جويبار
(rill): جويبار يك آبراهة خيلي كوچك است.

كرانهاي (ripayian): كه در حواشي يك رودخانه يا آبراهه و يا
حجم عظيم آبي، يك رودخانة متروكه، محل بريده شدن
يك رودخانةساكن، يك آب جاري كه خاك را فرسايش
داده و همچنين حجمهاي آبي ديگر قرار ميگيرد.
رودخانه
(river): يك حجم عظيمي از آب جاري است كه
معمولاً به داخل دريا يا اقيانوس تخليه ميشود.
كف رودخانه (river bed): كف يك رودخانه يا مجموعههاي آبي ديگر.

رودخانهاي (riverine): يعني مرتبط و شبيه به رودخانه يا تشكيل
شده توسط رودخانه.
رواناب (runoff): رواناب آبي است كه از جويبارها،
آبراههها يا از مسير پسابها به داخل رودخانه
ميريزد. همچنين در اثر آبياري كشاورزي ذوب شدن
برف و طوفان نيز رواناب تشكيل ميشود.
منحني ارزيابي
(rating curre): منحني ترسيمشدهاي كه
ارتباط ميان سطح آب نسبت به ترازي دلخواه و دبي
يا آبدهي رودخانه را در ميدان اندازهگيري
دلخواه نشان ميدهد.
تغذيه (recharge): آبي كه به يك آبخيز اضافه ميشود. براي
نمونه آب كه به درون زمين نفوذ ميكند را
ميتوان ذكر كرد.
آبهاي هرز احياء شده (reclaimed wastewater): آبهاي هرز
اصلاح شده كه ميتواند براي اهداف مفيدي چون
آبياري گياهان ويژه استفاده گردد.

آب بازيافت شده
(recycled water): آبي كه بيشتري از يك
بار استفاده ميشود قبل از اينكه به سيستم طبيعي
هيدرولوژيكي بازگردد.
مخزن (reservoir): يك بركه، درياچه يا حوضه هم طبيعي و هم
مصنوعي براي ذخيره، تنظيم و كنترل آب.
جريان برگشتي
(return flow):
(1) بخشي از جريان منحرف
شده كه بصورت مصرفي استفاده نميشود و به منبع
اصلي يا منابع ديگر آن بازميگردد. (2) (آبياري)
آب زهكشي از مزارع آبياري شده كه دوباره وارد
سيستم آبي شده كه در پايين رود بعدي استفاده
ميشود.
جريان برگشتي
(آبياري) (return flow (irrigation): آب
آبياري كه براي ناحيهاي بكار ميرود و بصورت
تبخير و يا تعريق مصرف نميگردد و به جريان
(رودخانه) سطحي يا آبخيز باز ميگردد.
تراوندگي معكوس
(reverse osmosis): (نمكزدايي) فرآيند
برداشتن نمكها از آب با استفاده از غشاء. با
تراوندگي معكوس آب از غشاي زيري عبور ميكند كه
نمكها قادر به عبور كردن از آن نيستند در حاليكه
نمكها برداشته و استفاده ميشوند. اين فرآيند از
الكترو دياليز مقاومت است كه نمكها در آن از آب
بكاربردن غشاء با يك جريان الكتريكي جهت جدا
نمودن يونها خارج ميشوند.
يونهاي مثبت از يك غشاء عبور ميكنند در
حاليكه يونهاي منفي از غشايي ديگر ميگذرند و در
نهايت آب تازه حاصل ميگردد.
(2) (كيفيت آب) روشي پيشرفته براي اصلاح
آب يا آبهاي هرز كه با غشاي نيمه تراوا آبها را
از آلايندهها جدا مينمايد. يك نيروي خارجي
براي معكوس نمودن فرآيند تراوندگي طبيعي استفاده
ميگردد كه منجر به حركت حلال از يك محلول با
غلظت بالاتر به غلظت پايينتر ميگردد.
حقوق آبها با
ساحلي (riparian water rights): حقوقي
كه دارنده زمين مجاور آب دارا است. كه از ايالتي
به ايالت ديگر متفاوت است و اغلب بستگي دارد كه
آب، يك رودخانه، درياچه يا اقيانوس باشد. اصل
حقوق ساحلي نيز قديمي است كه از قوانين شايع
انگليسي سرچشمه گرفته است.
بويژه افرادي كه داراي زميني مجاور با
رودخانه هستند داراي حق استفاده منطقي از
رودخانه هستند. كاربران ساحلي يك رودخانه جريان
اين رودخانه را بين خودشان تقسيم ميكنند و
مفهوم تقدم استفاده (اصل مناسب مقدم) كاربرد
ندارد.
حقوق ساحلي نميتواند فروخته شود يا به
زمين غيرساحلي منتقل گردد.
رودخانه (river): جرياني طبيعي از آب با حجم قابل ملاحظه
بيشتر از يك جوي يا نهر.
رواناب(run off):
(1)
بخشي از آب بارندگي، ذوب برف يا آب
آبياري كه بصورت رودخانهها، جريانهاي سطحي،
زهكشيها و فاضلابهاي كنترل نشده نمايان
ميشوند.
رواناب ممكن است بر اساس سرعت ظهور بعد
از بارندگي و ذوب برف به رواناب مستقيم يا اصلي
و بر اساس منبع به صورت رواناب سطحي، جريانهاي
طوفاني يا رواناب آب زيرزميني تقسيم گردد.
(2) آبدهي كل شرح داده شده در (1) در
مدت دوره زماني ويژه.
(3) و همچنين به عنوان عمقي كه يك ناحيه
آبريز ميتوانست پوشيده شود اگرتمام روانابها
براي دوره زماني دلخواه در سرتاسر آن توزيع
ميشوند.
باران
(Rain):
رطوبت متراكم هوا كره كه به صورت قطرات مجزا فرو
ميبارد.

بارش سنج
(Rain gauge):
وسيلهاي براي اندازه گيري مقدار بخار آب در هوا

بارش
(Rain fall):
مقدار كلي بارش باران در يك ناحيه معين و يك
زمان معين.
بازيافت
(Recycle):
تبديل به فرمي كه مي تواند دوباره استفاده شود.

مخزن
(Reservoir):
يك درياچه يا آبگير طبيعي و مصنوعي كه آب
ميتواند براي استفاده ذخيره شود.
منابع
(Resources):
موجودي يا دارايي در دسترس
رودخانه
(River):
رود طبيعي آب كه بزرگتر از مرداب ميباشد و آب
آن به اقيانوس، درياچه و يا رودخانه ديگر
ميريزد.
دواناب
(Run off):
آبي كه روي سطح زمين به سمت رودها، رودخانهها،
درياچه ها و اقيانوس جاري مي شود.
