ثبت شده توسط کیانا کیانی | ثبت: 2020-09-06 10:50:20.0 | ویرایش: 2020-09-08 08:27:37.0 | دسته بندی: زمین شناسی

خلاصه گزارش نقشه 1:250،000 بندرانزلی

سازمان زمین شناسی و اکتشافات معدنی کشور در راستای وظایف سازمانی، نقشه‏ های زمین‏ شناسی و گزارش‏های توصیفی مرتبط با نقشه ‏ها را در مقیاس 250 هزارم تهیه نموده است. گزارش حاضر، خلاصه ‏ای از گزارش نقشه زمين شناسي ورقه 1:250000 بندر انزلی به منظور شناخت کلی از محدوده مطالعاتی می باشد.

گزارش نقشه 1:250000 بندر انزلی

منطقه مورد بررسی در بر گیرنده بخشی از پهنه ساختاری البرز کپه داغ در حاشیه جنوب باختری دریاچه خزر است (م، علوي، 1991) كه در ميان طولهاي 48 درجه تا  49 درجه و 30 دقیقه خاوری و عرضهای 37 تا 38 درجه شمالی بخشي از نقشه زمين‌ شناسي بنـدر انـزلي را تشكـيـل مـي دهد.

چینه شناسی

کهن ترین سنگهای موجود در، مجموعه دگرگونی های شاندرمن-اسالم با ترکیبی از شیست های سبز همراه اپیدوت و آمفیبولیت و رخساره شیست و گنایس و با افزایش تکتونیک باندهایی از سنگ سرپانتین با ترکیب اولترابازیکی در این واحد ها دیده می شود که در بالاتر بیوتیت و بطور محلی آمفیبولیت شیست و آندالوزیت، کیانیت، سیلیمانیت و در بعضی قسمتها رشد استارولیت را داریم و فیلیت های متورق و اندکی میکا شیست با افزایش کوارتزیت واحد به صورت نا همساز روی واحد های قدیمی تر در شمال امام زاده شیخ جمال قرار می گیرد. نهشته هاي کامبرین هم ارز سنگ نهشته هاي سازند لالون در نظر گرفته شده به سبب نبود داده هاي سني دقيق و چينه شناختي و جايگاه چينه اي، اين واحد را مي توان هم ارز بخش بالائي از سازند ميلا و يا بخش مياني از سازند لالون منظور كرد. اين واحد در بالا به گونه اي ناپيوسته و هم شيب به سنگ هاي آتشفشاني واحد پالئوزوئیک زیرین–دونین زیرین مي پيوندد و در جنوب و جنوب باختري روستاي تاتاورود قابل مشاهده است.

واحد سنگی سیلورین–دونین زیرین  شامل سنگهاي آتشفشاني است كه با تركيبي بازيك و آلكالن از انواع كراتوفير و اسپيليت ظاهر مي گردد. مجموعه اي از سنگ ماسه سيلتي و شيل با دگرگوني خفيف و بيشينه ستبراي 30 سانتي متر و ميان لايه هايي از سنگ آهك خاكستري تيره و كريستاليزه و افقهايي از سنگ هاي آندزيتي و دگرسان واحد پالئوزوئیک گستره قابل توجهي از بخشهاي جنوب باختري ورقه را دربرگرفته است. اين نهشته هاي توربيدايتي بر اساس ويژگيهاي چينه اي و سني درون لايه هاي سنگ آهكي منسوب به بخش هاي بالايي از پالئوزوئيك بوده و در بالاترين بخش ها توسط سنگ آهكهاي دونين بالايي و رديفهاي شيل و سنگ آهك كربونيفر با همبري همساز Disconformity  پوشيده مي گردد. برگه هايي از طبقات متوسط تا ضخيم لايه از سنگ آهك خاكستري تيره  با رگچه هاي كلسيتي فراوان و بشدت كريستاليزه در ميان نهشته هاي واحد پالئوزوئیک مشاهده مي گردد كه براساس كونودونتهاي موجود در آن سن سيلورين – دونين براي آنها منظور مي گرد.که مربوط به محدوده جنوب باغروداغ می باشد. افزون بر طبقات سنگ آهكي فوق ميان لايه هايي از سنگهاي آتشفشاني با تركيب كالكوآلكالن در رده سنگهاي بازالتي و آندزيتي دگرسان در بخشهاي فوقاني واحد پالئوزوئیک قابل مشاهده است. در محل معدن تطف رود سنگ آهك فسيل دار گوشتي رنگ و كريستاليزه ضخيم لايه و بسيار سخت سيلتي از نوع بيوميكرايت قابل مشاهده است. که سن دونین برای آن در نظر گرفته شده است.

افزون بر طبقات سنگ آهکی فوق در شرق ارتفاعات کوه های تالش میان لایه هایی از سنگ های آتشفشانی با ترکیب کالکو آلکالن در رده سنگهای بازالتی و آندزیتی دگرسان در بخش های فوقانی واحد سیلورین–دونین پایینی قابل مشاهده است. ردیفی از کنگلومرا ، ماسه سنگ قهوه ای (ماسه سنگ کوارتز آرانایتی ) و سیلتستون های ضخیم لایه واحد پرمین بالایی گاه در بخش هایی با طبقاتی از سنگ آهک دولومیتی همراه میگردد.

سنگهاي رسوبي اين دوران در ناحيه مورد مطالعه، رديفي رسوبي – دلتايي  از رخساره هاي sub- intratidal  ترياس بالا، ژوراسيك پايين، چينه هاي آواري ژوراسيك مياني و بالايي و برونزدهاي گسترده اي از كرتاسه آغازين است كه در اقليم هاي گوناگون تكتونيكي ته نشست يافته اند.

كهن ترين واحد از مزوزوئيك را سنگهاي ماسه اي گريوكي- ليتارنايت آركوزي و سنگ هاي سيلتي با كنگلومرا و بازالتهاي اسپليتي در پي تشكيل مي دهد. كنگلومراي پي در اين واحد ناهمگن بوده و داراي قطعات كوارتزيت باگرد شدگي خوب و سيمان سخت مي باشد. گسترش اين سنگ نهشته ها در سوي جنوب خاوري ورقه به ويژه در برگه رودبار قابل توجه و رهگيري است كه گاه دچار دگرگوني هاي خفيف حركتي نيز شده اند. بقاياي گياهي و آثار ذغالي به همراه دايكهايي از كلسيت و باريت با ستبراي تا 40 سانتيمتر و چينه بندي چليپايي از ويژگيهاي آشكار اين  واحد تخريبي است. اين نهشته ها با همبري زاويه دار بر روي سنگهاي كربناته پالئوزوئيك قرار گرفته و تبديل آن به ديگر رخساره هاي هم ارز ژوراسيك نامعلوم است. از ديدگاه چينه شناختي اين واحد را مي توان هم ارز واحد ژوراسک پایینی سازند شمشك در نظر گرفت.

در نيمه جنوبي ورقه بندر انزلي گسترش قابل توجهي از سنگ نهشته هاي تخريبي مشابه سازند شمشك قرار دارد كه در گذشته همگي در رده اين سازند محسوب شده اند. نظر به ويژگي هاي ساختاري و چينه اي جايگاه تشكيل  نهشته هاي مذكور بر خلاف ويژگي هاي مشابه با شمشك دراقليم هاي كششي چون كافت هاي برشي در نظر گرفته شده واز اين رو با علائم ويژه در نقشه ثبت شده اند.

واحد   با گذرتدريجي به سنگ  نهشته هاي آواري شامل ژوراسیک بالایی سنگ ماسه آرنايتي و سنگ سيلت و شيل تبديل مي شود، اين طبقات كه در بخشهاي بالايي ستبر لايه و آركوزي مي باشند كه در پاره اي بخشها حاوي آثار گياهي و ميكروكنگلومرا مي باشد. رنگ ظاهري كرم خاكستري و رنگ تازه كرم روشن خاكستري سبز با قطعاتي كوچكتر از 1 سانتيمتر از ويژگي هاي اين افق هاي ميكروكنگلومرائي است.

 اين رخساره بيوميكرايتي هم ارز سازند شال  بوده و با همبري پيوسته و هم شيـب   (conformable)  به رخساره هاي نئوكومين مي پيوندد. اين واحد رسوبي  را مي توان حاصل تغييرات جانبي سنگ نهشته هاي سازند لار منظور نمود.

نئوكومين با دو رخساره كربناته و تخريبي با گسترشي قابل توجه در بخشهاي جنوبي و شمال ورقه مشاهده مي گردد. رخساره كربناته شامل طبقات متوسط تا ستبر لايه از سنگ آهك ماسه اي و آرژيلي است كه در قاعده با افقهايي از ليتيك توف كريستاليزه همراه مي باشد. رخساره هم ارز اين واحد در شمال بيشتر شامل شيلهاي سيلتي و سنگ آهك آرژيلي بوده و حاوي گريوك، كنگلومرا و برش درون سازندي با قطعات كربناتي زاويه دار با قطري5 سانتيمتر و ضخامتي نزديك به 1 متر  ميباشد.  در ميان اين سنگ نهشته ها گاه افقهاي نازك لايه اي از شيلهاي هيدوركربوردار كه به شدت متاثر از گسلش كششي همزمان با رسوبگذاري است قابل مشاهده است. جايگاه چينه اي و متشكله هاي زيستي نشان از گستره زماني از ژوراسيك پاياني تا نئوكومين دارد. گر چه از بخشهاي فوقاني اين واحد فسيلي شاخص بدست نيامده بخشهاي بالايي واحد مذكور با تركيبي بيشتر آرژيلي و ماسه اي واحد سنگی ماستریشین به شدت متاثر از نيروهاي برشي و چين هاي مخروطي است .

گوشه شمال چهارگوش انزلی پوشيده ازسنگهاي آتشفشاني با تركيب بازيك تا ميانه (intermediate- basic) است كه يكي از زيباترين ساختهاي فرسايشي پوست پيازي را به نمايش مي گذارند. ترادفي از توف ريزدانه و نازك لايه و طبقات آگلومرا، خاكستر و سنگهاي آتشفشاني با تركيب بازيك تا ميانه عمده تشكيل رخساره توربيدايتي را با ريز لايه ها و ويژگيهاي ساختي و بافتي خود ظاهر ميسازد. اين واحد گسليده وبرشي در بخشهائي به شدت بازيك شده و شامل سنگهائي چون لامپروفير و بازانيت به همراه آلكالي دياباز و گاه ساختهائي چون گدازه هاي بالشي در كنار نهشته هاي پيروكلاستيك مي گردد.

رخنمون ديگري از اين سنگهاي آتشفشاني در باختر ناحيه در شمال باختری ماسوله قابل مشاهده است كه به سبب تركيب و جايگاه چينه اي آن را در نظر داشت. در برونزد كوچكي درجنوب ورقه، هيالو آندزيتها با آژند شيشه اي حاشيه يك توده آذرين را شكل مي دهند.  با تركيبي كه بيشتر در زير آب شكل گرفته است  برروي نهشته هاي منسوب به ژوراسيك پاياني و نئوكومين و گاه مجموعه افيوليتي مي نشيند و خود با همبري از نوع آذرين پي توسط سنگ نهشته هاي واحد  ماستریشین-سنومانین پوشيده مي شود. واحد مذ كور شامل ترادفي است از سنگ آهك‌هاي تخريبي و آرژيلي به همراه شيل ها و سنگ ماسه هاي آرژيلي كه گاه با ميان لايه هايي از سنگهاي آتشفشاني بازالتي- آندزيتي همراهي مي گردد. اين نهشته در پاره اي از بخشها با پي از كنگلومرا و آگلومرا بر روي واحدهاي كهن ترقرار مي گيرد. کنگلومرای پلی ژنیک سازند فجن متوسط لایه تا ضخیم لایه به رنگ قرمز با قطعات گرد شده تا نیمه زاویه دار و جورشدگی بد، که جنس اجزاء آن بیشتر قطعات سنگ های آهکی، ماسه سنگ کوارتزیتی و قطعات سنگ های آتش فشانی مربوط به سنگ های قدیمی تر است. گذر این واحد به سازند کربناته زیارت بواسطه طبقات نازکی از ماسه سنگ و سنگ آهک ماسه ای انجام می گیرد از این رو می توان، آن را یک تبدیل تدریجی به شمار آورد. ستبرای این واحد در محل برونزد به تقریب صد تا صد و پنجاه متر است.

سنگ آهک اسپاریتی نازک لایه تا متوسط لایه به رنگ خاکستری تیره تا سیاه و رنگ سطح هوازده آن قهوه ای روشن شد. برخی از طبقات دارای سنگواره های فراوان از خانواده نومولیتیده اند. بررسی های ریز رخساره با شناسایی سنگواره های ذره بینی سن پالئوسن پسین- ائوسن میانی را گواهی می دهد.

ستبرای این واحد به تقریب 400 تا 500 متر است. در پیرامون روستای کلی این واحد بگونه دگرشیب و بدون حضور طبقات کنگلومرایی فجن روی واحد ماستریشین جای می گیرد.  واحد سنگی پالئوژن میانی  دارای  ترکیب شیمیائی پلاژیوکلازها در حد لابرادور است و در این بلورها درونبارهای پیروکسن دیده میشود. در حاشیه برخی از بلورهای پلاژیوکلاز، آلکالی فلدسپار پدیدار است. پیروکسن ها از نوع اوژیت دربردارنده درونبارهای آپاتیت و الیوین می باشد. بلورهای الیوین از کناره ها و شکستگی ها به کلریت و سرپانتین تجزیه شده اند. زمینه سنگ از میکرولیت های ظریف پلاژیوکلاز، پیروکسن و کمی آلکالی فلدسپار پدید آمده است. در زیر این گدازه ها لایه هایی از توف سبز دیده می شود که بر روی واحد پالئوسن تحتانی و گاه بصورت میان انگشتی همراه با این واحد نهشته شده است. رخنمون های این واحد سنگی در شمال و مرکز محدوده نقشه دیده می شود.

آندزیت بازالتی دارای بافت مگاپور فیریتیک با درشت بلورهای پلاژیوکلاز با ترکیب شیمیایی در حد آندزین و مقداری کم پیروکسن، زمینه سنگ از بلورهای شکلدار پلاژیوکلاز و فلدسپات آلکالن بی شکل یافته است. بر روی این واحد لایه هایی از برش و توف برش و خاکستر اسیدی جای می گیرد. داسیت، داسیتیک آندزیت با بافت پورفیریتیک دارای درشت بلورهای پلاژیوکلاز با ترکیبی در حد الیگوکلاز و آندزین، سایر درشت بلورها کوارتز و مقدار کمی پیروکسن اند.

تناوب روانه های بازالتی، آندزیت بازالتی و آندزیت با لایه های توف، توف برش با ترکیب حد واسط تا بازیک است. روانه های بازالتی در برخی برونزدها ساخت منشوری دارند اثر فرسایش نابرابر لایه های توفی و گدازه های همواره منظره پلکانی را به این واحد داده است. درشت بلورها در بیشتر نمونه ها پلاژیوکلاز با ترکیبی در حد آندزین و لابرادور و پلاژیوکلاز و ریز بلورهای پیروکسن و گاه مقدار کمی فلدسپات آلکالن، بیوتیت و شیشه تشکیل شده است. این واحد سنگی گسترشی قابل ملاحظه در ناحیه آق کند دارد و اغلب کانی سازی های سولفیدی مهم در این واحد پدیدار شده است.

واحد سنگی مجموعه تفکیک نشده از واحدهای آتشفشانی و آتشفشانی- رسوبی:

توالی بسیار منظمی از طبقات نازک لایه توف، توف برش با ترکیب حد واسط تا بازیک و به رنگ های متنوع ارغوانی، خاکستری تیره و سبز است. توف های شیشه ای در این توالی از اهمیتی ویژه برخور دارند. در برخی افق ها، درون لایه های ضخیمی از برشهای آتشفشانی و توف های سنگی (Lithic) وجود دارند. ستبرای این واحد در محل روستاهای کبریک و حبش به بیش از 1000 متر می رسد. در میان لایه های آتشفشانی-رسوبی لایه های منفرد از گدازه با ترکیب داسیت، آندزیت و بازالت وجود دارند که به سبب فرسایش کمتر نسبت به لایه های توفی منظره پدید آورده اند. بیشترین ستبرای این واحد سنگی در خاور و شمال خاوری ارمغان خانه (کوه های چله خانه) دیده می شود که بیش از هزار متر است افقی ضخیم از گدازه های با ترکیب مشابه، قله این ارتفاعات را ساخته است که هم ارز سازند کرج می باشند. واحد سنگی پالئوژن فوقانی با یکسری از توالی ریولیت های قهوه ای هوازده، توف، ماسه سنگ، و شیشه با ساخت ستونی و آندزیت به صورت ناهمساز بر روی واحد قدیمی تر خود قرار گرفته است. واحد سنگی نئوژن شامل طبقات قرمز کم رنگ  (سازند قرمز تحتانی)، زرد و خاکستری از مارل و ماسه سنگ و سیلتستون که به طور دگرشیب واحدهای کهن تر را پوشانیده اند. این طبقات در منطقه جنوب ورقه میانه بر روی طبقات قرمز رنگ میوسن میانی و بالایی با ناپیوستگی دگرشیب جای گرفته اند.

طبقات کنگلومرا و ماسه سنگ به رنگ خاکستری (سازند قرمز فوقانی) همراه با میان لایه های نازک سیلتستون و گل سنگ که با ناپیوستگی بسیار خفیف روی واحد قدیمی تر جای گرفته اند. کنگلومراها کمتر تحکیم یافته اند و پدیده فرسایش آنها را همانند سازند هزار دره البرز مرکزی می نمایاند.

واحد های آبرفتی کواترنر شامل سنگهای تراورتن که حاصل فعالیت چشمه های آهک ساز جوان می باشد بصورت دوتکه کوچک در شمال خاوری روستای خمس برونزد دارد که بصورت ناهمساز بر روی واحد نئوژن فوقانی قرار گرفته است و شامل چند لایه آهک متخلخل برنگ زرد تیره می باشد. خلوص کربنات کلسیم این سنگها پائین بوده و ستبرای آنها حداکثر به 10 متر میرسد. پادگانه های آبرفتی و نهشته های جوان که از فرسایش و ته نشین شدن رسوبات کهن در کواترنر بوجود آمده اند، بصورت افقی نهشته های قدیم را می پوشانند. بیشترین گسترش و برونزد این واحد در خاور محدوده از دامنه بلندیها تا کرانه های دریای خزر در پهنا حدود 10 و درازای بیش از 90 کیلومتر دیده می شود که ادامه آن به نقشه های شمال و جنوب نقشه حاضر کشیده می شود. این رسوبات بیشتر از رسوبهای فورش (سیلتی)، رسی و ماسه ای تشکیل گردیده است. در کناره های دریای خزر در قسمتهای زیرین این واحد آثار صدف و دو کفه ایهای عهد حاضر دیده می شود که نشانه پسروی دریا به سمت خاور می باشد. در نزدیکی های دریا به مقدار ماسه همراه با قلوه سنگها افزوده می شود.

این رسوبات در نیمه باختری محدوده به مقدار کم و بطور پراکنده و اغلب شامل خاک رس، فورش (سیلت)، شن (گراول) میباشد که در کنار دره ها و رودخانه ها بطور افقی نهشته شده اند. ستبرای این واحد در کرانه های خاور به 50 متر و در نیمه باختر حداکثر به 25 متر میرسد. بررسیهای دقیق فسیل شناسی بر روی این واحد صورت نگرفته فقط با توجه به شرایط و شیوه گسترش مورد ارزیابی قرار گرفته است. پادگانه های آبرفتی پایان دره ها که با ورود به نقاط کم شیب و کاسته شدن از انرژی سیلابها بصورت مخروط افکنه دیده می شود و بیشتر از گراول، خاک رس، و شن و ماسه تشکیل یافته است.

نهشته های بستر دره ها پهن و رودخانه که بیشتر، از شن و ماسه و قلوه سنگ تشکیل یافته است. این رسوبات ستبرای ناچیز دارد و امروزه نیز در حال تشکیل شدن است.

واحدهاي آذرين

توده هايي با اندازه هاي متفاوت و تركيبي از گرانيتوئيد شيري رنگ شامل گرانيت و آپليتهاي سفيد رنگ و پگماتيت و شيرابه هاي سيليسي كانه دار با تراكمي در مركز و باختر و جنوب باختري ورقه قابل مشاهده اند، اين گرانيتها به سبب عملكرد نيروهاي زمين ساختي و شرايط اقليمي افزون بر هوازدگي بسيار، ساختي كاتاكلاستيكي را از خود به نمايش مي گذارد.

زمين شناسي اقتصادي   

گستره مورد بررسي با توجه به وجود بازمانده هايي ازسنگهاي مجموعه افيوليتي و دگرگونه پارينه زيستي دركنار سنگ نهشته هاي تخريبي دوران ميان زيستي داراي پتانسيل بالايي از ديدگاه اقتصادي است. وجود نشانه هايي از عناصر سنگين و قيمتي چون طلا و پلاتين در ميان شيرابه هاي سيليسي ناشي از نفوذ دايكهاي اسيد به درون سنگهاي دگرگونه مجموعه گشت و شاندرمن و آثاري از كانسارهاي سولفيدي مس، سرب و روي از تيپ massive sulfide در ميان نهشته هاي پالئوزوئيك بالايي (درود) از اين دست ميباشد. اين نهشته هاي سولفيدي بصورت نواحي در حاشيه شمالي بلنديهاي البرز قابل پيگيري است. فعاليتهاي آتشفشاني بازيك بستر اقيانوسي در دوره تكوين اقيانوس تتيس كهن از مهمترين دلايل اشباع آب و در نتيجه انتقال ذرات كانه دار به سواحل و نواحي كم عمق است كه با تغييرات  PH,EH  و دما و تغيير شكل بستر سبب ته نشست ذرات و تشكيل كانسارهاي گوناگون سولفيدي در كرانه هاي آن درياي كهن مي گردد.

 رگه ها و رگچه هايي از ذغال بطور پراكنده در ميان نهشته هاي ژوراسيك آغازين با غني شدگي درسطوح برشي و گسله از ديگر نشانه هاي كانسار در محدوده ورقه است. افزون براين عناصر و كانه ها پاره اي از سنگهاي دگرگونه درجه بالا بويژه در مجموعه دگرگوني گشت يكي از سخت ترين و زيباترين مصالح ساختماني محسوب  مي شوند. وجود نهشته هاي فرسوده و هوازده مارني دربخشهاي سخت پوششي نهشته هاي كرتاسه آغازين نيز در پاره اي نواحي به عنوان مصالح محلي مورد بهره برداري قرار مي گيرد.

 غني شدگي و آتشفشاني هاي زير دريايي مكرر و وجود سنگ نهشته هاي الترامافيك و اسيد بصورت متوالي به همراه نرخ بالاي هوازدگي و فرسايش سبب شستشو و انتقال ذرات فلزي سنگين چون تيتان به آبگيرها و تالابهاي محلي شده كه از اين ميان مي توان به لجن هاي غني تالاب انزلي اشاره داشت.

 در شمال باختري ناحيه مورد مطالعه فعاليتهاي آتشفشاني گاه آلكالن كرتاسه بالايي سبب رخنمون مجموعه سنگهاي آذرين و آذر آواري با ساخت فرسايش پوست پيازي شده است  كه آثاري از كاني هاي اكسيد مس در قالب آزوريت و مالاكيت، باريت و كلسيت در ميان شكستگيها و سطوح گسله قابل رويت است.

 

 

 

ضمائم پیوست
نویسنده
1سازمان زمین شناسی و اکتشافات معدنی کشور