1-
از ميان نظريات گوناگوني كه رد رابطه با منشاء زمينلرزهها
ارائه شده،نظريهي«بازگشت كشان» از جامعيت بيشتري برخوردار
است. براساس اين نظريه عامل ايجاد تغيير شكل در سنگها ايجاد
شكستگي در آنها و زمينلرزه در آنها معمولاً نيروهاي افقي
جهتداري است كه در اثر حركت و جابجايي ورقههاي سنگ كره ايجاد
ميشود.دربسياري موارد بر اثر انباشهشدن زياده از حد انرژي در
سنگ،حركاتي در امتداد شكستگيها و گسلهاي قبلي موجود در سنگروي
ميدهد و در ضمن رهاشدن انرژي ذخيرهشده، زمين لرزههايي به
وجود ميآيد، به همين دليل در زمان بررسي لرزهخيزي يك
منطقهبايدتاريخچه لرزها و گسلهاي فعال و لرزهخيز را مورد
بررسي قرارداد.البته بايد توجه نمود كه يك زمينلرزه، تمام طول
گسل جابجانميشود بلكه بخشهايي از آن مقاومت مينمايند. اين
بخشهايبه ظاهر فاقد جابجايي نيز ممكن است در زمان ديگري گسيخته
شده و زمينلرزهاي زا به وجود اورند علاوه بر اين بر
اثرآتشفشانها، ريزش سقف غارها و معادن، ايجاد بهمن،
برخوردشهابسنگها، فعاليتهاي بشري و .... نيز زمينلرزههايي
ايجادميشود كه درصد ناچيزي از زمينلرزههاي معمولاً كوچك را
تشكيل ميدهند.بسياري از زمينلرزهها با تعدادي حركات ضعيفتر
درپيش و پس از حركت اصلي همراهند كه به نامهاي پيشلرزه و
پسلرزه خوانده ميشوند.