آبرفت
(alluvial):
رسوباتي كه توسط آب جاري تهنشست
پيدا كرده است.

آكوآ(acequia) :
اشكال مهمي از آبياري در توسعه كشاورزي در جنوب
غرب آمريكا بودند. تكثيركتان، گردو و لوبيا سبز
بعنوان مواد خام اصلي كشاورزي، مرهون روش سيستم
آكوآ ميباشد.
اسيد
(acid):
مادهاي كه PH
كمتر از 7 (PH
7 خنثي است) دارد. بويژه يك
اسيد، يونهايي هيدروژن آزاد
(H+)
بيشتري نسبت به يونهاي هيدروكسيل (OH-)
دارد.
جريب
آب :(acre-foot)
حجم آب مورد نياز براي پوشاندن يك جريب از زمين
(560/43 فوت مربع) به عمق 1 فوت. معادل با
851/325 گالن 1 233/1 متر مكعب.
آلكالين (alkaline):
بعضي آبها يا خاكهايي كه شامل مقداري مواد
آلكايي (باريك قوي) براي بالا بردن مقدار
PH
بالاي 7 هستند و براي رشد محصولات مضر ميباشند.
قلياييت (alkalinity):
گنجايش آب براي خنثي نمودن يك محلول اسيدي.
آبرفت
(allurium):
نهشتههاي رس، سيلت، ماسه، گراول يا مواد ديگري
كه توسط يك رودخانه يا ديگر آبهاي جاري در بستر
رودخانه، روي يك دشت سيلابي، روي يك دلتا يا در
قاعده يك كوهستان نهشته شدهاند.
اصل
مناسب (appropriation doctrine):
سيستم اختصاص آب به افراد خصوصي كه اغلب در
ايالتهاي غربي بكار ميرفت. قانون مناسب
قديميتر (doctrine
of prior appropriation)
در سراسر ايالات خشك غرب شايع بود. بطوريكه
ساكنان و معدنچيان قديمي شروع به پرورش زمين
نمودند. قانون مناسب قديمي بر اين اساس بود كه
حق تقدم با كسي است كه از نظر زماني زودتر رسيده
باشد. اولين نفري كه جهت مصارف مورد نياز خود
مقداري آب بگيرد نسبت به افراد ديگر داراي حق
تقدم است. در شرايط خشكسالي به اين افراد زودتر
از افراد ديگر آبرساني ميشود. اين قانون بدليل
عدم استفاده صحيح منسوخ گرديد. اين حق قابل فروش
و صرفنظر از زمين آن قابل واگذاري بود كه مغاير
با حقوق آبهاي ساحلي
(Riparian water Right)
بود.
فرهنگ
آب (aquaculture):
پرورش گياهان و حيواناتي كه در آب زندگي ميكنند
نظير ماهي، نرمتن صدفدار و جلبكها.
آبخانه
(aqueduct):
مجرا، آبگذر يا كانال طراحي شده براي حمل آب از
يك منبع دوردست معمولاً توسط گزاويته.
آنجيز(aquifer):
يك سارتد زمينشناسي كه حاوي آب است. يك سارتد
زمينشناسي يا ساختاري كه آب را ذخيره و يا عبور
ميدهد نظير چاهها و چشمهها. كاربرد اين واژه
معمولاً محدود ميشود به سارتدهاي حاوي آب كه
داراي آب قابل بهرهبرداري با مقدار كاني براي
تشكيل يك ذخيره قابل استفاده براي مردم.
آنجيز(محدود)(aquifer (confined)):
خاك يا سنگ زير سطح زمين كه از آب اشباع
ميشوند. لايههايي از مواد نفوذناپذير در بالا
و زير آن وجود دارد و خاك يا سنگ اشباع تحت فشار
ميباشد تا جايي كه وقتي آنجيز توسط يك چاه
سوراخ ميشود، آب تاروني رأس آنجيز بالا خواهد
رفت.

آنجيز
(نامحدود)(aquifer(unconfined)):
آنجيزي كه در فشار اتمسفر يك سطح آب (سطح
ايستايي آب) آن بالاتر است بنابراين قادر به
بالا آمدن و جاري شدن مي باشد.
آب
آرتزين
(artesian water):
آب زيرزميني كه تحت فشار است وقتي كه توسط يك
چاه سوراخ ميشود و قادر به بالا آمدن روي سطحي
كه براي اولينبار با آن مواجهه ميشود،
ميباشد. اين ميتواند در سطح زمين جريان پيدا
كند و يا جاري نشود. فشار در چينن آنجيزهايي
عموماً فشار آرتزين ناميده ميشود و سارتد حاوي
آب آرتزين يك آنجيز آرتزين يا آنجيز محدود است.
چاه سرريز را مشاهده كنيد.
تغذيه
مصنوعي
(artificial recharge):
فرآيندي كه آب از ذخاير آب سطحي به درون مخزن آب
زيرزميني باز ميگردد مانند آبياري يا نفوذ آب
از رودخانهها و يا چاهها.
كشاورزي
(Agriculture):
علم يا تمرين كاشت زمين در يك مقياس بزرگ
هوا
(Air):
مخلوط هاي گازي در اتمسفر
فشار
هوا (Air pressure):
نيرويي كه به يك شي توسط وزن هوا وارد ميشود.
بلندي
(Alto):
بلندي يا ارتفاع
التركومولوس (Altocumulus):
يا (تكهاي) متشكل از جرمهاي كروي مسطح شده

آلتراستراتوس (Altostratus):
ابرهاي رشتهاي يا خط دار، داراي رنگهاي كم و
بيش خاكستري و مايل به آبي

بادسنج
(Anemometer):
وسيله اي براي اندازه گيري نيروي باد
مجراي
آب (Aqueduct):
كانال مصنوعي آب
آرگن
(Argon):
گازي پي اثر شامل حدود 1 % حجمي اتمسفر

آب
جهنده يا آرترين (Artesian):
آب زير زميني كه تحت فشار در يك لايه متخلخل بين
لايه هاي سنگي بدون تخلخل گير افتاده است.
چاه
آرترين يا جهنده (Artesian well):
چاهي درون زمين كه يك ذخيره دائمي از آب بدون يا
با پمپ كردن كم وجود دارد.
خاكستر
(Ash):
باقيمانده جامدي از سوختن كامل مواد سوختني يا
اكسيد شدن آنها توسط وسايل شيميايي بجا ميماند.
هواي
كره (Atmosphere):
مخلوط گازهاي اطراف زمين
فشار
هوا كره (Atmosphere pressure):
فشار ناشي اشياء كه در هوا كره حس ميشود.
لايه
آبدار يا آبده (Aquifer):
لايهاي زير زميني از شن، گراول، يا سنگ كه آب
ميتوان عبور كند.