ثبت شده توسط فاطمه محمد کریمی | ثبت: 2020-09-08 11:35:38.0 | ویرایش: 2020-09-08 12:28:27.0 | دسته بندی: زمین شناسی

خلاصه گزارش نقشه 1:250،000 فنوج

سازمان زمین شناسی و اکتشافات معدنی کشور در راستای وظایف سازمانی، نقشه‏ های زمین‏ شناسی و گزارش ‏های توصیفی مرتبط با نقشه‏ ها را در مقیاس 250 هزارم تهیه نموده است. گزارش حاضر، خلاصه ‏ای از گزارش نقشه زمين شناسي ورقه 1:250000 فنوج به منظور شناخت کلی از محدوده مطالعاتی می باشد.

گزارش نقشه  1:250000 فنوج

اين گزارش بخش مركزی رشته كوه های مكران را در جنوب ايران می پوشاند. چهارگوش فنوج به جز در فرورفتگی جازموريان در شمال، به تمامي از رخنمون های سنگی پوشيده شده است. اين نقشه بين مختصات جغرافيائی طولهای 58 درجه و 30 دقیقه تا 60 درجه شرقی و عرضهای جغرافيائی 26 تا 27 درجه شمالی قرار دارد.

چينه شناسی
فرورفتگی جازموريان، حوضه ای است كه در پليوسن فرو نشسته و از نهشته های قاره ای پر شده و بخشی از آن را ريگ های روان فرا گرفته است. در شمال ناحيه، گستره عظيمی از سنگ های پالئوزوئيك تا پالئوسن رخ می نمايد. نيمه جنوبی چهارگوش را نهشته های ائوسن- ميوسن بالائی فرا مي گيرد، كه شامل ضخامت عظيمی از رديف های فليشی در شمال و رديف های تبخيری، گستره های اندكی از آبستك و رديف های دلتائی در جنوب می گردد.
قديمی ترين سنگها، شامل دو پرنيخ تكتونيكی از آهك سكوئی پرمين می گردد كه در دو ناحيه جدا از هم رخ می نمايد، اين پرنيخ ها، در انجمن نزديك با كمپلكس دوركان است كه خود نيز حاوی نهشته های تكتونيكی از آهك سكوئی ژوراسيك می باشد. از جهت ديگر، اين كمپلكس عمدتاً از مجموعه كربناتی پيش كمان سنگ آهك كرتاسه پائين تشكيل می گردد ولی به هر حال اين كمپلكس احتمالاً حاوی اندكی از اجزاء كرتاسه بالائی و حتی پالئوسن پايينی نيز می باشد.
كمپلكس دوركان حاوی نهشته های آواری، سنگ های ولكانيك و پيكرهای كوچكی از سنگهای نفوذی و پاره ای از سنگهای دگرگونه (سنگ آهك های دانه ريز متبلور شده شيستی و ديگر سنگهای شيستی) نيز می باشد كه ممكن است دارای سن پالئوزوئيك باشند. در سمت شمال پشته كمپلكس دوركان، نوار پهناوری از سنگهای زون گستران روی می دهد كه اين كمپلكس را از هسته خرد قاره لوت (بزمان) جدا می كند. اين سنگها شامل بستر شرقی كمپلكس گنج (ولكانيك های بازيك و متوسط تا اسيد، تعداد كمتری از سنگهای پلوتونيك، كه به وسيله دايك های ورقی و ديگر دايك هائی كه عمدتاً‌ پورفيری پلاژيوكلاز هستند قطع شده اند) است، ولی گسترش اصلی افيوليتی در اين زون يك رديف افيوليتی است كه شامل كمپلكس رمشك (سنگهاي پلوتونيك)، واحد ديابازی در بالای آن (دايكهای ديابازی كه گستره ضعيفی دارند ولی جا به جا به صورت ورقی هستند) و كمپلكس مختارآباد (گدازه های بالشی، نهشته های پلاژيك و توربيديت ها، دايك های ديابازی) بر روی آن، می گردد كمپلكس رمشك از رديف لايه ای شامل پريدوتيت، گابرو و فازهای نا انباشتی بالائی تشكيل می گردد.
سن كمپلكس مختار آباد در اين چهارگوش كرتاسه پسين است ولی به سمت غرب سن آن تا پالئوسن پائينی ادامه يافته و در شرق ممكن است حاوی موجودات میکروسکوپی كرتاسه پائينی و حتی در غرب حاوی پلانكتونهای ژوراسيك نيز باشد.
عقيده بر اين است كه كمپلكس رمشك نيز دارای همين سن باشد. كمپلكس گنج دارای سن كرتاسه پيشين تا پسين است. ناحيه ای از سنگهای دگرگونه در مركز اين زون گستران پديد آمده است كه دارای سنگهای از نوع فيليت های لاوسونيت پمپلی ايت دار، شيست های سبز و شيست های آبی‌‌‌‌ می گردد كه از آميزه ای از سنگهای رسوبی و سنگهای ولكانيك بازی مشتق شده اند.
مسئله اين مجموعه كه به نام كمپلكس ديادر خوانده می شود به خوبی درك نشده است زيرا از طرفی حاوی عدسيهائی از سنگ آهك گلوبوترونكانا است كه بخشی از آن و بخشی از دگرگونی را به فاز آلپی نسبت می دهد، ولی از طرف ديگر شيست های يكنواختی نيز در اين كمپلكس وجود دارند كه با مرمرهای سفيدی عجين شده اند كه به سنگهای پالئوزوئيك كمپلكس باجگان در شرق شباهت دارند. بدين طريق چنين پنداشته شده است كه كمپلكس ديادر مخلوطی از افيوليت ها (مختار آباد) و دگرگونه های قاره ای قديمی تری است كه در معرض چند فاز دگرگونی قرار گرفته اند. كمپلكس مختار آباد جابه جا در غرب، و در شرق برونشی به رديفی از نهشته ها و مقادير اندكی از گدازه های بالشی، سنگ ولكانيك و دياباز گذر می كند. رديف ناوديسی ضخيم در شرق به كمپلكس بن رود شهرت يافته و حاوی موجودات پلانكتونيك كرتاسه پائين در قاعده (در برگ اسپك از چهار گوشه نيك شهر به سمت شرق) و موجودات میکروسکوپی آبهای كم عمق پليوسن پائين در طبقات بالائی است.
در سمت جنوب كمپلكس دوركان، عدسيهای باريكی از كمپلكس آميزه رنگين ظاهر می شود، ولی كمپلكس دوركان كه به سمت جنوب رانده شده است تا حدود زيادی اين كمپلكس را در امتداد گسله بشاگرد حذف كرده و اكثراً در تماس مستقيم با واحد گوردك (فيلیش ائوسن) قرار گرفته است. كمپلكس آميزه رنگين يك آميزه ژرفا حاشيه تكتونيكی است كه قطعه به قطعه در هم آميخته است و حاوی مجموعه ای از نهشته های پلاژيك، گدازه های بالشی و توربيديت های همراه آن است كه قطعاتی از سرپانتينيت، اولترا بازيك های سرپانتينتی، و سنگهای آذرين رسوبی و نيز سنگ آهك های بيگانه مربوط به آبهای كم عمق در آن جای گرفته اند. چنين پنداشته می شود كه اين كمپلكس در جهت يك منشور برافزاینده تا حداقل 50 كيلومتر به سمت جنوب امتداد داشته و زيربنای ژرفای فیليشی سنوزوئيك را تشكيل می دهد.این رسوبات در نواحی بالایی فنوج رخنمون دارند.
 فیليش های سنوزوئيك دارای سه رديف سنی اصلی به طرف جنوب هستند: ائوسن (واحد گوردك)، اوليگوسن- ميوسن (واحد انگهران) و ميوسن پيشين تا ميانی (واحد شهرپوم و واحد هيچان). واحد گوردك رديفی است مربوط به آبهای ژرف با رخساره های عمدتاً‌  ماسه ای، اين واحد بر روی نواحی وسيعی جا به جا شده و قطعات بيگانه ای از زيربنای قديمی پيش از ائوسن و نيز از سنگ آهك های سكوئی و رديف های پلاژيك ائوسن قديمی تر را در خود گرفته است. اين واحد حاوی مقدار كمی از سنگ های ولكانيك و نفوذی و مقداری توف نيز می گردد. فیليش جوان تر جنوبی تنها دارای درون نهشته های تكتونيكی فیليش ائوسن و سنگ آهك های آبهای كم عمق است.
اين فیليش رديف پيوسته ای می سازد كه از واحد انگهران مربوط به اوليگوسن- اكيتانين تا واحد شهرپوم (ميوسن پائينی (بورديگالين) ميوسن ميانی) و واحد هيچان (ميوسن پائينی تا ميانی) ادامه دارد. واحد انگهران عمدتاً‌ از فیليش، واحد شهرپوم از فیليش مربوط به آبهای عميق مگاريتمی و واحد هيچان از فیليش آبهای كم عمق و دانه ريز تشكيل می گردد.
رديف های نريتی در جنوب، شامل واحد سبز ميوسن پائينی (آكیتانين) ميوسن ميانی (گلسنگ های ظريف آبهای كم عمق، شيل های گچ دار-تبخيری) با واحد رخشا مربوط به ميوسن پائينی تا ميانی (كه شامل طبقات تبخيری مشابهی در قاعده، رديف های ريتمی شيل ماسه سنگی در بالا، و كنگلومراهای دلتائی در تارك می گردد)‌ و واحد بند چاكر ميوسن ميانی (كه مشابه‌‌  بخش های ميانی و بالائی واحد رخشا می باشد). گستره های آبستگی چندی به نام واحد وزيری مربوط به بوردگالين در بطن واحد سبز و طبقات قاعده واحد رخشا وجود دارد.
جوان ترين رديف ها مربوط به واحد درپهن میشود كه يك رشته خط گونه از حوضه های ناوديسی را در امتداد جنوبی ترين حاشيه چهارگوش اشغال می نمايد. اين رديف ها تغييرات مشخص را نمايان می سازند، چنانكه در جهت شمال نهشته های دلتائی حاوی كنگلومرا و در جنوب شيل های دانه ريزتر و گل سنگ ها شامل طبقات گچ دار (قريب به رخساره ميان مدی سبخا) روی می دهد. واحد درپهن دارای رديف سنی از ميوسن ميانی- پسين تا ميانی است. رسوبات ائوسن درقسمت زیرین گسل بشاگرد قرار گرفته است.
هيچ نهشته پليوسنی در چهارگوش وجود ندارد، ولی نهشته های سطحی كواترنر شامل تراسهای نامنسجم با اندكی آژند كربناتی شده، قلوه سنگهای مربوط به پنجه های آبرفتی يا شستشوی دشتها، ماسه ها و فورش ها، قلوه هائی كه مسيل های كنونی رودخانه ها آن را پر می كند و ريگ های روان در سطح جازموريان می گردد. ساختارهای زمین شناسی در این چهارگوش، مقهور پرنیخ های بزرگی است که در اثر روراندگی های رو به جنوب در اثناء اپیزودی های ایجاد شده که ناحیه تحت فشار بوده و اوج آن در اواخر میوسن میانی اتفاق افتاده است. گسله ها، عمدتا شیب تندی رو به شمال دارند، ولی گسله های کم شیبی نیز در بخش شمالی دیده می شود.
این فرآیند باعث تکه تکه افیولیت های زون گستران شده و آن ها را روی ناودیس ها و تاقدیس های پیوسته اند چسبانده است که در حین آرامی دارای پهلوهای پر شیبی هستند. سنگهای دگرگونه کمپلکس دیادر در جائیکه دارای طبقات نازک و نامقاومی هستند به شدت درهم پیچیده شده اند. ردیف های فیلیشی سنوزوئیک به روی چین های کوتاه، گنبد مانندی چسبیده اند که دارای استیلی جعبه ای تک شیب، جناغی با خطوط انحنای ماکزیمم خمیده ای می باشند. این نوع چین خوردگی که دارای سطوح محوری رو به جنوبی هستند در ارتباطی تنگاتنگ با گسلش معکوس هستند.
گسله بشاگرد که مشخص ترین گسله معکوس ناحیه است، شاخه ای از گسله زاگرس است. گسله انار و گسله سرهه در شمال شاخه هائی از گسله سبزواران می باشند. نهشته های نریتیک جنوب به صورت ناودیس های پهن و باز و تاقدیس های باریک به هم فشرده و گسلشی چین خورده اند. چین خوردگی و گسلی در اثناء میوسن و پلیوسن به وضوح تداوم داشته و بسیاری از گسله های بزرگ این ناحیه هنوز از نظر لرزه خیزی فعال هستند.
در واپسین اپیزود، انرژی فشاری در امتداد جفت گسله های متقاطع تراگذار پرشیب، رها شده و اندکی جابجائی داده است. محور اصلی تلاش، مانند قبل بوده، ولی میدان تلاش آرایشی دوباره یافته است به گونه ای که بارهائی فشار در ترازهای کم عمق تر، پیوسته سازگار آمده است. آمیزه رسوبی که گستره های پهناوری از زون های فیلیشی را در جنوب اشغال می کند، آمیزه ای تکتونیکی است که در آن سازنده فیلیش رسوبی اکثریت دارد و تنها 20% آن را (حداکثر) قطعات بیگانه تشکیل می دهد. تدوام چینه شناسی در اثر بودیناژ تفریقی، فروپاشی سازنده های مقاوم ماسه سنگی و جریان پلاستیک آژند نامقاوم شیلی (نیمه فیلیتی) از میان رفته است. این آمیزه نمایانگر تجلی نهائی فرآیند جابه جا شدگی است و مانند فیلیش جابه جا شده، از نظر فضائی به گونه ای واضح با گسله های معکوس اصلی و زون های چین خوردگی برشی نهائی در ارتباط است. رسوبات کواترنری در اکثر نقاط ناحیه برون زد داشته اند ولی در نواحی شمالی بیشتر می باشند.
طبقاتی به جوانی میوسن در این آمیزه وجود دارد که ظاهرا بیانگر نو شدن فروراندگی در اثناء نئوژن است.

زمين شناسی اقتصادی
 در نیمه شمالی این چهارگوش توان اقتصادی قابل ملاحظه ای وجود دارد. کارهای قدیمی، کلاهک های مرتبط با کانی سازی مس و بسیاری نشانه های کرومیت در سنگهای اولترا بازیک در اینجا وجود دارد و سزا است تا پی گردی دقیق تری برای کانسارهای کرومیت به عمل آید. ذخائر منیزیت در شمال غرب برگ 7943 رخ می نماید.

ضمائم پیوست
نویسنده
1سازمان زمین شناسی و اکتشافات معدنی کشور