1-
بازالت عبارت از سنگ آتشفشانی تمام بلورین ، نیمه بلورین و
گاهی شیشهای است که دارای بافت آفانیتی است و گاهی نیز
بصورت تودههای تموذی کم عمق ظاهر میشود مهمترین کانیهایی
که در این سنگها دیده میشوند عبارتند از پلاژیوکلاز
(لابرادوریت) 40 تا 60 درصد ، کانیهای فرومنیزین
(پیوکسنهای منوکلینیک و الیوین) 35 تا 55 درصد. ترکیب
متوسط پلاژیوکلازهای یک سنگ باید لابرادوریت یا بازیک تر
از آن باشد تا بتوان آنرا جزو دسته بازالتها قرار داد.
|
2-
معمولا تغییرات زیادی در ترکیب پلاژیوکلازها دیده میشود.
بلورهای درشت ممکن است آنورتیت ، بتیونیت و یا در اکثر
حالات لابرادوریت باشد و این پلاژیوکلازها خیلی وقت ها
زونه هستند. بلورهای درشت هر چه اندازه شان کوچکتر باشد
اسیدی ترند و پلاژیوکلاز خمیره از آنها هم اسیدی تر است.
بلورهی درشت پلاژیوکلاز از نوعی است که در درجه حرارت زیاد
تشکیل شده است. انکلوزیونهای شیشهای و الیوین در آنها
دیده میشود. ماکلهای آلبیت ، پریکلین و کارسباد بخوبی در
خیلی از بلورها مشهود است.
|
3-
در بازالتهای دانه درشت بلورهای بزرگتر پیروکسن از نوع
اوژیت و دیو سپیدیک است، در صورتی که بلورهای کوچک از نوع
پیژونیت میباشد. در بازالتهای دانه ریز یک نوع پیروکسن
نیمه پایدار باهم اوژیت ساب کلسیک دیده میشود. هیپرستن
نیز ممکن است در بازالتها دیده شود. ولی خیلی کمتر از
اوژیت که اکثرا در بازلتها وجود دارد. الیوین در سنگها
دیده میشود و ممکن است ترکیب آن در یک سنگ تغییر کند
بطوری که دانههای ریزتر دارای آهن بیشتری باشد.
|
4-
کوارتز بصورت کانی فرعی ممکن است دیده شود ولی مقدار آن در
حدود 10 درصد باشد سنگ را به اسم کوارتز بازالت مینامیم.
کریستوبالنیت نیز در خمیره بعضی از بازالتها زیاد دیده
میشود. اورتوز در صورتی که وجود داشته باشد. مقدارش ناچیز
است ولی در برخی انواع بازالتها ممکن است کانی اصلی باشد.
|
5-
کانیهای فرعی دیگر عبارتند از آپاتیت ، منیتیت ، ایلمنیت و
گاهی زیرکن. فلدسپاتوئیدها در انواع قلیایی بازالتها به
مقدار کم ممکن است وجود داشته باشد. شیشه ممکن است یکی از
اجزای اصلی یا فرعی بازالتها باشد بادامکهای بازالتها از
کانیهای معمولی این سنگها بااضافه زئولیتها ، کلسیت و
کوارتز ممکن است پر شده باشد.
|
6-
پیروکسنها دگرسان شده به کلریت ، سرپانتین و کربنات تبدیل
میشود، الیوینها به ایدینگزیت و سرپانتین یا ناترونیت
تبدیل میشوند. فلدسپاتها معمولا دگرسان نشدهاند ولی ممکن
است کائولینیزه یا کلریتیزه شده باشد.
|
7-
پیکریت : نامی است که برای بازالتهایی که دارای مقدار
زیادی الیوین است بکار رفته است. گرچه به نوعی از
پریدوتیتها نیز پیکریت گفته میشود.
|
8-
اسپیلیتها : بازالتهای هستند که لابرادوریت آنها آلبیتیزه
شده و اوژیت آنها در نتیجه دگرسانی به آکتینوت ، کلریت ،
اپیدوت و الیوین سرپانتینیزه تبدیل شده است.
|
9-
بافت واریولیتیک : گاهی مقادیر مختلفی اسفرولیت های گرد یا
نامنظم پلاژیوکلاز که بطور شعاعی در یک خمیره که ممکن است
دارای مقادیر مختلفی شیشه باشد قرار گرفته است این نوع
بافت را واریولیتیک و سنگ مربوط را واریولیت گویند.
|
10-
بافت انترسرتال : خمیره بیشتر دارای بلورهای میکروسکوپی
ذرات شیشهای است که در جهتهای مختلف بین بلورهای
فلدسپاتها قرار گرفته است. این بافت را گاهی بافت
انترسرتال نیز مینامند.
|
11-
اگر خمیره بیشتر از بلورهای میکروسکوپی فلدسپاتها
(پلاژیوکلازها) تشکیل شده و اوژیت در میان آنها دیده شود و
مقدار شیشه ناچیز باشد. این بافت را هیالوپیلتیک گویند.
|
12-
خمیره شیشهای که قسمت عمده سنگ را تشکیل داده و دارای
تعداد کمی بلورهای درشت است این بافت را بافت ویتروفیر
میگوییم و سنگ مربوط بازالت و تیروفیر نیز نامیده میشود.
|
13-
بازالتها فراوانترین سنگ آذرین خروجی است و اکثر بصورت
جریانهای گدازهای و همچنین سنگهای آذر آواری دیده میشود.
سه دسته مهم بازالت از نظر زمین شناسی وجود دارد.
|
14-
بازالتهای الیویندار در ناحیه اقیانوسها و معمولا همراه
با مقدار کمی تراکیت و فنولیت دیده میشود.
|
15-
بازالتهای جلگهای : که همراه با کوارتز دیابازها ظاهر
میشوند و با ضخامتهای زیاد وسعت خیلی زیاد را میپوشاند.
|