زمان ظاهري

(Apparent Time)


زمان ظاهري زمان محلي ست كه بر اساس زاوية خورشيد تعيين مي شود.

زمين

(Earth )

سومين سياره از خورشيد

 

زمين آسا ( Earth Grazer )

نام شهاب سنگ ( يا ديگر ذرات فضا ) كه وارد جو زمين شده و از هم مي پاشد و تقريباً موازي با سطح زمين حركت  ميكند . شهاب سنگ به آهستگي مي سوزد و جلوه زيبايي رابه بوجود  مي آورد .

زمين تاب ( Earthshine )  

 

نور كمرنگي كه از زمين به بخش تاريك ماه تابانيده مي شود .

 

زمان زمين شناسي 

( Gological Time )

تاريخ زمين توسط زمان زمين شناسي توصيف مي شود كه در زمان ميليونها يا ميلياردها سال سنجيده مي شود . تقسيمات بكار برده شده در اين مقياس شامل : عصر , دوران , دوره و اشكوب است


زمين محوري

 ( Geocentric )

در مدل زمين محوري هستي , همه چيز به دور زمين مي چرخند كه البته مدل غلطي است .

 

زمين شناس ( Geologist )

دانشمندي كه درباره زمين شناسي مطالعه و تحقيق مي كند


 

زمين شناسي (Geology )

مطالعه ساختار زمين

 

زمان هابل

 (Hubble Time)

تخميني از سن هستي و عكس ثابت هابل

زمان نجومي محلي

(Local Sidereal Time)

يا LST زمان محلي است كه توسط حركت ظاهري ستاره‌ها (به جاي حركت خورشيد) تعيين مي شود. LST به وسيله صعود قائمي كه به طور جاري در نصف النهار  آسمان محلي بينندة وجود دارد، مشخص مي‌شود. ستاره شناسان از LST براي نشانه روي دقيق تلسكوپهاي بر روي اجسام آسماني استفاده مي كنند.

 

زبانه خورشيدي

 (Prominence)

برجستگي خورشيدي، ابر قوس مانندي از گاز است كه از سطح خورشيد خارج مي‌شود. برجستگي‌ها مي‌توانند صدها هزار مايل درون فضا وارد شوند.

زحل (Saturn)

ششمين سياره از خورشيد و دومين سيارة بزرگ منظومة شمسي ما (بعد از مشتري). اين سياه داراي حلقه‌هاي زيبايي هستند كه از قطعات يخي كه از يك ناخن انگشت تا يك اتومبيل تغيير اندازه دارند، تشكيل شده است. زحل داراي اقمار زيادي نيز است و عمدتاً از گاز هيدروژن و هليم ساخته شده است.

 

زاويه ياب

(Sextant)

وسيله نجومي كه براي تعيين عرض جغرافيايي در رديابي بكار برده مي شود. زاويه ياب اين كار را با اندازه گيري فواصل زاويه اي، مانند عرض جغرافيايي خورشيد، ماه و ستارگان انجام مي دهد . زاويه ياب در سال 1731 توسط دو نفر انگليسي و آمريكايي بطور مجزا اختراع شد. زاويه ياب جايگزين اسطرلاب شد. كلمه زاويه ياب از كلمه  لاتين به معني يك ششم (one Sixth) مي آيد.

زمان نجومي

((Sidereal Time

زماني كه به جاي اينكه نسبت به حركت خورشيد سنجيده شود، نسبت به يك ستاره سنجيده مي شود (دوره بين مقارنه هاي متوالي با هر ستاره اي) يك روز نجومي برابر با 23 ساعت و 56 دقيقه است و نشانگر دوره اي است كه طي آن كره زمين يكبار به دور محورش مي چرخد (و همينطور زماني كه طول مي كشد كه در امتداد ستاره خاصي قرار بگيرد). يك ماه نجومي 322/27 روز طول مي كشد.

 

زباله فضايي

  (Space Trash)

قطعاتي كه در مدارهاي زمين وجود دارند. اين قطعات عمدتاَ ماهواره هاي ساخت دست بشر هستند(شامل ماهواره هاي قديمي و قطعات بخشهاي موشك هاي منفجر شده). زباله فضايي يا آشغال (Junk) براي فضاپيما بسيار خطرناك است. اولين برخورد بين آنها در 24 ژولاي 1997 صورت گرفت (بين يك ريز ماهواره فرانسوي و آشغالي).

زميني (Terrestrial)

 درباره يا مربوط به زمين.

 

 

زوج شدگي جزرومدي

(Tidal Coupling)

وقتي يك جسم آسماني به دور جسم ديگري ميگردد، نيروهاي جزرومدي تمايل دارند دوره هاي چرخشي را برابر كنند، بطوري كه بعد از يك زمان بسيار طولاني، ممكن است يكي شوند. نتيجه نهايي آن را زوج شدگي جزرومدي ميگويند. پلوتون داراي زوج شدگي جزرومدي است، اگر برروي پلوتون ميايستاديد، قمر آن (چارون) يا هميشه قابل رويت ميبود يا هيچويت ديده نميشد. در نتيجه برهم كنش هاي جزرومدي با ماه، دوره هاي چرخشي زمين به آهستگي در حال كاهش هستند. ميلياردها سال بعد، زمين و ماه داراي دوره چرخشي مشابهي خواهند بود و اين دقيقاَ برابر با دوره مداري ماه به دور زمين خواهد بود.

زتا اوريونيس

(Zeta Orionis)

يا آلنيتاك (Alnitak) ستاره اي كه در انتهاي غربي كمربند اوريون (در صورت فلكي  جبار يا شكارچي) قرار گرفته است. الينتاك به معني كمربند است و نوع طيفي آن O9.7IB است.

 

زمان جهاني

 (Universal Time)

يا UT همان زمان متوسط گرينويچ  (GMT)، يعني منطقه زماني گرينويچ انگلستان (طول جغرافيايي صفر) است.

Change Language | Contact us : Info@ngdir.ir | Home