي پتري فايد فورست در آريزونا يافت شد. گرتي دايناسوري گوشتخوار بود (يك تروپود بود) كه حدود 5/6 فوت (2 متر) طول داشت و در ترياس پاياني حدود 220 ميليون سال پيش زندگي مي كرد.
 

 گردن بلند
 (
LONG NECK)


دايناسورهاي گردن بلند ساروپودهايي نظير ديپلودوكوس، آپاتوزاروس و براكيوزاروس بودند.
 

گردنی
(
CERVICAL)


گردنی به معنی نزدیک و یا مربوط به گردن است.  
 

 گرسلیوزاروس
(
GRESSLYOSAURUS)


(به صورت گرس – لي – و – زار – وس تلفظ مي شود) گرسلیوزاروس دانياسوري چهارپا و گياهخوار بود كه در زمان ترياس پاياني زندگي مي كرد. اين دايناسور 23 فوت (7 متر) طول داشت و برگهاي درختان بلند را مي خورد. گرسليوزاروس به معني سوسمار گرسلي به افتخار زمين شناس سوئیسي آمانز گرسلي (1865 – 1814) نام گذاري شد. او لغت رخساره را براي توصيف چشم اندازي هاي مناطق به كار برد. گرسليوزاروس در سال 1857 به وسيله روتيمير نام گذاري شد. گرسليوزاروس همان جنس پلاتئوزاروس روبوستوس است.


 

 گرندليوس
 (
GRENDELIUS)


گرندليوس يك ايكتوزار بزرگ و به عبارت ديگر يك خزنده چهارپاي منقرض شده است. اين جانور گوشتخوار در زمان ژوراسيك پاياني زندگي مي كرد. نظير ساير ايكتيوزارها گراندليوس بچه زا بود. آنها پوزه اي بلند و دندان دار و دمي ماهي مانند داشتند. كه مانند ماهي های پيشرفته امروزي حركت مي كرد. فسيلهاي اين جانور در انگلستان كشف شدند.


 

 گروتوراكس
(
GERROTHORAX
)


گروتوراكس يك دوزيست كرم مانند بود كه در ترياس پاياني زندگي مي كرد. اين جانور آبزي حدود 3 فوت (1متر) طول داشت. اين خزنده همانند بچه قورباغه هايي بزرگ داراي بدني پهن و سري كوچك و عريض بوده، دو چشم نزديك به هم كوچك، اندامهاي شيك و دمي كوتاه بود. گروتوراكس سه جفت آبشش داشت كه به وسيله آنها مي توانست در آب هم زندگي كند البته در حالت بالغ . اين جانور گوشتخوار در رودخانه ها و درياچه ها زندگي مي كرد. فسيلهاي اين جانور در سوئد يافت شده اند. گروتوراكس دايناسور نبود.
طبقه بندي: زيررده لابيرنيتودونيتا، راسته تمنوسپونديلي، جنس گروتوراكس


 

گروه پارافيلتيك
 (
paraphyletic group)


يك گروه پارافيلتيك
(كه رتبه نيز ناميده مي شود) شامل اجداد معمول و برخي از اولاد آنها مي باشد. گروه پارافيلتيك گروههاي ناقصي هستند كه بر مبناي ويژگيهاي فيزيكي اوليه تقسيم بندي شده اند تا بر اساس روابط تكاملي شان. دايناسورها نمونه اي از گروه پارافيلتيك هستند (بدون در نظر گرفتن پرندگان).
 

 گريپوزاروس
(
GRYPOSAURUS)


(بصورت گريپ – و – زار – وس تلفظ مي شود) گريپوزاروس (به معني سوسمار شاخ دماغي) يك دايناسور منقار اردكي مربوط به كرتاسه پاياني بود (72 – 76 ميليون سال پيش). اين هادروزاريد يك دايناسور گياهخواربود كه حدود 30 فوت (9 متر) طول داشت. اين جانور جمجمه اي باريك و بلند، سوراخهاي بيني رو به بالا و برآمدگي بزرگ بر روي پوزه اش داشت. پوست اين دايناسورحدود 25/. اينچ (5/. سانتي متر) ضخامت داشت و در اطراف گردن و شكمش بصورت اشكال چند ضلعي است. گريپوزاروس صفحات سكه مانندي به ضخامت 5/. اينچ (3/1 سانتي متر) بر روي دمش داشت كه فاصله هاي 3 – 2 اينچ ( 8/6 – 2/5 سانتي متر) باهم داشتند. اين دايناسور از روي 10 جمجمه، چند استخوان و پوست كه در آلبرتا – كانادا يافت شدند، شناخته شد. گريپوزاروس توسط فسيل شناسي به نام لامب در سال 1914 نام گذاري شد. گونه خاص اين جنس گريپوزاروس نوتابيليس نام دارد.

 

گل سفید یا گچ
 (
CHALK)


گل سفید یا گچ نوعی سنگ آهک (یک سنگ رسوبی) سفید و نرم است. این سنگ اغلب از کربنات کلسیم (3
CaCo) که از پوسته جانوران میکروسکوپی بی مهره دریایی بوجود آمده، تشکیل شده است. این نوع سنگ بسیار متخلخل، شکننده و نرم است (سختی آن در مقیاس موس3 است). گل سفید همراه با ژیپس (سولفات کلسیم  (CaSO4.2H2O)برای نقاشی به کار می رود.


 

گلوسوپتريس
(
GLOSSOPTERIS
)


گلوسوپتريس (كه از واژه يوناني گلوسا به معني زبان نام گذاري شده است زيرا برگهاي اين درخت شبيه زبان بودند) جنسي از سرخسهاي دانه اي منقرض شده (يك پتريوسپرم) بود كه فسيلهايش در هندوستان، افريقاي جنوبي، جنوب افريقا، استراليا و قطب جنوب كشف شده است. گلوسوپتريس حدود 12 فوت (6/3 متر) ارتفاع داشت. با استفاده از پراكندگي هاي فسيلهاي اين درخت در نيمكره جنوبي، زمين شناسي استراليايي به نام ادوارد سويس استنباط كرد كه يك پل ارتباط دهنده خشكي بين اين نواحي وجود داشته است. او اين خشكي عظيم را ابرقاره گنداونا ناميده (كه از نام ناحيه اي در هند كه فسيل گلوسوپتريس در آنجا يافت شده است، گرفته شد)
اين ابرقاره جنوبي بعداً از اينكه پانجه آ در زمان ژوراسيك شكست به وجود آمد. گندوانا شامل قاره هاي امروزي و امريكاي جنوبي، آفريقا، هندوستان، و قطب جنوب بود.
گلوسوپتريس گياهي برگ ريز بود (يعني در فصل سرما برگهايش مي ريخت) اين گياه بازدانه در دوره پرمين به وجود آمد و فراوان شد و در انتهاي دوره ترياس از بين رفت.

 

 گليپتودون
(
GLYPTODON)


گليپتودون (به صورت گليپ – تو – دون تلفظ مي شود) يكي از بزرگترين آرماديلوسهاي قديمي بود (خانواده گليپتودونيتده). اين گياهخوار كه اندازه يك ماشين بود، به خوبي زره دار شده بود، و زره بدني گنبدي شكل، زره سري كلاهخود مانند و زره استخواني حلقوي بر روي دم كوتاهش داشت. اين پستاندار چهارپاي كوتاه و ضخيم داشت، پاهاي جلوئي هر كدام پنج انگشت پنجه دار داشتند و پاهاي عقبي بيشتر سم دار بودند اين جانور پوزه اي كوتاه  و آرواره هاي نيرومند داشت كه جلوي آن دندان نداشت ولي در انتهاي آرواره ها دندانهاي جونده اي وجود داشت. اين جانور حدود 10 فوت (33 متر) طول و 5 فوت (5/1 متر) ارتفاع داشت. فسيلهاي اين جانور در آرژانتين – امريكاي جنوبي يافت شده است. گيپتودون در پليستوسن (بين 2 ميليون تا 1500 سال پيش ) زندگي مي كرد. گلپيتودون (به معني دندان خميده) در سال 1839 به وسيله ديرينه شناسي به نام اوون نام گذاري شد.

 

 

 گليپتودونيتد
 (
GLYPTODONTID)


خانواده گليپتودونتيد آرماديلوسهاي قديمي بودند (حدود 50 جنس) كه در پليوسن تا پليوستسن زندگي مي كردند. اين پستانداران زره دار قديمي چهار پاي كوتاه و آرواره هايي نيرومند داشتند كه در قسمت جلو بدون دندان و در انتها داراي دندانهايي جونده بودند. اندازه اين جانوران حدود 10 فوت (3/3 متر) طول و 5 فوت (5/1 متر) ارتفاع بود. فسيلهاي اين پستانداران در آمريكاي جنوبي يافت شده است. گليپتودونتيدها احتمالاً توسط گربه سانان دندان شمشيري شكار مي شدند. برخي از آنها عبارتند از: گليپتودون (بزرگترين جنس) و دوديسوروس.
 


 

خشكي گندوانا
(
GONDWANALAND)


خشكي گندوانا كه به عنوان گندوانا نيز شناخته مي شود ابرقاره جنوبي است كه بعد از شكسته شدن پانچه آ در دوره ژوراسيك شكل گرفت. اين ابرقاره شامل قاره هاي امروزي امريكاي جنوبي، آفريقا، هندوستان، استراليا و قطب جنوب بود. گندوانا از روي منطقه اي در هندوستان كه فسيل گياه گلوسوپتريس در آنجا يافت شده است، نام گذاري گرديد. ادوارد سويس با توجه به فسيلهاي اين گياه نشان داد كه قاره هاي جنوبي به هم متصل بودند و اين امر نظريه اشتقاق قاره ها را كه توسط آلفرد وگنر مطرح گرديد را تقويت مي كند.
 

 گوجيرازاروس
(
GOJIRASAURUS)


(به صورت گو – جير – آ – زار – وس تلفظ مي شود) گوجيرازاروس (به معني سوسمار گودزيلائي) دايناسوري گوشتخوار بود كه بيش از 3/18 فوت (5/5 متر) طول داشت (اين دايناسور بزرگترين تروپودي است كه در زمان خود زندگي مي كرد). اين جانور دوپا در زمان ترياس پاياني مي زيست. تكه فسيلهايي از اين دايناسور در نيومكزيكو – ايالات متحده يافت شده است. گوجيرازاروس به وسيله ديرينه شناسي به نام كارپنتر در سال 1997 نام گذاري شد. گونه خاص اين جنس گوجيرازاروس كوآيي نام دارد.

 گودال برخوردي
(
IMPACT CRATER)


گودالهاي برخوردي (كراترهاي برخوردي) بقاياي تصادم ميان سياركها، شهابسنگها يا سنگ هاي آسماني و زمين است بعضي از
گودال هاي برخوردي بزرگ مانند گودال چيكسولوب (در يوكاتان پنيسنولا) و گودال شيوا (در ساحل هند) كه سن هر دو مربوط به مرز كرتاسه – ترشياري ، 65 ميليون سال قبل است احتمالاً در انقراض كرتاسه – ترشياري به زمين برخورد كرده اند.


 

گودال قير
(
Tar Pit)


گودال قير،
حفره اي پر از قير است. گودال قير، هنگامي تشكيل مي شود كه نفت خام از طريق يك شكاف (كه شكستگي ناميده مي شود)، از بخشهاي عميق زمين به بالا نفوذ مي كند. طي ميليونها سال، تحت فشار شديد، جانداران قديمي مانند پلانكتونها به نفت تبديل مي شوند. عناصر كم چگال نفت خام تبخير شده و قير باقي مي ماند (كه بسيار چسبناك است). استخرهاي آب روي اين قير، جانوران تشنه را جلب مي كند. هنگامي كه جانور به قير مي چسبد، شكارچيان را جلب مي كند كه آنها هم به قير مي چسبند. استخوانها، دندانها و ديگر بخشهاي سخت بدن جانوران به خوبي در اين محيط حفظ مي شود. گودالهاي قير، در همه جاي دنيا وجود دارند. يكي از گودالهاي قير مشهور، گودال قير رانكو لابرياست (در كاليفرنياي جنوبي در ايالات متحده).


 

گودالهای قیر لابریا
(
LA BREA TAR PITS)


گودالهای قیر رانكو لابريا شامل بيش از 100 حفره قير در كاليفرنياي جنوبي آمريكاست (بريا در زبان اسپانيايي به معناي قير است). در اين حفرات قيري، تعداد زيادي استخوان جانوران مختلف وجود دارد كه شامل فسيلهاي عصر يخي مي باشند. بيش از 650 گونه از گياهان و جانوران دوره يليستوسن در لابريا يافت شده است (كه مربوط به حدود 10000 تا 14000 سال قبل مي باشند) و شامل تعداد زيادي ماموت، ماستودون ها، گربه هاي دندان شمشيري (شامل اسميلودونفاتاليس مي باشد)، نهنگ هاي ترسناك (ديروس)، تنبل هاي غول پيكر (گلوسوتريوم هارلائي)، تنبل هاي زميني، گلوهاي كوهان دار، اسب غربي، خرس صورت كوچك (آركتودوسيموس)، جوندگان، خرگوشها،‌ پرندگان، لاك پشتها، سوسمارها، حشرات، نرم تنان و بسياري جانوران و گياهان ديگري می باشد. يك اسكلت انسان قديمي هم در حفره هاي لابريا يافت شده است (حدود 17 استخوان انسان يافت شده كه سن آن حدود 9000 سال قبل مي باشد). حفرات قير، استخرهايي از قير هستند و هنگامي به وجود می آيند كه نفت خام، از اعماق زمين به درون تركهايي كه شكاف ناميده مي شوند تراوش مي كند. عناصر كم چگال نفت خام تبخير مي شوند و نهشته ای عميق و مخروطي از قير (مخلوطي بسيار چسبناك) را به جا مي گذارد. استخرهاي آب روي قير، جانوران تشنه را جلب مي كند. هنگامي كه جانور، در قير مي چسبد، درندگان به سوي جانور به دام افتاده حمله مي برند و سپس آنها هم در قير به دام مي افتادند استخوانهاي جانوران، دندانها و ديگر بخشهاي سخت بدن در اين محيط حقظ مي شدند.

 

 

گودالهای قیر لابریا

فسیلها در لابریا

 

 گورگوزاروس
(
GORGOSAURUS)


(به صورت گور – گو – زار – وس تلفظ مي شود) گورگوزاروس (به معني سوسمار گورگون) نام غير رسمي است كه براي آلبرتوزاروس به كار مي رود، اما امروزه عقيده بر اين است كه جنسي جدا از تيرانوزاريدها است. گورگوزاروس در سال 1914 توسط ديرينه شناسي به نام ل. لامب نام گذاري شد. اين دايناسور بزرگ و گوشتخوار، يك تروپود بود كه حدود 30 -26 فوت (9 – 8 متر) طول داشت. اين شكارچي وحشتناك سري بزرگ با دندانهايي بسيار تيز، بازوهايي كوچك، پاهايي بزرگ و نيرومند و دمي سخت داشت. بيش از 20 فسيل غير كامل از اين دايناسور در آلبرتا – كانادا و مونتانا – ايالات متحده يافت شده است. اين دايناسور نسبتاً باهوش در كرتاسه پاياني ، حدود 68 – 76 ميليون سال پيش زندگي مي كرد. گونه خاص اين جنس گورگوزاروس ليبراتوس نام دارد.

 

 

 گورگونوپسيد
(
GORGONOPSID)


گورگونوپسيد (به معني شيطان گورگون، گورگون در افسانه هاي يونان، جانوري بود كه به انسان چشم مي دوخت تا به سنگ تبديل شود و به سوراخهاي جمجمه، سيناپسيدها شيطان گفته مي شود) نوعي سيناپسيد، خزنده اي پستاندار شكل، بود كه در دوره پرمين حدود 260 ميليون سال قبل مي زيست. اين جانوران تا زمان انقراضشان در دوره پرمين پسين و قبل از پيدايش دايناسورها، اصلي ترين درندگان بودند. آنها آرواره هاي مربع مانند، بزرگ و نيرومند و دندانهاي حفره دار، بزرگ و شمشير مانند داشتند. فسيلهاي اين جانور در افريقاي جنوبي يافت شدند. گورگونوپسيد به دو زيرخانواده روبيدجينا كه جمجمه هايي پهن و بزرگ داشتند و گورگونوپسيا كه بيشترين جنسهاي گورگونوپسيد را در بر مي گيرد تقسیم می شوند.

 

 

 

 گوزن شمالي ايرلندي
 (
IRISH ELK)


مگاسروس (مگالوسروس) گيگانتئوس (
Megaloceros giganteus) (به معناي گوزن شاخ دار غول پيكر) گوزن شمالي ماقبل تاريخ مي باشد (بيشتر به گوزن زرد شبيه است تا گوزن شمالي) اين جانور بزرگترين گوزني است كه تاكنون زيسته است. ارتفاع اين جانور بيش از 10 فوت (3 متر) بود و شاخهاي بلند به طول 11 فوت (3/3 متر) داشت. (بزرگترين شاخ در ميان گوزنها) اين شاخها به طور سالانه رشد مي كردند. مگاسروس در دوره پليستوسن پسين (از 5/1 ميليون تا 2500 سال قبل) می زیست. گله هاي بزرگ اين پستاندار، در اروپاي امروزي و آسياي غربي مي زيستند. اين جانور به وسيله گربه سانان بزرگ، گرگها و انسانهاي اوليه شكار مي شد. (رده پستانداران، راسته آتيوداكتيلا، خانواده كرويده).

 

 

 

   گوشتخوار
(
CARNIVORE OR MEAT EATER)


گوشتخواران دسته اي از جانوران هستند كه از گوشت تغذيه مي كنند. آنها معمولاً دندانهاي تيز و آرواره هايي نيرومند داشتند. بعضي از دايناسورها مانند تي ركس و ولوسيراپتور،‌ گوشتخوار بودند. تعداد گوشتخواران از گياهخواران كمتر است.
 

گونه زایی آلوپاتریک
(
ALLOPATRIC  SPECIATION)


گونه زایی آلوپاتریک شکل گیری گونه های جدید بعد از اینکه یک جمعیت جانوری از نظر جغرافیایی از هم جدا می شوند، می باشد. اغلب اوقات دو گروه مجزا از نظر ژنتیکی از هم تفکیک می شوند. گونه زایی آلوپاتریک در مقایسه با گونه زایی پاراپاتریک و سیمپاتریک اصلی ترین روش گونه زایی (شکل گیری گونه های جدید) است.
 

گونه سازي پاراپاتريك
(
PARAPATRIC SPECIATION)


گونه سازي پاراپاتريك
(شكل گيري گونه جديد) هنگامي رخ مي دهد كه يك جمعيت وارد زيستگاه جديدي در محدوده جغرافيايي گونه هاي والد خود مي شود، اما از نظر توليد مثل از گونه هاي والد خود جدا مي شوند. با گونه سازي آلوپاتريك و سيمپاتريک مقايسه شود.
 

گونه شاخص (هولوتيپ)
 (
HOLOTYPE
)


يك گونه شاخص (هولوتيپ) نمونه اي از يك موجود زنده است كه براي تعريف يك گونه يا زيرگونه استاندارد كافي به نظر مي رسند. اين گونه معمولاً اولين نمونه علمي گزارش شده توصيف شده مي باشد.
 

 گونياتيتيدا
(
GONIATITIDA)


گونياتيتيدا راسته منقرض شده اي از آمونویيدها (گونه اي از نرم تنان) است. جانوران نرم تن تنها از طريق يك پوسته مارپيچي محافظت مي شدند. اين جانور از طريق يك راولاي ستون مانند كه هفت دندان داشت غذا مي خورد و علاوه بر آن ده بازو و آبشش براي تنفس كردن نيز داشت. بچه هاي اين جانور بسيار كوچك بودند و در جريانات آب شناور مي شدند و در واقع اقسامي از پلانكتونها بودند. گونياتيتيدا در سال 1884 توسط ديرينه شناسي به نام هيات نام گذاري شدند.
طبقه بندي: رده سفالوپودا، زير رده نئوسفالوپودا، زير رده دوم آمونوتيده،راسته گونياتيتيدا

فسیل گونیاتیت

 

 گويوسفال
(
GOYOCEPHALE)


(به صورت گو – يو – سف – آ – ل تلفظ مي شود) گويوسفال (به معني سر زيبا يا آراسته شده) دايناسوري گياهخوار با جمجمه اي ضخيم و سري پهن همراه با استخوانها و خارهايي كه بر روي جمجمه اش بود و دندانهايي بزرگ داشت. اين جانور در كرتاسه پاياني، حدود 85 تا 80 ميليون سال پيش زندگي مي كرد. اين پاكي سفالوزار هومالوسفاليد در مغولستان يافت شد (جمجمه و اجزائي از اسكلتهاي آن در مغولستان يافت شد). گويوسفال توسط ماريانسكا،پرل و اوسمولسكا در سال 1982 نام گذاري شدند. گونه خاص اين جنس گويوسفال لاتيمور نام دارد.
 

 

گياه آوندي
(
Vascular Plant)


گياه آوندي،
لوله هاي تخصص يافته اي دارد كه آب و مواد غذايي را به درون گياه حمل مي كند. رسن ها، كاجها، دم اسبيان، بازدانگان و گياهان گل دار، گياهان آوندي هستند.

 

 

 گياهان گل دار
(
FLOWERING PLANTS)


گياهان گل دار نهان دانه (به معني دانه پوشيده) هستند. آنها دانه هایی توليد مي كنند كه در ميوه قرار دارند. اين گياهان، در واقع گياهان رايج در عصر ما هستند. آنها بيش از 250000 گونه مختلف شامل علفها، گلابي ها و غيره هستند. گلهاي اين گياهان براي توليد مثل به كار مي روند آن نهاندانگان 140 ميليون سال پيش در زمان ژوراسيك پاياني به وجود آمدند و به وسيله دايناسورها خورده مي شدند. آنها حدود 100 ميليون سال پيش در خشكي ها فراوان بودند. نهاندانگان به گروههاي تك لپه اي (نظير ذرت) و دو لپه اي (نظير لوبيا) تقسيم مي شوند.
 

 گياهخوار
("HERBIVORE" OR "PLANT EATER")


گياهخواران جانوراني هستند كه از گياهان تغذيه مي كنند.
بسياري از دايناسورهاي ساروپود، نظير براكيوزاروس و الترازاروس گياهخوار بودند. گياهخواران همچنين اولين مصرف كنندگان به شمار مي آيند. اين جانوران معمولاً گياهاني را كه مي خوردند از بين نمي برند.
 

منتل، گيدئون
(
Mantell, Gideon)


گيدئون منتل (1852-1790) فسيل جمع كن انگليسي و از اولين جويندگان فسيل در جهان بود. وي هيلائوزاروس (1833) ، ايگوانودون (1825) و پلئوزاروس (1850) را نامگذاري كرد. تصور مي شود كه همسر وي ، ماري آن منتل ، در سال 1822 ، نخستين دندان ايگوانودون را كشف كر
ده است. هر چند هيچ اثباتي براي اين فرضيه وجود ندارد.


 

گيگانتوپيتكوس
(
GIGANTOPITHECUS
)


گيگانتوپیتكوس (به معني مقلد عظيم الجثه) بزرگترين بوزينه اي بود كه تا كنون زندگي كرده است. گيگانتوپتيكوس ميموني خشكي زي و گوريل مانند بود، كه حدود 650 پوند (300 كيلوگرم) وزن و حدود 10 فوت (3 متر) بلندي داشت. اين جانور همه چيزخوار بود و احتمالاً گياهان و جانوران كوچك را مي خورد. اين پستاندار باهوش در ميوسن پاياني تا پليوستسن مياني حدود يك ميليون سال پيش زندگي مي كرد. برخي از مردم گمان مي كنند كه بعضي از گونه هاي زنده گيگانتوپيتكوسها با عنوان يتي در هيماليا زندگي مي كنند. فسيلهاي اين جانور (اغلب آرواره ها و دندانها) در چين، هند و پاكستان يافت شده است. اين پستانداران به وسيله يك ديرينه شناس به نام رالف وان كوينيكسوالد در دهه 1930 نام گذاري شد. اين جانور دندانهاي فسيل شده بزرگي داشت كه در هنگ کنگ مصارف دارويي دارند. گونه خاص اين جنس گيگانتوپيتكوس بلاكي نام دارد.

 

 

گيگانتوترمي
(
GIGANTOTHERMY
)


(به صورت جي – گانت – و – ترم – ي تلفظ مي شود) جيگانتوترمي حفظ و ثابت نگه داشتن دماي بدن به واسطه داشتن بدن بزرگ و عايق بندي شده است. نسبت سطح به حجم جانوران بزرگ نسبتاً كم است بنابراين اين جانوران بهتر از جانوران كوچك گرما را حفظ مي كنند. 
 

 گيگانتسپينوزاروس
(GIGANTSPINOSAURUS
)


گيگانتسپينوزاروس (به معني سوسمار خاردار غول پيكر) يك دايناسور استگوزاريد و به عبارت ديگر يك گياهخوار بزرگ با صفحات استخواني كه دم و پشتش را مي پوشاند، بود. اين دايناسور اورنيتيچين در دوره ژوراسيك زندگي مي كرد. فسيلهاي اين جانور در زيگونگ – چين يافت شده است. اين خزنده غول پيكر در سال 1985 كشف و در سال 1993 نام گذاري شد.  گونه خاص اين جنس گيگا نتسپينوزاروس سيچواننسيس نام دارد.


 

 گيگانوتوزاروس
(
GIGANOTOSAURUS)


( به صورت جيگ – آ – نوت – و – زار – وس تلفظ مي شود) گيگانوتوزاروس (به معني خزنده غول پيكرجنوبي) يكي از بزرگترين دايناسورهاي گوشتخوار بود. اين تروپود بزرگ تر از T ركس بود. اين جانور حدود 43 فوت ( 13 متر) طول و 8 تن وزن داشت اين دايناسور در كرتاسه مياني، حدود 95 – 100 ميليون سال پيش زندگي مي كرد. فسيلهاي اين جانور در ناحيه پاتاگونيا از آرژانتين و در سال 1994 كشف شدند.
 

چارلز گيلمور
(
GILMORE , CHARLES.W.)


چارلز ويتني گيلمور (1945 – 1874) دانشمندي بود كه دايناسورهاي امريكاي شمالي و آسيا و سوسمارهاي فسيل شده را مطالعه كرد. (از جمله دايناسورهاي صحراي گبي). او دايناسورهاي زير را نام گذاري كرد:

آلاموزاروس (1922)

آلكتوزاروس (1933)

مونكولوزاروس (1920)

باكتروزاروس (1933)

براكيسراتوپس (1914)

چيروستنوتس (1924)

مونكولوزاروس (1933)

پاروزاروس (1945)

پيناكوزاروس (1933)

تسلكوزاروس (1913)

خانواده ترودونيتده (1924)

 

گيلمورئوزاروس (برت – سورمان 1979) به افتخار گيلمور نام گذاري شد.
 

 گيلمورئوزاروس
(
GILMOREOSAURUS)


گيلمورئوزاروس دايناسوري منقار اردكي بود كه در كرتاسه پاياني (65 – 99 ميليون سال پيش) زندگي مي كرد. فسيلهاي غير كامل اين هادروزاراورنيتيچين در چين يافت شده است. گونه خاص اين جنس گيليمورئوزاروس مونگولينسيس نام دارد (اين دايناسور در ابتدا ماندسكوزاروس ناميده مي شود كه به وسيله گيلمور در سال 1933 نام گذاري شد) گيلمورئوزاروس توسط برت – سورمان در سال 1979 و به افتخار گيلمور نام گذاري شد.
 


 

 گينكگو يا گينگكو
(
GINKGO or GINGKO
)


گينكگو يا گينگكو (كه درخت پرسياوش نيز ناميده مي شود) يك درخت نهان دانه اوليه بود كه در دوران فروزوئيك فراوان بوده، اما امروزه تنها يك گونه از آن وجود دارد. گينكگوها در ژوراسيك و كرتاسه بسيار زياد بودند. اين درخت برگ ريز (در هواي سرد برگهايش كاهش پيدا مي كرد) برگهاي پروانه مانند داشت كه داراي دولوب بودند.

طبقه بندي: دسته بندي پينوفيتا (نهاندانگان)، زيردسته پينيكا، رده پينوپسيدا، راسته گينكگول ها، خانواده گينكگواسي (گينكگو).
 

.

 

 گئوزاروس
(
Geosaurus)


(بصورت  گئو – و – زار – وس تلفظ مي شود) گئوزاروس (به معني سوسمار سنگي) يك كروكوديل آبزي و اوليه بود كه حدود 10 فوت (3 متر) طول داشت. اين جانور ماهي خوار آرواره هايي كشيده و نوك تيز همراه با دندانهاي تيز، چهارباله گوشتي (دوباله عقبي بلندتر از باله هاي جلوئي بودند) و دمي دراز همراه با باله هاي پشتي داشت. گئوزاروس دايناسور نبود اما خزنده اي بود كه در كنار ايكتيوزارها و پلسيوزارها در درياهاي زمان ژوراسيك پاياني كرتاسه آغازين زندگي مي كرد. فسيلهاي گئوزاروس در اروپا (يك نمونه نسبتاً خوب آن در جنوب در آلمان) و افريقايي جنوبي يافت شده است.

طبقه بندي: زيررده آركوزار، راسته كروكوديلها، زيرراسته تالاتوساكيا، خانواده متريورمينكيا، جنس گئوزاروس، گونه خاص اين جنس گئوزاروس گراسيليس نام دارد. گئوزاروس به وسيله ف. كووير در سال 1842 نام گذاري شد.

 

 

 

English view | Contact us : Info@ngdir.ir | Home