آبرفت(
Alluvium)
:
گراول،
ماسه،سيلت ويا رس سخت نشده كه توسط جريانهاي
رودخانه اي نهشته مي شوند.
|
|
 |
(Directivity):
اثري
از گسيختگي گسلي كه به موجب آن جنبش لرزه اي
زمين در جهت انتشار گسيختگي بيشتر از جهات
ديگر است.
|
|
 |
افراز
گسل(Fault
scarp):
عارضه
اي روي سطح زمين كه شبيه پله بوده و در اثر
لغزش روي گسله به وجود مي آيد.
|
 |
اثر
گسل (Fault
trace):
تقاطع
يك گسل با سطح زمين.همچنين خطي است كه معمولا
روي نقشه هاي زمين شناسي براي نمايش گسل كشيده
مي شود.
|
 |
انتشار
جانبي و جريان(Lateral
spread and flow):
اين
اصطلاحات به زمين لغزشهايي اطلاق مي شود كه
معمولا روي شيبهاي ملايم ايجاد مي شوند و مثل
آب،حركات جرياني سريع و سيال مانندي دارند.
|
آبگونگي
(راونگرايي)(Liquifaction):
فرآيندي است كه در رسوبات اشباع از آبي ايجاد
مي شود كه ناگهان مقاومت خود را از دست داده و
به صورت سيال عمل مي كنند.مثل زماني كه شما
انگشت پايتان را در ماسه هاي مرطوب نزديك آب
در ساحل تكان مي دهيد.در اثر لرزش زمين لرزه
هم اين اثر ايجاد مي شود.
|
 |
انحراف
معيار(Standard
deviation):
ميزان
اختلاف داده ها از منحني كه اين منحني پس
ازپلات داده ها روي گراف رسم مي شود.يا، ريشه
دوم ميانگين مجذور انحراف استانداردها از
ميانگين داده هاست.انحراف استاندارد اندازه
گيري آماري پراكندگي يا تغييرات است .
|
 |
ايستگاه(Station):
به
محل استقرار وسيله ژئوفيزيكي گفته مي شود.
|
 |
اتفاقي(Stochastic):
در
مورد فرآيندهايي به كار مي رود كه خصوصيات
تصادفي دارند.
|
 |
افت
تنش(Stress
drop):
اختلاف
بين استرس يك گسل قبل و بعد از زمين ارزه.
|