آبراهه(Channel):
آبراهه منطقهاي است كه در آن آب جاري روان است
و توسط حاشيههايي محصور شدهاست.

زمين شياردار(channeled):
زميني كه بطور عميق در آن شيار بوجود آمده و يا
بريده شده.
عمل
موئينهاي(Capillary
action):
يعني اينكه مايع درون فضاهاي متخلخل
يك ماده جامد نظير خاك، ريشهاي گياه و موئينگي
رگهاي خوني در بدن ماجايما ميشود بواسطه
نيروهاي چسبندگي و كشش سطحي. عمل
موئينگي در حمل مواد و مواد غذايي در محلي به
محل ديگر در گياهان و حيوانات ضروري است.

كاربرد
اقتصادي آب(Commercial water use):
آبها در متلها، هتلها و رستورانها، ساختمان
ادارات و ديگر تسهيلات تجاري و ارگانها مورد
استفاده قرار ميگيرد. آب براي مصارف تجاري هم
از ذخاير توزيع عمومي نظير اداره آب استاني و هم
از ذخاير خود توزيعي مانند چاههاي محلي تأمين
ميگردد.
تقطير(conden sation):
فرآيند بخارآب در تبديل هوا به آب مايع. قطرات
آب روي سطح خارجي يك شيشه سرد آب، آب مقطر
هستند. تقطير متضاد فرآيند تبخير است.

كاربرد
مصرفي (consumptive use):
بخشي از آب كه توسط گياهان تعريق و تبخير
ميشود، با محصولات تركيب ميشود، توسط بشر و
موجودات زنده مصرف ميشود و يا طورديگر از محيط
آبي منتقل و خارج ميشود. به مصرف آب نيز نسبت
داده ميشود.
اتلاف
انتقال(conveyance loss):
آبي كه در حين انتقال از يك مجرا، كانال 1 نهر
توسط نشر (فرورفتن) يا تبخير از دست ميرود.
عموماً آبي است كه براي مصرف بعدي در دسترس
نيست. وليكن نشت از يك نهر آبياري بعنوان مثال
ممكن است كه به يك منبع آب زيرزميني نفوذ كند و
براي مصرف بعدي قابل استفاده باشد.
مكعب
فوت در ثانيه (cubic feet per second)(CFS):
نرخ جريان در رودها و رودخانهها به عنوان مثال.
كه برابر است با حجم آبي با ارتفاع يك فوت و عرض
يك فوت كه در مسافت يك فوت به مدت يك ثانيه
جريان مييابد.
يك
“CFS”
برابر است با 48/7 گالن آب كه در هر ثانيه جريان
دارد. بعنوان مثال، اگر باك گاز ماشين شما 1×1×2
فوت باشد (2فوت مكعب)، سپس جريان گاز با نرخ 1
فوت مكعب در ثانيه باك را در 2 ثانيه پر
مينمايد.
موئين(Capillary):
نيرويي كه باعث حركت به سمت بالاي آب در يك لوله
نازك (سم قطر) ميشود.
كربن(Carbon):
عنصري طبيعي، نا؟؟ و اساساً چهار ظرفيتي
دي
اكسيد كربن (Carbon Dioxide):
گازي كه فقط قسمت كوچكي از هوا كره را اشغال
كرده و از كربن و اكسيژن ساخته شده است.
سانتي
گراد (Centigrade):
روش اندازه گيري متري گرما با استفاده از مقياس
حرارت كه به 105 درجه تقسيم شده است.

كلرايد(Chloride):
ماده مركبي از كلر با عناصر ديگر يا نمك آزاد
(بنيادي) يا استري از اسيدي هيدروكلريك
سيروكومولوس (Cirrocumulus):
لايه اي از قطعات ابري كه از خال هاي سفيد كوچك
يا تودههاي كروي خيلي كوچك تشكيل شده است.
سيرواستراتوس(Cirrostratus):
ابر نازك مايل به سفيد كه خطوط بيروني خورشيد يا
ماه را تيره ميكند، اما معمولاً باعث ارتفاع
يافتن حلقه خورشيدي يا نوراني ميشود.

سيروس(Cirrus):
ابرهاي جدا شده (منفرد) با ظاهري رشتهاي و ظريف
و معمولاً بدون سايه، معمولا سفيد رنگ، اغلب
ظاهر ابريشمي دارد.

تميز
(Clean):
عاري از آلودگي و كثيفي
تميز
كردن(Clean up):
عمل تميز كردن
شفاف(Clear):
عاري از آلودگي و تيرگي
آب و
هوا (Climate):
شرايط هوايي منظم يك ناحيه
ابر (Cloud):
مخلوط قطرات كوچك آب و بلورهاي يخ

سرد(Cold):
داشتن درجه حرارت پايين و اغلب زير حدود مقاومت
انسانها
هواي
سرد(Cold Air):
هوايي كه خنك و سنگين ميباشد و تمايل به بودن
در نزديكترين فاصله با زمين دارد
آب و
هواي سرد (Cold climate):
شرايط آب و هوايي سرد سالانه
جبهه
سرد(Cold front):
لبه پيشرونده توده هواي سرد

تراكم
يا ميعان (Condensation):
تغيير بخار آب به مايع

حفاظت(Condensation):
حفاظت و استفاده عاقلانه از منابع طبيعي
قاره(Continental):
مرتبط به قاره، داراي خصوصيات قارهاي
هم
ظرفيت(Covalent):
تمايل يا ميل شيميايي قوي
همرفتي(Convection):
مهمترين شكل گرما كه در هوا كره منتقل ميشود.
كوريوليس(Coriolis):
حركت آب و هوا ناشي در اثر چرخش زمين

كومولونيمبوس(Cumulonimbus):
تودههاي سنگين ابرها با توسعه عمودي زياد.

كومولوس(Cumulus):
ابرهاي چگال (سنگين) با توسعه عمودي، سطح بالايي
آن گنبدي و مدور ميباشد و سطح و قاعده آن نزديك
به افق ميباشند.

جريانات(Currents):
جريان افقي هوا