آبرفت
(alluvial):
رسوباتي كه توسط آب جاري تهنشست
پيدا كرده است.
|
 |
آبراهه(Channel):
آبراهه منطقهاي است كه در آن آب جاري روان است
و توسط حاشيههايي محصور شدهاست.
|
 |
آبشار
(Water full):
آبشار
سقوط ناگهاني آب به يك حوضةآبگير است.
|
|
 |
آكوآ(acequia): اشكال مهمي از
آبياري در توسعه كشاورزي در جنوب غرب آمريكا
بودند. تكثيركتان، گردو و لوبيا سبز بعنوان مواد
خام اصلي كشاورزي، مرهون روش سيستم آكوآ ميباشد.
|
اسيد
(acid):
مادهاي كه PH
كمتر از 7 (PH
7 خنثي است) دارد. بويژه يك
اسيد، يونهايي هيدروژن آزاد
(H+)
بيشتري نسبت به يونهاي هيدروكسيل (OH-)
دارد.
|
آلكالين
(alkaline):
بعضي
آبها يا خاكهايي كه شامل مقداري مواد آلكايي
(باريك قوي) براي بالا بردن مقدار
PH
بالاي 7 هستند و براي رشد محصولات مضر ميباشند.
|
آبرفت
(allurium):
نهشتههاي رس، سيلت، ماسه، گراول يا مواد
ديگري كه توسط يك رودخانه يا ديگر آبهاي جاري در
بستر رودخانه، روي يك دشت سيلابي، روي يك دلتا يا
در قاعده يك كوهستان نهشته شدهاند.
|
اصل مناسب
(appropriation doctrine):
سيستم اختصاص آب به افراد خصوصي كه اغلب در
ايالتهاي غربي بكار ميرفت. قانون مناسب
قديميتر (doctrine
of prior appropriation)
در سراسر ايالات خشك غرب شايع بود. بطوريكه ساكنان
و معدنچيان قديمي شروع به پرورش زمين نمودند.
قانون مناسب قديمي بر اين اساس بود كه حق تقدم با
كسي است كه از نظر زماني زودتر رسيده باشد. اولين
نفري كه جهت مصارف مورد نياز خود مقداري آب بگيرد
نسبت به افراد ديگر داراي حق تقدم است. در شرايط
خشكسالي به اين افراد زودتر از افراد ديگر آبرساني
ميشود. اين قانون بدليل عدم استفاده صحيح منسوخ
گرديد. اين حق قابل فروش و صرفنظر از زمين آن قابل
واگذاري بود كه مغاير با حقوق آبهاي ساحلي
(Riparian water Right)
بود.
|
آبخانه
(aqueduct):
مجرا، آبگذر يا كانال طراحي شده براي حمل
آب از يك منبع دوردست معمولاً توسط گزاويته.
|
|
 |
آنجيز(aquifer):
يك سارتد زمينشناسي كه حاوي آب است. يك
سارتد زمينشناسي يا ساختاري كه آب را ذخيره و يا
عبور ميدهد نظير چاهها و چشمهها. كاربرد اين
واژه معمولاً محدود ميشود به سارتدهاي حاوي آب كه
داراي آب قابل بهرهبرداري با مقدار كاني براي
تشكيل يك ذخيره قابل استفاده براي مردم.
|
 |
آنجيز(محدود)(aquifer
(confined):
خاك يا سنگ زير سطح زمين كه از آب اشباع
ميشوند. لايههايي از مواد نفوذناپذير در بالا و
زير آن وجود دارد و خاك يا سنگ اشباع تحت فشار
ميباشد تا جايي كه وقتي آنجيز توسط يك چاه سوراخ
ميشود، آب تاروني رأس آنجيز بالا خواهد رفت.
|
 |
آنجيز (نامحدود)(aquifer(unconfined):
آنجيزي كه در فشار اتمسفر يك سطح آب (سطح ايستايي
آب) آن بالاتر است بنابراين قادر به بالا آمدن و
جاري شدن مي باشد.
|
آب آرتزين
(artesian water):
آب زيرزميني كه تحت فشار است وقتي كه توسط يك چاه
سوراخ ميشود و قادر به بالا آمدن روي سطحي كه
براي اولينبار با آن مواجهه ميشود، ميباشد. اين
ميتواند در سطح زمين جريان پيدا كند و يا جاري
نشود. فشار در چينن آنجيزهايي عموماً فشار آرتزين
ناميده ميشود و سارتد حاوي آب آرتزين يك آنجيز
آرتزين يا آنجيز محدود است. چاه سرريز را مشاهده
كنيد.
|
اتلاف انتقال(conveyance
loss):
آبي كه در حين انتقال از يك مجرا، كانال 1
نهر توسط نشر (فرورفتن) يا تبخير از دست ميرود.
عموماً آبي است كه براي مصرف بعدي در دسترس نيست.
وليكن نشت از يك نهر آبياري بعنوان مثال ممكن است
كه به يك منبع آب زيرزميني نفوذ كند و براي مصرف
بعدي قابل استفاده باشد.
|
آبدهي
(discharge):
حجم آبي كه يك محل دلخواه را يك دوره زماني دلخواه
طي ميكند. معمولاً با فوت مكعب در ثانيه بيان
ميشود.
|
آبياري چكهاي
(drip irrigation):
يك روش آبياري متداول كه مجراها و تيوبهاي
با آب پرشده به آرامي روي محصولات چكه ميكنند.
آبياري چكهاي
يك روش آبياري با فشار اندك است و نسبت به آبياري
افشان با فشار بالا، آب كمتري از راه تبخير هدر
ميرود.
|
 |
افت سطح آب زيرزميني
(draw drown):
پايينآمدن سطح آب زيرزميني به دليل پمپاژ نمودن.
|
آب تازه
(fresh water):
آبي كه كمتر از 1000 ميلي گرم در ليتر
مواد حل شده دارد. معمولاً بيشتر از 500 ميليگرم
در ليتر از مواد حل شده براي آشاميدن مضر است. و
مصارف صنعتي دارد.
|
 |
ارتفاع
سطح آب نسبت به يك مبناي دلخواه (gage height): ارتفاع سطح
آب روي مبناي اندازهگيري. ارتفاع سطح آب
نسبت به يك مبناي دلخواه اغلب با واژه معمولتر سكو
استفاده ميشود اگر چه ارتفاع سطح آب نسبت به
مبنايي دلخواه مناسبتر ميباشد زمانيكه با يك gage reading بكار ميرود.
|
آب
خاكستري (grey water): آب هرز حاصل از
ماشين لباسشويي، لولههاي حمام، شستن دست،
ظرفشويي و دستشويي.
|
 |
آب زيرزميني(ground water):
(1)
آبي كه جاري ميشود
يا به پايين نشست ميكند و سنگ و خاك را اشباع
ميكند كه چشمهها و چاهها را ايجاد مينمايد. سطح
بالايي زدن اشباع شده را سطح ايستايي مينامند.
(2) آب
ذخيره شده در زيرزمين در تركهاي سنگي و در منافذ
مواد زمينشناسي تشكيل دهنده پوسته زمين.
|
آب زيرزميني (محدود) (ground
water, confined): آبي كه تحت فشار بسيار بيشتر از اتمسفر كه مرز
بالايياش كف يك لايه با قابليت انتقال هيدروليكي
بطور واضح پايينتر از قابليت انتقال هيدروليكي
موادي كه آب را محدود ميكنند، ايجاد ميشود.
|
آبگيري يا تغذيه آب زيرزميني (ground-water
recharge):
ريزش آب به يك منبع آب
زيرزميني از سطح. نفوذ آب بارندگي و
جابجايياش به سطح ايستايي يك شكل از تغذيه طبيعي
است و نيز حجم آب با اين فرآيند اضافه ميگردد.
|
 |
آب
زيرزميني نامحدود (ground water, unconfined):
آب در يك آنجيز كه داراي سطح ايستايي
شده در سطح است.
|
آبياري (irrigation):
كاربرد كنترل شده آب
براي اهداف كشاورزي بوسطه سيستمهاي مصنوعي براي
نيازهاي آبي كه با بارندگي تأمين نميگردد.
|
 |
آلودگي با منبع غير نقطهاي
(non-point source (NPS)pollution):
آلودگي تغذيه شده از يك ناحيه وسيع نه از يك محل
ويژه. اينها اشكالي از انتشار آلودگي بواسطه رسوب،
ازتها، مواد سمي و آلي هستند كه از فعاليتهاي
انجام شده در زمين منشأ ميگيرند كه به درياچهها
و رودها توسط روانابهاي سطحي حمل ميشوند. آلودگي
با منبع غيرنقطهاي آلودگي است كه اتفاق ميافتد
زمانيكه رواناب، ذوب برف يا آبياري، خيابانها يا
حياطهاي ساكنان شهر را ميشويد.
|
اندازه ذرات
(particle size):
قطر رسوب مطلق يا مواد
بستر بر حسب ميليمتر. طبقهبندي اندازه ذرات
عبارتند از :
(1) رس 004/0 – 00024/0 ميليمتر (mm) .
(2) سيلت 062/0 – 004/0 ميليمتر (mm) .
(3) ماسه 0/2 – 062/0 ميليمتر (mm) .
(4) گراول 0/64 – 0/2 ميليمتر (mm) .
|
آلودگي با منبع نقطهاي
(point-source pollution):
آلودگي
آب كه در منبعي نقطهاي سرچشمه ميگيرد نظير مجراي
خروجي يك فاضلاب.
|
 |
آب آشاميدني (potable
wate):
آب با كيفيت مطلوب براي
آشاميدن.
|
 |
اصلاح مقدماتي آبهاي هرز
(primary wastewater treatment):
مرحله ابتدايي فرآيند اصلاح آبهاي هرز كه روشي
مكانيكي است مانند فيلترها و اسكراپرها كه براي
رفع نمودن آلايندهها بكار مي روند. مواد جامد
فاضلاب نيز طي اين فرآيند تهنشين ميشوند.
|
 |
اصل مناسب پيشين (prior
appropriation doctrine):
سيستم
اختصاص آب به افراد خصوصي كه اغلب در ايالتهاي
غربي بكار ميرفت. قانون مناسب پيشين (do ctorin
of prior appropriation) در سراسر ايالت خشك غرب
شايع بود. بطوريكه ساكنان و معدنچيان قديمي شروع
به پرورش زمين نمودند. قانون مناسب قديمي بر اين
اساس بود كه “حق تقدم باافرادي است كه زودتر
رسيدهاند”. اولين فردي كه مقداري آب جهت مصارف
مورد نياز بگيرد، نسبت به ساير افراد بعدي داراي
اولويت است. اين قانون بدليل عدم استفاده صحيح
منسوخ گرديد. اين حق قابل فروش و صرفنظر از زمين
قابل واگذاري بود كه بااصل ابهاي ساحل (Ripariun
water Rights) مغايرت داشت.
|
آبهاي هرز احياء شده
(reclaimed wastewater):
آبهاي هرز
اصلاح شده كه ميتواند براي اهداف مفيدي چون
آبياري گياهان ويژه استفاده گردد.
|
 |
آب بازيافت شده
(recycled water):
آبي كه بيشتري از يك
بار استفاده ميشود قبل از اينكه به سيستم طبيعي
هيدرولوژيكي بازگردد.
|
آب شور (saline
water):
آبي كه شامل مقدار چشمگيري از
جامدات حل شده است.
پارامترهايي براي آب شور وجود دارد كه
عبارتند از :
آب تازه-كمتر از 1000 قسمت در ميليون
(PPM) .
آب بطور جزيي شور-از 1000 PPM تا 3000 PPM
.
آب بطور متوسط شور-از 3000 PPM تا 10000
PPM .
آب با شوري بالا-از 10000 PPM تا 35000
PPM .
|
اصلاح ثانويه آبهاي هرز (secondary cvaste
water treatment):
اصلاح (درادامه و اصلاح
مقدماتي آبهاي هرز) شامل فرآيند بيولوژيكي اصايي
مواد آلي حل شده، كلوئيدي و معلق در فاضلاب حاصل
از سيستمهاي اصلاح مقدماتي كه عموماً 95-85% از
نياز بيوشيميايي (BOD)O z و مواد معلق را رفع
ميكند. اصلاح ثانويه آبهاي هرز ممكن است توسط
روشهاي بيولوژيكي يا فيزيكي-شيميايي انجام گردد.
لجن فعالشده و فيلترهاي چكهاي دو تا از
شايعترين روشهاي اصلاح ثانويه هستند اين انجام
ميشود توسط باهم آوردن باطله، باكتري و اكسيژن در
فيلترهاي چكهاي يا در فرآيند لجن فعال شده.
اين اصلاح جامدات شناور و تهنشين شده و
حدود %90 از اجزاء نيازمند اكسيژن و جامدات معلق
را بر ميدارد و دور ميسازد.
گندزدايي مرحله نهايي اصلاح ثانويه است.
|
آب خود توزيعي
(self-supplied water):
گرفتن آب از يك
منبع زيرزميني يا سطحي توسط يك كاربر بيشتر از
اينكه توسط توزيع عمومي حاصل شود. مانند مالكاني
كه آب خود را از چاه ميگيرند.
|
انحلال (solution):
مخلوطي از حلال و محلول. در برخي
انحلالها، نظير آب شكر، مواد تا جائيكه ديگر ديده
نميشوند، حل ميگردند. اما در انحلالهاي ديگر،
نظير آب با رنگ، انحلال بصورت تغيير داخلي مشاهده
ميگردد.
|
انتقال ويژه
(specific conductance):
ميزان توانايي آب
براي انتقال يك جريان الكتريكي كه بصورت
1-cmcell اندازهگيري ميشود و واحد انتقال
الكتريكي ناميده ميشود يعني siemens در سانتيمتر
در 25 درجه سليسوس. انتقال ويژه ميتواند تقريباً
براي كل حجم جامدات حل شده آب با سنجش ظرفيتش جهت
حمل يك جريان الكتريكي استفاده شود. در كيفيت آب
انتقال ويژه در نمايش آبهاي زيرزميني بصورت شاخص
حضور يونهاي اجزاء شيميايي كه ميتواند رها شوند
توسط خاكريزي سوراخ شده يا ديگر منبع باطله يا
تجهيزات مصرفي استفاده شوند. انتقال ويژه بالاتر
در آبهاي حاصل از چاههاي با گراديان پايين در
مقايسه با چاههاي گراديان بالا معرف آلودگي احتمال
از تجهيزات است.
|
آبياري
افشان (spray irrigation):
يك روش شايع آبياري
است كه آب از اسپريهايي با فشار بالا بر روي
محصولات پاشيده ميشود. از آنجا كه آب از بالا بر
روي محصولات پاشيده ميشود، مقداري از آب توسط
تبخير از دست ميرود.
|
 |
آب سطحي (surface water):
آبي كه بر روي سطح زمين است نظير
رودخانهها، رودها، درياچهها و يا مخازن.
|
آلودگي حرارتي (thermal
pollution): احيايي كيفيت آب
بموجب افزايش حرارت آن، اغلب توسط استفاده از
حرارت تلف شده از فرآيندهاي توليد نيرو و
فرآيندهاي صنعتي. آبهايي كه از نظر حرارتي آلوده
شدهاند ميتواند براي محيط زيست مضرباشند. زيرا
گياهان و جانوران ميتوانند سازگاري زماني سختي با
آنها داشته باشند.
|
آبهاي هرز (wastewater):
آبي كه در خانهها، صنايع و
مشاغل استفاده شده است و تا قبل از اصلاح شدن قابل
استفاده مجدد نميباشد.
|
 |
آبدهي (yield):
جرم در زمان واحد در واحد.
|
التركومولوس(Altocumulus):
يا (تكهاي) متشكل از جرمهاي كروي مسطح شده
|
 |
آلتراستراتوس
(Altostratus):
ابرهاي رشتهاي يا خط دار، داراي رنگهاي كم و بيش
خاكستري و مايل به آبي
|
 |
آرگن
(Argon):
گازي پي اثر شامل حدود 1 % حجمي اتمسفر
|
 |
آب جهنده يا آرترين
(Artesian):
آب زير زميني كه تحت فشار در يك لايه متخلخل بين
لايه هاي سنگي بدون تخلخل گير افتاده است.
|
آب و هوا
(Climate):
شرايط هوايي منظم يك ناحيه
|
ابر
(Cloud):
مخلوط قطرات كوچك آب و بلورهاي يخ
|
 |
آب و هواي سرد
(Cold climate):
شرايط آب و هوايي سرد سالانه
|
انعكاس صدا
(Echo soundings):
انتشار صدا ناشي از برخورد به يك ماده.
|
الكتروليت
(Electrolite):
رساناي الكتريكي ناقلتر كه جريان توسط حركت
يونها منتقل ميشود.
|
الكترون
(Electron):
ذره ريز ماده در مواد دور هسته يك اتم كه بار
الكتريكي منفي دارد.
|
 |
آب شيرين(fresh
water):
مربوط به آب شيرين
, يا مربوط به زندگي
كردن در آب شيرين.
|
انجماد(frozen):
تغيير از مايع به جامد بخاطر سرماي شديد.
|
 |
آب زير زميني
(Ground water):
آبي كه در زير سطح زمين يافت ميشود.
|
آب كره
(Hydrosphere):
سطح آبي كه زمين را پوشانده است.
|
 |
آبياري
(Irrigation):
آب دادن از طريق كانال، ؟؟ يا لوله
|
 |
آب و هواي آرام يا ملايم
(Mild climate):
شرايط هوايي آرام سالانه
|
اقيانوس
(Ocean):
درياي احاطه كنندة قارههاي زمين
|
 |
اكسيژن
(Oxygen):
گاز بي رنگ، بي بو، بي طعم كه در هوا وجود دارد و
با هيدروژن آب را ميسازد.
|
 |
آلوده شده
(Polluted):
باعث آلودگي يا ناخالصي چيزي شدن
|
 |
آلودگي
(Pollution):
باعث ناپاكي شدن
|
 |
آبگير
(Pond):
حجم كوچك آبي كه اجازه رشد گياهان ريشه دار
در تمام آبگير ميباشد.
|
 |
استراتوكومولوس
(Stratocumulus):
يك لايه (يا يك تكه) متشكل از
تودههاي كروي يا موجي كه نرم و خاكستر با بخشهاي
تيره ميباشد.
|
 |
استراتوسفر
(Stratosphere):
لايهاي از اتمسفر زمين بين حدود 6 و 15
مايل بالا سطح زمين.
|
 |
استراتوس
(Stratus):
لايه يك شكل كوتاه از ابر كه شبيه مه
ميباشد اما روي زمين قرار ندارد. آسمان ممكن است
يك حالت مه آلود يا باراني (باران
ريز) داشته باشد.
|
 |
آب سطحي
(Surface water):
حجم هاي بزرگ آبي كه در سطح زمين قرار
دارد.
|
 |
آب و هواي گرم
(Warm climate):
شرايط هوايي گرم منظم يك ناحيه.
|
آب
(Water):
يك مايع بي رنگ، بي مزه، بي مزه كه از دو؟؟ اكسيژن
و هيدروژن تشكيل شده است.
|
 |
آب رو
(Water way):
راهي براي عبور آب
|
 |