تئوري انقراض آلوارز

(Alvarez Theory of Extinction)

‌اين تئوري بيان مي‌كند كه يك شهاب‌سنگ ستاره دنباله دار يا ستاره مانندي در 65 ميليون سال پيش به زمين برخورد كرده و باعث آشفتگي جوي در زمين شناختي عظيمي شده كه اين دگرگوني منجر به افزايش عمودي كه دايناسورها و ساير گونه‌ها را كشت شد

تشعشع زمينه

(Background Radiation)
 

ريز امواجي كه در كل هستي وجود دارند و احتمالاٌ باقيماندة انفجار بزرگ هستند. اين تشعشعزمينه با روي 7/2 درجة كلويني كه در فضا بوجود آمده شناخته مي شود.

 


تسبيح بايلي (Baily’s Bead)

انفجارات تسبيح مانند نور كه در حدود 15 ثانيه قبل و بعد از مدت خسوف تمام صورت مي گيرد. تسبيح بايلي به واسطه درخشش نور در دره هاي بند ماه بوجود مي آيد. اين پديده به افتخار نجوم انگليسي فرانسيس بايلي Francis Baily (1774 تا 1844)، يكي از بنيانگذاران جامعة ستاره شناسان سلطنتي، نامگذاري شده است.

تشعشع پيكرة سياره

(Black Body Radiation)

تشعشع توليد شده توسط يك پيكرة سياه.

 

تغيير آبي (Blue Shift)

كاهش طول موج نوري كه از يك جسم در حال حركت به سمت ما صادر مي شود. اين كاهش طول موج، جسم را آبي تر از ميزان واقعي اش مي نمايد. براي مثال، وقتي ستاره اي به سمت كرة زمين در حال حركت است، نور آن آبي تر به نظر مي رسد (طول موج كوتاه تر مي شود). تغيير قرمز نيز وجود دارد.

تاپگو برا (Brahe , Tycho)

(1546 تا 1601) منجم دانماركي كه محاسبات گستره اي و اساسي مدار سيارات را انجام داد. محاسبات او كه بدون تلسكوپ انجام گرفت، زمينه اي بود تا كپلر (Kepler)، فرمولهاي مداري تكاملي خود را پايه ريزي كند. او قبل از مرگش چند سالي با كپلر كار كرد و كپلر كارهاي بنيادي را بصورت كتابي به نام Astronomiae Jn Stuuratae Progymnasmata(تمريناتي براي ستاره شناسي اصلاحي) تدوين كرد. همچنين او در سال 1572 و در ذات الكرسي (Cassiopeia)  يك نو ستاره (يك نرواي واقعي) را مشاهده كرد. در سال 1577او يك ستاره دنباله دار را ديد و فهميد كه آن سنگ در جو نيست بلكه در فضا است. او بسياري از كميت هاي ستاره شناسي را تصحيح كرد. اگر چه او به غلط بر اين اعتقاد بود كه زمين در مركز هستي قرار دارد و ستاره هاي ديگر و خورشيد به دور آن مي چرخند،‌ اما بخشي از فرضيه كوپرنيك را كه بيان مي كرد ساير سيارات به دور خورشيد مي گردند، قبول داشت. بيني او از طلا ساخته شده بود، زيرا بيشتر بخش آن را بر سر دوئيدربارة رياضي از دست داده بود.

 

تلسكوپ كاسگرين (Cassegrain Telescope)

تلسكوپ انعكاسي با زاوية پهن با يك آينة محدب كه نور را دريافت و روي تصويري متمركز مي كند. آينة ثانويه اي نيز نور را از فضاي بين آينه اول منعكس كرده و به چشم بيننده يا دروبين اجازه مي دهد كه در انتهاي پشتي لوله، تصوير را ببيند. تلسكوپ كاسگرين (كه به افتخار پيكر تراش فرانسوي سير كويلام كاسگرين -Cassegrain   Sieur Guillaume  نامگذاري شده) در سال 1672 توسعه يافت. صفحة تصحيح كننده اي (يك لنز) در سال 1930 توسط ستاره شناس لنز ساز استونيايي به نام برنارد اشميت (Bernard Schmidt- 1879 تا 1935) به اين تلسكوپ اضافه شد كه تلسكوپ كاسگرين – اشميت با حداقل خطا را بوجود آورد.

 

تشعشع پس زمينة ‌كيهاني

 (Cosmie Background Radiation)

يا CBR, CMBR, CMB تشعشي (انرژي) است كه از انفجار اصلي بزرگ (Big Bang) كه جهان را بوجود آورد، باقيمانده است. اين تشعشع هنگامي كه جهان شروع كه گشايش كرد، خنك شد و اكنون كمي كمتر 3 درجه بالاي صفر مطلق است.

توماس چمبرلين

(Chamberlain, Thomas C.)

(25 سپتامبر 1843 تا 15 نوامبر 1928) زمين شناس و معلم آمريكايي كه فرضية خرده سيارهي منظومة خورشيد را ارائه دارد. طبق اين فرضيه، ستاره اي كه از نزديك خورشيد در حال عبور است، اجسام و مواد را از خورشيد به سمت خود مي كشد. سپس اين مواد بصورت اجرام بزرگتري فشرده شده و سيارات را شكل مي دهند.

 

تغيير دوپلر ( Doppler Shift )

يا اثر دوپلر , افزايش يا كاهش طول موج , هنگاميكه جسم در حال انتشار موج نسبت به شخص بيننده در حال حركت است . بطور مثال بنظر ميرسد سوت قطار وقتيكه به  شما نزديك مي شود و يا مي رسد . بلند تر است  ( امواج فشرده هستند و طول موج را كوتاه مي كنند ) و وقتيكه از شما دور مي شود , كم صداتر است ( امواج طويل شده و طول موج بلند مي شود ) . چنين پديده اي براي نور, هنگاميكه منبع نور نسبت به ما نزديك مي شود يا دور مي شود نيز وجود دارد . براي مثال وقتيكه ستاره اي از زمين دور مي شود , نور آن قرمز تر به نظر مي رسد ( امواج بلند مي شود ) كه آن تغيير قرمز مي گويند . انبساط هستي زمانيكه هابل ( E. Hubble )  مشاهده كرد كه نور تقريباً تمام كهكشانها تغيير قرمز ( Shifted Red  ) دارند , كشف شد . اثر دوپلر در سال 1842 به نام كاشف اين پديده , يعني جان كريستين دوپلر ( Jhone Christian Doppler ) 29 نوامبر  1803 تا 17 مارس 1853  نامگذاري شد .

تغيير به قرمز آسماني

(Cosmological Red Shift)

پديده اي كه طي آن نور از منبع دور به علت اين كه فضا در حال گسترش است (و اجسام در هستي از ساير اجسام بواسطة اين گشايش مي افتند)، تغيير رنگ به قرمز مي دهند.

 

تبخير

Evaporation

فرآيندي كه طي آن مايع به گاز تبديل مي شود.

 

تغيير مسير گراني

 (Gravitational  Lensing)  

جابجايي نور بواسطه انحراف فضا توسط يك عدسي گراني ( جسم توده اي در فضا كه نور عبوري از كنار خود را با نيروهاي جاذبه اي خم مي كند) .

تمركز دهنده ( Focuser )

پيچي بر روي تلسكوپ كه باعث تمركز بر روي جسم مي شود . اين پيچ با تغيير قطعه چشمي به عقب و جلو اين كار را انجام مي دهد .

 

 تلسكوپ فضايي هابل

( Hubble  Space Telescope )

يا HST تلسكوپ قدرتمندي در مدار كره زمين است . اين تلسكوپ تصاوير و طيف هاي اجسام فضايي را بدون اينكه تداخل با جو داشته و كيفيت آنها كم شود ، به زمين ارسال مي كند . اين تلسكوپ آوريل 1990 به فضا پرتاب شده و در دسامبر 1993 تعمير شد . اين تلسكوپ به نام ستاره شناس آمريكايي ادوين هابل ( Edwin Hubble) نامگذاري شده است .

تعادل هيدرواستاتيك

( Hydrostatic Equilibrium)

شرايط ثابتي در ستاره كه بر اساس آن مواد سيال موجود در ستاره در كنار تمام نيروها شامل نيروي گراني درون كششي ‌، نيروي شناوري به سمت خارج حاصل از تفاوت  فشار و نيروهاي برون كششي فشار شعاعي ، با هم در تعادلند .

 

تداخل سازي

( Interferometry )

در تداخل سازي، داده هاي دو تلسكوپ مجزا بطور همزمان به كار برده مي شوند تاتصوير بسيار خوبي خلق شود .

تشعشع مافوق قرمز

( Infrared Radiation)

تشعشع الكترومغناطيسي كه مي توان آنها را بصورت گرما احساس كرد .

 

تلسكوپ ماكسوتوف – گاسگرين

(Maksutov-Cassegrain Telescope)

يا MCT تلسكوپ انعكاسي با زاوية زياد همراه با عدسي‌هاي تصحيح كننده خم شده (يا پوستة مصحح مينسكيوس (Meniscus Correcto Shell كه انحراف را كاهش مي‌دهد و آينة مقعر كه نور را دريافت و تصویري را متمركز مي‌كند. آينة دومي نيز از قصابي بين آينة اوليه، نور را باز مي تاباند و به قطعة چشمي يا دوربين اجازه مي‌دهد پشت و انتهاي لوله سوار شود. تلسكوپ كاسگرين (كه نام مجسمه ساز فرانسوي، سر گيولاوم كاسگرين Sievr Gillaume Cassegrain را به خود گرفته) در سال 1672 توسعه يافت و در سال 1941 با اضافه كردن پوستة مصحح مينيسكيوس توسط دميتري ماكسوتوف روسي. (Dmitry Maksutov) و باروز هلندي (A. Bouwers) تكميل شد.

تقابل

(Opposition)

اگر زمين دقيقاً بين يك سياره و خورشيد قرار بگيرد، آن سياره در موقعيت تقابل قرار گيرد (تقابل با زمين و خورشيد) ناهيد و عطارد نمي‌توانند در موقعيت تقابل قرار گيرند.

 

تلسكوپ پاركس

(Parkes Telescope)

راديوتلسكوپ 64 متري در نيوساوت ولز استراليا

 (New South Wales)

 

تابش موج كوتاه

(Microwave Radiation)

نوعي تشعشع الكترومغناطيسي كه طول موجي بين 1 ميليمتر تا 30 سانتي متر دارد.

تك زنگ

(Monochromatic)

يعني داراي تنها يك طول موج بودن.

 

تك ستاره

 (Protostar)

ستاره‌اي كه هنوز در حال شكل‌گيري است و نشر هسته‌اي در آن هنوز صورت نگرفته است.

تكتونيك صفحه‌اي

(Plate Tectonics)

نظريه تازه مطرح شده‌اي كه بيان مي‌كند كه قطعات پوستة زمين (صفحات) روي سطح شناورند و در طي زمان از لحاظ موقعيت و اندازه تغيير مي‌كنند.

 

تعيين سن راديوايزوتويي

 (Radioisotope Dating)

روش اجراي تعيين سن فسيل‌ها و سنگ‌ها.

تپنده (Pulsar)

ستارة نوتروني كه به سرعت مي‌چرخد و در ضربانهايي انرژي از خود صادر مي‌كند. تپنده ها در سال 1967 توسط بل بارنل (S. J. Bell Burnell از 1942 تا به حال) كه در آنزمان دانشجوي فارغ‌التحصيل نجوم دانشگاه كمبريج بود، كشف شد. استاد راهنماي وي (آنتوني هويش Anthony Hewish) سهمي از جايزة نول 1974 خود را به وي داد، اما بل از آن چشم پوشي كرد. در آنزمان هيچ كس از ماهيت اين اجسام ايده‌اي نداشت، بنابراين نام مردان سبز كوچك (LGM) به آنها اطلاق شد. بزودي توماس گلد (Thomas Gold) تپندهها را ستاره‌هاي نوتروتي سريع چرخاني دانست كه باقيمانده ابر سحابي‌ها هستند.

 

تلسكوپ انعكاسي

 (Reflecting Telescope)

يا تلسكوپ نيوتني، تلسكوپي است كه با استفاده از دو آينه كه تصوير را بزرگ مي‌كنند. كار مي‌كند. اولين تلسكوپ انعكاسي در سال 1663 توسط جيمز گرگوري (James Gregory) توصيف شد.

تغيير رنگ قرمز (Red Shift)

افزايش طول موج نوري كه از يك جسم در حال دور شدن از ما صادر مي‌شود. اين افزايش طول موج رنگ جسم را قرمزتر از ميزان حقيقي مي‌كند. براي مثال وقتي ستاره‌اي از كرة زمين دور مي‌شود، رنگ آن قرمزتر مي‌شود. (امواج نوري بلندتر شده و طول موج آنها افزايش مي‌يابد). انبساط هستي هنگامي كشف شد كه هابل (E. Hubble) كه نور تقريباً تمام ستاره‌هاي كهكشانها تغيير رنگ قرمز دارند.

 

تلسكوپ شكستي

(Refracting Telescope)

اين تلسكوپ از دو عدسي كه تصوير را بزرگ مي‌كند، استفاده مي‌كند.اولين عدسي بزرگ بيشترين بزرگنمايي را انجام مي‌دهد. اولين تلسكوپ شكستي يا تجزيه‌اي در سال     

1608توسط هانس ليپرشي (Hans Lippershey) اختراع شد.

تلسكوپ اشميت - كاسگرين

(Schmidt-Cassegrain Telescope)

يا SCT تلسكوپ انعكاسي با زاويه زياد و عدسي هاي تصحيح كننده اي كه خطاي كروي را به حداقل مي رساند و همچنين آينه هاي محدب كه نور را دريافت و تصوير را متمركز مي كنند. آينه رومي نور را از ميان فاصله اي در آينه اوليه باز مي تابد و به دوربين يا قطعه چشمه اجازه مي دهد انتهاي لوله تلكسوپ بيفتد . تلسكوپ كاسگرين (كه نام مجموعه تراشي فرانسوي است) در سال 1672 توسعه يافت و درسال 1930 با اضافه شدن يك عدسي توسط يك منجم به نام استونين (Estonian) و يك عدسي ساز به نام برنارد اشميت (Bernard Schmidt) كاملتر شد.

 

تكرار كننده گاماي ملايم

(Soft Gamma Repeater)

 

يا SGR احتمالاً مغناطيس كننده ايست (ستاره نوتروني با خاصيت مغناطيسي زياد) كه انفجارات ملايم پرتوهاي گاما  (انفجارات كم انرژي) را با  وقفه هاي نامنظم انتشار مي دهد. انفجارات پرتو گاما ممكن است در اثر ستاره  لرزه روي پوسته سطحي ستاره نوتروني بوجود آيد (ستاره لرزه در اثر انحراف در ميدان مغناطيسي قوي ستاره بوجود مي آيد). اين انفجارات SGR با انفجارات پرتو گاما كه حوادث تك بار هستند، تفاوت دارند و در سال 1979 كشف شدند.

تاج خورشيدي

(Solar Corona)

لايه بالايي جو خورشيد كه تا ميليونها مايل اطراف خورشيد كشيده شده است. اين تاج داراي حرارت بسيار بالا (بيش از يك ميليون درجه كلوين) و چگالي بسيار پاييني است. هنگام كسوف كامل تنها تاج شبح مانندي قابل رويت است.

 

تلسكوپ مافوق بنفش

(Ultraviolet Telescope)

اين تلسكوپ پرتوهاي مافوق بنفش را از فضا دريافت ميكند (نوعي تشعشع الكترومغناطيسي با طول موج كوتاه). از آنجائي كه لايه اوزون بيشتر انرژي مافوق بنفش ورودي به جو زمين را به دام مياندازد، امروزه از تلسكوپ مافوق بنفش چرخان مانند تلسكوپ مافوق بنفش هاپكينز (Hopkins) استفاده ميشود.

تشعشع سينكتروترون

(Synchrotron Radiation)

تشعشع الكترومغناطيسي كه توسط ذرات بارداري كه با سرعت زياد (نزديك به سرعت نور) و در مدارهاي مدور ميدان مغناطيسي، حركت مي كنند، صادر مي شوند. اين در دستگاه سنكترون و سايه در فضا اتفاق مي افتد، بطوريكه منابع رايويي آسماني كهكشهانهاي بسيار دور، هنگاميكه الكترونها در مسيرهاي منحني در ميدانهاي مغناطيسي حركت مي كنند، تشعشع ريز موج توليد مي كنند.

 

توماس رايت  (1711 تا 1786)

(Wright, Thomas)

فضاشناس انگليسي و يكي از اولين افرادي كه در سال 1750 درباره ساختار و منشاء منظومه شمسي و كهكشان ما كنكاش كرد. با استفاده از بحث هاي فلسفي و مذهبي ، رايت فرض كرد كه كهكشان راه شيري سيستم تخت نازكي از ستاره ها است كه منظومه شمسي نزديك مركز آن است. همچنين در اين كهكشهان، منظومه هاي ستاره اي ديگر اما دورتر (او آنها را سحابي ناميد) وجود دارد.

Change Language | Contact us : Info@ngdir.ir | Home