نقطة هدف

 (AimPoint)

نقطه‌اي در صفحة‌ مدار يك سياره كه يك فضاپيما براي قرار گرفتن در آن نقطة‌هدف برنامه‌ريزي مي‌شود (و همچنين براي پرواز بر روي سياره يا وارد شدن به مدار سياره ).

ناهمگني (Anisotropy)

عبارتي است كه بيانگر تغييرات مقادير خصوصيات فيزيكي (مانند دماي تشعشع زمينة آسماني) در امتداد محورهاي غيرهم جهت است، بطوريكه يك اندازة فيزيكي در يك جهت با مقدار هم كميت فيزيكي در جهت ديگر متفاوت است. براي مثال تشعشع زمينة ريز موج آسماني (حرارت شعاعي باقيمانده از انفجار بزرگ)، ناهمگن است.

 


نقطه اوج  (Aphelion)

براي يك جسم (يك سياره يا جسم آسماني) كه درحال چرخش به دور خورشيد است، نقطه اوج  نقطه‌اي در مدار چرخش است كه بيشترين فاصله را از خورشيد دارد.

نقاط تقاطعي

(Antipodal Point)

‌نقطه‌اي كه در طرف مخالف نقطة ديگر يك پيكرة‌آسماني قرار دارد. براي مثال قطب شمال نقطة تقاطع قطب جنوب روي كرة زمين است.

 

نيل آرمسترانگ (Armstrong,Neil)

نيل آلدن آرمسترانگ (1930 تا كنون) اولين شخصي بود كه روي ماه راه رفت. او مأموريت آپولوي 11 ناسا (NASA) را كه در 16 جولاي 1969 اتفاق افتاد رهبري كرد. آرمسترانگ و ادوين آلدرين در 20 جولاي 1969 روي ماه فرود آورند، در حال كه مايكل كونيز در مسير تعيين شده دور ماه مي چرخند. هنگامي كه وي اولين قدم را روي ماه گذاشت گفت: "يك قدم كوچك براي اشان، يك جهش بزرگ براي نوع بشر". آن دو سطح ما را براي حدود 2 ساعت بررسي كردند. سالها بعد، در 1966 آرمسترانگ و ديويت آر اسكات (David R.Scott) اولين تعمير موفقيت آميز 2 وسيلة نقليه را در فضا در مإموريت جميني هشت (Gemini) انجام دارد.

 

(CENTRIPETAL FORCE )

نیروی به سمت مرکز

نيرويي كه بر روي جسم در حال چرخش به دور يك محور عمل مي كند. اين نيرو در حال دور شدن از جسم يا پيكره است. نيروي گريز از مركز برابر اما خلاف جهت نيروي به سمت مركز است.  
 

نيروي گريز از مركز

(Centrifugal Force)

نيرويي كه بر روي پيكره اي در حال حرك در يك مسير منحني عمل مي كند. اين نيرو به سمت مركز منحني مسير است و برابر اما در خلاف جهت نيروي به سمت مركز است.

 

نزديكترين ستاره (Closest Star)

نزديكترين ستاره به ماه خورشيد است. بعد از آن نزديكترين ستاره ها شامل پروكسيما قنطورس (Proxima Centauri)، آكا آلفا  قنطورس(aka Alpha Centouri C) وسيعترين ستاره در سيستم قنطورس آلفا. پروكسيما قنطورس در فاصلة 4/3 سال نوري از خورشيد قرار دارد و درخشندگي مطلق آن 15/5 است.



نيكلاس كوپرنيكوس

 (Copernicus, Nicolaus)

(1473 تا 1543)، منجم مبتدي لهستاني كه سيستم تكاملي كوپرنيكي را بسط داد طبق آن مدل، در سيستم خورشيد، تمام سيارات به دور خورشيد مي گردند، ايدة وي سيستم پتولمائيك  (Ptolemaic System)  قديمي را كنار زد. كتاب وي با عنوان «تكاملات» مدارهاي آسماني (On the Revolutions of the Celestial Orb) در سال 1543 انتشار يافت.

 

نظريه ستاره مرگ

( Death Star Theory )

اين نظريه به اين حقيقت كه انقراضهاي عمومي بطور دوره اي متناوب هستند و ممكن است در اثر عبور زمين از ميان ابري از سنگ هاي آسماني ( ابر اُ اُ رت – Oort Cloud  ) در هر 26 ميليون سال اتفاق ميافتد. برخي از مردم تصور مي كردند كه ستاره يا سياره تيره كشف شده اي وجود دارد ( به درستي نميسيس ناميده مي شده -  Nemesis  ) كه در مسيرهاي خارجي تر منظومه شمسي ما مي جرخد. اين پيكره ابر اُ اُرت را هر 26 ميليون قطع مي كند كه سنگ هاي آسمان را به بخش هاي داخلي تر سيستم خورشيدي مي فرستد و در نهايت برخي از آنها به زمين برخورد كرده و باعث انقراض عمومي مي شود .

نمودار

( Graph )

ترسيمي كه يك سري نقاط يا خطوط را نشان مي دهند .

 

 

نقطه تمركز  ( Focus )  

نقطه مركزي كه پرتوهاي نور , گرما يا هر نوع تشعشع ديگر بعد از بازتابانيده شدن يا شكسته شدن , در آن نقطه به هم مي رسند.

نسبيت عمومي

( General Relativity )

نظريه فرموله شده توسط آلبرت انيشتن (Albert Einstein)  كه نظريه نسبيت فضايي را گسترش داده تا شتاب و جاذبه را در بر گرفته و هر دو به واسطه منحني زمان – فضا تشريح شوند .

 

نيم ماه

( Half Moon )

نيم ماه شبيه به يك نيم دايره است . گاهي ربع ماه نيز گفته مي شود ( اين ماه يك چهارم مدار كامل دور كره زمين را پيموده و يك چهارم سطح ماه از روي كره زمين قابل مشاهده است )

نابود كننده بزرگ

( Great Annihilator )  

منبع قدرتمند و پر انرژي اشعه ايكس كه در مركز كهكشان راه شيري قرار دارد . اين نابود كننده ممكن است يك گودال سياه با جرمي در حدود 10 تا1000  برابر خورشيد باشد. اين جسم ضد ماده اي ( پوزيترون , كه ضد الكترون است)  توليد مي كند كه وقتي باا لكترونهاي معمولي برخورد مي كند . ماده را نابود مي كند و منجر به توليد انرژي مي شود .

 


 

نيم عمر

(HalfLife )

نيم عمر راديو  ايزوتوپي ميزان زماني ست كه طول ميكشد تا نيم از يك عنصر راديو ايزوتوپي نصف شود.



نيمكره

( Hemisphere )

نصف يك كره

 

ناهنجاري ايريديم

( Iridium Anomaly )

ايريديم عنصري ناياب در سطح كره زمين است اما در شهاب سنگ هاي آسماني فراوان است . حضور ايريديم زياد در لايه K-T ( ناهنجارري ايريديم ) از نظريه سيارك آلوارز ( Alvarez ) حمايت مي كند.

نصف النهار

 (Meridian)

خط شمال – جنوب فرضي در آسمان كه از بالاي سر بيننده مي‌گذرد.

 

نقاط لگرنج

( Lagrange - Points)

يك سري نقاط پنجگانه فضايي كه بين اجسام بزرگ وجود دارد . اين نقاط كه به نام كاشف آنها ، جوزف لگرنج (Josep-Lagrange) ، رياضيدان ايتاليايي – فرانسوي نامگذاري شده ، نقاطي هستند كه در آنها اجسام چرخان كوچك مي توانند در فاصله ثابتي از هر دو توده بزرگ وجود داشته باشند. اين پديده از اينرو اتفاق مي افتد ، زيرا كه در آن پنج نقطه ، نيروي گراني اجسام بزرگ دقيقاً برابر با نيروي به سمت مركز مورد نياز براي چرخاندن اجسام است . سه نقطه از اين پنچ نقطه( L3 . L2 . L1 ) ثابت نيستند و دو نقطه ( L5 . L4 ) ثابت هستند . هر يك از نقاط ثابت همراه با دو توده مثلث متساوي الاضلاعي را مي سازند.

 

نظرية ميلانكويچ

(Milankovitch Theory)

اين نظريه سعي دارد تغييرات دماهاي كرة زمين، بخصوص در زمانهاي يخبندان را بوسيلة تنوع كم در ميزان نور رسيده به زمين در اثر گريز از مركزيت بودن مدار كرة زمين توضيح دهد.گريز از مركزيت مدار كرة زمين، ميانگين فاصلة زمين از خورشيد را تغيير مي‌دهد و از اينرو تغييرات كمي در ميزان نور رسيده به زمين وارد مي‌كند.

ميلانكويچ 600000 سال قبل را مورد بررسي قرار داد و حداقل دماي تابستان را با چهار دورة‌ اصلي يخبندان مطابقت دارد.    چرخه‌هاي گريز از مركزيت در طول        

100000 سال ادامه داشتند. اين نظريه توسط ميلوتين ميلانكويچ(Milutin Milankovich) در سال 1938 پيشنهاد شد. اخيراً دانشمندان به اين موضوع پي برده‌اند كه تغييرات انحراف محور مدار كرة زمين با چرخه‌هاي يخبندان مطابقت بيشتري دارد.

ناپيوستگي موهوروويچ

(Mohorovicic Discontinuitty)

اين ناپيوستگي گوشتة بالايي را از پوستة زمين جدا مي‌كند.

نايياد (Naiad)

قمر بسيار كوچك نپتون كه در سال 1989 و در مأموريت ويجر 2 ناسا(Voyger 2) كشف شد. اين قمر در فاصلة 48230 كيلومتري از مركز نپتون و با قطر 58 كيلومتر به دور نپتون مي‌چرخد.

 

نانومتر

(Nanometer)

واحد اندازه گيري طول و برابر با 10 انگستروم كه يك ميليارديوم (9- 10 × 1) يك متر است.

 

نادر (Nadir)

نقطه‌اي كه مستقيماً در زير يك بيننده قرار دارد.

 

نئا (NEA)

به معني شبه سيارة نزديك به زمين

 (Near-Earth Asteroid)

به شبه سياره‌هايي گفته مي‌شود كه مدار آنها تا 3/1 Au (121 ميليون مايل يا 195 ميليون كيلومتر) خورشيد كشيده شده است. اين شبه سياره‌ها احتمالاً از كمربند شبه سيارة اصلي مي‌آيند، اما در اثر برخوردها و برخوردها متقابل با ميدانهاي گراني ساير سيارات، از كمربند جدا مي‌شوند. نام ديگر نئا،‌ شبه سيارات به زمين رسيده (Earth-Approaching Asteroids) است.

نميسس

(Nemesis)

ستارة‌ تاريك همراه فرضي براي خورشيد ما. هر سي ميليون سال، اين ستارة از ابر اورت (Oort) و سنگ هاي آسماني در حال پرتاب كه شايد عامل انقراض عمومي دوره‌اي و زمين بوده‌اند عبور مي‌كند.

نئو

 (Neo)

به معني جسم نزديك زمين (Near-Earth Object)          

كه در واقع سنگ‌هاي آسماني و شبه سياراتي هستند كه به مدار كره زمين نزديك شده و آنرا به خطر مي‌اندازند.

 

نپتون (Neptune)

هشتمين سياره از خورشيد. اين سيارة گازي سرد و بزرگ با جوي مه آلود، همراه با هشت قمر و سه حلقة كمرنگ باريك به دور خورشيد مي‌چرخد.

نريد (Nereid)

خارجي ترين قمر نپتون كه از دو قمر نپتون، قمر كوچكتر است. اين قمر داراي يك مدار بسيار بيضوي است كه كمترين فاصله اش به نپتون 867000 مايل و بيتشرين فاصله‌اش 6 ميليون مايل است. تقريباً يكسال طول مي كشد تا يك دور به دور نپتون بچرخد.

 قطر نريد حدود 200 مايل (320 كيلومتر) است و در سال 1949 توسط كويپر (G. Kuiper) كشف شد.

 

نوترينو

 (Neutrino)

ذره‌ بي بار و بدون جرم واقعي است كه در برخي واكنشهاي هسته‌اي درون ستاره ها توليد مي شود.

نوترون (Neutron)

ذرة هسته‌ اتمي بدون باز كه جرم آن كمي بيشتر از پروتون است. در فروپاشي بتا، يك نوترون به يك پروتون و يك الكترون و يك ضد نوترون، تبديل مي شود.

نريوس (Nereus)

 شبه سياره‌اي نزديك زمين (4660 Nereus) كه حدود 6/0 تا 25/1 مايل (يك تا دو كيلومتر) قطر و 82/1 سال دورة مداري دارد. محور نيمه اصلي آن 490/1 Au است. نريوس ممكن است يك ستاره دنباله دار مجزا باشد. MUSES-CN يك گشت زن بسيار ريز ژاپني به اندازة يك كتاب است كه براي جستجو در شبه سيارة نرسوس طراحي شده است.اين گشت زن در ژوئن 2002 از ژاپن پرتاب خواهد شد و در 9 سپتامبر 2003 به نرسوس رسيد.اين گشت زن كوچكترين گشت زن ساخته شده استكه قادر به جمع آوري و تجزية‌ نمونه‌هاي سنگي و ارسال تصاوير ويدئويي رنگي به زمين و نهايتاً برگشت به زمين در سال

2006 است.

 

نوكلوسنتز

 (Nucleosynthesis)

توليد عناصر جديد بواسطة واكنش‌هاي هسته‌اي. اين فرآيند در ستاره‌ها حادث مي شود كه با فاصلة كوتاهي بعد از انفجاربزرگ (Big Bang) انجام گرفته.

نواختر (Nova)

ستارة كوتولة سفيدي كه درخشندگي آن ناگهان به اندازة چند درجه از قدرت درخشندگي زياد مي شود و سپس به آرامي كم نور مي شود.

 

نيمسايه

 (Penumbra)

منطقة خارجي و نسبتاً روشن لكة خورشيدي كه شبيه يك حلقه كه اطراف بخش سردتر و تاريك تر مركزي قرار دارد.

نورتبخير

(Photoevaporation)

پديده‌اي كه طبق آن نور شديد ستاره‌هاي داغ باعث مي‌شود كه گازها به فضاي بين ستاره‌اي تبخير مي‌شوند. در سحابي عقاب، نور مافوق بنفش بعضي از گازهاي هيدروژنم را به جوش آورده و ستونهايي از سحابي را مجدداً شكل مي‌دهد.

 

نظريه خرده سياره

 (Planetesimal Hypothesis)

 نظريه‌اي دربارة تشكيل سيستم خورشيدي كه از 25 سپتامبر 1843 تا 15 نوامبر 1928 توسط زمين شناس و معلم آمريكايي، توماس كراور (Thomas Chrowder) مطرح بود. در اين نظريه، فرض شده است كه يك ستاره كه از نزديك خورشيد عبور مي‌كند، مواد خورشيد را به سمت خود مي‌كشد. سپس اين موارد بصورت اجرام بزرگتري به هم مي‌پيوندند و محكم مي‌شوند و سيارات را شكل مي‌دهند.

نزولات آسماني

 (Precipitation)

شامل باران، رگبار، تگرگ، برف و ساير محصولات تغليظ شده جوي كه از آسمان مي‌ريزد. نزولات جوي كرة زمين كليد چرخة آب است. نزولات آسماني ناهيد باران اسيد سولفوريك است.

 

نام موقت

 (Provisional Name)

نام وقتي كه به يك جسم داده مي‌شود، مانند سياركيا قمر تازه كشف شده‌اي.

نظرية كوانتوم

 (Quantum Theory)

اين نظريه بيان مي‌كند كه تشعشع الكترومغناطيسي از ذرات فرض (كوانتا) ساخته شده كه فتون ناميده مي‌شوند كه داراي خصوصيات موج مانند هستند. همچنين نظرية كوانتوم بيان مي‌كند كه الكترونها و ساير ذرات ديگر هم خصوصيت موجي و هم خصوصيت ذره‌اي دارند.

 

نسل دوم ستاره

 (Second Generation Star)

نسل دوم ستاره ها تنها هيدروژن نمي سوزاند بلكه عناصر سنگين تر مانند هليم و فلزات را هم مي سوزاند و از انفجارات ابر نو اخترها بوجود مي ‌آيد (قطعات ستاره هاي جمعيت II منفجر شده) خورشيد، دومين يا سومين نسل ستاره است.

ناهيد (Venus)

دومين سياره از طرف خورشيد است.

نسبيت (Relativity)

آلبرت انيستين (Albert Einstein) فرضيه‌هاي نسبيت خاص و نسبت عمومي را فرموله كرد. نسبيت خاص (Special Re.) مكانيك نيوتني را كنار زد و نتايج متفاوتي را براي اجسام متحرك با سرعت زياد به دست داد. نظرية نسبت خاص براساس اين ايده كه سرعت مرز بالايي‌ست و هيچ چيز نمي‌تواند با سرعت بيشتر از سرعت نور حركت كند، پي‌ريزي شد. همچنين اين نظريه بيان مي‌كند كه اندازه‌هاي زمان و فاصله مطلق نيستند و به جاي آن به قاب منبع بيننده بستگي دارند. فضا و زمان به عنوان جنبه‌هاي پديده‌هاي مجزايي در نظر گرفته مي‌شوند و زمان ـ فضا ناميده مي‌شوند. انرژي و زمان لحظه‌اي به همين صورت به هم وابسته‌اند.نتيجه، جرم مي‌تواند به ميزان زيادي انرژي تبديل شود و بلعكس

.(E=mc2)

نسبت عمومي نظرية نسبيت خاص را گسترش داد و شتاب و گراني را به آن افزود كه هردو به واسطة انحناي زمان ـ فضا توضيح داده مي‌شوند.

 

نسبيت خاص

 (Special Relativity)

قانون نسبيت خاص، مكانيك نيوتني را از ميدان بدر كرد و نتايج متفاوتي را براي حركت سريع اجسام ارائه داد. نظريه نسبت خاص براساس اين ايده كه سرعت يك حد بالايي دارد و هيچ چيز نميتواند با سرعت بيشتر از سرعت نور حركت كند، شكل گرفت. همچنين اين نظريه بيان ميكند كه اندازه گيري زمان و فاصله مطلق نيستند و به قاب مرجع شخص بيننده بستگي دارند. زمان و فضا به عنوان پديده هايي مجرد در نظر گرفته ميشوند كه زمان فضا نام دارد. انرژي و لحظه آني نيز به اين شكل به هم مربوطند. در نتيجه ، جرم ميتواند به ميزان زيادي انرژي تبديل شود، و بالعكس (E=Mc). نظريه نسبيت خاص توسط آلبرت انيشتين ارائه شد  (Albert Einstein).

نوع طيفي (Spectral Type)

نوع طيفي ستاره ها، سيستم طبقه بندي ستاره ها براساس طيف هاي ستاره ها و خطوط نشري است كه با دماي (و رنگ) سطح هر ستاره مطابقت دارند، است. هفت نوع طيفي اصلي وجود دارد. ستاره ها از آبي و داغ تا قرمز و خنك تغيير ميكنند. انواع طيفي شامل، M,K,G,A,B,O (از داغ ترين تا خنك ترين) هستند. هر كدام از اين حروف به 10 كلاس عددي از داغتر تا خنك تر (0 تا 9) تقسيم ميشوند. براي مثال خورشيد ما نوع طيفي G2 دارد.

 

 

نظريه حالت يكنواخت

 (Steady – State – Theory)

نظريه فضا شناسي كه فرض مي كند كه هستي هميشه همانطور كه الان هستند بودند و خواهند بود. اين نظريه فرض مي كند كه هستي يكنواخت،‌نامحدود وساكن (بدون انبساط) است. اين نظريه در سال 1948 توسط هرمن باندي  (Hermann Bondi)، توماس گله (Thomas Gold) و سر فردهويل (Sir Fred Hoyle) ارائه شد و جايگزين نظريه انفجار بزرگ (Big Bang) است.

نيروي جزرومدي

(Tidal Heating)

گرم شدن يك ستاره يا ماهواره بواسطه، اصطكاك ايجاد شده توسط جزرومدها را گويند. براي مثال قمر يو (Io) همينطور كه با فاصله نسبتاَ كمي به دور خورشيد ميگردند، نيروهاي جزرومدي عظيم به طور شگفت انگيزي درون يو را گرم ميكنند و فعالترين پيكره از لحاظ لرزه اي را در منظومه شمسي بوجود ميآورند.

 

نور منطقه البروجي

(Zodiacal Light)

برق كمرنگي در آسمان و نزديك افق كه شكل تقريباَ مثلثي دارد. اين برق توسط نور خورشيد كه از ذرات غبار بسيار ريز موجود در فضا منعكس ميشود به وجود ميآيد (اين غبار بخشي از منظومه شمسي است و به دور خورشيد ميچرخد).

نجوم پرتوايكس

(X-Ray Astronomy)

 روشي براي مطالعه اجسام آسماني با بررسي پرتوهاي ايكسي كه صادر ميكنند.

Change Language | Contact us : Info@ngdir.ir | Home