پا (
PES)
 


پس، اصطلاح علمي پا (يا بخش پا مانند جانوران) است.
 

پاتاگوزاروس
(
patagosaurus )


(به صورت پات-ا-گو-زار-وس تلفظ مي شود) پاتاگوزاروس (به معناي سوسمار پاتاگونيا يا پابزرگ) دايناسوري بزرگ، چهار پا و گياهخوار از دوره ژوراسيك مياني، حدود 163-169 ميليون سال قبل بود. طول اين ستيوزاريد، ساروپود اوليه، حدود 65 فوت (20 متر) بود. اين دايناسور، سري كوچك، گردني دراز و دمي بلند داشت. پاتاگوزاروس در پاتاگونياي آرژانتين جنوبي يافت شد. پاتاگوزاروس، شبيه دايناسور ستيوزاروس اروپايي است و فرضيه اشتقاق قاره ها را تاييد مي كند و اين كه آمريكاي جنوبي و اروپا در دوره ژوراسيك به هم متصل بوده اند. پاتاگوزاروس، در سال 1979 ،توسط بناپارت نامگذاري شد. گونه خاص آن پاتاگوزاروس فارياسي است.
 

پاتاگونيكوس
(
patagonykus)


(به صورت پات-ا-گون-ي-كوس تلفظ مي شود) پاتاگونيكوس (به معناي چنگال پاتاگونيا)، گوشتخواري سبك وزن بود كه يك انگشت هر دستش داراي چنگال بود. طول آن حدود 5/6 فوت(2 متر)بود. پاتاگونيكوس، پاهايي بلند، دمي طويل و دستاني كوتاه داشت. پاتاگونيكوس، در دوره كرتاسه پسين، حدود 90 ميليون سال قبل، مي زيست. پاتاگونيكوس، دايناسوري پرنده مانند هم بود (تروپودي پيشرفته يا پرنده اي اوليه). پاتاگونيكوس، ويژگيهاي هر دو گروه جانوري را داشت و در مورد اينكه به كدام گروه متعلق است، ترديد علمي وجود دارد. پاتاگونيكوس، شبيه مونونيكوس بود. فسيلهاي آن در پاتاگونيا، كه منطقه اي در آرژانتين جنوبي است كشف شده اند. گونه خاص آن پاتاگونيكوسپوئرتايي است. پاتاگونيكوس، در سال 1996 توسط ديرينه شناسي به نام نواس نامگذاري شد.
 

پاتريشيا ويكرزريچ
 (
Vickers-Rich, Patricia)


دكتر پاتريشيا ويكرزريچ،
زمين شناس، ديرينه شناس و نويسنده اي استراليايي است. ويكرزريچ، در ويكتورياي استراليا، آلاسكاي ايالات متحده و پاتاگونياي آمريكاي جنوبي، فسيلهاي مهمي را از زير خاك بيرون آورد. به علاوه وي (همراه با شوهرش تي.ريچ) دايناسورهاي ليلينازاروس (1989)، تيميموس (1994) (هر دو به نام فرزندانش نام گذاري كرد)، آتلاسكوپكوزاروس (1989)، كوانتازاروس (1999)، تهوئلچيزاروس (1999، همراه با گيمنز، كاندونئو، پوئرتا و واكا) پستاندار اوليه استراليا، آسكتريبوسفنوس و غيره را نام گذاري كرد.
 

پاتنيتسكيزاروس
(
PIATNITZKYSAURUS)


(به صورت پيات- نيت- سكي- زار- وس تلفظ مي شود) پياتنيتسكيزاروس (به معناي سوسمار پياتينتسكي) نوعي دايناسور تروپود به طول 14 فوت (3/4 متر) بود. اين گوشتخوار سري بزرگ، گردني  كوتاه، دستاني كوچك، بدني سنگين و انگشتاني پنجه دار داشت. اين جانور شبيه آلوزاروس بود. فسيلهاي اين جانور در آرژانتين كشف شده اند. پياتنيتسكيزاروس، از روي دو اسكلت ناقص شناسايي شده است. اين دايناسور نوعي تروپود تتانوران بود كه در دوره ترياس پسين، حدود163- 169 ميليون سال قبل مي زيست. گونه خاص آن پياتنيتسكيزاروس فلورسي است.
 

پاراپاتري
(
parapatry)


پاراپاتري به معني اشغال كردن مناطق جغرافيايي مشترك است با آلوپاتري و سيمپاتري هم مقايسه شود.
 

پاراتيپ
(
paratype)


همه نمونه هاي يك نوع شامل گونه ها يا زير گونه ها مي باشد.
 

پارازارولوفوس
(
parasaurolophus)


(به صورت پار-آ-زا-رول-و-فوس تلفظ مي شود) پارازارولوفوس
دايناسوري منقار اردكي با تاجي بلند بود كه در دوره كرتاسه زندگي مي كرد. اين جانور منقار دار گياهخوار حدود 33 فوت (10 متر) طول داشت. گونه خاص اين جنس پارازارولوفوس والكري است كه در سال 1922 توسط پاركس نام گذاري شد.
 

پاراسراتريوم
(
paracerather )


پاراسراتريوم (مشابه ايندريكوتريوم) يك كرگدن منقرض شده بزرگ و بدون شاخ و يكي از بزرگترين پستانداران خشكي بود. پاراسراتريوم بالغ حدود 26 فوت (8 متر) طول، 18 فوت (5/5 متر) ارتفاع و حدود 20-15 تن وزن داشت. جمجمه اين جانور حدود 25/4 فوت (3/1 متر) طول داشت. اين گياهخوار شاخ و برگ ساقه هاي بلند درختان را مي خورد. اين جانور چهار دندان داشت. دو دندان جلويي عاج مانند بودند كه بالاي آرواره قرار داشتند،كه به سمت پائين نوك تيز مي شدند، دو تاي پائيني هم به سمت جلو نوك تيز بودند. اين پستاندار سم دار منقرض شده در هر پايش سه انگشت داشت و در زمان اليگوسن تا ميوسن آغازين (حدود 30 ميليون سال پيش) در آسياي مركزي (پاكستان، مغولستان و چين) زندگي مي كرد. پاراسراتريوم اولين بار توسط ديرينه شناسي انگليسي به نام س.فورستر كوپر در پاكستان و به سال 1910 يافت شد.

طبقه بندي: راسته پريسوداكتيلا (سم داران سه انگشتي)، خانواده هيراكيده (سم داران سه انگشتي بين خوك خرطوم دار و كرگدن ها).
 

پاراليتيتان
(
paralititan)


پاراليتيتان (به معني غول تيتان) يك ساروپود تيتانوزاريد بزرگ بود كه در زمان كرتاسه مياني، حدود 100 ميليون سال پيش زندگي مي كرد. اين دايناسور گياهخوار گردني دراز، سري كوچك، بدني حجيم و دمي بلند داشت. اين جانور حدود 100-78 فوت
(30-24 متر) طول و 70 تن وزن داشت. فسيلهاي اين دايناسور در منطقه باهاريا اوآسيس در كشور مصر يافت شده است.
پاراليتيتان در سال 2001 توسط جوشوا اسميت، لامانا، لاكووارا، دودسون، اسميت، پل، گيگنگاك و آتيا نام گذاري شد. گونه خاص اين جنس پاراليتيتان استرومري است (كه در سال 2001 به افتخار ارنست استرومروان ريچن بك، ديرينه شناس و زمين شناس آلماني كه دايناسورهاي اين ناحيه را كشف كرد، نام گذاري شد).
 

ويليام پاركس
(
parks,william.a )


ويليام آرتور پاركس (1939-1868) ديرينه شناسي كانادايي بود كه دايناسورهاي زير را توصيف كرد آرينوسراتوپس (1925)، ديوپلوزاروس(1924)، لامبئوزاروس(1923) و پارازارولوفوس(1923). پاركسوزاروس توسط ديرينه شناسي به نام چاس.م.استرنبرگ در سال 1937 و به افتخار پاركس نام گذاري شد.
 

پاركسوزاروس
(
parksosaurus )


(به صورت پارك-سو-زار-وس تلفظ مي شود) پاركسوزاروس (به معني سوسمار پارك (ويليام آرتور پاركز (1939-1868)، ديرينه شناس كانادايي)) دايناسوري كوچك و گياهخوار از دوره كرتاسه پسين، حدود 65-68 ميليون سال قبل،بود. طول اين جانور دو پا حدود 7 فوت (2 متر) بود. پاركسوزاروس دمي بلند، دستاني قوي، گردني دراز و انگشتاني كوتاه داشت. پاركسوزاروس سري كوچك و آرواره هايي عريض و دندانهايي منحصر به فرد داشت (دندان هاي پاركسوزاروس ،برآمدگيهاي گرد و كوتاه داشت). فسيلهاي ناقصي از اين اورنيتوپود، هيپسيلوفودونتيد، در آلبرتاي كانادا و مونتاناي آمريكا كشف شده اند. پاركسوزاروس در سال 1937، توسط ديرينه شناسي به نام چاس استرنبرگ نام گذاري شد. گونه خاص آن، پاركسوزاروس وارنايي است.
 

پاروزاروس
(
parrosaurus )


(به صورت پار-و-زار-وس تلفظ مي شود) پاروزاروس (به معناي سوسمار پار، هونورينگ آلبرت ايده پار، جانور شناس آمريكايي) نام غلط هيپسيبما است كه دايناسوري اورنيتوپود (احتمالاً منقار اردكي، اما تنها استخوانهاي اندكي كشف شده است) از دوره كرتاسه پسين، حدود 73-83 ميليون سال قبل بود. پاروزاروس ميسورينسيس، در سال 1945، توسط ديرينه شناسي به نام چارلز گيلمور نام گذاري شد.
 

پارونيكودون
(
paronychodon )


(به صورت پار-و-ني-كو-دون تلفظ مي شود) پارونيكودون (به معناي دندان چنگالي) دايناسوري كوچك و گوشتخوار بود كه در دوره كرتاسه پسين، حدود 65-73 ميليون سال قبل مي زيست. اين تروپود پيشرفته، تنها از روي دندانهايي غير مضرسي شناسايي شده كه در مونتانا، نيومكزيكو و ايومينگ آمريكا كشف شده اند. پارونيكودون، در سال 1876 ،توسط ديرينه شناسي به نام كوپه نام گذاري شد. گونه خاص آن پارونيكودون لاكوستريس است. پارونيكودون، جنسي مشكوك است زيرا تنها فسيلهاي دندان آن پيدا شده است. ممكن است پارونيكودون همان ترودون يا ترودونتيدي ديگر باشد.
 

پاريازار
(
pareiasaur)


پاريازارها خويشاوندهاي نزديك لاك پشتها هستند (آنها احتمالا اجداد لاك پشتها بودند، اما بسياري از دانشمندان گمان مي كنند كه پروسولوفونيدها اجداد لاك پشتها هستند). اين گياهخواران فلسهاي استخواني چند ضلعي بر روي بدنشان داشتند كه به عنوان زره عمل مي كنند (اين فلسها احتمالا بصورت لاك لاك پشتها تكامل يافتند). آنها دندانهاي ايگوانا مانند، بدني حجيم، پاهاي چهار تايي كوتاه، جمجمه اي جعبه مانند و دمي كوتاه و نوك تيز داشتند. آنها از جمله بزرگترين آناپسيدهاي خشكي زي هستند كه تاكنون زندگي كرده اند. آنها حدود 5/7 فوت (5/2 متر) طول داشتند. آنها خزندگاني هستند كه در زمان پرمين پاياني (حدود 260 ميليون سال پيش) زندگي مي كرد و احتمالاً در اثر پديده انقراض عمومي پرمين از بين رفتند. فسيلهاي اين جانور در اروپا، آسيا و آفريقا يافت شده است. برخي از پاريازارها عبارتند از: براويزاروس، اسكوتوزاروس و آنتودون.
 

پاكي روخوس
(
pachyrukhos )


پاكي روخوس،پستانداري اوليه بود كه در گوديهايي شبيه زيستگاه خرگوشهاي امروزي مي زيست.طول پاكي روخوس،حدود 1 فوت(30 سانتي متر)بود.اين دايناسور،گوشها و چشماني بزرگ،پوزه اي نوك تيز،دمي كوتاه،پاهاي جلويي كوتاه و پاهاي عقبي بلندي داشت.احتمالا اين دايناسور با جست زدن حركت مي كرده است.احتمالا اين پستاندار شب گرد بوده است(به خاطر چشمها و گوشهاي بزرگش ).اين گياهخوار ميوه ها و مواد سخت گياهي را مي خورد.پاكي روخوس از اليگوسنپسين تا ميوسن مياني مي زيست.فسيلهاي آن در آمريكاي جنوبي يافت شده اند.
 

پاكي رينوزاروس
(
pachyrhinosaurus )


(به صورت پاك-ي-رين-و-زار-وس تلفظ مي شود)
پاكي رينوزاروس (به معناي سوسمار داراي دماغ ضخيم) دايناسوري سراتوپسين، گياهخوار و داراي سپر كوتاه بود. بعضي از پاكي رينوزاروسها، روي پوزه شاخ داشتند. آنها، روي دماغ خود، برآمدگي استخواني بزرگي داشتند (كه روي آن شاخي رشد مي كرد). به علاوه آنها،روي بخش مياني سپر خود، تعدادزيادي شاخ كوچك داشتند. پاكي رينوزاروسها، در دوره كرتاسه پسين،حدود 72 تا 68 ميليون سال قبل مي زيستند. فسيلهاي اين دايناسور (12 جمجمه ناقص و تعدادي استخوان) در آلبرتاي كانادا و آلاسكاي ايالات متحده كشف شده اند.گونه خاص آن،پاكي رينوزاروس كانادنسيس است. پاكي رينوزاروس، در سال 1950، توسط ديرينه شناسي به نام چارلز استرنبرگ نامگذاري شد.
 

پاكيستوس
(
pakicetus)


پاكيستوس،فسيل اوليه نهنگ استكه پوزه اي نوك تيز داشته است.
طول آن حدود 6 فوت (8/1 متر) بود. پاكيستوس، در پاكستان يافت شد و مربوط به ائوسن پيشين بود (حدود 54 ميليون سال قبل). پاكيستوس، مانندمزونيكيد، دندانهايي نوك تيز داشت و مانند آمبولوستوس مغزي كوچك داشت. گوش داخلي اين جانور با آب منطبق بود اما چهار باله (احتمالا پارويي شكل) داشت و بخشي از زندگيش را روي خشكي مي گذراند. سوراخهاي بيني پاكيستوس در جلوي سرش قرار داشتند و سوراخ بيني بالي نداشت.
 

پاكي سفالوزاروس
(
pachycephalosaurus )


(به صورت پاك-ي-سف-ا-لو-زار-وس تلفظ مي شود)
پاكي سفالوزاروس (به معناي سوسمار داراي سر ضخيم)، دايناسوري گياهخوار و داراي سر گنبدي به طول 15 فوت (6/4 متر) بود. ضخامت جمجمه اين دايناسور، بيش از 10 اينچ(25 سانتي متر) بود. پاكي سفالوزاروس، در سال 1943 ، توسط براون و اسكلايجر نامگذاري شد. گونه خاص آن پاكي سفالوزاروس وايومينگنسيس است.
 

پاكي سفالوزاريدها
(
pachycephalosaurids)


(به صورت پاك-ي-سف-ا-لو-زار-يد تلفظ مي شود)
پاكي سفالوزاريدها (به معناي سوسمارهاي داراي سر ضخيم)، دايناسورهايي گياهخوار، با سر ضخيم، دستان كوتاه، گياهخوار و اورنيتيسكين از دوره كرتاسه پسين بودند. پاكي سفالوزاروس، هومالوسفال و استگوسراس،پاكي سفالوزار بودند. گاهي اوقات آنها را دايناسورهاي داراي استخوان سر هم مي ناميدند.
 

دوران پالئوزوييك
(
Paleozoic era )


دوران پالئوزوئيك (248-540 ميليون سال قبل) با انفجار اشكال جديد حيات همراه بود. پالئوزوئيك (به معناي ديرينه زيستي) با انقراض بزرگي در تاريخ زمين شناسي خاتمه يافت و به دنبال آن دوران مزوزوئيك آمد. پالئوزوئيك به دوره هاي كامبرين، اردويسين، سيلورين، دونين، كربونيفروپرمين تقسيم مي شود. به دنبال پالئوزوئيك، دوران مزوزوئيك، عصر دايناسورها آغاز شد.
 

پالئوگناتا
(
paleognathae )


پالئوگناتاها (به معناي آرواره هاي قديمي) بزرگترين پرندگان هستند و اغلب فاقد قدرت پرواز مي باشند (اما همه پرندگان فاقد قدرت پرواز پالئوگناتا نيستند و همه پالئوگناتاها هم بزرگ نيستند). پالئوگناتاها شامل شترمرغ، شترمرغ استراليايي، كيوي و غيره مي باشند. پالئوگناتاها، دوندگاني سريع هستند و از لگد زدن به عنوان وسيله دفاعي اوليه استفاده مي كنند. احتمالاً پالئوگناتاها از سنوزوييك پيشين از اجداد پرنده خود تكامل يافته اند. آنها بر مبناي ساختار آرواره گروه بندي مي شوند (با نئوگناتاها مقايسه شوند).
 

پالئونتروپولوژي
 یا
ديرينه انسان شناسي

(paleoanthropology)


پالئونتروپولوژي (به معناي مطالعه انسانهاي قديمي)، مطالعه منشا و اجداد انسان است كه با بررسي بقاياي فسيلي (و ديگر شواهد باستاني) آغاز شد. يك ديرينه انسان شناس، پالئونتروپولوژي را مطالعه مي كند.
 

پانتالاسا
(
panthalassa)


(به صورت پان-تا-لاس-ا تلفظ مي شود) پانتالاسا (به معني همه درياها) ابر اقيانوسي بود كه در زمان ابر قاره پانجه آ روي زمين وجود داشت. پانتالاسا، از دوره پرمين تا ژوراسيك كه پانجه آ، شروع به شكستن كرد وجود داشت. همانطور كه بخشهاي شمالي و جنوبي پانجه آ از هم دور مي شدند، درياي تتيس، بين آنها تشكيل شد.
 

پانجه آ
(
pangaea )


(به صورت پان-جي-آ تلفظ مي شود) پانجه آ، ابر قاره اي بود كه همه خشكيهاي زمين را در بر مي گرفت. پانجه آ در دوره پرمين تا ژوراسيك وجود داشت. پانجه آ، در دوره ژوراسيك شكسته شد و قاره هاي گندوانا و لوراسيا را به وجود آورد.
 

پانوپلوزاروس
(
panoplosaurus)


(به صورت پان-و-پلو-زار-وس تلفظ مي شود) پانوپلوزاروس (به معناي سوسمار زره دار)، دايناسوري گياهخوار و زره دار از دوره كرتاسه پسين،73-76 ميليون سال قبل بود. طول اين آنكيلوزار نودوزاريد (بدون گرز دمي)، حدود 23 فوت (7 متر) و وزن آن حدود 5/3 تن بود. فسيلهاي آن در آلبرتاي كانادا و مونتاناي ايالات متحده كشف شده اند. پانوپلوزاروس، در سال 1919، توسط ديرينه شناسي كانادايي به نام لامبه، از روي نمونه اي كه در سال 1917 در سازند جوديت ريور آلبرتاي كانادا كشف شد، نامگذاري شده است. گونه خاص آن پانوپلوزاروس ميروس است.
 

پاوپاوزاروس
(
pawpawsaurus )


(به صورت پاو-پاو-زار-وس تلفظ مي شود) پاوپاوزاروس (به معناي سوسمار سازند پاوپاو)، دايناسوري بزرگ، زره دار، چهارپا و گياهخوار از دوره كرتاسه مياني، حدود 97 ميليون سال قبل، بود. اين آنكيلوزار نودوزاريد در سرتاسر بدنش سپري استخواني داشت. پاوپاوزاروس،گرز دمي نداشت.
فسيلهاي ناقص آن در تارانت كانتي تگزاس يافت شده اند. پاوپاوزاروس، در سال 1996 توسط يونگ-نام لي نام گذاري شد. گونه خاص آن پاوپاوزاروس كميبلي (كميبل فسيل را كشف كرد) مي باشد.
 

پاهاي عقبي (اندامهاي عقبي)
   (
HINDLIMBS):


پاهاي عقبي در واقع پاهاي پشتي يك جانور هستند. در اغلب دايناسورها پاهاي عقبي از پاهاي جلوئي بزرگتر بود. دايناسورهاي ديپلودوسيد (نظير ديپلودوكوس) از اين قاعده مستثني اند.
 

پائدومورفي
(
peadomorphic )


جانداران پائدومورف،
در دوره بلوغ، بعضي از ويژگيهاي دوره جواني (يالاروي) خود را حفظ مي كنند. نمونه اي از گونه هاي پائدومورف، سمندرهاي بزرگ كوپه هستند. اگر چه به نظر مي رسدكه در سرتاسرحياتش در مرحله جواني باشد اما مي تواند با موفقيت توليدمثل كند.مونوكلونيوس، دايناسوري گياهخوار است كه عوارض پائدومورفي داشته است.
 

پايليوپتريكس
(
palaeopteryx )


(به صورت پاي-لي-وپ-تر-يكس تلفظ مي شود) پايليوپتريكس (به معناي بال قديمي) گوشتخواري از دوره ژوراسيك پسين بود. اين جانور، نوعي دايناسور تروپود (درومائوزاريد) يا پرنده بود. در مورد طبقه بندي آن بحث وجود دارد. پايليوپتريكس، در سال 1989 ،
مجدداً توسط جنسن و پاديان توصيف شد و به دينونيكوس تعلق گرفت فسيلهاي آن در آمريكاي شمالي كشف شده اند. پايليوپتريكس در سال 1981 توسط جنسن نام گذاري شد. پايليوپتريكس، جنسي مشكوك است.
 

پايليوسينكوس
(
palaeoscincus )


(به صورت پاي-لي-و-سينك-وس تلفظ مي شود) پايليوسينكوس (به معناي ريگ ماهي قديمي) دايناسوري گياهخوار و زره دار از دوره كرتاسه پسين،73-83 ميليون سال قبل بود. طول اين آنكيلوزار نودوزاريد، حدود 18 فوت (5/5 متر)بود. پايليوسينكوس، از روي يك دندان شناسايي شده كه در مونتاناي ايالات متحده كشف شد. اين دايناسور، در سال 1856، توسط ليدي نام گذاري شد. گونه خاص آن پايليوسينكوس كوستاتوس است. پايليوسينكوس گونه اي مشكوك است. احتمالاً پايليوسينكوس، همان ادمونتونيا يا پانوپلوزاروس است.
 

پتينوزاروس
(
PETEINOSAURUS)


پتينوزاروس (به معناي سوسمار بالدار) نوعي تروزار رامفورينكوييد و نوعي خزنده پرنده بود كه با بالهايش پرواز مي كرد. اين جانور در دوره كرتاسه پسين، در مردابها و دره هاي رودها مي زيست. طول بالهاي پتينوزاروس بيش از 2فوت ( 60سانتيمتر) و وزن آن بيش از 5/3 اونس (100 گرم) بود. اين جانور همه چيز خوار بود و حشرات و گياهان را مي خورد. پتينوزاروس در سال 1978 توسط وايلد نامگذاري شد. فسيلهاي آن در اروپا يافت شده اند.
 

 پر
(
(FEATHER


برخي از دايناسورها احتمالاً پر داشته اند.
 

پراكنش
(DISPERSAL)


پراكنش، ‌فرآيندي است كه طي آن جاندار از نظر جغرافيايي پراكنده مي شود. بسياري از دايناسورها در منطقه اي بزرگ پراكنده شدند.
 

پرامورفيك
(
PERAMORPHIC)


جانداران پرامورفيك، در مراحلي زودتر از حد انتظار، ويژگيهاي افراد بالغ را از خود بروز مي دهند. مثلاً آركائوپرتكيس را سيلوفيسز نابالغ مي دانند كه استخوانهاي بازوي آن، به صورت پرامورفيك توسعه يافته اند. اندازه بزرگ بعضي از دايناسورها و رشد شاخ در سراتوپسين ها را با توسعه پرامورفيك يا رشد شتابان توضيح مي دهند. پرامورفيك به معناي شكل فوق العاده است.
 

پر چين و چروك
(
Rugose )


روگوس، به معناي پرشيار، ناهموار يا پرچين و چروك است.
 

دوره پرمين
(
PERMIAN PERIOD)


دوره پرمين (از نام ايالت پرمو در شمال شرق روسيه گرفته شده كه سنگهاي اين دوره نخستين بار در آنجا توصيف شدند)، به نام عصر دوزيستان شناخته مي شود (148- 280 ميليون سال قبل) و در اين دوره پانجه آ تشكيل شد و جو زمين، مانند امروزه، سرشار از اكسيژن بود. در پرمين پيشين، لابيرينتودونتها روي زمين فراوان بودند. پرمين با بزرگترين انقراض جمعي خاتمه يافت و به دنبال آن دوران مزوزوييك آغاز شد. پرمين در سال1841 توسط زمين شناسي به نام رودريك ايمپي مورچيسون (1871- 1792) نامگذاري شد. وي به نام سلسه قديمي پرميا (و شهر امروزي پرم در كوههاي اورال) اين نامگذاري را انجام داد.
 


پرنده( BIRD)
 


پرندگان بال و پر دارند. احتمالا پرندگان از دايناسورهاي تروپود به وجود آمده اند.
 


پرنده لگني (
BIRD-HIPPED)
 


دايناسورهاي پرنده لگني ( اورنيتسكين ها) ساختمان لگن مشابه به پرندگان داشتند. آنها همچنين گياهخواربودند ودايناسورهاي صفحه دار، زره داروشاخ داربودند. به عنوان مثال: تريسراتوپس، استگوزاروس، آنكيلوزارها، مايازارا، ايگوانودون وغيره.
 

پزانوزاروس
(
(PISANOSAURUS


(به صورت پي- زان- و- زار- وس تلفظ مي شود) پيزانوزاروس (به معناي سوسمار پيزانو، به افتخار ديرينه شناس آرژانتيني،ژان پيزانو نامگذاري شده است) نوعي دايناسور گياهخوار كوچك است كه در دوره ترياس پسين، حدود220ميليون سال قبل مي زيست. طول اين اورينتيسكين حدود3 فوت (1متر) بود و روي دو پاي بلند راه مي رفت. اين دايناسور دستان كوچكي داشت. تنها فسيل ناقصي از آن در آرژانتين آمريكاي جنوبي يافت شده است. پيزانوزاروس در سال 1967 توسط كاساميكوئلا نامگذاري شد. گونه خاص آن پيزانوزاروس مرتي است.
 

 
پستاندار (MAMMAL
)
 


پستانداران، جانوراني خونگرم و داراي مو هستند كه نوزادان خود را با شير تغذيه مي كنند. پستانداران ،در دوره ترياس تكامل يافتند. انسانها پستاندار هستند .
 

پستانداران عصر يخبندان
 (
ICE AGE MAMMALS)


بسياري از پستانداران، شامل برخي از انسانهاي بسيار بزرگ در عصر يخبندان پليستوسن زندگي مي كردند. ببرهاي دندان شمشيري، بالوكتيريوم، ماموتها، رینوهای پشمالو و بسیاری جانوران دیگر در محیط یخی می زیستند.
 

پشتي
(DORSAL)


پشتي، ‌به معناي نزديك به سطح پشتي يا بالايي بدن است.
 

پكتينودون
(
PECTINODON)


(به صورت پك- تين- و- دون تلفظ مي شود) پكتينودون (به معناي دندان شانه اي) دايناسوري گوشتخوار از دوره كرتاسه پسين، حدود 65- 73 ميليون سال قبل بود. پكتينودون در سال1982توسط كارپنتر نامگذاري شد. گونه خاص آن پكتينودون باكري است. پكتينودون، جنس اشتباهي است. به ترودون مراجعه شود.
 

پلوروزاروس
(
PELOROSAURUS)


(به صورت پ- لو- رو- زار- وس تلفظ مي شود) پلوروزاروس (به معناي سوسمار اژدها) يكي از نخستين دايناسورهاي ساروپودي است كه كشف شده اند. طول اين گياهخوار گردن دراز حدود 80 فوت (24متر) بود. پلوروزاروس چهار پا بود (روي چهار پاي ستبر راه مي رفت). پلوروزاروس در دوره كرتاسه پيشين، حدود 97- 138 ميليون قبل مي زيست. طبقه بندي آن نامعلوم است و جنسي مشكوك مي باشد. احتمالاً نوعي براكيوزاريد (از بستگان براكيوزاروس) يا نوعي تيتانوزارويد (از بستگان آندزاروس) مي باشد. پلوروزاروس، از روي فسيلي بسيار ناقص و پوست فسيل شده آن كه در سازند ولدن انگلستان كشف شده و از روي استخوان دستي كه در فرونكاي پرتغال كشف شده، شناسايي شده است. پلوروزاروس در سال 1850، توسط فسيل جمع كن معروف، گيدئون منتل نامگذاري شد. روي پوست اين دايناسور، صفحاتي هگزاگونال (شش وجهي) ديده مي شود كه قطر آنها 26- 9 ميليمتر است. گونه خاص آن پلوروزاروس كونيبيري است.
 

پلوكانوميموس
(
PELECANIMIMUS)


(به صورت پل- و- كان- و- ميم- وس تلفظ مي شود) پلوكانوميموس (به معناي مقلد پليكان) دايناسوري گوشتخوار از دوره كرتاسه پيشين، حدود 121- 132 ميليون سال قبل بود. پلوكانوميموس، نخستين اورنيتوميموزاري است كه در اروپا كشف شده است. طول پلوكانوميموس حدود 5/6 فوت (2متر) بود. پلوكانوميموس داراي غبغب بود (چين خوردگي پوست كه از چانه آويزان است) و روي سرش تاجي داشت كه از پوست ساخته شده بود. فسيلهاي اين جانور در لاس هوياس، كوئنكاو اسپانيا كشف شده اند و شامل جمجمه، اسكلتي ناقص و بخشي از پوست و ماهيچه مي باشد (كه در ابتدا تصور مي شد كه پر هستند). پلوكانوميموس در سال 1994 توسط ديرينه شناساني به نامهاي پرز- مورنو، سانز، بوسكالوني، موراتالا، اورتگا و راسكين- گوتمن نامگذاري شد. گونه خاص آن پلوكانوميوس پوليودون است. پوليودون، به معناي "دندانهاي بسيار" مي باشد. 
 

پلونئوستس
(PELONEUSTES)


پلونئوستس، پلسيوزاري به طول 10 فوت (3متر) بود كه سري بزرگ، بدني كشيده، سري بلند و چند دندان نه چندان تيز داشت. معده فسيل شده اين جانور كشف شده و حاوي نوزادان سفالوپودها بود. اين جانور در دوره ژوراسيك پسين در انگلستان و اروپاي شرقي مي زيست. پلونئوستس دايناسور نيست بلكه نوعي خزنده منقرض شده است.
 

پليكوزار
(
PELYCOSAUR)


پليكوزارها (به معناي سوسمار حوضه) نخستين سيناپسيدها بودند. آنها دايناسور نبودند. اين چهار پايان در كربونيفر بالايي ظاهر شدند و در دوره پرمين منقرض شدند (قبل از دوره ترياس كه دايناسورها تكامل يافتند). پليكوزارها در ابتدا به صورت جانوراني كوچك و سوسمار شكل ظاهر شدند و به جانوراني بزرگتر تكامل يافتند و گونه هاي متعددي را به وجود آوردند. بعضي از آنها گوشتخوار و برخي گياهخوار بودند. بعضي مانند ديميترودون داراي بادبان پشتي بودند و بعضي فاقد اين عضو بودند. احتمالاً اين جانوران مرداب زي اجداد تراپسيدها بوده اند كه پستانداران از آنها به وجود آمدند. پليكوزارها به دو زير راسته اوپليكوزاريا و كاسيزاريا تقسيم مي شوند. 
 

پنتاسراتوپس
(
PENTACERATOPS)


(به صورت پن- تا- سر- ا- توپس تلفظ مي شود) پنتاسراتوپس (به معناي صورت پنج شاخه) نوعي دايناسور سراتوپسين بزرگ بود كه در دوره كرتاسه پسين، حدود 65- 75 ميليون سال قبل مي زيست. اين دايناسور گياهخوار، بر روي سر سپري استخواني و بر روي پوزه يك شاخ و بالاي چشمانش دو شاخ داشت كه به سمت جلو خم مي شدند و داراي دو استخوان گونه اي نوك تيز و شاخ مانند بود. طول جمجمه بزرگ اين جانور بيش از 8/9 فوت (3متر) بود. طول پنتاسراتوپس بيش از 28 فوت (8متر) بود. فسيلهاي اين دايناسور در نيومكزيكوي ايالات متحده كشف شده اند. پنتاسراتوپس در سال 1923 توسط ديرينه شناسي به نام هنري اسبورن نامگذاري شد.
 

پنجره آنوربيتا
(
ANORBITA FENESTRA)


پنجره آنوربيتا سوراخي است كه در جمجمه و مستقيماً جلوي چشم قرار دارد. اين پنجره مشخصه دياپسيدها است.
 

پنجه، چنگال
(
CLAW)


بسیاری از دایناسورها در پاهای جلو و عقبشان به پنجه مسلح بودند. این پنجه در شکل، اندازه، جایگاه و عملکرد (برای دفاع یا حمله باشند) با هم فرق می کردند. به هنگام حیات دایناسورها، پنجه ها در مواد کراتینی نظیر ناخنهای ما غلاف می شوند و باعث می شد تا پنجه، بزرگتر، بلندتر و تیزتر شود. درومائوزاریدها (دایناسورهای شکارچی) پنجه های داس مانند بزرگی در انگشت دوم پاهایشان داشتند.
 

پنجه تازه
(DEWCLAW)


پنجه تازه، پنجه بي استفاده اي است كه با سطح زمين تماسي ندارد. برخي از دايناسورها پنجه تازه داشتند.
 

دوره پنسيلوانين
(
PENNSYLVANIAN PERIOD)


دوره پنسيلوانين از 280- 325 ميليون سال قبل طول كشيد. در اين زمان نخستين خزندگان (مانند هيلونوموس) ظاهر شدند و در زيستگاههاي گرم و مردابها سرخسها فراوان شدند. 
 

 پيازهاي بويايي
 (
Olfactory bulbs)


پيازهاي بويايي، بخشهايي از مغز هستند كه بو را احساس مي كنند.
 

پيتر گالتون
(
GALTON , PETER
):


پيتر. م گالتون ديرينه شناسي بريتانيايي بود که در ايالات متحده كار مي كرد. او دايناسورهاي زير را نام گذاري كرد. آليواليا( 1985)، بليكانازاروس( همراه با جي. وان هيرون 1985)، دراكوپلتا( 1980)، گراويتولوس( همراه باو. پ. وال 1979)، لسوتوزاروس( 1978)، اورناتوتولوس( همراه باح سويس1983)، اوتنيليا(1977)، استيگيمولوك ( همراه با ح. سويس 1983)، تورووزاروس ( همراه باجي. آ. جنيسن 1979)، والدوزاروس( 1977)، ياورلاند يا( 1971)، وروحليا( 2001). وي علاوه براين خانواده هاي دايناسورزيررا نيز نام نهاد:

بليكانازاريده( همراه با جي . وان هيرون 1979)، فابروزاريده ( 1972)، واستاريكوزاريده (1977)، او همچنين راسته هررازاريا( 1985) را نيز نام گذاري كرد. او اين نظريه را كه پرندگان در واقع دايناسورهاي پيشرفته امروزي هستند را بيان نمود ( همراه با بيكر 1974) و نشان داد كه هيپسليوبودن درخت نشين نبود (برروي درختان زندگي نمي كرد) و اينكه دمشان را نمي كشيدند بلكه از دمشان براي ايجاد تعادل و راست نگه داشتن سرشان استفاده مي كردند. و نيز بيان كرد كه پاكي سفالوزارها همانند قوچها با سرشان شاخ مي زدند.
 

پيستوزاروس
(
PISTOSAURUS)


(به صورت پيست- و- زار- وس تلفظ مي شود) پيستوزاروس نوعي نوتوزار بود و خزنده اي با باله هاي پارو مانند بود كه هم در خشكي و هم در آب مي زيست. طول آن حدود 10 فوت (3 متر) بود و گردني بسيار دراز، چهار باله بلند و پارو مانند، بدني كشيده و در آرواره درازش، تعداد زيادي دندان تيز و نوك تيز داشت. فسيلهاي آن در فرانسه و آلمان كشف شده اند. اين جانور در دوره ترياس مياني مي زيست. پيستوزاروي دايناسور نبود.
 

پيشانزاروس
(
PAYSHANSAURUS)


(به صورت مي- شان- زار- وس تلفظ مي شود) پيشانزاروس (به معناي سوسمار پيشان{چين}) دايناسوري بود كه در دوره كرتاسه پسين، حدود 65- 5/97 ميليون سال قبل مي زيست. پيشانزاروس در سال1953 توسط بوهلين و از روي آرواره اي ناقص و تعدادي دندان كه در چين كشف شد، نامگذاري شد. گونه خاص آن پيشانزاروس فيلميس است. پيشانزاروس، جنسي مشكوك است. پيشانزاروس نوعي دايناسور آنكيلوزار (زره دار) يا نوعي پاكي سفالوزار (دايناسورهاي ضخيم جمجه) است.
 

پيناكوزاروس
(
PINAOSAURUS)


(به صورت پين- ا- كو- زار- وس تلفظ مي شود) پيناكوزاروس (به معناي سوسمار پلانك) دايناسوري گياهخوار، زره دار، منقار دار و چهار پا با اندازه متوسط بود كه بدن باريكي داشت. اين جانور در دوره كرتاسه پسين، حدود81- 85 ميليون سال قبل مي زيست. طول اين آنكيلوزار پيشرفته (نوعي آنكيلوزاريد) حدود 18 فوت (5/5 متر) بود و دمي گرزي داشت. اين جانور، در امتداد پشت و روي دمش خارهايي استخواني داشت اما روي پوزه اش زره نداشت. پيناكوزاروس روي پاهاي جلويي چهار انگشت سم دار و روي پاهاي عقبي اش پنج انگشت داشت. گونه خاص آن پيناكوزاروس گرانگري است. پيناكوزاروس در سال 1933 توسط ديرينه شناسي به نام گيلمور نامگذاري شد. بيش از 15 فسيل نا بالغ آن در لايه استخواني بيبان گوبي در مونگولياي چين كشف شده اند.
 

پيوتوزاروس
(
(PIVETEAUSAURUS


(به صورت پيو- تو- زار- وس تلفظ مي شود) پيوتوزاروس ( به معناي سوسمار جان پيوتو، وي يكي از ديرينه شناسان مشهور فرانسوي بود) يك تروپود پيشرفته و نوعي كوئلوزاريد بود. اين جانور نوعي گوشتخوار باهوش و دو پا بود كه روي چشمانش برآمدگي استخواني وجود داشت. طول پيوتوزاروس 36فوت (11متر) بود. فسيل بسيار ناقصي از آن در شمال فرانسه كشف شده است. اين شكارچي بزرگ در دوره ژوراسيك مياني، حدود160 ميليون سال قبل مي زيست. گونه خاص آن پيوتوزاروس دايوسنسيس است. پيوتوزاروس در سال 1977 توسط تاكوئت و ولز نامگذاري شد.
 

 

 

 

 

English view | Contact us : Info@ngdir.ir | Home