گوادانو برونو (Bruno, Giordano)

(1548 تا 1600) فيلسوف و شاعر ايتاليايي و اولين كسي كه ايدة كوپرنيك و خودش را دربارة محدوديت دنيا در هستي و اين كه ستاره ها روزي خورشيدهايي ديگر بوده اند، گسترش داد. او بخاطر بدعت خود سوزانده شد.

گريز از مركز

(Centrifugal)
 

رو به بيرون است.

 

گلوله برف كيهاني (Cosmic Snowball)

تئوري بسيار ستيزه جويانه جديدي وجود دارد كه بيان مي كند كه سنگ هاي آسماني از آب نخيره ده اي كه بطور مداوم زمين بمباران مي كنند تشكيل شده اند. اين گلوله برف هاي كيهاني شايد بوسيله سيستم هاي تصوير برداري قابل مشاهدة ماهوارة قطبي ديده شده اند. اين سنگ هاي كيهاني در جو بخار شده، و به محيط بخار آب اضافه مي كند.

گاز  تبهگن( Degenerate Gas )

چيزي كه بسيار چگال و فوق فشرده است . مولكولهاي اين گاز  تبهگن واقعاً با يكديگر در تماس است و بيشتر به شكل جامد عمل مي كند . برخلاف گازهاي شرايط عادي , تمامي اين گاز  تبهگن به فشار بستگي ندارد. اين گازها از قوانين مكانيك كوانتومي تبعيت مي كنند.

 

گلوله برف كثيف

(Dirty Snowball)

سنگ هاي آسماني گاهي اوقات به اين نام خوانده مي شوند

 

گوي آتشين

 ( Firebll )

هر شهاب سنگي كه درخشانتر از عطارد ( قدرت درخشندگي ها ) باشد را ميگويند . اغلب در پي آن صداي انفجاري به  گوش مي رسد و مي توانند سايه نيز بوجود  آورند . اين شهاب سنگ ها در اثر اجرام آسماني ميليمتري ( يا بزرگتر ) كه در جو متلاشي مي شوند , بوجود مي آيند .

سياره

گريز از مركز مداري

عطارد

0.206

ناهيد

0.007
زمين
0.017

مريخ

0.093

مشتری

0.048
زحل
0.056

اورانوس

0.047
نپتون
0.009

پلوتون

0.248
گريز از مركز ( Eccentricity )

يعني اينكه يك مدار از شكل دايره اي خود خارج است . يك مدار كاملاً مدور داراي گريز از مركزيت صفر است وگريز از مركزيت بين صفر تا يك  نشان دهنده مدار بيضوي ست . يك مدار شلجمي گريز از مركزيتي برابر با يك و يك مدار هذلولي داراي گريز از مركزيتي بيش از يك است . نپتون , ناهيد و زمين داراي كمترين گريز از مركزيت و پلوتون و مشتري داراي بيشترين گريز از مركزيت هستند.

 



گداخت ( Fusion )

گداخت هسته اي واكنش اتمي است كه در آن هسته ها بسياري مراكز اتمها با هم تركيب شده و هسته بزرگتري (عنصر متفاوتي ) مي سازند . نتيجه اين فرآيند آزاد شدن انرژي است ( هسته هاي محصول جرم كمتري از مجموع هسته هاي اوليه دارند و تفاوت جرم به انرژي تبديل مي شود يعني E = mc   خورشيد از گداخت هسته اي نيرو مي گيرد و غالباً هيدروژن به هليم تبديل مي شود . در اين فرآيند ها هسته هيدروژن براي توليد يك هسته هليم با هم تركيب شده و 0/3 درصد از جرم اوليه به انرژي تبديل مي شود.

گالاته آ ( Galatea )

قمر كوچك نپتون كه در سال 1989 در ماموريت ويجر 2 ( Voyager 2 )  ناسا كشف شد . مدار آن از مركز نپتون  61950 كيلومتر فاصله دارد و قطر آن 158 كيلومتر است  .

 

گاليلو گاليله (Galilei  Galileo )

( 1564 تا 1642 ) رياضيدان منجم و فيزيكدان ايتاليايي و اولين كسي كه به اين مطلب پي برد كه سرعت سقوط اجسام به وزن آنها بستگي ندارد و آزمايشات گسترده اي با آونگ ها انجام داد . در سال 1593 او دماسنج را اختراع كرد .

در سال 1609 اولين كسي بود كه از تلسكوپ براي مشاهده آسمان استفاده كرد ( بعد از اينكه درباره تلسكوپ تازه اختراع شده هانس ليپرشي ( Hans Lippershey )  شنيد . او حلقه هاي زحل را در سال 1610 كشف كرد و در همان سال چهار قمر اصلي مشتری را ديد . وي مراحل ناهيد را مشاهده كرد , درباره لكه هاي خورشيدي مطالعه كرد و پديده هاي مهم ديگري را كشف كرد .

گوتفريد گال

( Galle Gohfried )

( 1812 تا 1910 ) منجم آلماني و كسي كه حلقه كرپ(Crepe )  زحل را در سال 1838 و در سال 1846  همراه با آرست( Arrest )  نپتون را كشف كردند .

گاليو ( Galileo )

فضا پيمايي كه در سال 1989 براي مطالعه مشتري و قمرهاي آن روانه شد در دسامبر 1995 به آن رسيد . ( گاليو اولين كسي بود كه با استفاده از تلسكوپ خود قمرهاي مشتري را ديد )  گاليو در 21 سپتامبر 2003 به مشتري برخورد كرد.

 

گاز (Gas )

حالتي از ماده كه در آن مولكولها به شدت از هم جدا هستند و آزادانه و با سرعت زياد حركت مي كنند.

گازي (Gaseous )

به معني بصورت گاز بودن و داراي خصوصيات گازي بودن است .

گاوس (Gauss )


واحد القاي مغناطيسي ( يعني B ) در سيستم Ggs   ( سانتي متر – گرم يا ثانيه  ) ميدان مغناطيسي در حال تغيير جريان الكتريكي توليد مي كند كه القاي مغناطيسي ناميده مي شوند . گاوس نام رياضيدان آلماني جان كارل فردريش گاوس  (1777 تا 1855– Johann Carl Friedrich  Gauss  ) كه بر روي مغناطيس مطالعه مي كرد , است جريان مغناطيسي ميزاني از چگالي جريان است ( يك گاوس , جريان مغناطيسي در هر سانتي متر مكعب  است )



گانیمد (Ganumede )

بزرگترين قمر مشتري و قمر خارجي بزرگ , يخي و پوشيده شده از دهانه هاي برخوردي و بسياري از گسل هاي موازي قطر آن در حدود 3400 مايل ( 5268  كيلومتر ) و متوسط فاصله آن از مشتري 664000 مايل ( 1070000 كيلومتر)  است . 75/ 171 ساعت ( 15/ 7 روز زميني ) طول مي كشد تا گانميد مشتري را دور بزند . جرم آن   10 × 1/48  است . اين قمر در سال 1610 بطور مجزا توسط گاليه ( Galileo )  و سيمون ماريوس  ( Simon M arius )  كشف شد . گانيمد بزرگترين قمر منظومه شمسي ست حتي بزرگتر از عطارد و پلوتون است .

 


گگنشين (Gegenschein)

به معني برق متقابل  (Counterglow ) , درخشش بسيار ضعيفي است در آسمان كه دقيقاً در مقابل خورشيد قرار دارد.

گوي

( Globule )

ابري از غبار و گاز هيدروژن بين ستاره اي كه مانع فرو ريزش جاذبه اي شده و ستاره اي شكل مي گيرد .

گوگل پلكس

( Googolplax )

برابر با 10 ( 10 به توان گوگل ) كه بيش از اتمهاي موجود در هستي ست  .

گليكو لالو هايد ( Glyeolaldehyde )

( C2 H4 o2 ) نوعي شكلي  ساده كه اخيراً در ابر گازي و غبار بين ستاره اي عظيمي در مركز كهكشان راه شيري كه خود در حدود 26000 سال نوري از زمين فاصله دارد, يافت شده است . اين يافته گيج كننده اولين شكلي ( و يكي از پيچيده ترين مولكولهاي ) يافت شده در فضا است . اين مولكول با استفاده از تلسكوپ 12 متري بنياد ملي علوم  ( National Seience Faoundation ) , راديو تلسكوپ كيت پيك ( Kitt Peak ) و با تحقيق دانشمندان زيادي شناسايي شد . هوليس ( Hollis )  يكي از دانشمندان اصلي گفت : يافتن اين مولكول در يكي از ابرهاي بين ستاره اي به معني اين است كه چنين مولكولهايي مي توانند حتي در هر شرايط ديگري نيز وجود داشته باشد . ما هنوز نفهميده ايم كه چگونه اين مولكول مي تواند آنجا شكل بگيرد .

 

گوگل ( Googol )

برابر با 10  ( 10 به توان 100 ) كه بيش از اتمهاي موجود در هستي ست .

10,000,000,000,000,000,000,000,000,000,000,000,000,000,000,000,000,000,

000,000,000,000,000,000,000,000,000,000,000,000,000,000,000,000

 

گراويستار ( Gravistar )

جسم تاريك , سرد , ضخيم پوسته و با چگالی بالا كه حاوي فضاي جوشان با عملكردي متناقض درون آن است . يك گراويستار باقيمانده يك ستاره در حال نابودي ست كه قبلاً تجزيه وتفكيك شده است  . اين اجسام شباهت هاي زيادي باحفرات سياه دارند . اما اشعه ايكس بيسار بيشتري از يك گودال سياه صادر مي كند. گراويستار در سال 2002 توسط اميل موتولا ( Emil Mottola )  و پاول مازور ( Pawel Mazur )  بصورت نظريه درآمد اما هنوز بطور جهاني پذيرفته نشده است .

گراني يا جاذبه ( Gavity )

نيروي فيزيكي كه اجسام را به سمت خود مي كشاند .هر ذره از جرمي نيروي جاذبه اي دارد كه اجرام ديگر را جذب مي كند . هر چه جرم يك جسم بيشتر باشد ,آن جسم نيروي گراني يا جاذبه بيشتري دارد . نيوتن قانون جاذبه را فرموله كرد .

 

گداخته

( Incandescent )

ماده گداخته ، آنقدر داغ است كه قرمز شده و نور توليد مي كند . جامدات گداخته ، مايعات و گازهاي فشرده طيف پيوسته و ساير گازها طيف خطي يا تداخلي ( كه تنها چند طول موج صادر مي كنند ) توليد مي كنند .

 

گاس گريسون ( Grison Gus )

( 3 آوريل 1926 تا 27 ژانويه 1967 ) ويرجيل ايوان گريسون ( Virgil Ivan Grisson ) يكي از هفت فضانورد اصلي ناسا (NASA)    بود او در سفر فضايي دو نفره ناسا شركت كرد و فرماندهي اولين ماموريت دونفره جميني(Gemine) را بر عهده داشت . وي در اثر آتش سوزي كه هنگام آزمايش اولين پرواز آپولو (Apollo )  حادث شد, همراه با ادوارد وايت ( Edward White ) و راجر چافي (Roger Chaffee) كشته شد , درحاليكه قرار بود هدايت اين پرواز را وي بر عهده بگيرد .

 

گوستاو كيرچوف

 ( Kirchoff Gustav)

1824 تا 1887 ) فيزيكدان يوناني و كسي كه پي برد كه هر عنصر وقتي درحد گدازش داغ شود ، رنگ نور مخصوص از خود نشان مي دهد . اين نور هنگاميكه توسط يك منشور تفكيك شود الگوي ويژه اي از طول موجها را مي دهد. كيرچوف به همراه بانسن (Bunsen )  ، تكنيك هاي خود را براي كشف دو عنصر سزيم (1860) و روبيديم (1861) به كار برد . او پي برد كه وقتي نور از ميان گازي عبور مي كند ، گاز برخي نورها را جذب مي كند . اين فتون خود را به خورشيد نسبت داد و خطوط فراونهوفر ( Fravnhofer) را توضيح داد همچنين او پي برد كه جامدات گداخته، مايعات  و گازهاي فشرده طيف پيوسته از خود ساتع  مي كنند.

گره ها

( Knots )

خارجي ترين حلقه زحل كه به حلقه F كه داراي گره ها غده هاي قابل رويت بسياري از مواد است است تقسيم ميشود. اين گره ها ممكن است كلوخهايي از مواد حلقه ويژه يا قمر هاي چرخان كوچكي از زحل هستند.

 

گورگ لماتر

( Lemaitre, Georges )

( 1894 تا 1966 ) رياضيدان بلژيكي كه  نظريه انفجار بزرگ درباره شكل گيري زمين را توسعه داد .

 

كهكشانهاي گروه محلي

قطر (سال نوري)

فاصله (سال نوري)

صورت فلكي زن به زنجير بسته(امراه المسلسله) (M31)

150000

2200000

تري الگيولم (M33)

40000

2400000

ابرماژلاني بزرگ(LMC)

30000

163000

ابر ماژلاني كوچك (SMC)

20000

190000

NGC 6822

15000

1800000

NGC 205

11000

2200000

گروه محلي  (Local Group)

خوشه اي از كهكشان ها كه ما نيز به آن تعلق داريم. اين گروه شامل حدود 30 كهكشان است كه حدود 5 ميليون سال نوري قطر است. بزرگترين كهكشانها صورت فلكي زن به زنجير بسته(امراه المسلسله) ،(Andromeda galaxy) تري ايگولم (Triangulum) و راه شيري (Milky way) است. كهكشانهاي ديگر اين خوشه شامل فارنكس (Fornax)، ابرهاي ماژلاني كوچك و بزرگ (Magellanic Clouds)، M101, M33, M23 و 9 كوتولة كروي هستند. مركز گروه محلي تقريباً بين كهكشان راه شيري، صورت فلكي زن به زنجير بسته(امراه المسلسله)، M31 است. كهكشانهاي گروه محلي نسبت به هم و به طور مستقل از انبساط جريان هابل (Hubble flow) در حال حركت هستند.

 

گداخت هسته‌اي

(Nuclear Fusion)

واكنش اتمي كه در آن بسياري از اتمها با هم تركيب شده تا اتم بزرگتر (كه عنصر متفاوتي است) بسازند. نتيجة اين فرآيند آزاد شدن انرژي زياد مي‌شود. (هسته‌هاي حاصل جرم كمتري از مجموع جرم هسته‌هاي اوليه دارند. اين تفاوت جرم با معادلة

 E=ME2 به انرژي تبديل مي شود).

خورشيدها از گداخت هسته‌اي نيرو مي‌گيرند و در اين فرآيند اغلب هيدروژن به هليم تبديل مي‌شوند.در اين فرآيند، چهار هستة هيدروژن با هم تركيب مي‌شوند تا يك هستة هليم را توليد كنند كه    

3/0 درصد از جرم اوليه به انرژي تبديل مي‌شود.

 

گشت زن بسيار ريز (Nanorover)

يا وسيلة نقلية‌ كوچك علمي (Small Science Vehiclessv) گشت زن كوچكي‌ست كه براي فرستادن و گشت زدن در اجسام كوچك آسماني مانند شبه سياره‌ها طراحي شده است.

 گشت زن كوچك ژاپني به نام MUSES-CN براي بررسي شبه سيارة Nereus 4660 در ژانويه سال 2002 به فضا پرتاب شد و در 9 سپتامبر 2003 به نريوس رسيد. اين گشت زن كه كوچكترين گشت زني‌ست كه تاكنون پرواز كرده است قادر به تجزيه نمونه‌هاي سنگي، جمع آوري نمونه‌هاي سنگي، تصويربرداري رنگي و ارسال به زمين و نهايتاً برگشت به زمين در سال 2006 است.

گريز از مركزيت مداري

 (Orbital Eccentricity)

ميزان انحراف مداري از حالت دايره‌اي را مي‌گويند. يك مدار كاملاً گرد با گريز از مركزيت صفر دارد و اعداد بيشتر نشانگر مدارهاي بيضوي تر است. شلجمي هاگريز از مركزيتي برابر با يك دارند. زمين، ناهيد و نپتون سيارات با كمترينگريز از مركزيت در سيستم خورشيدي هستند. پلوتون و عطارد داراي مدارهاي با بيشترينگريز از مركزيت هستند.

 

گشت زن (Rover)

يا ريز گشت زن، به وسيلة نقلية رباتيك كنترل از راه دور است. گشت زن سجنر(Sojuner vover) اولين گشت زني بود كه در سال 1997 بر روي ماه پياده شد.

گشت زن سجونر

(Sojuner Rover) 

اولين جستجوگر رباتي براي جستجو در مريخ. اين گشت زن تنها 25/4 پوند (11/5 كيلوگرم) وزن داشـته و در 4 دسـامـبـر 1996 در ماموريت گره ياب ناسا (Pathfinder mission) به فضا پرتاب شد. ريز گشت زن 6 چرخه 25 پوندي در سال 1997 در دشت سيلابي نصف النهاري كهن (آرس واليس Ares Vallis) جستجو كرد . هر چرخ آن 5 اينچ (13 سانتي متر) قطر دارد. حداكثر سرعت آن 1/3 پا در دقيقه (0/4 متر در دقيقه) است. اين گشت زن توسط يك صفحه خورشيدي نيرو مي گيرد.

گروت روبر (Rober, Grote)

(11 دسامبر 1911 تا 20 دسامبر 2002) مهندس راديو و پيشگام نجوم غير حرفه‌اي و اولين كسي كه از اكتشاف كارل جانسكي (Karl Jansky) در امواج راديويي فضايي تبعيت كرد. روبر يك آنتن صفحة راديويي انعكاس دهندة شلجمي 9 متري در حياط خود در ايلينويز ساخت. اين آنتن اولين راديو تلسكوپ بكار گرفته شده در نجوم بود. او اولين علائم (با فركانس 160 مگا هرتز و طول موج 2 متر) را در سال 1939 با استفاده از سومين دريافت كنندة خود رديابي كرد. كار روبرت منجر به پيشرفت‌هاي بسياري در نجوم راديويي شد. او اولين نقشه‌هاي راديويي آلمان را ساخت و نشان داد كه درخشانترين نواحي با مركز كهكشان راه شيري مطابقت دارند. وي زمينة نجوم راديويي با طول موج بسيار بلند/فركانس كم (1 تا 2 مگا هرتز، 150 تا 300 متر طول موج) با رفتن به تاسماينا ) Tasmania ـ جزيره‌اي دور از سواحل جنوب شرقي استراليا) جاييكه اين امواج قادر به دريافت هستند (زيرا امواج راديويي با طول موج بلند مي‌توانند از يونسفر كرة زمين در بخشهايي كه گودال لاية اوزون سوراخ است عبور كنند)، ايجاد كرد.

 

گراني سطحي

 (Surfase Gravity)

 قدرت ميدان گراني (شتاب بواسطه گراني) در سطح سياره

گرانروي (Viscosity)

ميزان مقاومت ماده در برابر جريان يافتن، گرانروي در نتيجه اصطكاك داخلي مولكولهاي مواد است. مواد با گرانروي بالا با سرعت جريان نمي يابند و مواد با گرانروي پائين، سيالتر و روانتر هستند.

گودال سفيد

(White Hole)

برگشت يا نقص زماني سياه چاله و تجرد ديگري در زمان فضا ، مواد بطور غيرقابل پيش بيني از سفيد چاله ها دور شده (برخلاف سياه چاله ها كه مواد درون آن كشيده ميشوند). مثالي از سفيد چاله ها، تجرد اصلي انفجار بزرگ است (Big Bang).

Change Language | Contact us : Info@ngdir.ir | Home