S

 

 شوري (Salinity): مقدار نمك حل شده در آب را گويند.

رسوب (Sediment): عبارت است از ذرات كوچك خاك يا سنگها كه توسط آب يا باد حمل شده‌اند.

سيلت (Silt): سيلت به ذرات خيلي ريز خاك يا سنگها گفته‌ مي‌شود كه قطر آنها بين 30 تا 60ميكرون است.

سيلتي شدن (Siltution):‌ عبارت است از انباشت و تجمع ذرات خيلي كوچك (ذرات سيلتي).

منشأ (Source): منشاء جايي است كه رودخانه ياجويبار شروع به جاري‌شدن مي‌كند.

آب شور (saline water): آبي كه شامل مقدار چشمگيري از جامدات حل شده است.

پارامترهايي براي آب شور وجود دارد كه عبارتند از :

آب تازه-كمتر از 1000 قسمت در ميليون (PPM) .

آب بطور جزيي شور-از 1000 PPM تا 3000 PPM .

آب بطور متوسط شور-از 3000 PPM تا 10000 PPM .

آب با شوري بالا-از 10000 PPM تا 35000 PPM .

اصلاح ثانويه آبهاي هرز (secondary cvaste water treatment): اصلاح (درادامه و اصلاح مقدماتي آبهاي هرز) شامل فرآيند بيولوژيكي اصايي مواد آلي حل شده، كلوئيدي و معلق در فاضلاب حاصل از سيستمهاي اصلاح مقدماتي كه عموماً 95-85% از نياز بيوشيميايي (BOD)O z و مواد معلق را رفع مي‌كند. اصلاح ثانويه آبهاي هرز ممكن است توسط روشهاي بيولوژيكي يا فيزيكي-شيميايي انجام گردد.

لجن فعال‌شده و فيلترهاي چكه‌اي دو تا از شايع‌ترين روشهاي اصلاح ثانويه هستند اين انجام مي‌شود توسط باهم آوردن باطله، باكتري و اكسيژن در فيلترهاي چكه‌اي يا در فرآيند لجن فعال شده.

اين اصلاح جامدات شناور و ته‌نشين شده و حدود %90 از اجزاء نيازمند اكسيژن و جامدات معلق را بر مي‌دارد و دور مي‌سازد.

گندزدايي مرحله نهايي اصلاح ثانويه است.

رسوب (sediments): عموماً به مواد معلق در آب يا اخيراً نهشته شده از محلول معلق اطلاق مي‌گردد در مجموع اين واژه براي كليه انواع نهشته‌هعاي آبهاي جريانها، رودخانه‌ها، درياچه‌ها و درياها اطلاق مي‌شود.

سنگهاي رسوبي (sedimentary rock): سنگ تشكيل شده از رسوب و بويژه (1) ماسه سنگ و شيل كه از قطعات سنگهاي ديگر كه از منبعشان حمل و در آب نهشته مي‌شوند. (2)‌ سنگهاي ناشي از تراوش ارگانيسمها (موجودات زنده)‌ نظير اغلب سنگ آهكها. بسياري از سنگهاي رسوبي لايه‌بندي مجزايي را نشان‌ مي‌دهد كه اين ناشي از انواع مختلف رسوبي است كه بصورت متوالي نهشته شده است.

مخزن‌هاي رسوبي (sedimentation tanks): مخزنهاي آبهاي هرزي كه باطله‌هاي (هرزه‌ها) شناور بصورت كف گرفته شده و مواد جامد ته‌نشين شده براي تخليه برداشته مي‌شوند.

آب خود توزيعي (self-supplied water): گرفتن آب از يك منبع زيرزميني يا سطحي توسط يك كاربر بيشتر از اينكه توسط توزيع عمومي حاصل شود. مانند مالكاني كه آب خود را از چاه مي‌گيرند.

تراوش (seepage):

(1) حركت آرام آب در سراسر شكافهاي كوچك، مناقد و درزهاي يك ماده در درون يا خارج آبهاي سطحي يا زير سطحي .

(2) فقدان آب توسط نفوذ به درون خاك از يك كانال، از يا شاخه‌هاي رغي، جويبارها، مخازن، تسهيلات انباري يا ديگر انواع آب و يا از مزارع.

مخزن عفوني (septic tank): مخزني كه استفاده مي‌شود جهت نگهداري هرزهاي خانگي كه اجازه‌ مي‌دهد قبل از توزيع شدن به پهنه شستشوي املاح (lealhing) براي جذب خاك، ته نشين شوند. اين مخزن وقتي كه يك راه گنداب براي حمل آنها به يك گياه اصلاحي وجود ندارد، استفاده مي‌شود.

يك مخزن ته‌نشيني كه در آن لجن‌هاي ته‌نشين شده در برخورد آني است با فاضلابي كه در سراسر مخزن جريان دارد و در آن جامدات توسط عمل باكتريهاي بي‌هوازي تجزيه مي‌شوند.

تالاب ته‌نشيني (setting pond): (كيفيت آب)- يك مرداب باز كه در آن آبهاي هرز آلوده به آلاينده‌هاي جامد قرار دارد و ساكن است. آلاينده‌هاي جامد معلق در آب به كف مرداب فرو مي‌روند و مايع اجازه مي‌يابد تا به خارج از محوطه جريان يابد.

گياه اصلاحي فاضلاب (sewage treatment plant): امكانات طراحي شده براي دريافت آبهاي هرز از منابع خانگي و گرفتن موادي كه كيفيت آب را خراب و سلامت عمومي و امنيت را تهديد مي‌نمايد وقتي كه به درون رودخانه‌ها يا آبهاي اصلي راه‌يابند. موادي كه گرفته مي‌شوند به 4 دسته اصلي تقسيم مي‌شوند.

1)‌ گريس‌ها و چربي‌ها

2) جامدات حاصل از باطله‌هاي انساني و ديگر منابع

3) آلاينده‌هاي حل شده از باطله انساني و محصولات تجزيه شده

4) ميكرو ارگانيسم‌هاي خطرناك

اغلب تجهيزات تركيبي از مراحل برداشتن مكانيكي و تجزيه باكتريايي را جهت رسيدن به نتايج مطلوب بكار مي‌گيرند. كلرينه اغلب اضافه مي‌گردد جهت ازبين بردن گياهان به منظور كاهش خطر گسترش بيماري توسط آزاد شدن باكتريهاي پاتوژنيك.

گنداب (sewer): سيستم محرابهاي زيرزميني كه آبهاي هرز را جمع‌آوري و به تجهيزات اصلاح يا رودخانه‌ها توزيع مي‌كند.

چاله فروريختگي (sinkhote): يك گودشدگي در سطح زمين بديل حل‌شدن سنگ‌آهك‌هاي زيرزمين، نمك يا ژپيس. زهكشي توسط كانالهاي زيرزميني كه ممكن است در اثر فروريختن سقف يك حفره ايجاد شود، فراهم مي‌گردد.

محلول (solute): ماده‌اي كه در مواد ديگر حل مي‌شود بنابراين تشكيل محلول مي‌دهد.

انحلال (solution): مخلوطي از حلال و محلول. در برخي انحلالها، نظير آب شكر، مواد تا جائيكه ديگر ديده نمي‌شوند، حل مي‌گردند. اما در انحلالهاي ديگر، نظير آب با رنگ، انحلال بصورت تغيير داخلي مشاهده مي‌گردد.

حلال (solvent): ماده‌اي كه مواد ديگر را حل مي‌كند بنابراين يك انحلال شكل مي‌گيرد. آب بيشتر از مواد ديگر، مواد را در خود حل مي‌كند و بعنوان حلال جهاني معروف است.

انتقال ويژه (specific conductance): ميزان توانايي آب براي انتقال يك جريان الكتريكي كه بصورت 1-cmcell اندازه‌گيري مي‌شود و واحد انتقال الكتريكي ناميده مي‌شود يعني siemens در سانتيمتر در 25 درجه سليسوس. انتقال ويژه مي‌تواند تقريباً براي كل حجم جامدات حل شده آب با سنجش ظرفيتش جهت حمل يك جريان الكتريكي استفاده شود. در كيفيت آب انتقال ويژه در نمايش آبهاي زيرزميني بصورت شاخص حضور يونهاي اجزاء شيميايي كه مي‌تواند رها شوند توسط خاكريزي سوراخ شده يا ديگر منبع باطله يا تجهيزات مصرفي استفاده شوند. انتقال ويژه بالاتر در آبهاي حاصل از چاههاي با گراديان پايين در مقايسه با چاههاي گراديان بالا معرف آلودگي احتمال از تجهيزات است.

آبياري افشان (spray irrigation): يك روش شايع آبياري است كه آب از اسپري‌هايي با فشار بالا بر روي محصولات پاشيده مي‌شود. از آنجا كه آب از بالا بر روي محصولات پاشيده مي‌شود، مقداري از آب توسط تبخير از دست مي‌رود.

گنداب طوفاني (starm sewer): گندابي كه فقط رودنابهاي سطحي، آب حاصل از شستشوي خيابانها و ذوب برفهاي روي زمين را حمل مي‌كند. در يك سيستم گنداب مجزا ، گنداب‌هاي طوفاني كاملاً مجزا هستند از آنهايي كه آبهاي هرز خانگي و تجاري را حمل مي‌كنند (گندابهاي بهداشتي) .

رودخانه (stream): واژه كلي براي جرم (بدنه) آب جاري، جويبار طبيعي كه حداقل بخشي از سال را آب دارد. در هيدرولوژي اين واژه براي جريان آب در كانال طبيعي بصورت مجزا از يك شيار استفاده مي‌شود.

جريان رودخانه‌اي (stream flow): (دبي) خروج آبي كه در يك كانال طبيعي وجود دارد. يك واژه عمومي‌تر از رودناب، جريان رودخانه‌اي مي‌تواند استفاده گردد براي آبدهي، چه تحت تأثير انحراف و تنظيم باشد چه نباشد.

سوبسيدانس (subsidence): پايين رفتن سطح زمين در نتيجه پمپاژ آب زيرزميني. تركها و شكافها در زمين مي‌توانند آشكار شوند. سوبسيدانس يك فرآيند واقعاً غير قابل تغيير است.

كشش سطحي (surface tension): جذب شدن مولكولها به يكديگر روي سطح يك مايع. بنابراين ميان هوا و مايع سدي ايجاد مي‌گردد.

آب سطحي (surface water): آبي كه بر روي سطح زمين است نظير رودخانه‌ها، رودها، درياچه‌ها و يا مخازن.

رسوب معلق (suspended sediment): ذرات جامد بسيار ريز كه براي دوره زماني قابل ملاحظه‌اي بدون برخورد با كف در آب معلق مي‌مانند. نظير موادي كه بواسطه مؤلفه‌هاي رو به بالاي اغتشا و جريانها معلق نگاه‌داشته مي‌شود.

دبي (آبدهي) رسوب معلق (suspended-sedument discharge): كميت رسوب معلق كه از نظر نقطه‌اي در جريان (رودخانه) در دوره ويژه‌اي از زمان عبور مي‌كند. زمانيكه بصورت تن در روز بيان مي‌شود، توسط ضرب نمون دبي آب (فوت مكعب در ثانيه) در غلظت رسوب معلق در فاكتور 0027/0 محاسبه مي‌گردد.

ذرات معلق ( suspended solids): ذراتي كه در حالت انحلال واقعي نيستند و مي‌توانند توسط فيلتر جدا شوند. چنين ذرات معلقي معمولاً بطور مستقيم در تيرگي نقش دارند. در مديريت باطله اينگونه تعريف شده‌اند كه اينها ذرات كوچكي از آلاينده‌هايي هستند كه از جدايش توسط روشهاي رسمي جلوگيري مي‌كنند.

آب شور (Salt water): مرتبط با آب شور، موجود در آب شور، شامل آب شور

نمكي (Salty): چاشني زدن با نمك يا شامل نمك

عكس ماهواره‌اي (Satellite photo): عكسي كه از يك ماهواره در بالاي اتمسفر گرفته مي‌شود.

دريا (Sea): اقيانوس كوچك

نسيم دريايي (Sea Breeze): نسيم سردي كه عموماً در رود و در خشكي از طرف دريا مي‌وزد.

فصول (Seasons): بخشي از سال با خصوصيات حرارتي و باران مجزا

رسوبات (Sediments): ذرات خيلي ريزي از مواد جامد معلق كه از يك مايع

معلق مي‌باشد يا در ته آن قرار دارد.

رگبار (Shower): باراش كوتاه مدت باران يا برف

برفابه (Sleet):باراني كه تا اندازه همراه با برف مي‌باشد (يخ زده است).

بدبو(Smelly): داشتن بوي شديد و نامطلوب

برف (Snow): بلورهاي يخ كه از بخار اتمسفري تشكيل مي‌شود و به صورت دانه‌هاي سفيد روشن فرو مي‌افتد.

چرب يا صابوني (Soapy): اندود شدن با صابون

سديم (Sodium): فلز نقره‌اي – سفيد نرم

جامد (Solid): ماده‌اي كه شكل و ثبات خود را حفظ مي‌كند و يك مايع يا گاز نيست

محلول (Solution): مايعي كه چيزي در آن حل مي‌شود

حل كننده (Solvent): ماده‌اي كه قادر به حل ماده‌اي ديگر مي‌باشد

چشمه (Spring): آب كه از زمين به طرف بالا جاري مي‌شود.

بخار (Steam): آبي توسط گرم شدن تا نقطه جوش به بخار تبديل مي‌شود.

بوي بد (Stinks)‌: شامل بوي آزار دهنده

استراتوكومولوس (Stratocumulus): يك لايه (يا يك تكه) متشكل از

توده‌هاي كروي يا موجي كه نرم و خاكستر با بخشهاي تيره مي‌باشد.

استراتوسفر (Stratosphere): لايه‌اي از اتمسفر زمين بين حدود 6 و 15 مايل بالا سطح زمين

استراتوس (Stratus): لايه يك شكل كوتاه از ابر كه شبيه مه مي‌باشد اما روي زمين قرار ندارد. آسمان ممكن است يك حالت مه آلود يا باراني (باران ريز) داشته باشد.

تابستان (Summer):گرمترين فصل سال، از ژوئن تا آگوست در نيمكره شمالي

كشش سطحي (Surface tension): كشش لايه سطحي يك مايع، تمايل به كوچك كردن مساحت سطحي آن

آب سطحي (Surface water): حجم هاي بزرگ آبي كه در سطح زمين قرار دارد.

s

 
Change Language | Contact us : Info@ngdir.ir | Home