ثبت شده توسط فاطمه محمد کریمی | ثبت: 2020-09-13 09:22:50.0 | ویرایش: 2020-09-13 13:43:46.0 | دسته بندی: زمین شناسی

خلاصه گزارش نقشه 1:250،000 کرمان

سازمان زمین شناسی و اکتشافات معدنی کشور در راستای وظایف سازمانی، نقشه ‏های زمین‏ شناسی و گزارش‏ های توصیفی مرتبط با نقشه‏ ها را در مقیاس 250 هزارم تهیه نموده است. گزارش حاضر، خلاصه‏ ای از گزارش نقشه زمين شناسي ورقه 1:250000 کرمان به منظور شناخت کلی از محدوده مطالعاتی می باشد.

گزارش نقشه 1:250000  کرمان

ناحیه مورد مطالعه از نظر تقسیمات کشوری در جنوب شرقی ایران واقع است، در ميان عرض های جغرافیایی 30 تا 31 درجه شمالي و طول هاي 57 تا 58 درجه و 30 دقیقه شرقی جای گرفته است. از نقطه نظر زمین شناسی در پهنه رسوبی ساختاری خرد قاره ایران مرکزی جای دارد.


چينه شناسی
قدیمی ترین رخنمونهای منطقه مربوط به سازند سلطانیه و سری دزو می باشد، سازند سلطانیه متشکل از سنگ های دولومیت و سنگ آهک ضخیم لایه و تا اندازه ای چرت دار می باشد. هم ارز این سازند سری دزو می باشد که متشکل از گچ، ماسه سنگ و سنگ آهک بهمراه گدازهای اسیدی تا بازیک می باشد. رسوبات اینفراکامبرین در مناطق شمالی کرمان و در بخش خاوری چهار گوش کرمان رخنمون دارند.
سازند باروت به سن کامبرین به طور پیوسته برروی سازند سلطانیه  و سری دزو با ترکیبی از تناوب ماسه سنگ و شیل سیلتی قرمز رنگ، کمی گچ دار با دولومیت زرد رنگ و سنگ آهک قرار می گیرد. در تمامی برونزدهای اطراف کوه تیزی سازند لالون  توسط یک واحد کوارتزیتی سفید رنگ به ضخامت 50 تا 70 متر پوشیده می شود که در پی آن 10 تا 15 سانتیمتر کنگلومرا دیده می شود. قطعات این کنگلومرا بیشتر چرت های سیاه رنگ گرد شده می باشند.
واحد کوارتزیتی که بر روی سازند لالون  دیده می شود را می توان هم ارز تاپ کوارتزیت (Top Quartzite) در البرز مرکزی دانست.
بر روی واحد کوارتزیتی تناوبی از ماسه سنگ ریز دانه قرمز تا خاکستری روشن و دولومیت های سیاه رنگ آلگی استروماتولیت دار و پس از آن سنگ آهک های نازک لایه خاکستری یا قرمز کم رنگ و مارنی تریلوبیت دار سازند کوهبنان دیده می شود که ردپای زیستوران(trace fossils)  لوله ای شکل با مقاطع تقریبا دایره ای در آن وجود دارد. سازند کوه بنان از 400 تا 420 متر در تغییر است. در برونزد دو راهی شهداد تنها بخش میانی این سازند دیده می شود. در مقاطع کوه تیزی و دو راهی شهداد در دولومیت ها و سنگ آهک های بخش میانی فسیل های  Lioparella walcotti kobayachi, Anomocare latilimbatum بدست آمده است.
بر روی آخرین بخش های سازند کوه بنان ردیفی از گدازه های بازیک، بازالت و آندزیت حفره دار سیلورین بطور ناهمساز قرار گرفته است که رخنمون بسیار محدودی در شمال ده زادان دارد.
سنگهای قاعده دونین شامل تناوبی از ماسه سنگهای آهکی و شیل سیاه و سنگ آهک های دولومیتی شده و دولومیتی سازند پادها می¬باشند و سپس بر روی آنها با همبری ناهمساز تناوبی از دولومیت های سیاه، زرد، قهوه ای خاکستری تیره سازند دولومیت سیب زار جای گرفته است، که بر روی آنها سنگ آهک های تیره رنگ، برش های آهکی، سنگ آهک ها و دولومیت های ماسه ای و کمی شیل تیره رنگ با برتری مطلق سنگ آهک و دولومیت سازندهای بهرام وشیشتو نهشته شده است. سنگ آهک های این واحد دارای مرجان، بریوزوا و آلگ می باشند. در بخش پائین  این واحد مجموعه فسیلی از  Tentaculites sp., Umbella sp. دیده شده است، که سن آن را به دونین بالائی Frasnian - Famenian  نسبت داده اند، در بخش بالائی این نهشته ها نیز مجموعه فسیلی  Koninckopora sp., Bischaera sp.دیده شده است که می توان آنرا به ویزین (Visean) کربونیفر پائین نسبت داد.
با این تفاسیر واحد دونین بالایی را می توان هم ارز سازندهای بهرام و شیشتو و واحد دونین زیرین را هم ارز سازند پادها بحساب آورد که سازند پادها در دونین دارای ناپیوستگی در همبری فوقانی و تحتانی می باشد. نهشته های دونین به صورت کمربندی از شمال باختری لکرکوه تا جنوب خاوری رخنمون پیدا کرده است.
سنگهای کربونیفر چهارگوش کرمان را  سازند سردر با تناوبی از ماسه سنگ، کوارتز آرانایت سفید رنگ با چینه بندی از شیل خاکستری مایل به سبز تا سیاه بخشی کربناته تشکیل داده است که به صورت ناهمساز بر روی سازندهای دونین قرار گرفته است. از این واحد فسیل قابل تشخیص بدست نیامده و تنها هوکریده و همکاران (1962) اشاره ای دارند به فسیل Productus sp.  که از یک نوار آهکی دولومیتی شده بدست آورده اند.
واحد های سنگی پرمین عمدتا از سنگ آهک های تیره رنگ نازک لایه با میان لایه هائی از دولومیت تشکیل شده که بر مقدار دولومیت در بخش های بالائی افزوده می گردد. ضخامت این واحد به حدود 50 تا 70 متر میرسد. در بخش پائین این واحد ساقه های کرینوئید به مقدار فراوان همراه با بلروفون (Bellerophone) دیده می شود. این واحد در کوه تیزی و کوه بلبلوئیه برونزد دارد و فسیل های شاخص این دوره   Diplosphaerina sp. ، Globivalvulina bulloides (BRADY) می باشند.
واحد سنگی تریاس تحتانی که به صورت ناهمساز بر روی واحد پرمین با تناوبی از ماسه سنگ، ماسه سنگ آهکی، شیل و شیل های سیلتی قرمز رنگ به ضخامت کلی حداکثر 30 متر نهشته شده است. با توجه به موقعیت چینه شناختی آن، این واحد را می¬توان هم ارز سرخ شیل بحساب آورد. زیرا بر پرمین بالائی تکیه داشته و زیر دولومیت شناخته شده تریاس میانی (دولومیت شتری) قرار گرفته است. از این واحد هیچگونه آثار زیستی بدست نیامده است.
 سنگهای تریاس میانی در کوه تیزی و کوه بلبلوئیه ستیغ های بسیار برجسته و مشخصی را تشکیل داده اند. این واحد اساسا از دولومیت ها به رنگ خاکستری تا خاکستری روشن و زرد رنگ بوده و ضخامت لایه ها از بخش پائینی این واحد به سمت بالا افزایش می یابد و میان لایه های بسیار نازکی از سنگ آهک در درون آن دیده می شود.که فسیل های شاخص این واحد Aulotortus (Involutina) gaschei praegaschei KOEHN-ZANINETTI می باشد.
واحد تریاس میانی از همه جهات قابل مقایسه با دولومیت شتری می باشد و در کوه تیزی 15 تا 20 متر سنگ آهک خاکستری روشن نهشته شده است.
سنگهای سازند نایبند به سن تریاس بالائی بطور نا همساز بر روی سطح فرسایشی دولومیت های شتری در کوه بلبلوئیه و کوه تیزی نهشته شده است که شیل به رنگ سبز مایل به زیتونی، بطور محلی گچ دار، ماسه سنگ کوارتز آرانایت و سنگ آهک خاکستری متوسط لایه تا ضخیم لایه تا اندازه ای اوولیت دار در کوه بلبلوئیه رخنمون پیدا کرده اند. از اینقرار کاملا آشکار است که سازند نایبند بر روی یک سطح فرسایشی تریاس میانی نهشته شده که گویای جنبشهای خشکی زایی کیمیرین آغازی می باشد (نوازی، 1370) و فسیل های شاخص این واحد اقسام کرینوئیدها ،گاستروپود، براکیوپود و دوکفه ای دیده شده است.
سازند شمشک با یک لایه 10 تا 25 متری ماسه سنگ قهوه ای تیره کمرنگ آغاز می شود. این لایه ماسه سنگی مستقیماً بر روی تناوب سنگ آهک های ماسه ای و سنگ آهکهای ریفی تریاس بالا نهشته شده است. بر روی ماسه سنگ یاد شده تناوبی از سنگ آهکهای ماسه ای اوولیتی و ماسه سنگ آهکی، آهک اوولیتی و ماسه سنگ کوارتزیتی نهشته شده است و نیز ساخت های آشفته ((Contorted bedding است که حکایت از نهشته شدن در یک محیط پر انرژی کرانه ای (منطقه امواج) دارد.
ماسه سنگهای بخش پائین از دانه های درهم قفل شده کوارتز، قطعات سنگی کوارتزیتی، چرت و فلدسپات و میکا و به صورت ناهمساز بر روی دوره تریاس قرار گرفته اند. فسیل های شاخص این واحد Involutina liassica (JONES), Vidalina  martana(FARINACCI) و فسیل های گیاهی متعددی نیز دیده می شود.
 سنگ آهک های ماسه ای اوولیتی بخش بالائی سازند شمشک  بتدریج به سنگ آهکهای اوولیتی – پیزولیتی با زمینه میکریتی تبدیل می شوند. در منطقه بلبلوئیه لایه های سنگ آهکی پیزولیتی بوسیله لایه های بسیار نازک مارنهای زرد رنگ از هم جدا می شوند. ضخامت لایه ها بین 50 سانتیمتر تا 2 متر در تغییر است. فسیل های شاخص دوکفه ای و آمونیت و در بسیاری از مناطق بلمنیت می باشند.
 (Involutina cf. I. liassica(JONES))، مرز واحد ژوراسیک در قسمت های بالا و پایین هم ساز است. که سن لیاس بالایی – دوگر پایین برای این واحد پیشنهاد می گردد.
واحد سنگی سازند هجدک در ژوراسیک بالایی بر روی سنگ آهک بادامو تناوب نسبتاً ضخیمی (در بعضی از موارد بیش از 700 متر) ماسه سنگهای خاکستری مایل به قهوه ای تا سبز رنگ و شیل های میکادار ماسه ای تیره رنگ تا سبز رنگ، کوارتزیت نازک لایه، کنگلومرا و ماسه سنگهای آهکی و لایه های بسیار نازک سنگ آهک واجد مجموعه فسیلی دریائی تشکیل شده است. از لایه های سنگ آهکی و ماسه سنگهای آهکی میکروفسیل های زیر بدست آمده است :
Cristellaria sp., Neotrocholina sp.
هوکریده و همکاران (1962) در نوارهای نازک سنگ آهکی این مجموعه در شمال کوه تیزی فسیل های زیر را گزارش نموده اند . Lopha sp.,Pectinid sp، آنها را به باتونین – کالووین نسبت داده اند. این مجموعه بنام سازند هجدک نامیده شده است .
بر روی سازند هجدک ردیفی از ماسه سنگ های قرمز، مارنها و شیل و شیل های ژیپس دار و آهکهای مارنی و ماسه سنگهای درشت دانه و کنگلومرا و در بعضی از برونزدها آهکهای اوولیتی نهشته شده است. این واحدها با یک کنگلومرای پی بضخامت 1 تا 8 متر آغاز می گردد. این کنگلومرا در بعضی از موارد با دگر شیبی (با همسازی زاویه ای) و در پاره ای از موارد نیز کاملا همساز بر روی سازند چین خورده و دگرگون شده هجدک قرار میگیرد. ضخامت این نهشته ها 800 تا 900 متر میباشد. در پایان لازم بیاد آوری است که در بخش بالائی این سازند رسوبهای تبخیری در بعضی از برونزدها بسیار قابل ملاحظه است بطوری که بعنوان معدن گچ از آن بهره برداری می شود. نهشته ای ژوراسیک بطور پراکنده بیشترین رخنمون را در باختر چهار گوش دارد.
مجموعه های سنگی متعلق به کرتاسه  بطور کلی می توان به دو بخش: (1) کرتاسه پیشین یا پائین Early Cretaceous و (2) : کرتاسه پسین یا بالائی  Late Cretaceous تقسیم نمود. باید خاطر نشان سازیم که قسمت بیشتری از برونزدهای کرتاسه در این نقشه متعلق به کرتاسه بالائی یا پسین است و کرتاسه پائین کم ضخامت می باشد.
بر روی نهشته های ژوراسیک بالایی در منطقه کوه پایه مجموعه لیتولوژیکی زیر نهشته شده است که عبارتند از:
تناوب مارن، مارن گچ دار، دولومیت، شیل و سنگ آهک های اربی تولین دار می باشد. فسیل شاخص این واحد Orbitolina cf.O.lenticularis(BLUMENBACH) می باشد. واحد Klg  که گسترش بسیار زیادی داشته و در همه جا بصورت یک نوار نازک در زیر آهکهای کرتاسه بالائی از ده محمد شاه تا بندر والی آباد وتونل شهداد نهشته شده است.
سنگهای کرتاسه بالائی در ابتدا شامل ردیفی از کنگلومرا، ماسه سنگ و شیل قرمز نهشته شده است، بر روی این ردیف تناوبی از مارن و سنگ آهک مارنی و سنگ آهک نهشته شده است که از سنگ آهکهای آن مجموعه فسیلی زیر بدست آمده است : Heterohelix cf., H. cretacea
واحد پالئوژن در محدوده نقشه کرمان پالئوژن بصورت سه مجموعه لیتولوژیکی متفاوت دیده شده است. این سه مجموعه در سه حوضه متفاوت رسوبگذاری نهشته شده اند و عبارتند از :
1- سازند کنگلومرای کرمان که بهترین برونزدهای آن عبارتند از کوه سپیدی و کوه خواجه و کوه آب گردو، کوه دربیک، این برونزدها توسط رحیم زاده (1983) مورد بررسی قرار گرفته است. مطابق اظهارات رحیم زاده سازند کنگلومرای کرمان را در این محدوده می توان به دوپاره تقسیم نمود : (1) پاره سازند پائین که عمدتا از ماسه سنگ های آهکی نسبتا ریز دانه تشکیل شده است. (2) پاره سازند بالائی که از کنگلومرای درشت دانه تشکیل شده است. به عقیده رحیم زاده (1983) سن سازند کنگلومرای کرمان را باید پالئوسن تا ائوسن پائین دانست. در بسیاری از برونزد ها سازند کنگلومرای کرمان بطور همساز بر ماسه سنگ های آهکی و سنگ آهک های ماسه ای ماستریختین (سنگ آهک های اربیتوئیدس دار) نهشته شده است.
هم ارز سازند کرمان ردیفی از ماسه سنگ، فورش سنگ، کنگلومراهای ریز دانه با ساختار تناوبی و ریتمی نهشته است. این مجموعه با تناوبی از ماسه سنگ و کنگلومرا آغاز می گردد. کنگلومراهای پی این واحد دارای ساخت رسوبی ویژه ای می¬باشند. قطعات این کنگلومرا را قلوه هائی از واحدهای کهن تر تشکیل داده اند . بنظر می رسد که پس از نهشته شدن این واحدها و پیش از سخت شدن کامل سنگ آهکها رویدادی تکتونیکی موجب برخاست رسوبهای سنگ آهکی را فراهم آورده و رسوبهای سخت نشده که تعادل گرانشی خود را در اثر برخاست از دست داده اند، بصورت جریانهای ریزشی به درون حوضه رسوبی مجاور که در آن فورش (سیلت) و ماسه سنگ و کنگلومرا نهشته می شده، ریخته اند. ریزش این سنگ آهکها به درون حوضه تا مدتهای مدید ادامه داشته و چنین است که قطعات بزرگ و کوچک از این آهکها بصورت اولیستولیت (Olistholith) در درون ماسه سنگها و فورش سنگها و کنگلومراهای یاد شده ریخته است.
مشاهدات صحرائی ما نشان داده که این رسوبات بطور جانبی به کنگلومراهای درشت دانه سازند کرمان تبدیل می شوند. رحیم زاده (1983) نیز بر این مطلب تاکید داشته و توربیدیت های سه کنج را هم ارز بخش پائین سازند کرمان دانسته است. از توربیدیت های سه کنج هیچگونه آثار فسیلی بدست نیامده و ما پیشنهاد می کنیم که به ردیف سه کنج سنی از پالئوسن – تا ائوسن پائین نسبت داده شود.
سنگهای ائوسن در منطقه شامل گدازه ها و اگلومراهای آندزیتی و ماسه سنگ و توفهای الوان تشکیل گردیده که بصورت یک دیواره برجسته درآمده و ارتباط حوضه سیمک را با سایر حوضه های جوانتر قطع نموده است. این مجموعه در حوضه رسوبی کم عمق سیمک بوجود آمده و قطعات شیشه و بمب های مربوطه با مارنهای قرمز آن درهم آمیخته اند.
ردیف سیمک در اطراف دهکده دارسینوئیه نیز گسترش دارد و در آنجا نیز سنگ آهکهای آب شیرین بصورت میان لایه های نازک در درون بخش بالائی ردیف سیمک دیده می شود.
سنگهای نئوژن تنها در 5 کیلومتری جنوب غرب ماهان در یک ساختار تاقدیس گونه برونزد دارد. نئوژن را در این منطقه میتوان به دو بخش اصلی تقسیم نمود: (1) بخش پائین یا واحد الیگومیوسن که تناوبی از مارن و ماسه سنگ و کنگلومرا می باشد. (2) بخش بالا پلیوسن که تنها از کنگلومرا با درجه جورشدگی ضعیف و گردشدگی نسبتا خوب می باشد که این 2 واحد دارای مرز ناهمساز نسبت به یکدیگر می باشند و در شمال- شمال باختر و شمال خاور رخنمون دارند.
کهن ترین مجموعه رسوبی کواترنر از کنگلومراهائی تشکیل شده که آژند (سیمان) سخت نشده ای دارند. بجز در بعضی از قسمت ها که در کناره گسله های مهم قرار دارند در بقیه برونزدها افقی بوده و کمتر زیر تاثیر چین خوردگی قرار گرفته اند. در زونهای گسلی بخش هائی از این کنگلومراها زیر تاثیر محلولهای کربناته قرار گرفته و سخت شده اند.
پادگانه ها و تراس های رودخانه ای آبرفت های قدیمی این محدوده اند که توسط پادگانه ها و دشت های آبرفتی جدیدتر بریده شده اند. آبرفت های جوانتر بستر رودخانه ها  و دق های رسی و رسوبهای بادی و از دیگر پیکره های رسوبی کواترنر میباشند.

زمين شناسي اقتصادي
کانی سازی باریت این کانی سازی همراه ریولیت هائی که ردیف ولکانیکی ائوسن را بصورت یک گنبد قطع نموده دیده می شود . بررسی هائی که در برونزد این گنبد ریولیتی انجام گرفته ثابت نموده که باریت همراه با کلسیت بصورت یک مایع غیر قابل آمیزش همراه با گداخته ریولیتی وجود داشته است. بنابراین کانی سازی یاد شده در پیوند با ماگماتیسم اسیدی میباشد. در پیرامون دهکده دارسینوئیه نیز این کانی سازی دیده شده است. در اطراف دارسینوئیه شبکه ای از شکافهای خاوری – باختری که کنگلومراهای پالئوسن را بریده اند با باریت پر شده است. در این مناطق نیز توده های اسیدی ریولیتی بصورت گنبد دیده شده است. در 2 کیلومتری جنوب دارسینوئیه نیز شبکه ای از رگه های گرمابی (هیدروترمال) در درون ماسه سنگهای سازند شمشک دیده شده است. در یک زون گسلی در دو کیلومتری شرق سیلوی کرمان که ردیف کوه بنان را بر روی Qplc رانده آثار کانی سازی هیدروترمال باریت دیده شده است. بر روی این آثار کانی سازی، هنوز کار دقیق اکتشافی صورت نگرفته و جا دارد که بررسی اکتشافی دقیق، برای تعیین ذخیره باریت، در این مناطق بعمل آید.
ب : سنگهای تزئینی
    آهک های ریفی کرتاسه بالائی در کوه سیدی بعنوان مرمریت تزئینی، مورد بهره برداری قرار میگیرد که از آن مرمریت رز چشمه شیر دوش از شهرت جهانی برخوردار است، مرمریت های سفید رنگ همین کوه نیز جهت مصارف تزئینی دارای کیفیت نسبتا خوبی است .
ج : معادن گچ
    از پی کرتاسه پائین در کوه با دامدار و از رسوبهای گچ و مارنی بخش های پایانی سازند بیدو برای مصارف مختلف استفاده می شود. کانسار گچ کوهپایه که در کوه بادام دار قرار دارد، در یک لایه گچ با ضخامت متغیر، 10 تا 35 متر، استخراج شده و در کارخانه گچ پاکتی کوهپایه، بعنوان خوراک کارخانه، مورد استفاده قرار میگیرد. از زونهای گچ دار بخش پایانی سازند بیدو برای مصارف در کارخانه سیمان نیز بهره برداری می شود.
د : بوکسیت - لاتریت
در پی سازند نای بند در منطقه کوه بلبلوئیه واقع در 25 کیلومتری جنوب شرق کرمان یک افق بوکسیت – لاتریتی وجود دارد که میزان Fe2o3 , Al2o3 آن بسیار متغیر بوده و کارهای اکتشافی مقدماتی نیز بر روی آن صورت گرفته ولی تمامی بررسی ها نشان داده که تنها در بخش بالائی این افق مقدارAl2o3 بسیار بالا و آهن آن نسبتا کم است و بخش های دیگر آن به دلیل بالا بودن Sio2 , Fe2o3  از کیفیت خوبی برخوردار نمی باشد.

ضمائم پیوست
نویسنده
1سازمان زمین شناسی و اکتشافات معدنی کشور