اپوسيپيتال
(
EPOCCIPITAL)
 


اپوسيپيتال استخوان حاشيه اي سپر دايناسورهاي سراتوپسين است.
 

 اپيكاملوس
(
AEPYCAMELUS)

 


ايپيكاملوس كه نام جديد آن آلتي كاملوس است، يك شتر ماقبل تاريخ است كه درزمان ميوسن پاياني زندگي مي كرد. اين شتراوليه وزرافه مانند حدود10 فوت ( 3 متر) بلندي تا ناحيه سرش داشت. اين جانور كوهان و سر كوچكي داشت. ايپيكاملوس پاهاي بسيار بلند و سمهاي كوچك داشت كه هر كدام دو انگشت داشتند علاوه براين كف پاهاي اين جانور پهن بود. اين جانور احتمالا همانند شترهاي امروزي راه مي رفت. فسيلهاي اين پستانداردركلورادو – ايالات متحده كشف شده است.
 


اتم(ATOM)
 


تمام اشياء از اتم ساخته شده اند. اتم كوچكترين بخش يك عنصر است كه ويژگيهاي آن عنصر را دارا مي باشد.
 

مارش،اتنيل
 (
Marsh, othniel
)


اتنيل مارش (1899-1831)، ديرينه شناسي آمريكايي از دانشگاه يال بود كه زير راسته هاي دايناسوري تروپودار (1881) و ساروپودا (1878) را نامگذاري كرد. وي حدود 500 گونه جديد از جانوران فسيل شده را نامگذاري كرد (اين جانور
ان توسط مارش و تعداد زيادي از فسيل جويان همراه وي كشف شدند).
 مارش جنسهاي دايناسوري زير را نامگذاري كرد: آلوزاروس (1877)، آموزاروس (1890)، آنكيزاروس (1885)، آپاتوزاروس (1877)، آتلانتوزاروس (1877)، باروزاروس (1890)، كامپتوزاروس (1885)، سراتوپس (1888)، سراتوزاروس (1884)، كلائوزاروس (1890)، كوئلوروس (1879)، سرئوزاروس (1878)، ديپلودوكوس (1878)، ديراكودون (1881)، دريوزاروس (1894)، دريپتوزاروس (1877)، لابروزاروس (1896)، لائوزاروس (1878)، نانوزاروس (1877)، نودوزاروس (1889)، اورنيتوميموس (1890)، پلئوروكوئلوس (1891)، پريكونودون (1888)، استگوزاروس (1877)، توروزاروس (1891)، تريسراتوپس (1889)، تريپريدون (1889) را نامگذاري كرد.
 وي زير راسته هاي مسراتوپسيا (1890)، سراتوزاريا (1884)، اورنيتوپودا (1881)، استگوزاريا (1877) و تروپودا را نامگذاري كرد.
مارش، خانواده هاي آلوزاريدا (1878)، آنكيزاريدا (1885)، كامپتوزاريدا (1885)، سراتوپسيدا (1890)، سراتوزاريدا، كوئلوريدا، ديپلودوسيدا (1884)، دريپتوزاريدا، نودوزاريدا (1890)، اورنيتوميميرا (1890)، پلاتئوزاريدا (1895) و استگوزاريدا (1880)، را نامگذاري كرد.
به علاوه وي، بسياري از گونه هاي منفرد دايناسورها را نامگذاري كرد. دايناسور اتنيلا، در سال 1977، توسط گالتون، به احترام مارش، مارشوزاروس بيسنتسموس ناميده شد
(مادسن 1976).
 

اتنييليا
(
othnielia )


(به صورت ات-ني-ي-لي-يا تلفظ مي شود) اتنييليا، نوعي دايناسور اورنيتوپود از دوره ژوراسيك پسين، حدود 156 تا 145 ميليون سال قبل بود. اين دايناسور، گياهخواري دو پا، با پوزه اي شاخي و آرواره هايي قوي بود. اين دايناسور پاهايي بلند و ساقهايي بسيار بلند داشت. همين امر، از وي دونده اي سريع ساخته بود. اتنييليا، بازواني كوتاه و دمي بلند و سخت داشت و طول آن حدود 6/4 فوت (4/1 متر) بود. اين دايناسور، دستاني پنج انگشتي و پاهايي چهار انگشتي داشت كه همه انگشتان چنگال داشتند. فسيلهاي آن (دو اسكلت ناقص و دندانها)، در كلرادو، اوتا و كلرادو در غرب ايالات متحده كشف شده اند. اين دايناسور در سال 1977، به افتخار اتنيل مارش، كه جمع آوري كننده فسيل بود، نامگذاري شده است.
 


 
ادماركا( EDMARKA)
 


( به صورت اد – مارك – آ  تلفظ مي شود) ادماركا ( كه به افتخارو. م. ادمارك نام گذاري شد) يك دايناسور گوشتخوار بزرگ عظيم الجثه بود كه در ژوراسيك پاياني زندگي مي كرد. اين تروپود حدود36 فوت ( 11 متر) طول داشت و در منطقه وايونيگ امروزي درايالات متحده زندگي مي كرد. تنها چنداستخوان از اين دايناسوريافت شده است. اين دايناسور بوسيله ديرينه شناساني به اسم بيكر، كراليس، سيگ وارت وفيلا درسال 1922 نام گذاري شد. گونه خاص اين جنس ادماركاركس نام دارد.
ادماركا احتمالا همان تورووزاروس است.
 

 ادمونتوزاروس
(
EDMONTOSAURUS)
 


 

( به صورت اد – مون – تو – زار – وس تلفظ مي شود) ادمونتوزاروس يك دايناسوربزرگ، گياهخوار و منقار اردكي مربوط به دوره كرتاسه بود.
 

 ادمونتونيا
(
EDMONTONIA)
 


( به صورت اد – مون – تون – ي – آ تلفظ مي شود) ادمونتونيا ( به معني اهل ادمونتون ) يك آنكيلوزار بود وبه عبارت ديگر دايناسوري گياهخوار، سنگين وزره داربود كه حدود 23 – 20 فوت ( 7 – 6 متر) طول داشت. بدن اين دايناسور باصفحات وخارهاي استخواني پوشيده شده بود. وجمجمه اي پهن وبزرگ داشت. دندانهاي اين جانوركوچك وآرواره هايش ضعيف بودند. اين دايناسور پاهايي ضخيم داشت وكف پاهاي آن بسيارپهن بود، اين دايناسوردرواقع اورنيتيچين كرتاسه پاياني ( 68 – 76 ميليون سال پيش) بود كه فسيلهايش براي اولين باردرسال 1924 درآلبرتا – كانادا كشف شد( فسيلهاي ادمونتونيا توسط جرج پاترسون دردره رودخانه رددير در11 كيلو متري غرب شهرمورين نزديك سازند ادمونتونيا كشف شد وبهمين خاطر اين نام را به اوداده اند). فسيلهاي ادمونتونيا دركانادا( آلبرتا) وايالات متحده ( مونتانا، داكوتاي جنوبي وتگزايس) كشف شده است. ادمونتونيا بوسيله فسيل شناسي بنام س.م. استرنبرگ درسال 1928 نام گذاري شد. گونه خاص اين جنس ادمونتونيا لانگيس يس نام دارد.
 

 ادنتولوس
(
EDENTULOUS)

 


ادن تولوس به معني بدون دندان است.
 

ادوارد. ب. هيچكاك
 (
HITCHCOCK , EDWARD.B)
 


ادوارد هيچكاك ( 1864 – 1793 ) كشيش و زمين شناسي بود كه اولين ردپاهاي دايناسوري بزرگ را در نكتيكات ايالات متحده كشف كرد. او 20000 فسيل ردپا را جمع آوري كرد.
وی تصور می کرد که این ردپاها، توسط پرندگان بزرگ منقرض شده ایجاد شده اند (و درست فکر می کرد).
 

ادوارد کوپ
(.EDWARD D, COPE)


ادوارد درینکر کوپ (1897- 1840) دیرینه شناسی امریکایی بود که بیش از یک هزار گونه فسیل جانوری از جمله دیمیترودون را نام گذاری نمود. او دایناسورهای زیر را نام گذاری نموده است: آگاتاوماس (1872)، آمفیکوئلیاس (1877)، کامارازاروس (1877)، سیلوفیسیس (1889)، سیونودون (1874)، دیکلونیوس (1876)، دیسگانوس (1876)، دیستروفائوس (1877)، هیپسیبما (1869)، مونوکلونیوس (1876)، پارونیکودون (1876)، تروپلیکس (1889)، تیکوستیوس (1877) وغیره. وی همچنین خانواده های زیر را نیز نام گذاری کرد: کامارا زاریده (1877)، کومپسوگناتیده (1875)، هادرو زاریده (1869)، ایگوانودونتیده (1869) وسیلیدو زاریده (1869). دایناسور درنیکر در سال 1990 توسط رابرت بیکر و به احترام کوپ نام گذاری گردید.
 

 فوناي ادياكارا
(
EDIACARA  FAUNA)
 


فوني ادياكارا يك حيات جانوري است كه درطول زمان وندين يا دوره ادياكارين ( حدود 650 تا 544 ميليون سال پيش) زندگي مي كرد. وندين زماني است كه اولين جانوران بوجود آمدند. حيات جانوري وندين ( فوناي ادياكارا) شامل جانوراني چند سلولي نرم تن نظير اسفنجها، گنيداريان ها، كرمها ونرم تنان خويشاوند آرتروپودا بودند. ادياكارا باتوجه به تپه هاي ادياكارا استراليا ( شمال آدلايد) جائيكه اين جانوران ابتدايي اولين بار در آن كشف شدند، نام گذاري گرديد. ( ادياكارا اولين بار در سال 1946 بوسيله يك زمين شناس معدني ازكشور استراليا بنام رجينالد اسپريگ نام گذاري شد) ساير فسيلهاي دوره وندين درميستا كن پونيت، نيوفوندلند و درياي سفيد در ساحل شمالي روسيه كشف شدند.
 

ارل داگلاس
(DOUGLASS,EARL)

ارل داگلاس(1931- 1862)،‌يك شكارچي فسيل بود كه در سال 1909،‌كارنيج كواري (كه امروزه به نام مجسمه ملي دايناسور ناميده مي شود) در اوتاي ايالات متحده را كشف كرد.  داگلاس نمونه هاي بسياري را يافت(350 تن فسيل) كه شامل آلوزاروس،  ‌آپاتوزاروس، ‌كامارازاروس،‌ كامپتوزاروس،‌ ديپلودوكوس،‌ هوپلوسوكوس، اتنيليا و استگوزاروس مي باشد.  وي اين فسيلها را براي موزه كارنيج در پيتسبورگ پنسيلوانياي ايالات متحده جمع آوري كرد.
 

 ارليكوزاروس
 (
(ERLIKOSAURUS
 


(به صورت ار-  ليك- و- زار- وس تلفظ مي شود.) ارليكوزاروس ( به معني سوسمار ارليك؛ درافسانه هاي مغولي نام يك پادشاه مرده است) يك دايناسور گوشتخوار بود. اين تروپودحدود 20-16 فوت( 6-5 متر) طول داشت ودركرتاسه پاياني زندگي مي كرد. فسيلهاي اين تريزنيوزاردر مغولستان كشف شده است. تنها يك اسكلت نيمه كامل(حاوي جمجمه) يافت شده است. ارليكوزاروس بوسيله بارسيولدوپرل درسال1980 نام گذاري شد. گونه خاص اين جنس ارليكوزاروس اندرولي نام دارد.
 

 ارواح
(
CHOST LINEAGE)


ارواح گروهي ازجانداران بودند كه تصور
مي شد قبلاً وجود داشتند اما هيچ شاهد فسيلي از وجود آنها كشف نشده است.
 


 
اريك ( (ERIC
 


اريك نوعي پليوزارلپتوسليدين مي باشد كه 85 % آن اپالي شده است ( خزنده دريايي ) كه دركرتاسه آغازين در استراليا مي زيست ( اين جانوربه افتخاراريك ايدل نام گذاري شد) اريك نوعي پليوزاروگوشتخوار دريايي بود كه حدود 5/6 فوت (2 متر) طول داشت. در معده اين فسيل ستون فقرات ماهي ( وگاستروليت ) يافت شده است. بنابراين احتمالا اين جانور ماهيان كوچكتر را مي خورده و آنهارابا آرواره هاي كروكوديل مانندش شكار مي كرده است.

 


ازدركو(
AZHDARCHO):
 


ازدركوه ( به معني اژدها) يك پتروزاربود، به عبارت ديگريك خزنده پرنده بود ودايناسور نبود. اين جانورگوشتخواردرانتهاي دوره كرتاسه مي زيست. اين جانور از روي فسيلهايي كه درازبكستان يافت شد شناسايي شده است ودرسال 1984 توسط نسوف نام گذاري شد.
 

ازراپتور
(
ozraptor)


(به صورت از-راپ-تور تلفظ مي شود)
ازراپتور (به معناي غارتگر استراليايي) گوشتخواري دو پا به طول 5/6 تا 10 فوت (2-3 متر) از دوره ژوراسيك مياني بود. ازراپتور، نوعي تتانورين بود (دايناسورهاي تروپود پيشرفته كه دستاني سه انگشتي،سوراخهاي آرواره اي ،پاهايي بلند و دمي سخت داشتند). ازراپتور، در سال 1998 ،توسط لانگ و مولنار نام گذاري شد و از روي بخشي از ساق پا (استخوان ساق پا) شناسايي شد كه در استراليا كشف شده بود.
 


 
اسب( HORSE):
 


اسبهاي امروزي ( جنس ايكيوس كه شامل گورخرها، الاغها وغيره مي باشد) حدود 4 ميليون سال پيش درامريكاي شمالي بوجود آمدند، ودرآسيا ، اروپا وافريقا گسترش يافتند. اسبهاي امريكاي شمالي حدود 8000 سال پيش واحتمالا به دليل بيماري ازبين رفتند.
 


استخوان (BONE)
 


ا
ستخوان اغلب از فسفات كلسيم سخت به اضافه خميره كلاژن قابل انعطاف تشكيل شده است.
 

 استخوان بازو (هومروس)
  (
HUMERUS):


هومروس استخوان بالائي ترين بخش دست است.
 

استخوان بند انگشت
PHALANGES))


استخوانهاي فالانگس، استخوانهاي انگشتان هستند. فالانگس، استخوان يك انگشت است.
 

استخوان پوستي
(DERMAL BONE)


استخوان پوستي، استخواني است كه در داخل پوست موجودات به وجود مي آيد. اين استخوانها به صورت سپرها و يا زره هاي محافظ عمل مي كنند.
 

 استخوان تهيگاه
(
ILIUM)
 


استخوان تهيگاه ( بصورت ايل – ي – يوم تلفظ مي شود) (جمع آن ايليا) استخواني است كه بخشي ازلگن مي باشد. به عبارت ديگر كمربند لگني
 

استخوان چشمي
(
palpebral)


استخوان چشمي،
استخوان كوچكي در حفره چشم است (در دايناسورهاي اورنيتيسكين و بعضي دايناسورهاي ديگر).
 

استخوان خاجی
(Sacrum)


استخوان خاجی، بخشي از ستون فقرات است كه به لگن خاصره متصل مي شود.
 


 
استخوان ران((FEMUR:
 


استخوان ران، استخوان بلندي از بخش بالائي پا بين لگن وزانو است.
 

استخوان شاخي
(
Rostralbone)


استخوان شاخي، استخواني است كه فقط در دايناسورهاي سراتوپسين (مانند تريسراتوپس، استيراكوزاروس و پروتوسراتوپسها) يافت مي شود. اين استخوان در بالاي آرواره بالايي قرار داشت.
 

استخوان قوزك
(
Tarsal)


تارسال،
استخوان قوزك است.
 


 
 استخوان گونه (JUGAL)
 


( به صورت جيو – گال تلفظ مي شود) جيوگال استخوان گونه است واستخواني است كه بين چشم وآرواره بالايي قرار دارد.
 

استخوان منقاری غرابی
(
CORACOID)


استخوان منقار غرابی استخوان کوتاهی است که به استخوان کتف دایناسور متصل شده است.
 

استخوان نازک نی
(Fibula)


نازک نی، استخوان ساق پاست. استخوان بخش پایینی و پشتی پا، که بین زانو و قوزک پا قرار دارد.
 


استخوانها(
BONES)
 


استخوانها از مواد سخت نظيركلسيم تشكيل شده اند كه به خوبي فسيل مي شوند.
 

استخوانهاي كف پا
(METATARSALS)


استخوانهاي كف پا، استخوانهاي بخش بالايي پا هستند كه بين مچ پا و انگشتان قرار دارند.
 

استخوانهاي مشت دست
(
(METACARPALS


استخوانهاي مشت دست، استخوانهاي كف دست هستند كه بين مچ و انگشتان قرار دارند.
 

جان استروم
(
ostrom,John )


جان استروم،ديرينه شناس آمريكايي بودكه همراه با گرانت مير،دينونيكوس را كشف(1964 )و نام گذاري (1969 )كرد.وي دايناسورهاي،ميكرووناتور(1970 )،ساروپلتا(1970 )و تنونتوزاروس(1970 )را نام گذاري كرد.استروم هم از طرفداران اين فرضيه است كه پرندگان از دايناسورهاي تروپود به وجود آمده اند.استروم معتقد است كه دماي بدن دايناسورها بالا بوده كه باعث راست بودن آنها مي شده است(1969 ).كتاب هاي استروم شامل
» دنياي عجيب دايناسورها« (پوتنام 1964 )و » دايناسورها« (شركت چاپ زيست شناسي كارولينا 1984 )،» دايناسورهاي مارش:مجموعه اي از كوموبلوف« (مك اينتوش و دودسون،چاپ دانشگاه يال،2000 )و غيره مي باشد.پرنده/دايناسور راهوناويس استرومي از دوره كرتاسه ،به افتخار استروم نام گذاري شد.
 

 استمنوسوكوس
(
ESTEMMENOSUCHUS)
 


( به صورت اس – تم – ان – و – سوك – وس تلفظ مي شود) استمنوسوكوس ( به معني كروگوديل تاج دار) جانوري بزرگ چهارپا بود كه حدود 13 فوت ( 4 متر) طول وبيش از5/6 فوت ( 2 متر) بلندي داشت. اين جانور دايناسور نبود. اين گياهخوار دندانهاي بلند وتيز در جلوي دهانش داشت كه به سمت جلونوك تيز شده بود، ودندانهاي گونه اي كوچكتردرطرفين دهانش داشت: اين دندانهاي گونه اي به جانوران اين امكان را مي داد كه گياهان تنوعي را نظير سيكاوها، دم اسبيان وسرخسهارابخورد. استمنوسوكوس جمجمه اي سنگين، دمي كوتاه وبدني حجيم داشت. اين جمجمه ضخيم داراي برآمدگيهاي استخواني زياد ي داشت. دوبرآمدگي برروي سوراخهاي بيني، دوبرآمدگي درميانه پوزه و دو شاخ موش مانند بالاي چشمهايش داشت. پوست فسيل شده اين جانوريك بافت صاف را نشان مي دهد. شكارهاي اين خزنده شامل ائوتيتانوساچيد ها وبرتيوپوديدها بودند. اين تراپسيد ديكنودونت ( كه به معني اوقات به عنوان خزندگان پستاندار مانند ناميده مي شدند) درزمان پرمين پاياني، حدود225 ميليون سال پيش يعني قبل از دايناسور ها زندگي مي كرد. فسيلهاي اين جانور درشرق روسيه كشف شده است. استمنوسوكوس درسال 1913 بوسيله پ. ك. كودينوف نام گذاري شد.
 

استنوسپوندیلوس
(CTENOSPONDYLUS)


استنوسپوندیلوس، نوعی پلیکوزار(خزنده پستاندار مانند) بود که روی پشتش، پره ای بادبانی شکل داشت و طول آن حدود 10 فوت (3 متر) بود. این گوشتخوار، روی چهار پا راه می رفت، دمی بلند، خارهای پشتی کوتاه و جمجمه ای باریک و دراز با آرواره ای بزرگ داشت که دارای تعداد زیادی دندان تیز بود. این اسفناکودونتید پیشرفته، از پنسیلوانین پسین تا پرمین پیشین (قبل از تکامل دایناسورها) می زیست. طبقه بندی: قلمرو جانوران، شاخه مهره داران، زیرشاخه مهره داران، روراسته تتراپودا (تتراپودها، چهار پا داشتند)، راسته خزندگان، زیرراسته سیناپسیدها، رده پلیکوزاریا، خانواده اسفناکودونتید (پلیکوزارهای دارای پره پشتی شامل دیمترودون، اسفناکودون، استنوسپوندیلوس و سکودونتوزاروس)، جنس استنوسپوندیلوس و گونه های متعدد.
 

 اسكلت بيروني
(
EXOSKELETON)
 


يك اسكلت بيروني ، ساختار بدني سخت وزره داري است كه از كيتين ( نوعي پروتئين ) ساخته شده است . آرتروپودها ( حشرات، آركنيد ها، كه سخت پوستان وغيره ) اسكلت بيروني داشتند.
 

اشتقاق قاره ها
(
CONTINENTAL DRIFT)


اشتقاق قاره ای حرکت قاره های زمین است. خشکیها در واقع بصورت تکه های بزرگی از پوسته زمین هستند که بر روی یک گوشته مذاب حرکت می کنند. نظریه اشتقاق قاره ها و وجود ابر قاره پانجه آ توسط آلفرد وگنر در سال 1915 مطرح شد.
 

 اكتوترميك
 (
ECTOTHERMIC)
 


اكتوترمها حيواناتي هستند كه دماي دروني بدنشان باتغييرات محيطي، تغيير مي كند( آنها خونسرد هستند). آنها وابسته به درجه حرارت خارجي هستند ورفتارشان ( نظير آفتابگيري ) به منظور تنظيم دماي بدنشان است. دوزيستان، آكثر ماهيها وبيشتر خزندگان اكتوترميك هستند.
 

 اكينودون
(
ECHINODON)
 


( به صورت ا – كين – و – دون تلفظ مي شود) اكينودون ( به معني دندان خاردار) يك دايناسور اوليه گياهخوار، دوپا وكوچك بود كه درزمان ژوراسيك پاياني ، حدود 145 ميليون سال پيش زندگي مي كرد.اين ارنيتيچين به طور كامل شناخته شده است ولي گمان مي رود كه حدود 2 فوت ( 60 سانتي متر) طول داشته است. اين دايناسور باتوجه به يك فسيل بسيار ناقص كه درناحيه دوردست انچگلستان كشف شده است، شناسايي شد. اكينودون توسط اوون درسال 1861 نام گذاري شد. گونه خاص اين جنس اكينودون بكلسي نام دارد. طبقه بندي اين دايناسور هنوزمشخص نشده است.
 

 اكيويزتيوم
(
EQVISETUM)
 


اكيويزتيوم ( يك جنس جديد ازدم اسبيان) يك گياه اسپورداراوليه ( يك اسفنوپسيد) بود كه داراي ريزوم بود. شاخه هاي اين گياه حول يك ساقه بصورت حلقوي رديف شده بودند. ساير دم اسبيان رايج دردوران فروزوئيك نظير نئوكالاميت ها، كالاميت ها وغيره بودند. دم اسبيان دردوره دوونين ، حدود 360 – 408 ميليون سال پيش زندگي مي كرد.  اما امروزه وجود دارند وازجمله علفهاي هرز هستند.
 

 الازموزاروس
(
ELASMUSAURUS)
 


( به صورت ا – لاز – مو – زار – وس تلفظ مي شود) الاموزاروس ( به معني سوسمار صفحه اي ) يك خزنده بزرگ، با گردني دراز بود كه در كرتاسه زندگي مي كرد و به عبارت ديگرپلسيوزار بود نه يك دايناسور.
 

 الاسموتريوم
(
ELASMOTHERIUM):
 


( بصورت ا – لاس – مو – تر – ي – يوم تلفظ مي شود) الا سموتريوم ( به معني هيولاي صفحه اي) يك پستاندارگياهخوارقديمي بود كه درطول پليستوسن زندگي مي كرد. اين چهارپاي بزرگ برروي چهارپاي كوتاه وسم دار راه مي رفت. اين جانور يك شاخ بزرگ برروي پشاني اش داشت. اين شاخ احتمالا حدود 5/6 فوت ( 2 متر) طول داشته است ( فسيلهاي اين دايناسورهنوز يافت نشده است). الاسموتريوم بزرگتر ازيك فيل بود.طول بدنش حدود 26 – 16 فوت( 8 – 5 متر) ووزنش به 5/3 تا 5/4 تن مي رسيد. دندانهاي اين پستانداربزرگ وتاج دار بودند وبامينايي سيماني وچين وچروك دار پوشيده مي شدند. فسيلهاي اين جانوردراروپاوآسيا يافت شده اند. اين پستاندارغول پيكردراستپ هاي اوراسيا مي چريد وزندگي مي كرد. الاسموتريوم بوسيله جوهانس نريدديكوس براندت درسال 1878 نام گذاري شد.

طبقه بندي: رده پستانداران، راسته پريسوداكتيلا. زيرراسته كرانومورفها( خوكهاي خرطوم داروكرگدنها) خانواده رينوسراتيده ( الاسموتريوم ، تلئوسراس، كوئلودونتا) جنس الاسموتريوم.
 

 الافروزاروس
(
ELAPHRUSAURUS)
 


( به صورت ال – آ – فرو – زار – وس تلفظ مي شود) الافروزاروس( به معني سوسمارسبك) دايناسوري دوپا، گوشتخواروبسيارتندروبود كه درژوراسيك پاياني حدود 155 ميليون سال پيش زندگي مي كرد. اين دايناسور حدود 17 فوت ( 5 متر) طول داشت وداراي بازوهايي نازك وكوچك ودستاني سه انگشتي پاهايي كشيده، نيرومند وسه انگشتي، گردني باريك وبلند ودمي سخت بود. اين دايناسور چهره اي شبيه پرندگان داشت وازخانواده تروپودهاي تندروبود. فسيلهاي اين جانوردرتانزانيا درشرق افريقا يافت شد.
 

الترازاروس
(
Ultrasaurus)


(به صورت ال-ترا-زار-وس تلفظ مي شود)
. الترازاروس (به معناي سوسمار فوق العاده) نوعي دايناسور ساروپود از دوره ژوراسيك پسين بود. الترازاروس (جنسي مشكوك) دايناسوري ساروپود، گياهخواری بزرگ، گردن دراز و دم دراز بود كه سري كوچك داشت. در واقع الترازاروس، فسيلهاي براكيوزاروس و سوپرزاروس بود كه با هم كشف شده بودند. فسيلهاي آن در كره جنوبي يافت شده اند. الترازاروس در سال 1973 توسط كيم نام گذاري شد.  گونه خاص آن الترازاروس تاربينسيس است.
 

الكساندر وتمور
(
Wetmore, Alexander )


الكساندر وتمور
(1978-1886) اورنيتولوژيستي بود كه تخصصش در زمينه پرندگان و فسيلهاي پرندگان آمريكاي مركزي و جنوبي بود. وي بسياري از گونه هاي فسيلي پرندگان را نام گذاري كرد و در سال 1962 هم، پلگادورنيس را نام گذاري كرد (كه امروزه آنجلينورنيس ناميده مي شود). وي در سال 1925، متصدي موزه ملي (اسميتسونين)، گالري ملي هنر و باغ وحش ملي بود. وي پرندگان و فسيلهاي زيادي را جمع آوري كرد (كه به مجموعه اسميتسونين اهدا شدند). وي، علاوه بر حوزه كاري و وظايف اجرايي اش، به خاطر مقرراتي بودنش هم مشهور است. در حالي كه وي در جنگلهاي باراني نمونه جمع آوري مي كرد، كراوات مي زد و اصرار داشت كه چادرها، صندلي ها و ميزها، كاملاً منظم و با شيوه هاي خاصي چيده شوند. پيرس برود كورب،در سال 1976، فسيل پرنده اي از دوره كرتاسه را به افتخار وتمور، آلكسورنيس (به معناي پرنده آلكس) ناميد.
 

 الميساروس
(
ELMISAURUS)
 


( به صورت الم – ي – سار – وس تلفظ مي شود) الميساروس ( به معني سوسمارپا) يك دايناسور دوپا وگوشتخواربود كه درزمان كرتاسه پاياني حدود 70 – 80 ميليون سال پيش زندگي مي كرد. اين تروپود تناازروي دست وپاهاي فسيل شده اش شناخته شده است. پاهاي پرنده مانند اين دايناسورسه انگشت داشتند. الميساروس احتمالا حدود 5/6 فوت ( 2 متر) طول داشت. اين دايناسور درسال 1970 درصحراي گبي در مغولستان كشف شد. الميساروس توسط ديرينه شناسي بنام اسمولسكا درسال 1981 نام گذاري شد. گونه خاص اين جنس الميساروس زاروس نام دارد.
 


 
الويزاروس( ELVISAURUS)
 


( به صورت ال – وي – زار – وس تلفظ مي شود ) الويزاروس ( به معني سوسمار الويس) نامي غير رسمي براي كريولوفوزاروس است. اين دايناسور از آنجا كه تاجش شباهت كمي به مدل موي الويس پرسلي دارد به اين نام خوانده مي شود. اين دايناسوردوپا وگشتخوار بود وحدود 20 فوت ( 6 متر) طول داشت. الويزاروس يك برآمدگي شاخ مانندويك تاج نمونه الويس بالاي چشمانش داشت. اين جانور درقطب جنوب امروزي ودرزمان ژوراسيك آغازين ، حدود 190 ميليون سال پيش زندگي مي كرد. اين دايناسور تنها تروپود شناخته شده درقطب جنوب است واولين دايناسور قطب جنوب نيز هست كه تا كنون پيدا شده الويزاروس با توجه به يك جمجمه نه چندان كامل، آرواره ها، استخوان ران، استخوان لگن، ستون فقرات، استخوان نازك ني واستخوان كف پا شناخته شده است.
 

اليزابت، نيكولز
 (
Nicholls, Elizabeth
)


اليزابت (بتسي) نيكولز، ديرينه شناس است و
متصدي مهره داران در موزه رويال تيرل آلبرتاي كاناداست. دكتر نيكولز خزندگان دريايي دوره ترياس (به ويژه ايكتيوزارها) را در آمريكاي شمالي مطالعه مي كند. نيكولز، مدرك دكتراي خود را از دانشگاه كالگاري كانادا گرفت. نيكولز و جك كالاوي، نويسندگان كتاب ((خزندگان دريايي باستاني))، 1997 هستند. نيكولز، جنسهاي ايكتيوزار،‌ متاشاستازاروس (نيكولز و ماكوتو مانابه، 2001) و پارويناتاتور (نيكولز و برنيكمن 1995)‌ را نامگذاري كرد.
 

 اليگوزاروس
(
Oligosaurus)
 


(به صورت ال-يگ-و-زار-وس تلفظ مي شود)
اليگوزاروس (به معناي سوسمار كوچك)نام غلط ونامعتبر رابرودون است كه دايناسوري كوچك و گياهخوار از دوره كرتاسه پسين بود،اليگوزاروس در سال 1881 ،توسط سيلي نامگذاري شد.

 

 امبازاروس
(
EMBASAURUS):
 


( به صورت ام – با – زار – وس تلفظ مي شود) امبازاروس ( به معني سوسمارامبا ازروي رودخانه امبا درقزاقستان نام گذاري شد) يك دايناسور گوشتخوارمربوط به كرتاسه پاياني بود. اين دايناسور ازروي 2 استخوان مهره كه درقزاقستان يافت شدند، شناخته شد. امبازاروس درسال 1931 بوسيله ريابينين نام گذاري شد. گونه خاص اين جنس امبازاروس ميناكس نام دارد. اين دايناسور هنوزبه صورت يك جنس مشكوك است زيرا فسيلهاي آن بصورت پراكنده وناچيز هستند.
 

 اميزاروس
(
Omeisaurus)
 


(به صورت ا-مي-زار-وس تلفظ مي شود)
اميزاروس (به معناي سوسمار كوه امي (چين)) دايناسوري گردن دراز و گياهخوار از دوره ژوراسيك پسين، حدود 145-156 ميليون سال قبل بود. طول اين ساروپود سيتوزاريد،حدود 68 فوت (20 متر) بود. اين جانور سري كوچك و دمي نسبتا كوتاه داشت. اميزاروس،در سال 1939 ،توسط ديرينه شناسي به نام پونگ نامگذاري شد. تعداد زيادي از فسيلهاي اميزاروس (احتمالا يك گله) در سيكوان چين كشف شده است. گونه خاص آن اميزاروس جونگ سينسيس است.

 

 انانتيورنيت ها
(
ENANTIORNITHES)
 


انانتيورنيتس ( به معني پرندگان متضاد) گروهي ازپرندگان بدون دندان بودند كه درطي دوره كرتاسه بوجود آمدند. اندازه آنها ازچند اينچ تا اندازه يك كركس تغيير مي كرد. آنها به موازات پرندگان امروزي تكامل مي يافتند. اما پايان اين تكامل به مرگ انجاميد وآنه ازبين رفتند. نام آنها به معني پرندگان متضاد درواقع به تيغه هاي كتفي ( اسكاپولا) وكورائيد( يك استخوان كوچك كه به اسكاپولا متصل بود) كه جهت يابي مخالفي نسبت به پرندگان امروزي داشتند، مربوط است. برخي از انانتيورنيت ها جنسهايي شامل ائوآلولاويس، گوريلينيا، لينگيوآنورنيس، آلكسيورنيس، كيزيلكوماويس، سازاويس، ايبرومزورنيس وغير مي باشد.
 

 انتخاب طبيعي
 (
Natural selection)


انتخاب طبيعي، فرآيندي است كه طي آن بعضي از جانداران زنده مانده و توليدمثل مي كنند و بقيه قبل از توليدمثل مي ميرند. بعضي از اشكال حيات، بقا يافته و توليدمثل كردند زيرا آنها بهتر خود را با فشارهاي محيط زيست تطبيق دادند و مطمئنا
ً ژنهاي آنها، در ميان ژنها ابري شده اند.
 

 انتلودونت
(
ENTELUDONT)
 


(
به صورت ان – تل – و – دونت تلفظ مي شود) انتلودنتها( به معني دندان موثر) پستانداران غول پيكرقديمي بودند كه درمغولستان ، آسيا وامريكاي شمالي زندگي مي كردند. اين جانوران چهارپاي سم دار، همه چيزخواربودند( هم گوشت هم گياه مي خوردند) وشايدهم مرده خواربودند.اين آرتيوداكتيل ها(خويشاوندان خوكها واسبهاي آبي) حدود 7 فوت ارتفاع تا كتفهايش داشت .

آنها برآمدگي هاي استخواني محافظ درروي صورتشان داشتند. علاوه براين پاهايي كوتاه جمجمه اي بزرگ، پوزه اي درازودندانهاي بزرگ بالعاب ضخيم درآرواره هايي بزرگ داشتند. انتلودونت ها 45 تا 25 ميليون سال پيش زندگي مي كردند.
 

دوره هاي انتوژني
(
Ontogenybulbs):
 


انتوژني،دوره توسعه و تكامل جاندار است.
 

 اندامهاي جلوئي
 (
FORE LIMBS)
 


اندامهاي جلوئي در واقع پاهاي جلوئي يك جانور است.
 

 اندامهاي عقبي
 (پاهاي عقبي)
(
HINDLIMBS)


پاهاي عقبي درواقع پاهاي پشتي يك جانور هستند. در اغلب دايناسورها پاهاي عقبي از پاهاي جلوئي بزرگتر بود. دايناسورهاي ديپلودوسيد (نظير ديپلودوكوس) از اين قاعده مستثني اند.
 

 روي اندروس
 (
ANDREWS ,ROY C.)
 


روي چاپمن اندروس ( 1960 -1884 ) كاشف فسيل امريكايي ومدير موزه تاريخ طبعيي امريكا بود. اندروس بين سالها 1922تا 1925 رهبري چهار
هيآت اعزامي به صحراي گبي مغولستان رابرعهده داشت، اين گروهها چيزهاي مهمي راكشف كردند كه شامل استخوانها و تخمهاي پروتوسراتوپس بود ( نخستين تخمهاي دايناسوري كه كشف شد) و دايناسورهاي جديد اويراپتور، پيناكوزاروس، سارونيتوئيدس وولوسيراپتور راكشف كردند.
 

 اندوترميك
 (
ENDOTHERMIC):
 


درجانوران خونگرم، دماي دروني بدن تقيرات ثابت است. جانوران خونگرم دربدنشان گرما توليد مي كنند تا دماي بدنشان را، كه معمولا بيشتر ازدماي محيط اطراف است ، حفظ كنند. گرماي ناشي ازگردش خون به منظور حفظ دماي بدن جانور درسرتاسربدن مي چرخد. پرندگان و پستان داران خون گرم هستند.

 


 
اندوكست ( ENDOCAST)
 


اندوكست قالب يك مغز است كه از
تقعر جمجمه حاصل شده است.
 


 
انقراض(
EXTINCTION)
 


انقراض فرایندي است كه طي آن گروههاي موجودات زنده از بين مي روند.
 

انقراض پرمين
(
PERMIAN EXTINCTION)


انقراض پرمين (كه انقراض پرموترياس يا انقراض پرمين- ترياس هم ناميده مي شود) بزرگترين انقراض جمعي است كه تاكنون روي زمين رخ داده است. اين انقراض در انتهاي دوره پرمين رخ داد. احتمالاً اين انقراض به واسطه ولكانيسم شديد سيبري رخ داده است (كه در اثر فوران ماگما ايجاد شد). اين انقراض در انتهاي دوره پرمين، حدود 248 ميليون سال قبل رخ داد. طي اين انقراض تريلوبيتها از بين رفتند، 50% خانواده هاي جانوري، 95% گونه هاي دريايي و بسياري از درختان از بين رفتند. گروههايي كه منقرض شدند عبارتند از فوزولينيد فرامينيفرا، تريلوبيتها، مرجانهاي روگوس و تابوله، بلاستوييدها، آكانتوديانها، پلاكودرمها و پليكوزارها( مانندديميترودون). گروههايي كه از انقراض تأثير پذيرفتند عبارت اند از: بريوزوآها، براكيوپودها، آمونوييدها، كوسه ها، ماهيهاي استخواني، كرينوييدها، اوريپتريدها، استراكودها و اكينودرمها. پس از اين انقراض دوره ترياس از دوران مزوزوييك آغاز شد.
 

انقراض جمعي
(
Mass extinction
)


انقراض جمعي،
فرآيندي است كه طي آن، تعداد زيادي از گونه ها، به طور ناگهاني مي ميرند. دايناسورها (و بسياري گونه هاي ديگر) در انقراض كرتاسه ترشياري و احتمالاً به خاطر سياركي كه با زمين بر خورد كرد، از بين رفتند.
 

 انقراض كرتاسه-ترشياري
(
K-T  extinction):
 


انقراض كرتاسه-ترشياري، انقراض توده اي و جمعي است كه 65 ميليون سال قبل، در مرز دوره هاي كرتاسه و ترشياري رخ داد.

 

 انقراض هاي زمينه
 
(
BACKGROUND  EXTINCTIONS)


انقراضهاي زمينه، آندسته انقراضهايي هستند كه در طي زمان بطور پيوسته رخ مي دهند. اين نابودي ها باعث تغييرات كوچكي در آب و هوا و زيستگاه، كاهش منابع غذايي، رقابت براي بقاء و تغييرات ديگري كه نياز به انعطاف و سازگاري موجود زنده دارد، مي شود. بيشتر انقراضها (شايد 95 درصد آنها) بصورت انقراض زمينه رخ مي دهند.
 

 انقراض یکنواخت
(EXTINCTION-EVENT LEVEL)


وقوع انقراض یکنواخت، رویدادی فاجعه آمیز (مثل برخورد یک سیارک یا شهابسنگ به زمین، تغییرات گسترده دمای زمین/سطح آب دریاها، افزایش فورانهای آتشفشانی و غیره) است که می تواند سبب انقراض گسترده ای شود. این رخداد، صدمات گسترده ای به اکوسفر زمین وارد کرده و سبب می شود که گروههای بسیاری از جانداران بمیرند.
 

انگشت
(DIGIT)


انگشت شامل شست پا يا هر انگشت ديگري مي باشد.
 

انگشت رو
(DIGITGRADE)


دايناسورها بر روي انگشتانشان راه مي رفتند. واژه علمي اين موضوع انگشت رو ناميده مي شود. تنها بخش كوچكي از پاي اين جانوران با زمين در تماس بود و جانور مي توانست به تندي حركت كند. بسياري از شكارچيان، انگشت رو هستند. ساير جانوراني كه انگشت رو هستند عبارتند از: ‌سگها،‌ گربه سانان و پرندگان. پشت پاي اين جانوران، بافتهاي تشكيل دهنده ساق بند وجود دارد كه شبيه يك ضربه گير عمل مي كند. انسانها، خرسها و كروكوديلها به شيوه اي متفاوت با اين جانوران حركت مي كنند. آنها پا مسطح هستند.
 

انگل
(
parasite)


انگل موجودي است
(گياه يا جانور) كه در بدن جاندار ديگر زندگي مي كند و مواد غذايي مورد نيازش را از جانور ميزبان تهيه مي كند و به دنبال آن باعث ضعيف شدن و يا كشتن آن مي شود.
 

 انواع مشكوك
(
Nomen Nudum)


اگر جنس، به طور كامل توصيف نشده باشد
يا فاقد گونه هاي خاص باشد، نام جنس به صورت انواع مشكوك توصيف مي شود. مثلاً آركانزاروس، كوئلوزاروس و ليخوئلزاروس، جنسهايي هستند كه هر يك از آنها به عنوان انواع مشكوك توصيف شده اند .
 

 انيگموزاروس
(
ENIGMOSAURUS):
 


( به صورت ا – نيگ – مو – زار – وس تلفظ مي شود) انيگموزاروس ( به معني سوسمار مرموز) يك دايناسور گوشتخوار و بسيار بزرگ بود كه در كرتاسه پاياني زندگي مي كرد. اين شكارچي دو پا حدود 23 – 21 فوت ( 7 – 5/6 متر) طول. اين دايناسور يك تروپود پيش رفته ويك تريزنيوزار بود. تنها يك استخوان لگن غير كامل از اين جانور درمغولستان كشف شده است. گونه خاص اين جنس انيگموزاروس مونگولينسيس نام دارد. انگيموزاروس بوسيله بارسبولد وپرل درسال 1983 نام گذاري شد.
 

 اوپاتاگوس
(
EUPATAGUS)
 


يوپاتاگوس آنتي لاروم گونه منقرض شده اي ازجانوران حفركننده ماسه بود كه حدود 5 – 4 اينچ (12 سانتي متر) قطر داشت. اين جانور درزمان ائوسن ( حدود 37 – 58 ميليون سال پيش) زندگي مي كرد. بسياري ازفسيلهاي اين جانور درفلوريدا – ايالات متحده كشف شده است ( شاخه اكنيودرم ها، رده اكينوديده )
 

 اوپتالموزاروس
 (
Ophthalmosaurus )
 


( بصورت اوپ-تال-مو-زار-وس تلفظ مي شود ) اوپتالموزاروس يك ايكتيوزار بود كه حدود 5/11 فوت ( 5/3 متر ) طول همراه با بدني حجيم و چشماني درشت داشت ، عرض هر يك از حفرات چشمي آن حدود 4 اينچ ( 10 سانتي متر ) بود. اين جانور در زمان ژوراسيك پاياني در نواحي انگلستان ، فرانسه ، آرژانتين و غرب آمريكاي شمالي كنوني زندگي مي كرد. اين جانور دايناسور نبودولي نوعي خزنده منقرض شده بود.

 

 اوپيستو سيليكاديا
 (
Opisthocoelicavdia)
 


( بصورت او-پيس-تو-سيل-ي-كاد-ي-آ تلفظ مي شود ) اوپيستوسيليكاديا ( به معني مهره پشتي توخالي ) يك دايناسور ساروپود ( شايد يك كامارازاريد ) بود كه در انتهاي دوره كرتاسه مي زيست. اين چهار پاي بزرگ حدود34 فوت ( 5/10 متر ) طول و 23700 كيلوگرم وزن داشت. استخوان ران اين جانور حدود 5/139 سانتي متر طول داشت. فسيلهاي اين جانور ( كه اغلب كامل اند ولي مهره گردن ندارند ) در مغولستان يافت شده اند. اوپستوسيليكاديا در سال 1977 توسط بورساك بيا لينيكا نام گذاري شد.
 

مهره هاي اوپيستوكوئلوس
(
Opisthocoelvs  Vertebrae
)
 


مهره هاي اوپيستوكوئلوس مهره هايي هستند كه قسمت اصلي بدن در آنها به سمت جلو محدب ( جلويي ) و به سمت عقب مقعر ( عقبي ) است.با مهره هاي آمفيكوئلوس مقايسه شود.
 


اوتوتروف(
AUTOTROPH)
 


اوتوتروف(يا توليدكننده) موجود زنده اي است كه خودش غذاي خودش را با استفاده از انرژي شيميايي(موادغيرآلي) وبدون غذا خوردن مي سازد. اغلب گياهان سبز، بسياري ازپروتيستها(موجودات تك سلولي) و اغلب باكتري ها اوتوتروف هستند. اتوتروفها درقاعده زنجيره غذايي هستند.
 

اوتوگورنيس
(
otogornis )


اوتوگورنيس،پرنده اي اوليه و بي دندان از دوره كرتاسه پيشين بود.اوتوگورنيس،متعلق به گروه انانتيونيتس(پرندگان بي دندان )بودكه در چين كشف شدو در سال 1994،توسط هو نامگذاري شد.
 


 
اوراسيا( EURASIA)
 


اوراسيا خشكي هاي اتصال دهنده اروپا و آسيا به يكديگر است.
 

 اورامريكا
(
EURAMERICA)
 


اورامريكا فصل مشترك قاره هاي اروپا و امريكا (در بخشي از دوران فروزوئيك) است.
 

اورانوزاروس
(
ouranosaurus )


(به صورت او-ران-و-زار-وس تلفظ مي شود)
اورانوزاروس (به معناي سوسمار شجاع) دايناسوري گياهخوار،ارنيتيسكين و داراي پرده پشتي بود.اورانوزاروس،نوعي ايگوانودونتيد از دوره كرتاسه پيشين، حدود 115 ميليون سال قبل بود.
 

اورانيوم235
(
Uranium235)


اورانيوم 235،
عنصري راديواكتيو است. اين عنصر در طي زمان به تدريج به عنصر سرب تبديل مي شود. مي توان از اورانيوم براي تعيين سن لايه هاي سنگي بسيار قديمي استفاده كرد.
 


 
اوربيت (Orbit )
 


اوربيت حفره هاي چشمي است كه در جمجمه قرار گرفته است.
 

اورتوسراس
(
orthoceras )


(به صورت اورت-و-سر-اس تلفظ مي شود)اورتوسراس(به معني شاخ مستقيم)گونه هاي ابتدايي نوتيلوئيدها بودند كه همانند ماهيان مركب و صدفي مستقيم،شياردار،مخروطي و حجره حجره داشتند.اندازه صدف آنها از چند سانتي متر تا 9 فوت تغيير مي كرد. اورتوسراس ها در بزرگترين حجره صدفشان زندگي مي كردند .اين بي مهرگان در درياهاي كم عمق و با استفاده از نيروي رانشي منفذي شنا مي كردند و با آبشش تنفس مي كردند.اورتوسراس ها از اردويسين مياني تا دوونين زندگي يعني حدود 360-470 ميليون سال پيش زندگي مي كردند.فسيلهاي اين جانور در اكثر قاره ها شامل آمريكاي شمالي و جنوبي،آفريقا،اروپا و آسيا يافت شده است .طبقه بندي:شاخه مولوسكا(نرم تنان)،رده سفالوپودا(نوتيلوئيده)،راسته اورتوسريدا،جنس اورتوسراس و گونه هاي بسيار زياد.
 

دوره اوردويسين
 (
Ordovician  Period
)


دوره اوردويسين از 505 تا 438 ميليون سال پيش طول كشيد. گياهان اوليه ، مرجانهاي اوليه، ماهيهاي اوليه ، علفهاي دريايي و قارچهاي روي خشكي پديدار شدند. گراپتوليت ها، بريوزوان ها ، گاستروپودها ، دوكفه اي ها و اكينوييدها در اين دوره ظاهر شدند. در ابتداي آن سطح آب دريا بالا بود سپس سرد شدن و يخبندان جهاني و ولكانيم گسترده اي رخ داد. در آمريكاي شمالي درياها كم عمق بودند. به علت
یخبندان، اردوویسین با انقراض بزرگی خاتمه یافت. اردوویسین، از روی قبیله ای قدیمی(اردویسز)نامگذاری شده که در ولز شمالی زندگی می کردند.
 

 اوركوميموس
 (
Orcomimus )
 

( بصورت اور-كو-ميم-وس تلفظ مي شود ) اوركوميموس دايناسوري گوشتخوار و دو پا بود. به عبارت ديگر اين دايناسور تروپودي پيشرفته بود كه در طي كرتاسه پاياني ، حدود 65-84 ميليون سال پيش زندگي مي كرد. فسيلهاي اين اورنيتويموزار شامل لگن و پاهاي عقبي در داكوتاي جنوبي يافت شده است. اوركوميموس در سال 1997 توسط تريبولد نام گذاري شد.

 

اورناتوتولوس
 (
ornatotholus )


(به صورت اور-نات-و-تو-لوس تلفظ مي شود)اورناتوتولوس يك دايناسور دوپا،گياهخوار با جمجمه اي ضخيم بود كه در انتهاي دوره كرتاسه،حدود 71-84 ميليون سال پيش مي زيست.اين جانور حدود 3 متر طول داشت.جمجمه هاي اين پاكي سفالوزاريد در آلبرتاي كانادا،و مونتاناي ايالات متحده كشف شدند.اورناتوتولوس،در سال 1983 ،توسط گالتون و سوئس نامگذاري شد.گونه خاص آن اورناتوتولوس براوني است.
 

اورنيتوپود
 (ornithopod )


(به صورت اور-نيت-او-پود تلفظ مي شود)اورنيتوپودها (زير راسته اورنيتوپودا)زير راسته اي از دايناسورهاي اورنيتيسكين بودند كه در آرواره خارجي و پائيني سوراخي نداشتند و اورنيتوپودها دايناسورهاي گياهخوار منقار دار و دو پا بودند كه در زمان ترياس پاياني تا كرتاسه پاياني زندگي مي كردند. اورنيتوپود به معني پاي پرنده است. اورنيتوپودها به گروههاي زير تقسيم مي شوند: هادروزارها، هيپسيلودونتيدها، ايگوانودونتيدها و فابروزاريا. درينكر، ايگوانودون، هيپسيلوپودون، موتابورازاروس، ليلينازاروس و اوتينيليا مثالهايي از اورنتيوپودها هستند.
 

اورنيتوديرا
(ornithodira )


اورنيتوديرا (به معني گردن پرنده اي) شاخه اي است كه شامل دايناسورها(كه اجداد اوليه لاگوساكين ها را هم شامل مي شوند ) و پتروزارها است.آنها گردني
S مانند داشتند.
 

اورنيتورا
(ornithura )


(به صورت اور-نيت-ور-آ تلفظ مي شود) اورنيتورا شاخه اي است كه در برگيرنده پرندگان امروزي (نئورنيتين ها) و اجداد منقرض شده آنها (كه شامل هسپرورنيتيفورمها، پاتاگوپتريگيفورمها و آمبيورتيفورفها هستند،كه گره هايي از پرندگان فاقد دندان در دوران مزوزوئيك بودند).
 

اورنيتوسوكوس
(ornithosuchus )


(به صورت اور-نيت-او سوك-اوس تلفظ مي شود)اورنيتوسوكوس(به معني كروكوديل پرنده)تكودونتي از ترياس مياني تا پاياني بود(گروهی از خزندگان که آرکوزارها، که شامل دایناسورها هم می شوند ،از آنها تکامل یافتند).اين جانور دايناسور نبود،اما از خويشاوندان نزديك دايناسورها و پتروزارها بود.اورنيتوسوكوس گوشتخواري دو پا بود كه پاهايي بلند،بازواني كوتاه،دستان پنج انگشتي،پوزه اي كشيده،دمي دراز دندانهايي تيز داشت.اين جانور حدود 6 فوت طول و 100 پوند وزن داشت.فسيل اين جانور در انگلستان(و برخي نواحي ديگر)يافت شده است.اورنيتوسوكوس در سال 1877 توسط هيوكسلي نام گذاري شد.
 

اورنيتوكريوس
(ornithocheirus )


(به صورت اور-نيت-و-ك-ريوس تلفظ مي شود) اورنيتوكريوس (به معني دسته پرنده اي)يك پتروزار تروداكتيلوئيد بزرگ بود،به عبارت ديگر يك خزنده پرنده بود كه در طي دوره كرتاسه زندگي مي كرد.اين جانور پوزه اي طويل،نوك تيز و دندان دار و يك تاج استخواني داشت.جمجمه اين جانور حدود ا8/4 فوت (5/1 متر) طول داشت علاوه بر اين طول بدنش 5/11 فوت(5/3 متر)
بود. اندازه اورنيتوكريوس با بالهاي باز 38 فوت(12 متر )بود و داراي دمي بسيار كوتاه بود. اين جانور،دايناسور نبود،اما رابطه نزديكي با آنها داشت. تكه فسيلهايي از 36 گونه مختلف اين خزنده پرنده گوشتخوار (شامل 100 استخوان سبك توخالي)در انگلستان،آلمان و جمهوري چك(و احتمالا استراليا و آمريكاي جنوبي)يافت شده است.اورنيتوكريوس در سال 1869 توسط سيلي نام گذاري شد.
 

اورنيتولستيز
(
ornitholestes )


(به صورت اور-نيت-او-لس-تيز تلفظ مي شود)اورنيتولستيز(به معني دزد پرنده)تروپودي سريع مربوط به زمان ژوراسيك پاياني بود اين جانور پاهايي بلند دستاني پنجه دار و تاج استخواني كوچكي بر روي بيني داشت.
 

اورنيتوميموس
(ornithomimus)


(به صورت اور-نيت-او-ميم-اوس تلفظ مي شود) اورنيتوميموس (به معني دلقك پرنده)اورنيتوميميده اي شتر مرغ مانند بود به عبارت ديگر تروپودي بود كه داراي منقاري بدون دندان پاهايي بلند و استخوانهايي توخالي بود.اين دايناسور گوشتخوار حدود 15-20 فوت(5/4 تا 6 متر)طول داشت كه در طول زمان كرتاسه پاياني،حدود 76-65 ميليون سال قبل زندگي مي كرد.
 

 لگن اورنيتيچين
 (
ORNITICHIAN HiP)

استخوان تهيگاه

استخوان شرمگاه

استخوان ورك
 

اورنيتيسكين
 (
ornitischian )


(بصورت اور-ني-تيس-كي-آن تلفظ مي شود) دايناسورهاي اورنيتيسكين (پرنده مانند) دايناسورهاي گياهخوار بودند كه پنجه هاي سم مانند داشتند. برخي از اورنيتيسكينها عبارتنداز : اورنيتوپودها (فابروزارها، هادروزارها، هيپسيلوفودونتيدها، ايگوانودونتيدها، كامپتوزاريدها)، تيرئوفوران ها (آنكيلوزاريدها، استگوزاريدها) و مارگينوسفاليان ها (سراتوپسين ها، پاكي سفالوزارها).
 

 اورنيوزاروس
(
EURHINOSAURUS
)
 
 


اورنيوزاروس يك ايكتيوزاربود كه حدود 5/6 فوت (2 متر) طول داشت. برخلاف ساير ايكتيوزارها، اين جانورداراي آرواره بالايي بزرگي بود كه احتمالا براي به دست آوردن غذا ازطريق بهم ريختن كف درياها بكار مي رفته است. اين جانور درسرزمين امروزي آلمان ودرزمان ژوراسيك آغازين زندگي مي كرد. اين جانور دايناسور نبود ولي گونه اي منقرض شده ازخزندگان بود.
 

اورودروميوس
(
orodromeus )


(به صورت اور-او-دروم-ي-يوس تلفظ مي شود)اورودروميوس(به معني دونده كوهستان)دايناسوري كوچك،سبك وزن،تندرو و گياهخوار بود كه حدود 8 فوت(5/2 متر)طول داشت.اين اورنيتيسكين در زمان كرتاسه پاياني حدود 77 تا 73 ميليون سال پيش زندگي مي كرد.فسيلهاي اين جانور در كوه تخم مرغي
مونتانا در ايالات متحده يافت شد(تخمهايي نيز در اين مكان يافت شد،اما آنها به ترودون تعلق داشت)اين جانور توسط ديرينه شناساني به نام هورنر و ويشامپل در سال 1988 نام گذاري شد.گونه خاص اين جنس اورودروميوس ماكلاي نام دارد.
 


اوروكس(
AUROCHS
)
 


( به صورت او- روكس تلفظ مي شود)اوروكس گاووحشي بزرگي بود كه دراورپا مي زيست.اين پستاندار سم دار( يك آرتيوداكتيل) درسال 1627 منقرض شد. اين جانور به رنگ سياه بود وشاخهاي روبه جلوئي داشت، وارتفاع آن حدود 6 فوت (8/1متر) تا محل شانه هايش بود. اوروكس ازاجداد گاوهاي اهلي بود. جنس وگونه آن باس پريميجنوس است.
 


 
اورياپسيد (
EURYAPSID)
 


اورياپسيد گروهي از خزندگان دريايي بودند كه داراي جمجمه اي بودند كه تا پشت حفرات چشمشيان باز مي شد، در واقع زيرگروهي از دياپسيدها بودند. اورياپسيدها عبارت بودند ازپلسيوزارها، نوتوزارها، پالكودونت ها وايكتيوزارها.
 

 اوريپتريدا
 (
EURYPTERIDA)
 


اوريپتريدا ( به معني بال پهن) گوشتخواران دريايي منقرض شده هستند( كه ستون فقرات قطعه قطعه آنها بوسيله يك ماده كيتيني به پاها متصل بود) علاوه براين به آنها عقربهاي دريايي نيز گفته مي شود. اين شكارچيان نيش هاي عقرب مانند داشتند كه حاوي سم بودند. همچنين داراي سه جفت پا، دوبازوي پنجه دار، آرواره هايي قوي ودوباله براي شنا كردن، بودند. آنها احتمالا برروي پشتشان شنا مي كردند.

اوريپتريدها شامل اوريپتريوس، اونيكوپترلا، پتريگوتوس، ميكسوپتروس، اسليمونيا، پالميكنيوم ( يك جنس مشكوك ازروي فسيلهاي ردپايش شناخته شده است) وغيره بودند. اوريپتريدها دردوران پالئوزوئيك آغازين زندگي مي كردند ودردوره اردويسيسن حدود 400 ميليون سال پيش تكامل يافتند. البته بسياري ازفسيلهاي آنها دردوره سيلورين كشف شده است. اين جانوران درپديده انقراض عمومي اواخردوره پرمين از بين رفتند.
 

اورئودونت
(
oreodont )


(به صورت ار-ئو-دونت تلفظ مي شود) اورئودونت ها (به معناي دندان كوهي)فراوانترين گياهخواران پستاندار و سم دار آمريكاي شمالي در دوره اليگوسن(از حدود 5-35 ميليون سال قبل)بودند.اورئودونت ها نشخوارکنندگانی چهارپا وا ز بستگان شترها،خوك ها و گوسفندها بودند.اكثر اورئودونت ها،به اندازه يك سگ يا خوك بودند. جمجمه آنها طويل و دندانهاي سگ مانند بالايي آنها اسكنه مانند بود،دندانهاي گونه اي آنها براي جويدن بكار مي رفت.بسياري از فسيلهاي آنها در آمريكاي شمالي يافت شده است. برخي از اورئودونت ها عبارتند از :مزورئودون، براكي كروس (با 25/3 فوت طول)، پرومريكوكريوس (با 25/3 فوت طول)،سسپيا و مريكوئدودون (با 5/4 فوت طول).
طبقه بندي:رده پستانداران،راسته آرتيوداكتيلا(سم داران)،زير راسته تيلوپودا(داراي پاهاي پهن-اورئودونت ها،شترها)،خانواده مريكودودونتيده،جنس ها و گونه هاي زياد.

ژزف ليدي واژه اورئودونت را در سال 1853 بكار برد.
 

اوسانوزاروس
(oshanosaurus )


(به صورت او-سان-و-زار-وس تلفظ مي شود)اوسانوزاروس يك دايناسور ساروپود مربوط به ژوراسيك آغازين بود كه در سرزمين امروزي چين زندگي مي كرد.گونه خاص اين جنس اوسانوزاروس يونگي نام دارد. اين دايناسور در سال 1983 توسط ديرينه شناسي به نام ژائو نام گذاري شد.
 

هنري اوسبورن
(osborn,henry )


هنري.اف.اوسبورن (1935-1857 )ديرينه شناسي بود كه دايناسورهاي زيادي را در مغولستان و ايالات متحده در ابتداي سده 1900 پيدا كرده و نام گذاري كرد. او تصدي گري موزه تاريخ طبيعي آمريكا را در سال 1891 شروع كرد. وي تحقيقات زيادي بر روي برونتوتر(پستاندار كرگدن مانند ابتدايي) انجام داد. علاوه بر اين اوسبورن دايناسورهاي زير را توصيف و نام گذاري كرد: آلبرتوزاروس(1905)، آسياتوزاروس(1924)، اورنيتولستس(1903)، اويراپتور(1924)، پنتاسراتوپس(1923)، پرودينودون(1924)، سيتاكوزاروس(1923)، سارورنيتوئيدس(1924)، استروتيوميموس(1916)، تيرانوزاروس(1905) و
ولوسيراپتور(1924).
 

استخوانهاي پنجه اي
(
UngualPhalanges)


استخوانهاي پنجه اي،
بند انتهايي استخوانهاي انگشت هستند. اغلب به استخوانهاي پنجه، چنگالها، پنجه، سم يا ناخن وصل مي شوند.
 

اوستراكود
(ostracod )


(به صورت اوس-ترا-كود تلفظ مي شود)اوستراكود (به معني شبه صدف)ميگوي دانه اي يا ميگوي ماهيچه اي نيز ناميده مي شود.اين سخت پوست كوچك دريايي و آبهاي شيرين به زير رده اوستراكودا تعلق دارد.آنها مرده خوارند و بدني ميگو مانند به اضافه دو پوسته سخت كه بوسيله يك لولا به هم متصل مي شوند،دارند.اين جانوران داراي يك يا دو زائده هستند.اندازه اوستراكودها از حد ميكروسكوپي تا حدود يك اينچ (5/2 سانتي متر)متغير است.امروزه حدود 20000 گونه زنده اوستراكود وجود داردو به تعداد بسيار بيشتر گونه هاي منقرض شده آن وجود داشت.آنها معمولا به عنوان فسيل شاخص در تعيين سن لايه هاي سنگي بكار مي روند.قديمي ترين اوستراكودها مربوط به دوره كامبرين بودند.آنها در اوردويسين گسترش يافته تاكنون هم باقي مانده اند.
 

اوستراكودرم
(ostracoderm )


اوستراكودرم ها(كه آگناتها نيز ناميده مي شوند)ماهيان ابتدايي منقرض شده،زره دار و فاقد آرواره بودند كه از دوره اوردو يسين تا دوره دوونين زندگي مي كردند. اين مهره داران بدنهايي داشتند كه توسط صفحات استخواني و فلسهايي پوشيده مي شد.فسيلهاي اين جانوران در آمريكاي شمالي و اروپا يافت شده است. برخي از اوستراكودرمها عبارتند از تراسپيدها.
 

اوسكتريبوسفنوس
(
AUSKTRIBOSPHENUS)
 


اوسكتريبوسفنوس ( به معني پستاندارتريبوسفنيك كرتاسه استراليايي كه شب زي بود) پستاندار كوچكي بود كه دردوره كرتاسه حدود 115 ميليون سال پيش مي زيست. اين حشره خواردايناسور نبود اما درعصر دايناسورها زندگي مي كرد. آرواره هاي فسيلي شده اين جانورتوسط نيكولابارتون درسال 1997 درناحيه سنگها مسطح جنوب ملبورن دراستراليا كشف شد. اين جانور شب روبود، وقديمي ترين پستاندار شناخته شده دراستراليا مي باشد اما کیسه دار نبوده است(احتمالا پستاندار جفت دار یا نوع جدیدی از پستانداران بوده است). اوسكتريبوسفنوس، توسط تام ریچ و پت ویکرس- ریچ نامگذاری شد.
 

 اوفياكودون
(
Ophiacodon )
 


(به صورت او-في-آ-كو-دون تلفظ مي شود)اوفياكودون جنسي از پليكوزارها بود كه بادبان نداشت(آنها دايناسور نبئدند و قبل از اينكه دايناسورها ظاهر شوند بوجود آمده بودند). اوفياكودون جانوري چهار پا بود كه داراي چهارپاي كوتاه و پهن وپنجه دار،دمي بلند و آرواره هايي بزرگ در جمجمه اي باريك بود.اين جانور بيش از 12 فوت(6/3 متر)طول و 65 تا 110 پوند(50-30 كيلوگرم)وزن داشت. اين گوشتخواران نزديك آب زندگي مي كردند و احتمالااز ماهيان و دوزيستان تغذيه مي كردند. به نظر مي رسد كه شبه آبزي بودند. آنها در پرمين آغازين(حدود 270 ميليون سال پيش)زندگي مي كردند. فسيلهاي اين جانور در تگزاس- ايالات متحده يافت شده است. طبقه بندي :سيناپسيدا،پليكوزاريا( پليكوزارهايي نظير ادافوزاروس و ديميترودون ) زير ردهائوپليكوزاريا ، خانواده اوفائيكودونتيده ( پليكوزارهاي بسيار ابتدايي ) ، جنس اوفياكودون.
 


اولاپودوس(
AULAPODUS)
 


اولاپودوس ايلكس يك جنس اثري است، به عبارت ديگريك ديكنودونتي است كه از روي رد پايش كه به اندازه يك انسان است شناخته شده است. اين ردپا مربوط به زمان پرمين، حدود 255 ميليون سال پيش است. به نظرديرينه شناسي بنام جميزكيتچينگ اولاپودوس يك اولاسفالدون و ديكينودونت شناخته شده آن زمان بوده است. ردپاهاي اين گياهخواردركارونزديك گرامستون، كاپ درافريقاي جنوبي يافت شده است كه دردوره پرمين بصورت مرداب بوده است. اولاپودوس توسط ديرينه شناسي بنام بيلي دكلرك درسال 1998 نام گذاري شد.
 

ريچارد اون
(
owen,Richard )


سر ريچارد اون(1892-1804 )،
آناتوميستي انگليسي بود كه در سال 1841، واژه دايناسوريا را (به معناي سوسمار بزرگ ترسناك) به عنوان زير راسته خزندگان بزرگ و منقرض شده به كار برد. به علاوه وي دايناسورهاي زير را هم نام گذاري و توصيف كرد: بوتريوسپونديلوس (1875)، ستيوزاروس(1841)، كوندرواستئوزاروس(1876)، داسنتروروس(1875)، دينودوكوس(1884)، اكينودون(1861)، ماسوسپونديلوس(1854)، نوتتس(1854)، پولاكانتوس(1876) و اسكليدوزاروس(1859).
 

اوننلاگيا
(
Unenlagia)


(به صورت اون-ن-لاگ-ي-ا تلفظ مي شود)
اوننلاگيا دايناسوري پرنده مانند از دوره كرتاسه مياني بود.
 

اوويراپتور
(
oviraptor )


(به صورت او-وي-راپ-تور تلفظ مي شود)
اوويراپتور، دايناسوري تروپود با سري طوطي مانند،پوزه اي بي دندان،انگشتاني بلندو پاهايي دراز بود.
 

 اهمدنوزاروس
(
Ohmdenosaurus)
 


(به صورت اهم-دن-و-زار-وس تلفظ مي شود)
اهمدنوزاروس (به معناي اهمدن،سوسمار آلماني)، دايناسوري گياهخوار و گردن دراز از دوره ژوراسيك پيشين،حدود 191 ميليون سال قبل بود. طول اين ساروپود، حدود 13 فوت (4 متر) بود. اهمدنوزاروس، در سال 1978 ،توسط ديرينه شناسي به نام وايلد نامگذاري شد. گونه خاص آن اهمدنوزاروس لياسيكوس است. تعداد كمي استخوان فسيل شده (فقط درشت ني و مچ پا) در آلمان كشف شده است.

 

 ايبرومزورنيس
(
IBEROMESORNIS)
 


( به صورت اي – بر – و – مز – ور – نيس تلفظ مي شود) ايرومزورنيس( به معني پرنده متوسط ايبرين = اسپانيايي ) پرنده اي دندان دار، كوچك وابتدايي بود كه در كرتاسه آغازين زندگي مي كرد. اين پرنده قادر به پرواز كردن بود. اين جانور دندانهاي كوچك درمنقاري به اندازه گنجشك داشت. لگن اين پرنده نسبت به پرندگان امروزي ابتدائي تربود. ايليوم، ايسچيموم واستخوان شرمگاهي همگي با هم موازي بودند وبه سمت عقب جهت يابي داشتند. ايبرومزورنيس توسط ديرينه شناسي بنام سانز وبوناپارت درسال 1992 نام گذاري شد. فسيلهاي اين جانور دراسپانيا يافت شد. گونه خاص اين جنس ايبرومزورنيس رومرالي نام دارد.
 

 ايپاكتوزاروس
(
EPACHOSAURUS)
 


( به صورت اي – پاك – تو – زار – وس تلفظ مي شود) ايپاكتوزاروس (به معني سوسمارسنگين) يك دايناسور بزرگ گياهخوار بود كه در زمان كرتاسه پاياني ، حدود 5/87 ميليون سال پيش زندگي مي كرد. اين تيتانوزاريد (ساروپود زره دار) گردني دراز، دمي طويل، سري كوچك و
بدني حجيم داشت. اين دايناسور 50 تا 65 فوت ( 20 – 15 متر) طول داشت. يك فسيل نيمه كامل از اين جانور در آرژانتين كشف شده است. ايپاكتوزاروس بوسيله جي. پاول در سال 1990 نام گذاري شد.
 

 ايپانترياس
(
EPANTERIAS)
 


( به صورت اي – پان – تر – ي – آس تلفظ مي شود) ايپانترياس ( به معني تقويت شده كه به مهره پشتي اش مربوط است) يك دايناسور بزرگ وگوشتخوار بود كه درعصر ژوراسيك پاياني زندگي مي كرد. اين دايناسور احتمالا 35 فوت (11 متر) طول و 5 – 3 تن وزن داشته است. قطعات فسيلي اين دايناسور در شمال غرب امريكا كشف شده است. ايپانترياس بوسيله ديرينه شناسي به اسم كوپ در سال 1878 نام گذاري شد. ايپانترياس احتمالا همان

 آلوزاروس آمپلكسيوس بوده است. درابتدا گمان مي شد كه اين دايناسور يك ساروپود گياهخواربزرگ است.
 

 ايپيزاروس
(
AEPISAURUS)

 


( به صورت اي – پي – زار – وس تلفظ مي شود) ايپيزاروس( به معني سوسماربلند) جنس مشكوكي ازدايناسورهاي تيتانوزاريد مربوط به زمان كرتاسه آغازين است. اين ساروپود حدود55 – 50 فوت (17 – 15 متر) طول و10000 كيلوگرم وزن داشت. اين دايناسور نيز صفحات ( زره) پوستي داشت. تنها يك استخوان بازو ازآن درفرانسه كشف شده است. گونه خاص اين دايناسورايپيزاروس الفانتينوس نام دارد. اين دايناسور درسال 1953 بوسيله جرويس نام گذاري شد.
 


 
ايتميروس( ITEMIRUS)
 


( به صورت اي – ت – مير – وس تلفظ مي شود) ايتميروس ( كه از روي ايتمير ، نام ناحيه اي در مغولستان كه فسيلهاي اين جانور درآنجا كشف شد، نام گذاري گرديد) يك دايناسور تروپود كوچك بود كه در كرتاسه پاياني ، حدود 90 ميليون سال پيش زندگي مي كرد. اين جانور گوشتخوار دوپا يك درومائوزاريدبوده است. يك جمجمه ( البته بخشي از حمحمه كه مغز در آن قرار مي گيرد) درمغولستان يافت شد. ازآنجائيكه خرده فسيلها كمي از اين دايناسور يافت شده است اطلاعات زيادي از اين جانوردردست نيست. گونه خاص اين جنس ايتميروس مدولاريس است.
 


 
ايتوزار( AETOSAUR)

 


(بصورت ا–اي–تو–زار تلفظ مي شود) ايتوزار (به معني سوسمارهاي عقابي) خزندگان زره دار، ميخ دار، گياهخوار، چهارپا، خشكي زي و دم بلند بودند( اما دايناسور نبودند بلكه تكودونتهاي ابتدايي بودند) كه ظاهرا شبيه به كردگوديلها بودند (اما پوزه منقارمانند بسيار كوتاهتري داشتند). اين حيوانات آرماذيلوشكل بدنهايي حجيم و دندانهاي برگ مانندي داشتند. نمونه هاي از آن شامل استاگونولپيس و دسماتوسوكوس مي باشد. اين جانوران در طول زمان ترياس پاياني در امريكاي شمالي و جنوبي و نيز اروپا زندگي مي كردند. ايتوزارها احتمالا آشيانه مي ساختند و از تخمهاي خود محافظت مي كردند.
 


 
ايتونيكس( AETUNYX)

 


( به صورت اي – تون – يكس تلفظ مي شود) ايتونيكس ( به معني پنجه عقابي) نام غير موثقي براي ماسوسپوند يلوس است. گونه خاص ان ايتونيكس پلوستريس نام دارد. اين دايناسور درسال 1911 بوسيله بروم نام گذاري شد.
 

 ايجيپتوزاروس
(
AEGYPTOSAURUS)

 


( به صورت اي – جيپ – تو – زار – وس تلفظ مي شود) ايجيپتوزاروس ساروپود تيتانوزاري ابتدايي بود كه حدود 50 فوت ( 15 متر) طول و10500 كيلو گرم وزن داشت. اين دايناسور گردني دراز ودمي طويلي داشت وجانوري چهارپا وگياهخواربود كه دربيابان صحرادرمصر درزمان كرتاسه مياني زندگي مي كرد.ايجيپتوزاروس به معني سوسمار مصري است كه بوسيله ديرينه شناسي بنام استروم درسال 1932 نام گذاري شد. اين دايناسوربا توجه به تكه هايي ازمهره هاي فسيل شده وچنداستخوان پاي كشف شده شناخته شد.
 

 ايریتایتور (خشمگين كننده)
  (
IRRITATOR
)


(به صورت اير – ي – تاي – تور تلفظ مي شود)
ايریتایتور يك دايناسور تروپود بود به عبارت ديگر يك اسپينوزاريد در كرتاسه آغازين بود. اين دايناسور از روي يك فسيل جمجمه نسبتاً كامل (حدود 80 سانتي متر) كه در برزيل يافت شده، شناخته شد.
ايریتایتور چالنجري (Irritator challengeri) توسط ديرينه شناساني به نام هاي مارتيل، كروئيك شانك، فري، اسمال و كلارك در سال 1996 نام گذاري شد. افرادي كه جمجمه بدون دندان اين جانور را يافتند آن را با گچ پركردند تا جالب تر به نظر آيد. اين كار از نظر تعدادی از ديرينه شناسان بی معني بود و باعث خشم آنها شد و به همين دليل به اين نام مشهور شد.
 


 
ايركتوپوس( ERECTOPUS)
 


(
به صورت اي – ك – تو – پوس تلفظ مي شود) ايركتوپوس ( به معني برپا ايستاده) يك دايناسور گوشتخوار بود. اين دايناسور يك تروپود بود، وزن اين دايناسورحدود 450 پوند ( 200 كيلوگرم) بود اين ترنيزنوزاردستهاي بلند همراه باپنجه هاي كوتاه بود اين جانوردرزمان كرتاسه آغازين، حدود 97 – 113 ميليون سال پيش در نواحي فرانسه ومصروپرتقال امروزي زندگي مي كرد. تنها يك اسكلت غير كامل ازاين دايناسور كشف شده است. ايركتوپوس بوسيله هوئن درسال 1992 نام گذاري شد. گونه خاص اين جنس ايركتوپوس سارواجي است.
 

 ايريتروسوكوس
(
ERYTHROSUCHUS
)
 


( به صورت اي – ريت – رو – سوك – وس تلفظ مي شود) ايريتروسوكوس ( به معني كروگوديل قرمز) يك تكودونت ( خزنده اي با دندانهاي سوراخ دار) بود. اين جانور دايناسور نبود ولي ارتباط نزديكي با آنها داشت. ايريتروسوكوس آرواره هايي قوي وطويل داشت وهمانند ديكينودونت ها از گياهان تغذيه مي كرد. اين جانور در ترياس پاياني، حدود 220 ميليون سال پيش زندگي مي كرد. فسيلهاي اين خزنده درافريقاي جنوبي كشف شده است. ايريتروسوكوس بوسيله آ. ر. بروم درسال 1905 نام گذاري شد.
 


 
ايريديوم ( IRIDIUM)
 


( به صورت اير – يد – ي – يوم تلفظ مي شود) ايريديوم عنصر فلزي سنگين است كه در سطح زمين كمياب است. اما در شهابسنگهاي كندريتي و هسته زمين فراوان هستند.
 


 
ايريوپس(ERYOPS)

 


( به صورت اير- ي – وپس تلفظ مي شود.) ايريوپس (در زبان يوناني به معني چشم دراز يا چشم كشيده) يك جانور دوزيست پيچيده اوليه بوده كه در مردابهاي دوره پرمين زندگي مي كرد. اين جانور گوشتخوار، بدن مستحكم بادنده هايي پهن، ستون فقرات قوي، چهارپاي كوتاه و قوي، ولي كوتاه و جمجمه اي بزرگ و پهن همراه با دندانهاي بسيار تيز داشت. دندانهاي اين جانور داراي مينايي چين خورده بودند. ايريوپس حدود 50 فوت ( 5/1 متر) طول داشت و يكي از بزرگترين جانوران خشكي وآن زمان بود. ايريوپس شكارچي بود كه هم درآب و هم درخشكي شكار مي كرد. اين جانور احتمالا بيشتر ماهي، خزندگان كوچك، و دوزيستان را مي خورد. اين جانور توسط ديمترودون شكار مي شد كه جانوري تند روبود. ايريوپس احتمالا بر روي زمين كندتر حركت مي كرد. فسيلهاي اين جانوردرتگزاس – ايالات متحده زندگي مي كرد. ايريوپس درسال 1886 بوسيله اي. و. كوپ نام گذاري شد.
 


 
ايزوتوپ( ISOTOPE)
 


ايزوتوپ يك عنصر شكل ديگري از همان عنصر است كه تعداد نوترون هاي هسته آن تفاوت باشد( عدد اتمي آن فرق مي كند.)
 

ایژیاتوزاروس
(
ASIATOSAURUS)
 


(به صورت آ- سي- آت- تو- زار- وس تلفظ مي شود) آسياتوزاروس(به معني سوسمار آسيايي) سارپود چهارپاي بزرگ وگياهخواری بود كه درزمان كرتاسه آغازين در مغولستان امروزي مي زيست. تنها تكه فسيلهايي ازاين دايناسور يافت شده است. آسياتوزاروس درسال 1924 توسط ديرينه شناسي بنام هنري اوسبورن نام گذاري شد. گونه خاص اين جنس آسياتوزاروس مونگولنسيس نام دارد.
 

ايژياسراتوپس
 (
ASIACERATOPS)
 


( بصورت آي- ژيا- سر- آ- توپس تلفظ مي شود)آيژياسراتوپس ( به معني صورت شاخ دارآسيايي) يك سراتوپسين اوليه بود. اين جانور چهارپا داراي منقار، شاخ وسپربود. اين دايناسور گياهخوار در زمان كرتاسه پاياني، حدود 90- 5/97 ميليون سال پيش درقزاقستان امروزي مي زيست. طول بدن اين جانور7-6 فوت ( 2 متر) ووزن آن به 180 كيلوگرم مي رسيد. اين دايناسور بسيار شبيه مونتانوسراتوپس بود. فقط تكه فسيلهايي ازاين دايناسوريافت شده است. آژياسراتوپس درسال 1989 توسط ديرينه شناساني به نامهاي نسكوو كازنيشكينا نام گذاري شد. گونه خاص اين جنس آژياسراتوپس سالسوپاداليس نام دارد.

 

 ايسانوزارس
(
ISANOSAURUS
)
 


( به صورت اي – سان – و – زار – وس تلفظ مي شود) ايسانوزاروس ( به معني سوسمارايسان است: ايسان نام محلي شمال شرق تايلند است) يك دايناسور ساروپود مربوط به زمان ترياس پاياني ( اولين ساروپود شناخته شده) بود. فسيلهاي اين جانور درسازند نام فونگ – تايلند شناسايي شد. ايسانوزاروس توسط ديرينه سناساني بنامهاي بوفيتات، سوتي تورن، كاني، تونگ، لي لويوف، خانسوبها وجونگاوتكارياكول درسال 2000 نام گذاري شد. گونه خاص اين جنس ايسانوزاروس آتاويپاكي نام دارد.
 

 ايسچيزاروس
(
ISCHISAURUS)
 


( به صورت ايس – چي – زار – وس تلفظ مي شود) ايسچيزاروس ( كه از روي ايسچيگوالاتا، نام دره اي در شمال غرب آرژانتين، كه فسيلهاي اين دايناسور در آنجا كشف شد. نام گذاري شد.) يك دايناسور تروپود بسيارابتدايي و اوليه بود، كه در زمان كرتاسه پاياني ( حدود 225 ميليون سال پيش ) مي زيست. ايستچيزاروس جمجمه اي با5/9 اينچ ( 25 سانتي متر) طول، 16 – 15 دندان در هر طرف دهانش به اضافه چهاردندان طويل تردربخش جلويي دهانش داشت. اين گوشتخوار دوپا بازوهايي كوتاه داشت و احتمالا همان هررازاروس بود. فسيلهاي اين جانور در آرژانتين كشف شد. ايسچيزاروس توسط ديرينه شناسي به نام ريگ در سال 1963 نام گذاري شد. گونه خاص اين جنس ايسچيزاروس كاتويي نام دارد.
 


 
ايشيوم ( ISCHIUM)
 


( به صورت ايش – ي – يوم تلفظ مي شود) ايشيوم ( جمع ايشيا) يك استخوان عصامانند است كه بخشي از لگن است.
 

 ايفرايسيا
( EFRAASIA)
 


( به صورت اي – فرايس – ي – آ تلفظ مي شود) ايفرايسيا يك ساروپودومورف بود. (يك دايناسور گياهخوار ابتدايي در زمان ترياس پاياني كه در آلمان امروزي زندگي مي كرد و حدود 8فوت يا 5/2 مترطول داشت) ایفريسيا در واقع نمونه كوچكتري از جنس سلوزاروس بود.
 

 ايكاروزاروس
(
ICAROSAURUS)
 


ايكاروزاروس سيفكري يك خزنده پرنده ابتدايي ( يك لپيدوزار) بود كه درطول دوره ترياس حدود 200 تا 175 ميليون سال پيش زندگي مي كرد. اين جانور 7 اينچ طول و10 اينچ ( به هنگام باز كردن بالهايش) پهنا داشت. (كوئلوروزاروس خزندگان پرنده ديگري هستند كه 250 ميليون سال پيش بسيار قبل تر ازايكاروزاروس زندگي مي كردند) يك فسيل منفرد ازايكاروزاروس درگرانتون كوآري – برگن شمالي درنيوجرلي – ايالات متحده توسط آلفردسيفكرومايكل باندروسكي درسال 1960 يافت شد. ايكاروزاروس توسط ادوين هاريس كولبرت درسال 1961 توصيف شد.
 

ايكتوزار
(
ICHTHYOSAUR)


( بصورت ايك – تي – و – زار تلفظ مي شود) ايكتيوزارها خزندگان ماقبل تاريخ بودند كه در دريا زندگي مي كردند.
 

 ايكتيورنيس
(
ICHTHYORNIS)
 


( بصورت ايك – تي – اورن – يس تلفظ مي شود) ايكتيورنيس ( به معني پرنده ماهي مانند) پرنده اي منقرض شده بود كه حدود 8 اينچ ( 20 سانتي متر) طول داشت وشبيه پرستوي دريايي بود كه در كرتاسه پاياني ( 70 – 135 ميليون سال پيش) زندگي مي كرد. اين جانورسري بزرگ، آرواره هايي بدون دندان ومنقاري دراز داشت. اين پرنده نيرومند قديمي ترين پرنده شناخته شده است كه همانند پرندگان امروزي استخوان جناغ سينه اش را تكان مي داد. اين جانور بصورت دسته اي ودر آشيانه هايي كه درسواحل مي ساخت زندگي مي كرد وبراي شكار ماهيها برروي درياپرواز مي نمود. ايكتيورنيس ابتدا درسال 1872 توسط ديرينه شناسي بنام اوتنيل دركانزاس – ايالات متحده كشف شد. اين پرنده درسال 1872 توسط مارش نام گذاري شد. فسيلهاي ايكتيورنيس دركانزاس وتگزاس – ايالات متحده وآلبرتا – كانادا يافت شدند.

( زيررده ادونتورنيتس ، راسته ايكتيورنيتيفورمها).
 

 ايكتيوزاروس
(
ICHTYOSAURUS
)
 


( بصورت ايك – تي – و – زار – وس تلفظ مي شود) ايكتيوزاروس يك ايكتيوزاربود، به عبارت ديگرخزنده اي دولفين مانند بود كه حدود 5/6 فوت (2 متر) طول داشت. اين جانورباسرعت 25 مايل درساعت ( 40 كيلومتردر ساعت ) شنا مي كرد. ايكتيوزاروس باله پشتي بزگ، دمي به شكل هلال ماه، باله هاي پارومانند وپوستي صاف داشت. سوراخهاي بيني اين جانورنزديك چشمانش ودربالاي سرش قرار داشتن. اين جانور استخوانهاي كوش بزرگ وچشماني درشت داشت واحتمالا از قدرت بينائي وشنوائي بالايي برخوردار بوده است. اين خزندگان دريايي بچه زابودند. تغذيه آنها بيشترازماهيهابود اما سفالوپودها ( نظيربلمنيت ها) را نيز مي خوردند. صدها فسيل ايكتيوزاروس درانگلستان ، آلمان، گرنيلند وآلبرتاي كانادا يافت شده است. اين جانوران درزمان ژوراسيك آغازين تا كرتاسه آغازين زندگي مي كردند. آنها دايناسور نبودند ولي گونه ديگري از خزندگان منقرض شده هستند. ايكتيوزاروس ( به معني سوسمارماهي مانند) درسال 1818 توسط چالزكوئينگ نام گذاري شد.

 

 ايكتيوستگا
(
ICHTHYOSTEGA)
 


ايكتيوستگا يك چهارپاي خشكي زي كه درزمان دوونين پاياني مي زيست. اين جانور اولين چهارپاي شناخته شده برروي خشكي است. اين مهره داران حدود 4 فوت (5/1 متر) طول داشتند. آنها بدني عريض، جمجمه اي ماهي مانند، چهارپاي كوتاه وقوي، قفسه سينه بزرگ ودمي باله مانند داشتند. جانوران بالغ آبشش نداشتند. فسيلهاي اين جانوردرشرق گرنيلند يافت شد.ايكتيوستگا حالتي بين ماهي ها و دوزيستان داشت.
 

 ايكنوجنوس
(
ICHNOGENUS)
 


ايكنوجنرا( به معني گروههاي ردپا) گروههايي از دايناسورها هستند كه تنها از روي رد پاهاي فسيل شده شان شناخته شده اند. هنگاميكه ردپاهاي دايناسورپيدا شوند، تعيين جنسي كه اين رد پا راشكل داده وبه دنبال آن، ثبت نام جنسي جديد، يك ايكنوجنوس خواهدبود برخي از ايكنوجنرا عبارتند از: تروپودها ( دايناسورهاي دو پا يا انگشتان پنجه دار بزرگ وباريك) شامل ايوبرونتسس ( ژوراسيك آغازين) گرالاتوروكوئلوروزاريچنوس( ترياس پاياني)، كارملوپودوس( ژوراسيك مياني)، آنچيزاريپوس( ترياس پاياني تا ژوراسيك آغازين) و مگالوزارويپوس( ژوراسيك پاياني)
پروزاروپودها شامل: تترازاروپوس( ترياس پاياني) پسيودوتترازاروپوس( ترياس پاياني ) واوتوزرم

ساروپودها( چهارپاياني با 5 انگشت وپاهاي فيل مانند كه سه يا چهار انگشت آنها پنچه دار بود) نظير برونتوپودوس

اورنيتوپودها( دايناسورهاي دوپا وچهارپايي كه پنجه هاي سم مانند داشتند) نظير آنوموپوس، آمبليداتيلوس( يك هادروزار).

 

 ايكنوفسيل ها
(
ICHNOFOSSILS)
 


ايكنوفسيلها كه تحت عنوان فسيلهاي نشانه ( تريس فسيل) يا ايكنيت ها نيز ناميده مي شوند شامل ردپاها، آشيانه ها، فضولات، گاسترليتها، سوراخها، محتويات شكمي، فسيل فضولات وغيره مي باشد. اما درحقيقت فسيلهاي اندامهاي جانوري رادربرنمي گيرد. ايكنوفسيلها حركت و رفتار جانوران را ثبت مي كنند. ايكنولوژي علم مطالعه ايكنوفسيلها است.
 

 ايكنولوژي
(
ICHNOLOGY)
 


علم مطالعه ردپاهاي فسيل شده وساير ايكنوفسيل ها.
 


 
ايكنيتس(
ICHNITES)
 


( به صورت ايك – نيتس تلفظ مي شود) به عنوان فسيلهاي اثريا ايكنوفسيل شناخته مي شوند. آنها شامل بل ردپاهاي فسيل شده ، آشيانه ها، فضولات، گاستروليتها، سوراخها، محتويات معده اي و غيره مي باشد، اما شامل بخشهاي بدن جانوران نمي باشد. ايكنوفسيل ها حركت و رفتار جانوران را ثبت مي كنند. ايكنولوژي علم مطالعه اين نوع فسيل هاست.
 


ایکویس(Equus)
 


(به صورت ایک-ویس تلفظ می شود) اسبهای امروزی (جنس ایکویس که گورخرها، الاغها و غبره را هم شامل می شود)حدود 4 میلیون سال قبل در آمریکای شمالی تکامل یافتند. سپس در آسیا، اروپا و آفریقا پراکنده شدند. اسبهای آمریکای شمالی، حدود 8000 سال قبل و احتمالا به علت بیماری از بین رفتند.
 


 
اي كيو( EQ)
 


اي كيو( ضريب مغزي) نسبت بين وزن مغز و اندازه بدن جانور است اين اندازه گيري بوسيله هري . جي . جريسون دردهه 1970 ايجاد شد. اين نسبت به تعيين هوش نسبي جانوران منقرض شده كمك مي كند. دايناسورهاي درومئوزاريد بيشترين مقدارEQ  را ميان دايناسور ها داشتند.
 

 ايكيوزار
(
ICHTHYOSAUR
)
 


( بصورت ايك – تي – و – زار تلفظ مي شود) ايكتيوزارها خزندگان ماقبل تاريخ بودند كه در دريا زندگي مي كردند.
 

 ايگوانودون
(
IGVANODUN)
 


( به صورت ايگ – اوان – و – دون تلفظ مي شود) ايگوانودون دايناسوري گياهخواربود كه ميخهاي شصتي دردستانش داشت. اين دايناسور حدود 33 فوت ( 10 متر) طول داشت ودرزمان كرتاسه آغازين ، حدود 110 – 130 ميليون سال پيش زندگي مي كرد. گونه خاص اين جنس ايگوانودون آنجليكوم نام دارد. ايگوانودون درسال 1829 توسط هال نام گذاري شد.

 

 ايگوانودونتيدها
(
IGUANODONTIDS):
 


( به صورت ايگ – اوان – و – دون – تيد تلفظ مي شود) ايگوانودونتيدها ( خانواده ايگوانودونتيده كه ايگوانودونت ها نيز ناميده مي شوند) اورنيتوپودهاي اورنيتيچين گياهخواروبزرگ بودند كه درژوراسيك پاياني تا كرتاسه پاياني زندگي مي كردند. اين دايناسورها ي ميخهاي شصتي، منقاربدون دندان ، پوزه اي دراز، انگشتاني بلند ودمي حجيم داشتند. آلتيونيوس، ايگوانودون، كامپتوزاروس، اورانوزاروس، پروباكتروزاروس، تنونتوزاروس و والدوزاروس ايگوانودونتيد بودند. ازايگوانودونتيدها( هادروزاريدها) منقاراردكيها بوجود آمدند.
 


 
ايلوپتريكس( ELOPTERYX)
 


( به صورت اي – لو پ – تر – يكس تلفظ مي شود) ايلوپتريكس ( به معني بال مردابي) يك دايناسور تروپود ( گوشتخوار دوپا) ازكرتاسه پاياني، يعني حدود 65 – 73 ميليون سال پيش بود. اين دايناسور احتمالا يك ترودونتيد بوده است. يك استخوان ران وچند تكه فسيل ازاين دايناسوردرروماني كشف شده است. اين دايناسور بوسيله ديرينه شناسي به اسم آندروس درسال 1913 نام گذاري شد. گونه خاص اين جنس ايلوپتريكس نويسكاي نام دارد اما اين جنس وگونه هايش هنوزمورد ترديد است. (و احتمالا همان برديسنم است).
 

 ايمائوزاروس
(
EMAUSAURUS)
 


( به صورت اي – مائو – زار – وس تلفظ مي شود) ايمائوزاروس ( به معني سوسمار دانشگاارنست – مورتيز – آندرت ) يك دايناسور گياهخواربود كه درزمان ژوراسيك آغازين، حدود 188 – 194 ميليون سال پيش مي زيست. اين اورنيتيچين حدود 5/6 فوت ( 2 متر) طول داشت ويك دايناسور چهارپاي ابتدايي بازره اي صفحه اي ومخروطي شكل بود. اين دايناسورسري بزرگ وپهن وپوزه اي دراز داشت علاوه براين درجلوي هر آرواره اش پنج دندان داشت. يك جمجمه وچنداستخوان فسيل شده ديگر ازاين دايناسوردرشمال آلمان كشف شده است، ممكن است اين دايناسوريك تيرئوفوران ويايك استگوزاراوليه باشد. اين جانور درسال 1990 بوسيله ديرينه شناسي بنام هاوبولد نام گذاري شد. گونه خاص اين جنس ايمائوزاروس رنستي نام دارد.
 


 
اينجينيا( INGENIA)
 


( به صورت اين – جي – ني – آ تلفظ مي شود) اينيجيا يك دايناسور تروپود پرنده مانند ( يك اوويراتپوريد) بود اين جانور همه چيز خوار و دوپا حدود 5/4 فوت (4/1 متر) طول داشت اين جانور دركرتاسه پاياني ، حدود 70 – 80 ميليون سال پيش مي زيست ودرسال 1981 بوسيله بارسبلود وازروي فسيلهاي مغولستان نام گذاري شد.
 

 ايندريكوتريوم
 (
INDRICUTHERIUM)
 


ايندريكوتريوم يك كرگدن بدون شاخ منقرض شده اي بود كه پاهاي نسبتا بلندي داشت. نمونه هاي بالغ حدود 26 فوت (8 متر) طول و18 فوت ( 5/5 متر) ارتفاع و18 -17 تن وزن داشتند. اين جانور يكي از بزرگترين جانوران خشكي بود كه تا كنون برروي زمين زندگي كرده است( پاراسراتريوم بزرگتربود) اين جانور گياهخوار برگها وساقه هاي درختان بلندرا مي خورد. اين جانور چهار دندان داشت: دو دندان عاج مانند درجلوي آرواره اش داشت كه روبه عقب بودند ودو دندان درانتهاي آرواره اش كه رو به جلوبودند اين پستاندار سم دار منقرض شده درهرپايش سه انگشت داشت. ايندريكوتريوم درزمان اليگوسن تا ميوسن آغازين ( حدود 26 – 40 ميليون سال پيش ) زندگي مي كرد. فسيلهاي اين جانور درآسيا( پاكستان، مغولستان وچين) يافت شده است. دودشمن اين جانورگوشتخواراني بنامهاي هيانودون ودينيكتيس بودند.
طبقه بندي: راسته پريسوداكتيلا ( سم داران سه انگشتي) ، خانواده هيراكيده ( سم داران سه انگشتي بين خوكهاي خرطوم داروكرگدنها)
 

 ايندوزاروس
(
INDOSAURUS)
 


( به صورت اين – دو – زار – وس تلفظ مي شود) ايندوزاروس( به معني سوسمار هندي) دايناسوري تروپود بود كه در كرتاسه پاياني ، حدود 70 تا 65 ميليون سال پيش زندگي مي كرد. اين دوپاي گوشتخوار جمجمه اي بزرگ وعريض داشت. ودوساخ برروي سرش نيز داشت اين دايناسور با توجه به جمجمه ناقصي كه درجبالپور – هندوستان يافت شد، توسط چارلز ماتلي شناسايي شد. اين جانور درسال 1933 توسط ديرينه شناساني بنامهاي وان هيون وماتلي نام گذاري شد. گونه خاص اين جنس اندوزاروس ماتلي نام دارد.
 

 ايندوسوكوس
(
INDOSUCHUS)
 


(بصورت اين – دو – سوك – وس تلفظ مي شود) ايندوسوكوس به معني ( كروكوديل هندي) يك دايناسور تروپود مربوط به زمان كرتاسه پاياني ( حدود 70 تا 65 ميليون سال پيش ) بود. اين دايناسوردوپا وگوشتخواردندانهاي اره مانند زياد وجمجمه تاج دارباريك ومسطحي داشت. اين جانور احتمالا بيش از20 فوت ( 6 متر) طول داشته است. ايندوسوكوس ازروي جمجمه ناقصي كه درهندوستان توسط چارلز ماتلي كشف شد، شناخته شده است. اين دايناسور نسبت به آلوزاروس وتيرانوزاروس ركس كوچكتروابتدايي تر بود. ايندوسوكوس درسال 1933 توسط وان هيون وماتلي نام گذاري شد. گونه خاص اين جنس ايندوسوكوس راپتوريوس نام دارد.
 

 جانورحشره خوار
(
INSECTIVORE)
 


يك اينسكتيور (جانور حشره خوار) موجود زنده اي است كه بيشتر از حشرات تغذيه مي كند. برخي از دايناسورها كوچكتر (نظيركامپسونگناتوس) حشره خوار بودند.
 

 اينوسترانكويا
(
INOSTRANCEVIA)
 


اينوسترانكويا (كه به افتخار زمين شناسي روسي بنام آ. اينوسترانتز نام گذاري شد.) يك تراسپيد دراندازه ببربود( تراسپيد پستاندار خزنده مانند است) كه دردوره برمين ، حدود 250 ميليون سال پيش ( قبل از دايناسورها) زندگي مي كرد. اين چهار پايان گياهخوار، پاهايي پهن، جمجمه اي بزرگ ودندانهاي شمشيرمانند طويل داشت. فسيلهاي اين جانور درروسيه يافت شد. گونه خاص اين جنس اينوسترانگويا آلكساندري نام دارد كه درسال 1922 توسط ولا ديمير پروخوروويچ آماليتنزكي نام گذاري شد.
 


 
اينيوزاروس( EINOSAURUS)
 


( به صورت اي – ني – و – زار – وس تلفظ مي شود) اينيوزاروس به معني سوسماربيرون( نام نوعي گاوميش) يك دايناسور گياهخواروچهارپا بود كه درزمان كرتاسه پاياني ، حدود 71 ميليون سال پيش زندگي مي كرد. اين دايناسورسراتوپسين حدود20 فوت ( 6 متر) طول داشت. اين دايناسور يك شاخ بزرگ برروي بيني اش ويك زايده سپرمانند داشت. سه جمجمه وچند استخوان ازاين دايناسوردرسال 1970 درمونتانا – ايالات متحده كشف شد. اينوزاروس درسال 1995 بوسيله ديرينه شناسي بنام سامپسون نام گذاري شد.گونه خاص اين جنس اينيوزاروس پروسيورويكورنيس نام داشت.

 

 ائوآلولاويس
(
EOALVLAVIS)
 


ائوآلولاويس نخستين پرنده اي بود كه به هنگام پروازقدرت مانور خوبي داشت. حتي درسرعتهاي كم اين كنترل پروازعالي ناشي ازوجود پرهاي موجود درپشتش بود كه آلولا ناميده مي شدند. اين پرها به بلند شدن وفرودآمدن پرنده هم كمك مي كردند. فسيلهاي اين پرنده منقرض شده دراسپا نيا يافت شده اند ( رده آوس).
 

 ائوبرونتوزاروس
(
EOBRONTOSAURUS)
 


(
بصورت اي – و – برون – تو – زار – وس تلفظ مي شود) ائوبرونتوزاروس( به معني سوسمارتندراوليه) يك دايناسور گياهخوار غول پيكر مربوط به ژوراسيك پاياني بود. اين دايناسور گردني دراز، دمي شلاق مانند وسري كوچك داشت، اين جانور چهار پا بسيار شبيه آپاتوزاروس( برونتوزاروس اصلي ) بود اما بسيارابتدائي ترازآن بود. اين دايناسوريك ساروپود ديپلودوسيد بود. يك فسيل غير كامل ازاين دايناسوردر وايومنيگ – ايالات متحده يافت شده است. گونه خاص اين جنس ائوبرونتوزاروس ياناپين ( فيلا ، جميزوردمان، 1994) نام دارد. ائوبرونتوزاروس بوسيله ديرينه شناسي امريكائي بنام رابرت بيكردرسال 1998 نام گذاري شد.
 

 ائوتيتانوساچيد
(
EOTITANOSUCHID)
 


ائوتيتانوساچيدها ( به معني كروگوديلهاي اوليه غول پيكر) تراپسيدهاي ابتدايي وبسياربزرگ بودند كه درعصر پرمين مياني ( حدود 267 تا 256 ميليون سال پيش ) زندگي مي كردند يعني بسيار قبل ترازشكل گيري دايناسورها. اين گوشتخواران خشكي زي حدود 20 فوت ( 6 متر) طول وبيش از 500 كيلو گرم وزن داشتند. اندازه جمجمه آنها به بيش از 1 متر مي رسيد. ائوتيتا نوساچيدها برترين شكارچيان زمان خود بودند( درواقع آنها دشمن طبعيي نداشتند) اين خزندگان دندانهاي سگ مانند وپوزه اي كوتاه داشتند. آنها احتمالا گياهخواران بزرگي استمنوسارچوس وشايد هم برخي از جانوران دريايي بزرگ را شكار مي كردند. بعضي از ائوتيتانوساچيدها عبارتند از: ائوتيتا نوساچوس ( كودينوف 1960)، ايوانتوزاروس ( كودينوف 1983)، وكاماگورگون ( تاتارينوف 1999). فسيلهاي اين دايناسور در روسيه كشف شده است. خانواده ائوتيتانوساچيده درسال 1960 توسط كودينوف نام گذاري شد.
 

 ائوتيرانوس
(
EOTYRANNUS)
 


ائوتيرانوس ( به معني ديكتاتور آغازين يا ديكتاتور اوليه) دايناسوري بود كه حدود 15 فوت ( 5/4 متر) طول داشت. اين تروپود ( دايناسور دو پاوگوشتخوار) درزمان كرتاسه مياني حدود 125 – 120 ميليون سال پيش زندگي مي كرد. اين دايناسور ازخويشاوندهاي
T ركس بود. يك فسيل تقريبا 40 درصد كامل ازاين دايناسور درسال 1997 درجزيره وايت – ساحل برتيانيا كشف شد. گونه خاص اين جنس ائوتيرانوس لنگي نام دارد. ( كه به افتخار گاوين لنگ كسي كه اولين فسيل رادرجزيره وايت كشف كرد نام گذاري شده است) . ائوتيرانوس بوسيله تيمي به سرپرستي داران نايش ازدانشگاه پورتس موس كشف شد.
 


 
ائوراپتور( EORAPTOR)
 


( بصورت اي – و – راپ – تور تلفظ مي شود) ائوراپتور قديمي ترين دايناسور شناخته شده است. اين دايناسور گياهخوار و دوپا حدود 228 ميليون سال پيش ( در زمان ترياس پاياني ) زندگي مي كرد.
 

 ائوزوسترودون
(
EOZOSTRUNDON)
 


ائوزوسترودون يكي از اولين پستانداران حقيقي بود. اين جانور درترياس پاياني وژوراسيك آغازين، حدود 210 ميليون سال پيش زندگي مي كرد. اين پستاندار تخم گذاراوليه به بچه هاي خود شير مي داد. ائوزوسترودون يك جانور چهار پا باپاهايي كوتاه وپوزه اي طويل ونوك تيز بود. پاهاي اين پستاندار پنج انگشتي وپنجه دار بودند وداراي دمي بلند ومودار بود. ائوزوسترودون حدود 42 اينچ ( 107 سانتي متر) طول داشت. اين جانور يك تريكودونت بود كه به خانواده مورگانوكودونتيده كه درواقع پستانداران دندان دار حقيقي بودند تعلق داشت.

( دندانهاي گونه اي اين جانوران به دندانهاي آسياي ساده ودندانهاي آسياي پيچيده تقسيم مي شد، دندانها تنها يك بار جايگزين مي شدند ودندانهاي آسيانوك سه گوش داشتند.
 

 ائوساچين ها
(
EOSUCHIAN)
 


ائوساچين ها ( به معني كروکوديلهاي آغازين) خزندگاني بودند كه در ترياس پاياني حدود 220 ميليون سال پيش شكل گرفتند. اين دياپسيدهاي سوسمارمانند به اندازه سوسمارها و مارها رشد مي كردند. آنها برروي چهار پاي بزرگ راه مي رفتند و دمي دراز داشتند وهمانند هووازاروس بعضا درآب زندگي مي كردند. فسيلهاي ائوسارچين درجنوب وجنوب غرب افريقا و نيز در اواگاسكار يافت شده است. خزنده دوپايي بنام ايوديباموس كه اخيرا كشف شده است يك ائوسارچين بوده است. ساير ائوسارچين ها عبارتند از: تادئوزاروس هووازاروس طبقه بندي: رده خزندگان ، زيررده دياپسيدها، راسته ائوساچيا.
 

 ائوسراتوپس
(
EOCERATOPS)
 


( به صورت اي – و – سه – آ – توپس تلفظ مي شود) ائوسراتوپس ( به معني صورت شاخ دار اوليه) يك دايناسور سراتوپسين ابتدايي بود. اين سراتوپسيد يك سپر كوتاه وسه شاخ كوچك برروي صورتش داشت. اين دايناسور جمجمه اي بزرگ، چهارپاي مستحكم همراه با پنجه هايي سم مانند، بدني حجيم ودمي كوتاه ونوك تيز داشت. اين جانور درزمان كرتاسه پاياني زندگي مي كرد. اين جنس مشكوك يك تريسراتوپس قديمي يا شايد يك كاسموزاروس جوان بوده است. فسيلهاي اين جانوردرامريكاي شمالي كشف شده است. ائوسراتوپس بوسيله ديرينه شناسي كانادايي به نام رال . لامب درسال 1915 نام گذاري شد. گونه خاص اين جنس ائوسراتوپس كانادنسيس نام دارد. براي اطلا عات بيشتركاسموزاروس راببينيد.

 


 
ائولامبيا( EOLAMBIA)
 


( بصورت اي – و – لامب – ي – آ تلفظ مي شود) ائولامبيا ( به معني لامبيوزارين اوليه لامبيوزاردايناسورمنقاراردكي تاج دار است) يك دايناسور گياهخوارمربوط به كرتاسه مياني بود. اين دايناسوراولين هادروزار( منقار اردكي) شناخته شده است. اما ابتدايي ترين آنها نبود. فسيلهاي اين دايناسور دريوتا – ايالات متحده يافت شده است. ائولامبيا بوسيله ديرينه شناسي بنام كركلند درسال 1998 نام گذاري شد. گونه خاص اين جنس ائولامبيا كارولجونسانام دارد.
 


 
ائوميا( EOMAIA)
 


(به صورت ائ – و – مي – يا تلفظ مي شود) ائوميا ( به معني مادراوليه) اولين پستاندارجفت دارابتدايي است( يك پستاندار جفت دار قديمي ) بود. اين پستاندار كوچك، شبيه موشهاي پوزه دار بود و125 ميليون سال پيش كرتاسه آغازين زندگي مي كرد. طول كلي اين جانور6 اينچ بود ( 3 اينچ آن دمش و3 اينچ آن بدنش بود).ائوميا برروي چهارپا راه مي رفت وپاهاي پنجه دار داشت كه احتمالا بوسيله آنها ازدرختان بالا مي رفت. دندانهاي اين جانور شبيه پستانداران جفت دار بود. اين دايناسور استخوان شرمگاهي خارجي داشت( ازويژه گيهاي كيسه داران) ائوميا نوعي حشره خواربود. فسيلهاي اين جانور دراستان لياونينگ چين كشف شدند گونه خاص اين جنس ائوميا اسكانسوريااست.
 


 
ائون ( EON)
 

ائون                                       زمان

ائون فانروزوئيك                  540 ميليون سال پيش تا امروز

ائون پروتروزئيك                  5/2 بيليون تا 540 ميليون سال پيش

ائون آركئوزوئيك                  9/3 تا 5/2 بيليون سال پيش

ائون هادئن                        6 /4 تا 9/3 بيليون سال پيش

ازائون دوويا چند دوران زمين شناسي بوجود مي آيد ائون بزرگترين تقسيم بندي زمان زمين شناسي است، كه صدها ميليون سال دربرمي گيرد.

 

ائون فانروزوييك
PHANEROZOIC EON))


فانروزوييك (به معناي پيدا زيستي) زماني است كه در آن اشكال حيات موجود داراي اسكلت يا پوسته سختي بودند. اين ائون، از 540 ميليون سال قبل آغاز شده و تا حال حاضر ادامه دارد.
 

ائون هادئن
((HADEAN EON  
 


ائون هادئن 6/4 تا 9/3 ميليون سال پيش بود. اين ائون كم سنگ،نهاني است كه پوسته قاره ها واقيانوس هاي منجمد شد. نام هادئن توسط زمين شناسي به نام پريستون كلود دهه 1960 به كار رفت.
 


 
ائوهيپوس( EOHIPPUS)
 


ائوهيپوس ( به معني اسب اوليه ) يك جنس ازاولين اسبهاي شناخته شده است. نام ديگر اين جنس هيراكوتريوم است.اين جانور درائوسن آغازين ودر نيمكره شمالي ( آسيا، اروپا وامريكاي شمالي) زندگي مي كرد. اين پستاندارحدود 2 فوت( 60 سانتي متر) طول و18 اينچ ( 20 سانتي متر) ارتفاع تا محل كتفهايش داشت. ( به اندازه يك سگ كوچك) . اين جانور چهار انگشت سم دار درپاهاي جلوئي وسه انگشت سم داردرهرپاي عقبي اش داشت. اين جنس ازخانواده ايكوئيده است.
 

 ايئولوزاروس
(
AEOLOSAURUS)

 


(به صورت اي–ئو–لو–زار–وس تلفظ مي شود) ايئولوزاروس(به معني سوسمار ايئولوس« خداي باد») يك دايناسور تيتانوزاريد مربوط به زمان كرتاسه پاياني بود.اين ساروپود حدود 50 فوت ( 15 متر) طول و10500 كيلوگرم وزن داشت. اين دايناسور صفحات ( زره) پوستي داشت. فسيل غير كامل اين دايناسور چهارپاي ، گياهخوار، گردن دراز ودم بلند درمنطقه طوفاني ( پرباد) پاتاگونيا درآرژانتين يافت شد. گونه خاص آن ايئولوزاروس ريونجريوس نام دارد. اين دايناسور درسال 1988 بوسيله پاول نام گذاري شد.
 

 

 

 

 

 

 

 

 

English view | Contact us : Info@ngdir.ir | Home