باراپازاروس
(
BARAPASAURUS):
 


( به صورت با – را – پازار – وس تلفظ مي شود) باراپازاروس ( به معني سوسمار پا بزرگ) يك ساروپود( دايناسورغول پيكر گردن دراز، دم بلند، با سر كوچك و پاهاي كوتاه) بود. اين دايناسور گياهخوار بود وحدود 60 فوت ( 20 متر) طول و 48400 كيلوگرم وزن داشت. استخوان ران اين دايناسور 5/5 فوت (70/1 متر) طول داشت. باراپازاروس در طول ژوراسيك آغازين حدود 188 – 208 ميليون سال پيش زندگي مي كرد. 6 اسكلت ناقص در دره گوداواري درجنوب هندوستان كشف شد. اين دايناسور به خانواده ولكانودونتيده تعلق داشت اما اين مساله هنوز مشخص نشده است. باراپازاروس بوسيله جين، كوتي، روي – كودهوري و كاترجي درسال 1975 نام گذاري شد. گونه خاص اين جنس باراپازاروس تاجوري نام دارد.


 

باران اسيدي
 (
ACID RAIN)


باران اسيدي آلوده كننده است و براي محيط زيست مضر است. باران اسيدي PH پايیني دارد. باران اسيدي احتمالاً از مولفه هاي انقراض كرتاسه – ترشياري بوده است.


 


باربوروفليس(
BARBOUROFELIS)
 


باربوروفليس (به معني گربه باربوروس) يك پستاندار گوشتخوار بود، در واقع يك گربه كه اندازه شير بود آخرين عضو خانواده نيمراويده ( گربه سانان دندان شمشيري ) بود و در زمان ميوسن پاياني حدود 7 –15 ميليون سال پيش زندگي مي كرد. فسيلهاي اين جانور در امريكاي شمالي، تركيه و اسپانيا كشف شده است.

طبقه بندي: رده پستانداران، راسته گوشتخواران، خانواده فلوريا ( گربه سانان ، راسوها) خانواده نيمراويده( گربه سانان اوليه دندان شمشيري)، جنس باربوروفليس.
 


رینكن بارسبولد
(
BARSBOLD ,RINCHEN)
 


رينكن بارسبولد ديرينه شناس مغولي بود او دايناسورهاي زير را نام گذاري كرد: آرازاروس( 1983)، آنسرميموس (1988)، كوئلوراپتور( 1986)، خانواده انيگوزاريده( 1983)، انيگموزاروس( همراه با پرل1983)، گاليميوس( همراه با اوسمولسكا ونيويسز1983)، انيگموزاروس و خانواده گاروديميميده (1981)، هارپيميموس و خانواده هارپيميميده (همراه با پرل 1984)، انيجينا(1981)، خانواده اينجنيد ( 1986)، خانواده اويراپتوريده ( 1976)، و زيرراسته سنگوزاريا( همراه با پرل 1980) بارسبوليا( همراه با ماريانسكا اوسمولسكا1981).
 


بارسبولديا (
BARSBULDIA)
 


( بصورت بارس – بول – دي – آ تلفظ مي شود) بارسبولديا ( بوسيله رنيكن بارسبولد نام گذاري شد) يك دايناسور منقار اردكي ( يك هادروزارلامبئوزارين) بود كه حدود 30 فوت ( 10 متر) طول و 6500 كيلوگرم وزن داشت. اين دايناسور يك جانور گياهخوار چهار پا و با تاجي توخالي و خارهاي بلند بر روي مهره هاي پشتي اش بود. اين خزنده در منطقه اي كه امروزه مغولستان ناميده مي شود در زمان كرتاسه پاياني حدود 70 ميليون سال پيش زندگي مي كرد. گونه خاص اين جنس بارسبولديا سيسينكس كي نام دارد، اين دايناسور بوسيله ماريا نسكاواوسمولسكا درسال 1981 نام گذاري شد. از آنجائيكه اين جنس بطور ضعيف شناخته شده است بصورت يك جنس مشكوك درنظر گرفته مي شود.


 


باروزاروس(
BAROSAURUS)
 

( بصورت بار – او – زار – وس تلفظ مي شود) باروزاروس ( به معني سوسمار سنگين) يك ساروپود ديپلودوسيد( دايناسور غول پيكر، گردن دراز، دم بلند، با سر كوچك و پاهاي كوتاه) بود. اين دايناسور گياهخوار و بسيار كند رو بود و شايد بيش از 60 تا 88 فوت ( 27 – 20 متر) طول داشت. اولين وسيله دفاعي اين دايناسور در مقابل شكارچيان جثه غول پيكرش بود. باروزاروس در طول ژوراسيك پاياني، حدود 145 – 156 سال پيش زندگي مي كرد. فسيلهاي اين دايناسور در غرب امريكاي شمالي و شرق افريقا يافت شده است. باروزاروس در سال 1890 بوسيله ديرينه شناسي بنام اتنيل مارش نام گذاري شد. گونه خاص اين جنس باروزاروس لنتوس نام دارد.


باريونيكس(
BARYONYX)
 


( به صورت بار – ي – ون – ايكس تلفظ مي شود) باريونيكس ( به معني پنجه سنگين) يك
 دايناسور تروپود غير عادي بود ( گوشتخواربود) كه در كرتاسه آغازين حدود 125 ميليون سال پيش زندگي مي كرد. اين دايناسور آرواره هاي كروکوديل مانند و بدني تسمه مانند اين دايناسور حدود 31 فوت ( 5/9 متر) طول و 1700 كيلوگرم وزن داشت.


 

بازدانگان
 (
GYMNUSPERM)


بازدانگان (به معني دانه هاي بي پوشش) گياهان دانه داري هستند كه گل توليد نمي كنند. آنها گردهاي خود را در هوا رها مي كنند تا بر روي تخم هاي ماده بنشيند تا باروري صورت پذيرد. دانه هاي آنها بدون پوشش محافظ رشد مي كردند. اولين بازدانگان سرخسهاي دانه دار مربوط به دوونين (360 – 408 ميليون سال پيش) بودند. گياهان جوزاور (نظير كاجها، چوب سرخيها و صنوبر)، گينگكوها، سرخسهاي دانه دار، سيكادوئيدها و سيكادها بازدانه هستند. اين گياهان براي دايناسورهاي گياه خوار بسيار پر اهميت بودند.

 


باسوتودون(
BASUTODON)
 


( به صورت با – سو – تو – دون تلفظ مي شود) باسوتودون ( به معني دندان باسوتو «نام قديمي لسوتو – افريقاي جنوبي») جنس مشكوكي از خزندگان است كه ممكن است دايناسور باشد و شايد هم نباشد. دندانهاي فسيل شده اين جانور كه مربوط به دوره ترياس هستند در افريقاي جنوبي يافت شدند. باسوتودون به وسيله ديرينه شناسي به نام وون هيون درسال 1932 نام گذاري شد. گونه خاص اين جنس باسوتودون فروكس نام دارد.
 


باسيلوزاروس(
BASILOSAURUS)
 


باسيلوزاروس يك وال باستاني و به عبارت ديگر يك وال اوليه منقرض شده بود كه در زمان ائوسن يعني 50 ميليون سال پيش زندگي مي كرد.


 

بافت شناسي
 (
HISTOLOGY)


بافت شناسي مطالعه ساختار بافتها است. يك بافت شناس دانشمندي است كه بافت شناسي را مطالعه مي كند.
 

 
باكترازاروس
 (
BACTROSAURUS):

 


( به صورت باك – ترا – زار – وس تلفظ مي شود) باكترازاروس ( به معني سوسمارخارگزي ) يك دايناسور بزرگ منقار اردكي و گياهخوار بود. (يك هادروزارين لامبيوزاريد)، كه بيش از 20 فوت (6 متر) طول و 1500 كيلوگرم وزن داشت. استخوان ران اين دايناسور حدود 80 سانتي متر طول داشت. حدود 6 فسيل غير كامل باكتروزاروس در مغولستان و چين كشف شده است. اين جانور در طي زمان كرتاسه پاياني يعني حدود 85 – 97 ميليون سال پيش زندگي مي كرد و در سال 1933 بوسيله گيلور نام گذاري شد. گونه خاص اين جنس باكتروزاروس جانسوني نام دارد.


 

 
باكتري (
BACTERIA):
 


باكتري موجود زنده ميكروسكوپي و تك سلولي است كه در سراسر جهان زندگي مي كند. مهمترين جزء نادر تجزیه مواد ارگانيكي و تثبيت نيتروژن هستند.
 

ويليام باكلند
( BVCKLAND,WILLIAM)


و
يليام باكلند ( 1856-1784) كاشف فسيل بريتانيايي، كشيش و مربي آكسفورد بود (که زمين شناسي وكاني شناسي هم مطالعه می کرد) اومگالوزاروس را در سال 1819 كشف كرد و در سال 1824 نام گذاري كرد. اين دايناسور، اولين دايناسوري است كه به صورت علمي توصيف شده واولين دايناسورتروپودي است كه كشف شده است. او همچنين فسيلهايش را هميشه در كيف آبي بزرگي جمع آوري مي كرد و اغلب اوقات آن ر ابا خودش حمل مي كرد.
 

 
باكيوليتس( BACVLITES):
 


باكيوليتس ( به معني سنگ چسبنده متحرك) جنسي از آمونيتها است كه در زمان كرتاسه پاياني زندگي مي كرد. اين جانور دگر ريخت در مراحل جواني پوسته حلقوي داشت. در هنگام بلوغ پوسته اي صاف و لوله اي شكل داشت كه طول آن حدود 2 متر بود (كه بعداً بصورت چوب پنبه پيچشي مي شد.) باكيوليتس نرم تن پابرسردريايي بود كه بصورت كلتي هايي دركف درياها زندگي مي كرد. گونه هاي باكيوليتس بسيار گسترده اند آنقدر كه در فسيل اين جانور به عنوان فسيل شاخص استفاده مي شود. باكيوليتس بوسيله ديرينه شناسي فرانسوي به نام آسيددسالينس ايوربيگني درسال 1850 نام گذاري شد.

 


باگاراتن(
BAGARAATAN):
 


( به صورت باگ – آ – را – تن تلفظ مي شود) باگاراتن ( به معني شكارچي كوچك ) يك
 دايناسور گوشتخوار، كوچك، دو پا و تندرو بود( يك كوئلوروزار ابتدايي) .اين تروپود حدود 5/11 فوت ( 5/3 متر) طول داشت كه در كرتاسه پاياني زندگي مي كرد. يك فسيل غير كامل از اين دايناسور در مغولستان كشف شده است، اين دايناسور به وسيله ديرينه شناسي به نام اسمولسكا درسال 1996 نام گذاري شد. گونه خاص اين جنس باگاراتن استرومي نام دارد.


 

 
باگاسراتوپس(
BAGACERATOPS):
 


( به صورت باگ – آ – سر – آ – توپس تلفظ مي شود) باگاسراتوپس ( به معني صورت شاخ كوچك ) يك دايناسور سراتوپسين بود كه حدود 3  فوت ( 1 متر) طول داشت . باگاسراتوپسها حدود 65 پوند (30 كيلوگرم وزن داشتند. اين دايناسور گياهخوار چهارپا با سپر گردني كوتاه و شاخي كوچك بر روي پوزه اش بود. اين جانور در منطقه اي كه امروزه مغولستان و چين نام دارد و در زمان كرتاسه پاياني حدود 70 ميليون سال پيش زندگي مي كرد. اين دايناسور توسط هالسزاكا اسمولسكا در 1975 توصيف شد. گونه خاص اين جنس باگاسراتوپس روژدستونسكي نام دارد.


 

 
بالوكيتريوم(BALUCHITHERIUM)
 


بالوكيتريوم كه امروزه ايندريكوتريوم ناميده مي شود) يك كرگدن بدون شاخ ، منقرض شده بزرگ بود. اين جانور يكي از بزرگترين پستانداران خشكي بود. نمونه هاي بالغ آن حدود 26  فوت (8 متر) طول، 18 فوت (5/5 متر) بلندي و حدود 18 – 17 تن وزن داشتند. جمجمه اين جانور 25/4 فوت (3/1 متر) طول داشت. اين جانور گياهخوار برگها و شاخهاي بالاي درختان را مي خورد. اين جانور چهار دندان داشت كه دو دندان جلوئي آن عاج مانند بودند و بالاي آرواره قرار داشتند. و به سمت پائين نوك تيز مي شدند. اين پستاندار سم دار سه انگشت در هر پايش داشت و در زمان اليگوسن تا ميوسن آغازين درآسياي مركزي ( پاكستان ، مغولستان و چين) زندگي مي كرد.

طبقه بندي: راسته پريسوداكتيلا ( پستانداران سم دار با تعداد انگشتان فرد)، خانواده هيراكيده ( پستانداران سم دار با تعداد انگشتان فرد بين خوك خرطوم دار و كرگدن)
 

 
بامبيراپتور يا بامبي
 (BAMBIRAPTOR  OR BAMBI)
 


( بصورت بام – بي – راپ – تور تلفظ مي شود) بامبيراپتور (كه با نام بامبي هم شناخته مي شود) يك كوئلوروزار جوان و يك تروپود (دايناسور گوشتخوار) پيشرفته بود. درابتدا گمان مي رفت كه اين شكارچي كوچك يك بچه ولوسيراپتور يا شايد سارونيتولستس است. اين جانور يك دايناسور درومائوزاريد كوچك، تندرو و گوشتخوار بود كه در زمان كرتاسه پاياني زندگي مي كرد. بامبيراپتور حدود 3فوت (1 متر) طول و احتمالا 7 پوند (3 كيلوگرم) وزن داشت. اين دايناسور پنجه اي داس شكل و كشنده اي در روي انگشت دوم پايش داشت. بامبيراپتور درسازند دومديسين بالايي، مونتانا – ايالات متحده يافت شد. اسكلت فسيل شده تقريباً كامل اين دايناسور در يك لايه استخوان دار دايناسور، نزديك جمجمه مايازارا يافت شد. بامبيراپتور بوسيله بورنهام، درستلر، كوري، بيكر، ژيوواستروم درسال 2000 نام گذاري شد. گونه خاص اين جنس بامبيراپتور فيندبرجي نام دارد.
 

باواريزاروس
 (
BAVARISAURUS)
 


باواريزاروس سوسمار قديمي، كوچك و تندرو بود (اما دايناسور نبود) و در دوره ژوراسيك زندگي مي كرد. يك اسكلت فسيل شده ناقصي از اين جانور در يك كمپسوگناتوس ( يك دايناسور گوشتخوار كوچك) در باواريا – آلمان كشف شد.
 

 باهاريازاروس
(
BAHARIASAURUS):
 


(به صورت با – ها – ري – يا زار – وس تلفظ مي شود) باهاريازاروس( به معني سوسمار آبادي) يك دايناسور تروپود (شايدهم كارنوزار) بود كه حدود 40 – 20 فوت ( 12 – 6 متر) طول و 4 تن وزن داشت. اين دايناسور گوشتخوار و دو پا كه در مصر امروزي زندگي مي كرد. اين جانور در دوره كرتاسه حدود 95 – 109 ميليون سال پيش زندگي مي كرد. اين دايناسور بوسيله استروم درسال 1934 نام گذاري شد. گونه خاص اين جنس باهاريازاروس اينگنس نام دارد تنها فسيل شناخته شده آن درجنگ جهاني دوم از بين رفت.

بايپيوزاروس
(
BEIPIAOSAURUS)
 


( به صورت باي- پيو- زار- وس تلفظ مي شود) بايپيوزاروس( به معني سوسماربايپيو( چين) دايناسورتروپود گياهخواري بود كه پرهاي اوليه اي برروي بدنش داشت. ( ساختارهاي فيلامنتوس پوستي به طول بيش از 70 ميلي متر). اين جانور دوپا درناحيه بايپيو درچين ودرزمان كرتاسه مياني حدود 124 ميليون سال پيش مي زيست. اين دايناسوردرسال 1998 توسط ديرينه شناساني بنام هاي زوتانك ژيلوووانك زيائولين نام گذاري شد.

بايتاسوكوس
(
BETASUCHUS)
 


(به صورت بايت- آو- سوك- وس تلفظ مي شود) بايتاسوكوس ( به معني كروكوديل دوم) دايناسورتروپود( هادروزار لامبئو زارين) بود كه حدود 13-10 فوت( 4-3 متر) طول داشت. اين دايناسور گوشتخواردوپايي بود كه درسرزمين امروزي هلند ودرزمان كرتاسه پاياني، حدود 65-70 ميليون سال پيش مي زيست. گونه خاص اين جنس باتياسوكوس سيسينسكي نام دارد.اين دايناسور درسال 1932 توسط ديرينه شناسي بنام وان هيون نام گذاري شد. اما ابتدا توسط سيلي توصيف شد وگمان مي رفت كه مكالوزاروس است. اين جنس مشكوك زياد شناخته شده نيست( تنها يك استخوان ران ازاين دايناسوريافت شده است).
 

بچه زا
(
Viviporous)


جانوران بچه زا،
زنده متولد مي شوند و از تخم خارج نمي شوند. انسانها، زنده زا هستند.
 


برآمدگي (قبه) ( BOSS)
 


قبه، برآمدگي استخواني و ياشاخي بر روي پوزه برخي از جانوران سراتوپسين نظير استيراكوزاروس است.
 

براديزاروس
(
BRADYSAURUS)
 


براديزاروس يك پريازارپرمين پاياني بود، ( اين جانوردايناسورنبود، امايك خزنده كوتيلوزارين با خصوصيات اوليه زيادي بود، واحتمالا ازخويشاوندان لاكپشتها بوده است) اين گياهخوارآناپسيد حدود 8فوت (5/2 متر) طول داشت. اين جانورچهارپا بود وداراي زره استخواني، دمي كوتاه، وپنجه هايي برروي انگشتانش بود. فسيلهاي اين جانوردر حوضه كارو درآفريقاي جنوبي يافت شده است.
S


براديكنيم( BRADYCNEME)
 


(به صورت براد- يك- ني- م تلفظ مي شود)براديكنيم (به معني پاي سنگين يا آهسته) دايناسورتروپود(گوشتخواردوپا) بود كه درانتهاي كرتاسه، حدود 65-73 ميلون سال مي زيست. اين جانوراحتمالا يك ترودونيتد بود. فسيلهاي اين دايناسوردر روماني و در سال 1923 كشف شد. درابتداد تصور مي شد كه اين جانور يك جغد بزرگ بوده است. براديكنيم درسال 1975 توسط ديرينه شناساني به نامهاي هريسون ووالكرنام گذاري شد. گونه خاص اين جنس براديكنيم دراكولانام دارد. اما اين جنس مشكوك است واحتمالا همان الوپتريكس است.
 

براكائوكنيوس
(
BRACHAUCHENIUS)
 


براكائوكنيوس ( به معني گردن گوتاه ) پليوزاري بود كه درانتهاي دوره كرتاسه مي زيست. اين خزنده دريايي پليوزاروئيد بيش از 5/36 فوت (11 متر) طول داشت. اين جانور جمجمه اي نوك تيز، پهن وسه گوش داشت كه بيش از 5 فوت ( 53/1 متر) طول داشت. براكائوكنيوس گوشتخواري بود كه از ماهيان وساير جانوران دريايي تغذيه مي كردند. اين خزنده دندانهاي تيز وآرواره هايي نيرومند وگردني كوتاه داشت. اين جانور دراقيانوسهاي باززندگي مي كرد وهواتنفس مي كرد. براكائوكنيوس احتمالا تخم گذاربوده وآنهارا درآشيانه هايي كه در ماسه حفرمي كرد( همانند لاكپشتهاي امروزي) مي گذاشت. پليسيوزارها با استفاده ازچهارباله پارومانند خود همانند لاكپشتهاي امروزي شنامي كردند. آنها همچنين مي توانستند به مقدار اندكي هم درخشكي حركت كنند ( همانند سيل هاي امروزي). براكائوكنيوس درسال 1903 توسط ويليستون نام گذاري شد.گونه خاص اين جنس براكائوكنيوس لوكاسي نام دارد.


 

براكي پودوزاروس
(
BRACHYPUDOSAURUS)
 


(به صورت برا- كيپ- و- دو-زار-وس تلفظ مي شود)براكي پودوزاروس(سوسمار پا كوتاه) يك دايناسوراورنيتيسكين وبايك آنكيلوزار( دايناسورزره دار) وبايك استگوزار( دايناسورصفحه دار) بود. اين جانور دركرتاسه پاياني، حدود 73- 88 ميليون سال پيش مي زيست. تنها يك استخوان پاي فسيل شده درهندوستان يافته شده است.  گونه خاص اين جنس براكي پودوزاروس كراويس نام دارد. براكي پودوزاروس درسال1934 توسط  كاكراواتي نامگذاري شد اين دايناسور يك جنس مشكوك است.
 

براكي روفوس
(
BRACHYROPHUS)
 


(به صورت برا- كي- رو-فوس تلفظ مي شود)براكي روفوس ( به معني سوسمارسم كوتاه) دايناسوراورنيتوپود گوشتخواري بود كه درزمان ژوراسيك پاياني مي زيست. فسيلهاي اين دايناسوردرهندوستان كشف شده است. براكي روفوس درسال 1878 توسط كوپ نام گذاري شد( گونه خاص اين جنس براكي روفوس آلتاركانزانوس نام دارد). اين جنس مشكوك است وممكن است همان كامپتوزاروس ديسپارباشد.
 

براكي سيراتوپس
(
BRACHYCERATOPS)
 


(بصورت براك- ي- سير- ا-توپس تلفظ مي شود)براكي سيراتوپس( صورت شاخ كوتاه) دايناسورسراتوپسين ( گياهخوار شاخدار
با سپرگردني حلزوني شكل وداراي تاج) بود كه درزمان كرتاسه پاياني، حدود 70-80 ميليون سال پيش مي زيست. اين دايناسور حدود 6فوت( 8/1 متر) طول و140 كيلوگرم وزن داشت. فسيلهاي اين جانور درمونتانا ( ايالات متحده) يافت شده است. براكي سيراتوپس درسال 1914 توسط گيلمورنام گذاري شد.


 

براكي لوفوزاروس
(
Brachylophosaurus)
 


(به صورت براك- ي- لوف- و- زاروس تلفظ مي شود)براكي لوفوزاروس( به معني سوسمارتاج كوتاه) دايناسورمنقاراردكي ( هادروزار) بود كه دركرتاسه پاياني( 75 ميليون سال پيش) درآلبرتا- كاناداومونتانا- ايالات متحده مي زيست. اين دايناسور22 فوت ( 7متر) طول و2700 كيلوگرم وزن داشت اين جانورتاجي كوچك توپروميخ داربرروي پوزه اش داشت. اين دايناسور توسط ديرينه شناسي بنام استرنبرك درسال 1953 نام گذاری شد.


براكيوپودها
(
BRACHIUPOD)


بركيوپودها (به معني بازو پايان) شاخه اي ازجانوران هستند كه به نام صدف لامپي هم شناخته می شوند(مهره داران دریایی کف زی که دو پوسته محافظتی متفاوت داشتند که با یک لولا به هم وصل می شد و شبیه نرم تنان به نظر می رسید). براكيوپودها در دوره كامبرين، حدود 570 ميليون سال پيش بوجود آمدند. دراردويسين پاياني انقراض عمومي ( حدود 438 ميليون سال پيش ) باعث شد تانيمي ازگونه هاي براكيوپود ازبين رفتند. امروزه حدود 260 گونه زنده ازبراكيوپودها درسراسر جهان وجود دارد.

براكيوزاروس
(
BRACHIOSAURUS)
 


(به صورت براك- ي- و- زار- وس تلفظ مي شود)براكيوزاروس دايناسورگياهخوار، چهارپاي بزرگ با گردني دراز ودمي شلاقي بود كه درزمان ژوراسيك پاياني مي زيست.

برانكيوزاروس
(
BRANCHIOSAURUS)
 


(بصورت برانك- ي- و- زار-وس تلفظ مي شود) برانكيوزاروس ( به معني سوسمارآبشش دار) دوزيست بسيارابتدايي بود كه درزمان كربونيفر آغازين (حدود 300 ميليون سال پيش) مي زيست. اين جانوردايناسورنبود. همانند ساير دوزيستان آنها نيزمجبوربودند تانزديك آب زندگي كنند زيرا تخمهاي دوزيستان پوسته ندارند وبايد درآب ونواحي مرطوب گذاشته شوند. فسيلهاي اين دوزيست كه به اندازه يك سمندر بود دراروپا يافت شده است. طبقه بندي: زيررده لابيرينتودونت، راسته تمنوسپونديل جنس برانكيوزاروس وگونه هاي زياد.


 

بارنوم براون
 (
BROWN,BARNUM)
 


بارنوم براون ( 1963 -1873) كاشف امريكايي دايناسورودستيارموزه تاريخ طبعيي امريكابود. براون دايناسورهاي زيادي راكشف كرد ازجمله اولين گونه
T ركس. وي دايناسور هاي زير را نام گذاري كرد.آنكيسراتوپس ( 1914)، آنكيلوزاروس( 1908)، كوريتوزاروس( 1914)، هيپاكروزاروس( 1913)، كريتوزاروس( 1910)، لپتوسراتوس 1914)، پروسارولوفوس( 1916)، وخانواده آنكيلوزاريده ( 1908) اوهمچنين پاكي سفالوزاروس (1943) ودرومائوزاروس( 1922) را همراه با شلايكجر نام گذاري كرد.

مايكل برت سورمان
( BRETT-SURMAN,MICHAEL)
 


مايكل برت سورمان ( 1950) ديرينه شناس و نويسنده امريكايي است. برت-سورمان متخصص موزه دايناسورها درانستستواسميت سونيان است. وي دايناسورهاي سكرنوزاروس( 1979)،گيلموزاروس(1979) و آناتوتيتان رانام گذاري كرد. برت-سورمان درلاركمونت، نيويورك بزرگ شد. او در دانشگاه بولدر دركلورادو تحصيل كرد و براي دوره هاي كارشناسي ارشد و دكترا به كاليفرنيا،بريكلي و دانشگاه جان هاپكنيزرفت.
(هنگاميكه در انستيتواسميت سونيان به پژوهش مشغول بود). برت سورمان ( همراه باجميزفارلو- دانشگاه ايند يانا ودرسال 1997) دايناسوركاملي را خلق كرده وي نويسنده دنياي دايناسورها( همراه با توماس هولتز، ايلاس توسط جيمزگورني 1998) و راهنمايي صحرايي دايناسور(همراه باتوماس هولتزوراندوم هوس 2001) و بسياري تاليفات ديگر است. برت سورمن، مشاور ارشد انتشار تمبرهای دایناسوری که توسط اداره پست آمریکا چاپ شدند هم بود(که هنرمندان جورچ و گورنی انها را طراحی کردند).


 

رولاند برد
(
BIRD,ROLANDT)
 


رولاند
برد(1978-1899 ) كاشف فسيل امريكايي بود كه سراسر ايالات متحده رابا موتورسيكلت هارلي داويد سون خود به دنبال فسيل دايناسور براي موزه تاريخ طبيعي امريكا طي كرد. چشمگيرترين يافته وي ردپاي گلن رزبود كه يك دسته ردپاي زيبا دايناسوري به قدمت 105 ميليون سال پيش بود كه درسال 1938 درتگزاس ودرامتداد رودخانه پالوكسي كشف كرد. اووبارنوم براون دربيرون آوردن هوكواري دروايومنيگ كه حاوي فسيل هاي دايناسوري زيادي بود شركت داشتند.
 

بروتكايوزاروس BRUHATHKAYOSAURUS)
 


(به صورت برو- وت- كا- يو- زار- وس تلفظ مي شود) بروتكايوزاروس ( به معني سوسمارسنگين بدن) دايناسورساروپودتيتا زاريد بود كه درزمان كرتاسه پاياني، حدود 70 ميليون سال پيش مي زيست. يك فسيل ناقص از اين دايناسوردرهندوستان يافت شده است. اين دايناسورگردن دراز، دم بلند و گياهخوار بسيار بزرگ بود بطوريكه احتمالا بيش از130 فوت (40 متر) طول داشت. بروتكايوزاروس توسط ياداگيري وآيازارمي درسال 1989 نام گذاري شد. گونه خاص اين جنس بروتكايوزاروس ماتلي نام دارد. اين دايناسور درابتدا به عنوان يك تروپود طبقه بندي مي شد.اما امروزه عقيده براين است كه يك ساروپود تيتانوزاريد است.( جون استخوان ران آن حدود 34/2 مترطول دارد)


برونتوپس(BRONTOPS)
 


برونتوپس پستانداركرگدن مانند بزرگ ومنقرض شده اي است ( يك برونتونر) كه حدود 8 فوت (5/2 متر) ارتفاع و13 فوت (4 متر) طول داشت. ( ولي مغزآن تنها به اندازه مشت يك انسان بود)، وزن اين جانوراحتمالا حدود 11000 پوند(5000كيلوگرم ).فسيلهاي اين دايناسور درسنگلاخها داكوتاي جنوبي وبخشهاي ديگرازايالات متحده يافت شده است. برونتوپس گياهخواري با دندانهاي كم تاج بود. اين جانوردرهرپاي جلوئي اش چهارانگشت سم مانند ودرپاهاي عقبي اش سه انگشت سم مانند داشت. اين جانور 35 ميليون سال پيش ودرزمان اليگوسن دربيشه زارها مي زيست. برونتوپس يك جفت شاخ استخواني پوشيده ازپوست برروي سرش داشت. اين جانورباسرد شدن هواوشروع عصر يخبندان منقرض شد. گونه خاص اين جنس برونتوپس ديسپارنام دارد، اين جانوردرسال 1922 توسط اوسبورن نام گذاري شد.


برونتوپودوس
 (
BRONTOPODUS)
 


(به صورت برون- تو- پود- وس تلفظ مي شود) برونتوپودوس ( به معني پاي رعدآسا)  دايناسورساروپود براكيوزاريدي بودكه تنها از روي ردپاهاي فسيلي شده اي از اين دايناسوركشف نشده است.اين جنس مشكوك دردوره ژوراسيك ( درپرتغال ) وكرتاسه آغازين، حدود 119-131 ميليون سال پيش ( دررودخانه پالوكسي، تگزاس، ايالات متحده) زندگي مي كرد. ردپاهايي كه در تگزاس يافت شده است غير عادي است و به اندازه ردپاي يك تروپود كوچك است. در صورتي كه به نظر مي رسد تروپودها كوچكترازساروپودها بودند. برونتوپودوس توسط ديرينه شناساني بنامهاي فارلو، پيتمان وهاوتورن درسال 1989 نام گذاري شد. گونه خاص اين جنس برونتوپودوس بيردي ( به افتخار رولاند بيرد) نام دارد.
 

برونتوتر
(
BRONTOTHERE)
 


برونتوترها ( كه به عنوان تيتانوترنيزشناخته مي شوند) خانواده منقرض شده اي از پستانداران كركدن مانند بزرگي بودند كه اجداد اسبها، كركدنها، وخوكهاي خرطوم داربودند. برونتوترها ساختارهاي شاخ مانندي برروي پوزه شان داشتند كه بصورت برآمدگيهاي استخواني بودند كه ازجمجمه خارج شده وبوسيله پوست پوشيده مي شدند. نرها برآمدگيهاي بزرگتري نسبت به ماده ها داشتند .اين گياهخواران گياهان نرم جنگلي را مي خوردند وارتفاع آنها به حدود 5/2 متر مي رسيد. برونتوترها مغزي كوچك به اندازه يك مشت داشتند. درپاهاي جلوئي شان چهارانگشت سم مانند ودرپاهاي عقبي شان سه انگشت سم مانند داشتند اين جانوران درائوسن آغازين تا اوليگوسن مياني ( 30- 58 ميليون سال پيش ) مي زيستند برخي از تيتانوترها عبارتند از برونتوپس (8فوت ارتفاع داشت. ودرامريكاي شمالي مي زيست) برونتوتريوم ( 8 فوت بلندي درامريكاي شمالي ) دوليكورنيوس (4 فوت ارتفاع، امريكاي شمالي ، ائوتيتا نوپس ( 5/1 فوت ارتفاع ودرامريكاي شمالي وآسيا ) وامبولوتريوم ( 8فوت ارتفاع درمغولستان).

برونتوتريوم
(
BRUNTOTHERIUM)
 


برونتوتريوم (به معني جانور رعدآسا) پستاندار كرگدن مانند، سم دار و منقرض شده اي بود( اين جانوردايناسورنبود). اين جانور بزرگ شاخ
Y مانندي بر روي سرش داشت. اين پستاندارحدود 16 فوت (5 متر) طول، 8 فوت (4/2 متر) ارتفاع تا كتفهايش و5 تن وزن داشت. اين جانوربدني حجيم، چهار پاي تنومند و پوست ضخيمي داشت. اين جانور سه انگشتي ( پريسوداكتيل) برگها وعلفهاي نرم را مي خورد، وآنهارا به وسيله دندانهاي گونه اي بزرگ وپهن اش مي جويد. اين جانوردرسرزمينهاي شمالي وبصورت گله هاي بزرگ درزمان ائوسن پاياني واوليگوسن آغازين ( حدود 45-30 ميليون سال پيش) مي زيست. اين جانور درگروه (خانواده) برونتوتر( تيتانوتر) كه گروهي از پستانداران بزرگ بودند، قرار مي گيرد. اين پستانداران داراي پاهاي جلوئي باچهارانگشت سم مانند وپاهاي عقبي باسه انگشت سم مانند بودند. اين جانوران به گستردگي توسط هنري اوسبورن مورد تحقيق وپژوهش قرارگرفته اند.


 

برونتوزاروس
(
BRONTUSAURUS)
 


(به صورت برون- تو- زار- وس تلفظ مي شود)برونتوزاروس(به معني سوسماررعدآسا) نام قديمي آپاتوزاروس است كه ساروپود بزرگ دوره ژوراسيك بود.
 

برويسراتوپس
(
BREVICERATOPS)
 


(به صورت برو- ي- سر- آ- توپس تلفظ مي شود)برويسراتوپس( به معني صورت دارای شاخ كوتاه) يك دايناسورسراتوپسين ( دايناسورشاخ كوتاه، گياهخوار،چهارپاوسپرداري) بود كه درانتهاي دوره كرتاسه مي زيست. فسيلهاي اين دايناسور( شامل 5جمجمه ومقداري از استخوانهاي اسكلت آن ) درمغولستان يافت شده است. اين دايناسورتوسط ديرينه شناسي بنام زورزانوف درسال 1975 نام گذاري شد. گونه خاص اين جنس برويسراتوپس كوزلووسكي نام دارد.
 


بريوزوآ ( BRYOZOAN)
 

بريوزوآها ( به معني حيات خزه اي ) شاخه اي از بي مهرگان هستند كه درآبهاي شور زندگي مي كنند( ولي گاها درآبهاي تازه ولب شورنيز ديده مي شوند) جانوران خزه اي يا فرش دريا نيزناميده مي شوند. بريوزوآها بصورت كلوني درپوليت هاي فراواني زندگي مي كنند. آنها شاخكهاي ثره مانند واسكلت سخت از كربنات كلسيم دارند. بريوزوآ از اردويسين آغازين ( حدود 400 ميليون سال پيش ) تا امروز وجوددارند .

فسيلهاي اين جانوران به فراواني وجود دارند ودرفرانيدهاي تشكيل دهند سنگها نقش مهمي دارند.آركيميدز يك بريوزداكي چوب پنبه اي شكل قديمي است.
 

بسانوزاروس
(
BESANOSAURUS)
 


بسانوزاروس( به معني سوسماربسانو( لمباردي شمال ايتاليا) ايكتيوزار بزرگي بود كه درترياس مياني مي زيست.( بك خزنده دريايي بود ولي دايناسورنبود) اين گوشتخوار ماهي، سفالوپود وخزندگان دريايي ديگررا مي خورد. بسانوزاروس عضواوليه اي از خانواده شاستازاريد بود.اين جانور درسال 1996 توسط دال ساسووپينانام گذاري شد، گونه خاص اين جنس بسانوزاروس اپترينكوس نام دارد.


 

بكلسپيناكس
 ( BECKLESPINAX)
 


بكلسيناكس ( به معني خاربلكس) دايناسورتروپود ( تتانوريد ) بود. كه حدود 15 فوت( 5 متر) طول
داشت. اين جانور گوشتخوار دوپا با خارهايي درپشتش بود كه درانگلستان امروزي ودرزمان كرتاسه آغازين، حدود 125 ميليون سال پيش مي زيست. اين دايناسور تنها ازروي سه مهره ازستون فقرات وچند دندان كه توسط ساموئل بكلس در دهه 1850 كشف شد، شناسايي شده است. بكلسپيناكس درسال 1991 توسط ديرينه شناسي بنام اولشوسكي نام گذاري شد.


بلاستوئيد(
BLASTOID)
 


بلاستوئيدها رده اي ازاكتيودرمها بودند كه درزمان مي سي پين ( حدود 325-360 ميليون سال پيش ) بسياررايج بودند. اين جانوران مهره مانند پوست سوزني وتقارن شعاعي داشتند. آنها ساقه اي داشتند كه كاليكس (جام) رانگه مي داشت.
 


 


بلمنيت (
BELEMNITE)
 


بلمنيتها ( به معني نيزه يا زوبين) سفالوپودهايي هستند كه دردوره كربونيفر(حدود 280- 345 ميليون سال پيش) بوجود آمدند. آنها 65 ميليون سال قبل طي پديده انقراض عمومي كرتاسه- ترشياري ازبين رفتند. اين جانوران فسيلهاي رايجي هستند كه بويژه دررسوبات كرتاسه وژوراسيك به عنوان فسيل شاخص بكار مي رود بلمنيتها بدني مدادي شكل، آرواره هايي منقاري مانند، كيسه جوهر، هشت بازو با قلابهاي ساخته شده ازكيتون ( پروتئني كه ناخنهاي مارا نيز تشكيل مي دهد)، ودوبازو مكنده داشتند. آنها پوسته داخلي سخت وبعضا سوراخ داري داشتند كه ازكلسيت تشكيل شده بود. اين جانوران دريايي گوشتخواران تندرويي بودند كه ازماهيان وساير موجودات دريايي تغذيه مي كردند. بلمنيتها توسط ايكتيوزارها، كروكوديلهاي دريايي وغيره خورده مي شدند. طبقه بندي: شاخه نرم تنان (مولوسكا)، رده سفالوپودا( سفالوپودها، نرم تنان تندرو و شناگري هستند نظيرماهيان مركب).


 

بلور
(CRYSTALS)


بلورها، جامداتی هستند که اتمهای آنها دارای الگوی بسیار منظمی هستند.
 


بلوزاروس(
BELLUSAURUS)
 


( به صورت بل- و- زار- وس تلفظ مي شود)بلوزاروس( به معني سوسمار زيبا ) دايناسور ساروپودي بود كه حدود 16 فوت ( 5 متر) طول و756 كيلوگرم وزن داشت. اين جانور يك گياهخوار چهارپا با دندانهاي قاشقي شكل وسورخهاي بيني در طرفين سرش بود. بلوزاروس درزمان ژوراسيك مياني، حدود 163 -188 ميليون سال قبل درسرزمين امروزي چين مي زيست. اين دايناسور توسط ديرينه شناسي بنام ژيمينگ دونگ درسال 1988 نام گذاري شد.


بليكانازاروس
(
BLIKANASAURUS)
 


( به صورت بلي- كان- ا- زار- وس تلفظ مي شود) بليكانازاروس( به معني سوسماربليكانا) دايناسورپروزاروپودي بود كه حدود 16-10 فوت( 5-3 متر) طول و560 كيلوگرم وزن داشت. اين گياهخوارچهارپا تنها ازروي يك تكه استخوان است شناسايي شده است. اين جانوردرافريقاي جنوبي ودرزمان ترياس پاياني، حدود 215-225 ميليون سال پيش مي زيست. گونه خاص اين جنس بليكانازاروس كرومپتوني نام دارد. اين دايناسور توسط گالتون ووان هيردن درسال 1985 نام گذاري شد.
 

جوز بناپارت
 ( BONAPARTE,JOSE)
 

جوز بناپارت ديرينه شناسي است كه بسياري از دايناسورهاي امريكاي جنوبي را كشف و يا نامگذاري كرده است. وي دايناسورهاي زير را نامگذاري كرد: خانواده ي آبليزاريده و آبليزاروس(همراه با نوواس 1985)، آلوارززاروس (1991)، آمارگازاروس(همراه باسالگادو1991)، آرجنتينوزاروس (همراه با كوريا1993)، اوگوستيا(1998)، كارنوتاروس(1985)،گوآيبازاروس(همراه با فريگولو1998)، لاپارنتوزاروس(1968)، ليگابوئنو(1996)، موزاروس(همراه با وينس1979)، گروه نئوسراتوزاريا(1991-1990)، خانواده ي نوآزاريده و نوآزاروس (همراه با پاول1980)، پاتوگوزاروس(1979)، پيانيتزكيزاروس(1979)، رايوسوزاروس(1996)، ريوجازاروس(1969)،

ريوزاسوكوس(1969)،سالتازاروس(همراه با پاول 1980)، تريالستس(1982)، ولوسيزاروس(1991)، ونتاتيكوساكوس(1971)و والخيمريا(1979).

بنتيتالين ها
(
BENNETTITALEANS)
 


بنتيتالين ها كه سيكاد ئوئيدها نيزناميده مي شوند، گياهان اوليه اي هستند. كه شبيه به سيكادها مي باشند( اماسيكاد نمي باشند) آنها روشهاي متفاوتي براي توليد مثل دارند. بنتيتالين ها دردوران فروزوئيك مي زيستند. مثالهايي از آنها عبارتند ازويليام سونيا( كه درژوراسيك تاانتهاي كرتاسه مي زيستند)، ويليام سونيلا (ژوراسيك تاانتهاي كرتاسه)و زاميت ها(ترياس).

بنجامين هاوكينز
(HAWKINS , BENJAMIN.W. )


اولين مدلهاي دايناسوري توسط بنجامين واترهوس هاوكينز انگلسي در سال 1854 ساخته شد. وي دايناسورهاي گچي ساخت و از طريق كاتالوگ محصولات علمي، آنها را به فروش رساند مدلهاي اوليه او شامل ايگوآنودون، هيلائوزاروس، مگالوزاروس، پلسيوزاروس و ايكتيوزاروس بود. اولين دايناسوري كه براي سرگرمي بزرگسالان ساخت يك مدل در اندازه واقعي ايگوانودون بود كه براي يك ضيافت شام دانشمندان ساخته شده بود. كه به سال 1854 درلندن به نمايش درآمد. (دعوت نامه مهمانيها، روي بالهاي حلقه اي تروداكتيل فرستاده مي شد.

بوتريوسپونديلوس
(
BOTHRIOSPONDYLUS)
 


( به صورت بوت- ري- و- سپون- دي- لوس تلفظ مي شود) بوتريوسپونديلوس( به معني مهره گودالي) دايناسورساروپود براكيوزاريدي بود كه حدود 65 فوت ( 20 متر) طول و 17322 كيلوگرم وزن داشت. اين دايناسور گياهخواروچهارپا بود وداراي گردني دراز بامهره هاي فاصله داربود. اين جانوردرانگلستان وماداگاسكار امروزي ودرزمان ژوراسيك پاياني، حدود 156- 170 ميليون سال پيش مي زيست. اين دايناسورتوسط سرريچارد اوون درسال 1875 ميلادي توصيف شد.
 

بورگس شال
(
BURGESS SHALE)
 


بورگس شال ناحيه اي بسيار غني از فسيل در كوههاي سنگي كانادا(در بريتيش كلمبيا) است. اين لاگرستاتن(نهشته ای زمین شناسی که غنی از فسیلهای مختلف است که به خوبی حفظ شده اند)، از دوره کامبرین، حدود 500میلیون سال قبل تا کنون، کاملا با فسیل پر شده است. شیل بورگس، در سال 1909 توسط چارلز دولیت ورکات کشف شد که در ان زمان ،دبیر موسسه اسمیتسونین واشنگتن بود. فسیلهای این منطقه، شامل نمایندگان اولیه گروههای مدرن امروزی، مانند کرمها، اسفنجها، سخت پوستان میگو مانند و ستاره دریایی می باشد.


 


بورگوويا(
BOROGOVIA)
 


(به صورت بور- و- گو- وي-آ تلفظ مي شود)بورگوويا(از نام بوروگوس گرفته شده، جانورانی در شعر لویس کارول که به نظر شیشه ای می رسند) دايناسور تروپود ترودونتيدي بود كه حدود 5/6 فوت (2 متر) طول و13 كيلوگرم وزن داشت. اين دايناسورگوشتخواردوپا تنها ازروي تكه فسيلهاي پايش شناسايي شده است. اين دايناسور درمغولستان امروزي ودرزمان كرتاسه پاياني، حدود70-80 ميليون سال پيش مي زيست. اين دايناسورتوسط ديرينه شناسي بنام اوسمولسكادرسال 1987 نام گذاري شد.
 

بورئوگومفودون
(
BOREOGOMPHODON)
 


بورئوگومفودون تتراپود رايج درطول دوره ترياس بود. اين جانورسينودونت گامفودونت گياهخواري بود كه سيناپسيد نسبتاپيشرفته اي بود كه درنهايت به پستانداران حقيقي تغييريافت. اين جانورآمنيوت دايناسور نبود. فسيلهاي اين جانوردرويرجينيا ايالات متحده كشف شده است.
 

بوگنازارا
(
BUGENASAURA)
 


(به صورت بو- گن- آ- زار- آ تلفظ مي شود) بوگنازارا ( به معني سوسمارگونه بزرگ) يك اورنيتوپود( يك دايناسور گياهخوار) بود كه در انتهاي دوره ي كرتاسه مي زيست. تكه فسيلهايي ازاين جانور در داكوتاي جنوبي ، ايالات متحده كشف شده است. اين دايناسور توسط گالتون به سال 1995 نامگذاري شد. گونه ي خاص اين جنس بوگنازارا اينفرناليس نام دارد. بوگنازارا احتمالا همان تسكلوزاروس وياپاكي سفالوزار استيگيمولوك اسپينفر است.


 

بولاتوزاريا
(
BULLATOSAURIR
)
 


(بصورت بو- لا- تو- زار- ي- آ تلفظ مي شود.) بولاتوزاريا (به معني سوسمار متورم) گروهي از تروپودهاي پيشرفته (دايناوسور هاي گوشتخوار، دوپا و باهوش ) بودند كه در انتهاي دوره ي كرتاسه مي زيستند. بولاتوزارها شامل ترودونتيد ها و اورنيتوميميدها مي باشند.

 

  رابرت بيكر
(
BAKKER , ROBERT):
 


رابرت بيكر( متولد 1945) يك ديرينه شناس و دايناسورشناس امريكايي است كه ديدگاه انسانها در مورد دايناسورها را در اواخر دهه 60 به كلي متحول كرد و آنها را بصورت جانوراني فعال كه بصورت راست مي ايستادند و اصلاً دمشان را بر زمين نمي كشيدند، ترسيم كرده او دايناسورهاي زير را نام گذاري كرده است: كاستنبرجيا (1988) دنورزاروس (1988) درينكر (1990 به همراه ديگران) ادماركا (1992 به همراه ديگران) و ناتوتيرانوس (1988 به همراه ديگران)

بيلمودون
(
BEELEMODON)
 


بيلمودون ( به معني دندان) دايناسورتروپودي بود كه به اندازه يك گرگ بود ( تتانوريد) اين جانور دوپا وگوشتخوار پاهاي بلندي داشت. اين دايناسور درزمان ژوراسيك پاياني حدود 125 ميليون سال پيش مي زيست. اين جانورتنها ازروي دندانها وچند استخوان كه دركوموبلاف، وايومينگ درايالات متحده كشف شد، شناسايي شده است. بيلمودون توسط ديرينه شناسي بنام بيكردرسال 1997 نام گذاري شده است.
 

بيليون 000/000/000/1
(
BILLION)
 


يك بيليون، هزار ميليون است. حيات چند سلولي درحدود يك بيليون سال قبل درروي كره زمين شكل گرفت.
 

بيليون سال قبل
(
BYA)
 


bya
، مخخف بيليون سال قبل است.

 

بيرونوزاروس
 (
BYRONOSAURUS)
 


بيرونوزاروس ، نوعي دايناسور ترونتيد و يك دايناسور تروپود كوچك ،بسيار باهوش و گوشتخوار بود كه دردوره ي كرتاسه پسين ،حدود 76-70 ميليون سال قبل مي زيست . طول بيرونوزاروس ، حدود 5 فوت (5/1 متر ) بود . اين دايناسور ، نخستين ترودونتيدي بود كه ددندانهاي غير مضرسي داشت. فسيلهاي آن در مغولستان كشف شده اند. بيرونوزاروس درسال2000 ، توسط نورل، مكويكي و كلارك نامگذاري شد. گونه خاص آن بيرونوزاروس جافي است. 
 

بيماري متابوليكي
(METABOLIC DISEASE)


بيماريهاي متابوليكي، مانند نقرس يا ديابت، بيماريهايي هستند كه طي آنها بدن دچار اختلال متابوليكي
(شيميايي يا فيزيكي) مي شود. مانند زياد شدن اسيد اوريك در بيماري نقرس يا ناتواني در سوزاندن كربوهيدراتها در بيماري ديابت. اين بيماريها مسري نيستند اما ارثي مي باشند. در بعضي از استخوانهاي فسيل شده تي ركس، شواهدي از نقرس ديده شده است.
 

 بي مهره
(
INVERTEBRATE)


بي مهره گان جانوران بدون ستون فقرات هستند. برخي از بي مهرگان شامل پروتوزآها، آرتوپودها (حشرات، عنكبوتيان، خرچنگها و غيره)، كرمها، ماهيان ژله اي، جلبكها، نرم تنان ( نظيراختاپوس، شكم پايان، دوكفه اي ها) و بسياري ديگر، مي باشند.
 

بينوزاروس
(
BIENOSAURUS)
 


بينوزاروس دايناسور زره داربود. اين آنيكلوزار( خانواده سليدوزاريده) درحوزه لوفنگ درچين يافت شد. گونه خاص اين جنس بينوزاروس لفنگنيس نام دارد. اين دايناسور درسال 2001 توسط ديرينه شناسي بنام دونگ ژيمينگ نام گذاري شد.
 


بيومس(
BIOMASS)
 


بيومس مقدار مجموع موجودات و مواد زنده يك منطقه است. اين كميت با مجموع وزن تمام اجزاء محاسبه مي شود.
 

بيهاريوزاروس
(
BIHARIOSAURUS)
 


(به صورت بي- هار- ي- و- زار- وس تلفظ مي شود)بيهاريوزاروس( به معني سوسماربيهور( روماني) دايناسور ايگوانونتيدي بودكه حدود 10 فوت (3متر) طول داشت. اين اورنيتوپودگياهخوارججيمي بود كه تنها ازروي دندانها وتكه هايي از استخوانهاي بدنش شناسايي شده است. اين دايناسور درسرزمين امروزي روماني ودرزمان ژوراسيك پاياني، حدود 138-150 ميليون سال پيش مي زيست. گونه خاص اين جنس بيهاريوزاروس بوكسيتسكوس نام دارد. اين جانور توسط ديرينه سناسي بنام مارينسكودرسال 1989 شناسايي شد.
 

 بي هنجاري ايريديوم
(
IRIDIUM ANOMALY
):
 


بي هنجاري ايريديوم لايه اي از پوسته زمين است ( لايه كرتاسه – ترشياري) كه حدود 65 ميليون سال سن دارد در اين لايه ايريديوم وجود دارد ( كه عنصر كمياب است). وجود اين مقدار اضافي ايريديوم فريضه آستروئيد آلوارز را تأیيد مي كند چرا كه اين ايريديوم ممكن است از يك آسترئيد ايجاد شده باشد.
 

English view | Contact us : Info@ngdir.ir | Home