تند
(Trunk):
شاخة اصلي رودخانه گفته ميشود.
|
تغذيه مصنوعي
(artificial recharge):
فرآيندي كه آب از ذخاير آب سطحي به درون مخزن آب
زيرزميني باز ميگردد مانند آبياري يا نفوذ آب از
رودخانهها و يا چاهها.
|
تقطير(conden
sation):
فرآيند بخارآب در تبديل هوا به آب مايع.
قطرات آب روي سطح خارجي يك شيشه سرد آب، آب مقطر
هستند. تقطير متضاد فرآيند تبخير است.
|
|
 |
تبخير(evaporation):
فرآيندي كه طي آن آب مايع به بخار آب تبديل ميشود
كه شامل تبخير از سطوح آب، سطوح خشكي و پهنههاي
برف اما نه از سطوح برگ.
|
 |
تبخير و تعريق
(evapotrans piration):
مجموع تبخير و تعريق.
|
تراونداي
(osmosis):
جابجايي مولكولهاي آب در طول يك غشاء
نازك. فرآيند تراوندگي در بدن ما نيز اتفاق
ميافتد و روشي از نمكزدايي آبهاي شور نيز
ميباشد.
|
 |
تراوايي
(permeability): قابليت يك ماده در عبور
يك مايع نظير آب در طول سنگ. مواد تراوا، نظير
گراول و ماسه، اجازه ميدهند كه آب سريعاً در طول
آنها حركت كند در حاليكه مواد ناتراوا نظير رس
اجازه نميدهند كه آب آزادانه جريان يابد.
|
تخلفل (prosity):
اندازه ظرفيت در برگيري آب سنگهاي زير
سطحي. با توجه به جابجايي آب نه تنها بزرگي كل
تخلفل است كه مهم است بلكه اندازه حفرات و پيوستگي
و ارتباط آنها نيز مهم است. بطوريكه حفرات در يك
ساژند ممكن است باز باشد يا مرتبط باشند يا بسته و
جدا باشند. براي مثال، رس ممكن است تخلفل بسيار
بالايي با توجه به حجم آب ذخيرهاي داشته باشد اما
اين بعنوان آبخيز بسيار ضعيف است زيرا حفرات
معمولاً بسيار كوچك هستند.
|
توزيع
عمومي (public supply): توزيع آب توسط
ارگانها و آژانسها نظر اداره آب استان و
شركتهاي خصوصي كه به مصرفكنندگان توزيع ميگردد.
توزيعكنندگان عمومي اب را براي مصارف خانگي،
تجاري، نيروي تروالكتريك، صنعتي و عمومي فراهم
ميكنند. عمده آب مصرفي در خانهها توسط يك
توزيعكننده عمومي آب، توزيع ميشود. سيستمها
حداقل 15 سرويس ارتباطي (نظير خانگي، مدرسهها و
مشاغل) دارند. يا بطور منظم حداقل 25 نفر در روز
را براي حداقل 60 روز در سال تأمين ميكنند.
|
تغذيه
(recharge):
آبي كه به يك آبخيز اضافه ميشود. براي
نمونه آب كه به درون زمين نفوذ ميكند را ميتوان
ذكر كرد.
|
تراوندگي معكوس
(reverse osmosis):
(نمكزدايي) فرآيند
برداشتن نمكها از آب با استفاده از غشاء. با
تراوندگي معكوس آب از غشاي زيري عبور ميكند كه
نمكها قادر به عبور كردن از آن نيستند در حاليكه
نمكها برداشته و استفاده ميشوند. اين فرآيند از
الكترو دياليز مقاومت است كه نمكها در آن از آب
بكاربردن غشاء با يك جريان الكتريكي جهت جدا نمودن
يونها خارج ميشوند.
|
تراوش
(seepage):
حركت آرام آب در سراسر شكافهاي كوچك،
مناقد و درزهاي يك ماده در درون يا خارج آبهاي
سطحي يا زير سطحي .
|
تالاب تهنشيني
(setting pond):
(كيفيت آب)- يك مرداب باز
كه در آن آبهاي هرز آلوده به آلايندههاي جامد
قرار دارد و ساكن است. آلايندههاي جامد معلق در
آب به كف مرداب فرو ميروند و مايع اجازه مييابد
تا به خارج از محوطه جريان يابد.
|
 |
تعريق
(transpiration):
فرآيندي كه طي آن آب
جذبشده توسط گياهاني معمولاً در طول ريشهها از
سطح گياه (مانند منافذ برگها)به درون اتمسفر
تبخير ميگردد.
|
 |
تيرگي (turbidity):
مقدار ذرات جامدي كه در آب معلقند كه
اشعههاي نور را كه در سراسر آب ايجاد شدهاند پخش
ميكنند. بنابراين تيرگي آب را تيره و يا حتي در
موارد ويژه تار ميكند. تيرگي در واحدهاي تيرگي
نفلومتريك (NTU) محاسبه ميگردد.
|
تميز
(Clean):
عاري از آلودگي و كثيفي
تميز كردن
(Clean up):
عمل تميز كردن
|
تراكم يا ميعان
(Condensation):
تغيير بخار آب به مايع
|
 |
تقطير
(Distillation):
فرآيند گرم كردن يك مايع به اين منظور كه بخار آن
از بين برود و سرد شود و يك مايع خالص تر بدست
آيد.
|
 |
تبخيري
(Evaporate):
بيرون رفتن از حالت بخار به صورت ذرات ريز نامرئي
|
 |
تبخير
(Evaportation):
تغيير آب به صورت بخار آب
|
 |
تگرگ
(Hail):
تكه هاي كوچك مدور يخ كه گاهي اوقات در طي يك
طوفان به زمين ميافتد. قطره آب باران يخ زده
|
 |
تراوش
(Infiltration):
فرآيندي كه آب به داخل خاك نفوذ مي كند.
|
تخليه نفت
(Oil
spill):
نفتي كه فرار كرده است.
|
 |
تابستان
(Summer):
گرمترين فصل سال، از ژوئن تا آگوست در نيمكره
شمالي
|
تعريق
(Transpiration):
تنفس خارج از آب، نظير گياهان كه آب را از طريق
برگ ها و ساقه هايشان آزاد ميكند.
|
تروپوسفر
(Troposphere):
لايه هواي اتمسفريك كه در حدود 7 مايل در بالا
سطح زمين توسعه يافته است.
|
 |