دقيقه كماني

 (ArcMinute)

 

ميزان زاويه دار بودن و برابر با يك ششم درجه (يك دايره 360 درجه است).

دب اكبر (Big Dipper)

دب اكبر گروه 7 ستاره اي (يك شبه سياره) موجود در نيم كرة شمالي صورت فلكي ورساميجر (VersaMajor) يا دب اكبر است. دو ستارة درخشان دب اكبر (دوبه و مراك - dubhe & merak) قطب شمال را نشان مي دهند.

 

دهانة آتشفشاني چيكولاب

(Chiexulub Crater)

 

دهانة آتشفشاني از نوع برخوردي كه از 65 ميليون سال قبل به جا مانده. اين دهانة روي ياكاتان پننسولا (Yucatán Peninsula) قرار دارد. عمق آن يك مايل و پهناي آن 120 مايل است. اين دهانه احتمالاٌ محل برخورد شهاب سنگ ها يا ستاره دنباله دار  است كه باعث انقراض دايناسورها و ساير گروههاي جانداري شد.

دهانة آتشفشاني برخوردي پيچيده

(Complex Impact Crater)

دهانة آتشفشاني بزرگي با يك يا چند قله در وسط آن، بر روي كرة ماه اين دهانه ها قطري بين 12 تا 110 مايل (20 تا 175 كيلومتر) دارند و با آمدگي مركزي معمولاٌ يك يا چند قله دارد. دهانه هاي آتشفشاني با قطر بيش از 110 مايل (175 كيلو متر) مي توانند پيچيده تر و داراي بالا آمدگي حلقه مانند درون دهانه باشند.

 

(D'ARREST, H.L.دي آرست (
 

هنريش لوييز دي آرست ( 1822 تا 1875 ) منجم دانماركي و كسي كه در سال 1846 همراه با گاله (Galle)  نپتون را كشف كرد.

دجاجه A ( Cygnus A )

سينگوس اي كه در صورت فلكي صورت فلكي دجاجه يا صورت فلكي ماكيان قرار گرفته  قدرتمندترين منبع راديويي قابل مشاهده از روي زمين است . اين كهكشان راديويي دو مجرايي 500000 سال نوري پهنا دارد و 600 ميليون سال نوري از زمين فاصله دارد . دجاجه  A در سال 1946توسط   هي ( Hey ) , پارسونس ( Parsons )  , فيليپس ( Philips ( کشف شد.

 

ديپ اسپيس يك  ( Deep Space 1 )

يا DS1 ماموريت فضايي ناسا ( NASA ) كه در 21 اكتبر 1998 انجام گرفت . در اين ماموريت 12 نوع فن آوري پيشرفته جديد شامل نفوذ يوني ( Ion Propulsion ) , فلش هاي خورشيدي ( Solar Array  ) , ضربه زن فضايي  ( Space Transponder )  سيستمهاي جهت يابي مستقل( ( Miniature in tegrated camer Spectromterو غيره , آزمايش شدند ماموريت DS1 درسپتامبر 1991 اتمام يافت.

دفرنت ( Deferent )

مدار دايره اي بزرگي كه در آن سياره اي در يك يا چند دايره فرعي در حال چرخش است . دواير فرعي مدارهاي مدوري درون مدارهايي كه درحدود 150 قبل از ميلاد به غلط به عنوان مدار اجسام سيستم توسيمائيك ( Ptolemaic sy ) , هستند . چرخه هاي فرعي و دفرنت ها تا زمانيكه كپلر ( Kepler  ) در اوايل قرن هفدهم طبيعت بيضوي مدارها را كشف كرد براي پيش بيني مدارها به كار برده مي شود.

 

ديموس ( Deimos )

به معني وحشت ( terror) و كوچكترين قمر از قمر هاي دوگانه مريخ است . قطر آن تنها 6/7 مايل ( 6/12 كيلومتر) و جرم آن 10 × 8/1 است . اين قمر در فاصله متوسط 14300 مايل ( 23000 كيلومتر ) از مريخ مي چرخد و شايد يك سيارك به دام افتاده باشد . اين قمر در سال 1877 توسط هال (A. Hall )كشف شد. 

درجه ( Degree )

اندازه دما يا زاويه . در يك دايره 360 درجه وجود دارد كه هر كدام خود به60 دقيقه تقسيم مي شوند.

 

دسپينا ( Despina )

قمر بسيار كوچك نپتون كه مدار آن از مركز نپتون 52530 كيلومتر فاصله دارد و قطر آن حدود 148 كيلومتر است . اين قمر در سال 1989 در ماموريت ويجر 2 ناسا ( Vogager 2 _ NASA  ) كشف شد .

ديون ( Dione )

يكي از 18 قمر زحل با قطري حدود 600 مايل ( 120 كيلومتر ) و با فاصله متوسطي در حدود 235000 مايل از زحل اين قمر در هر 65/75 ساعت يك دور مي چرخد و داراي سطح يخي با دهانه ها , دشت ها و رگه هايي از مواد درخشان است . برخي دهانه هاي آن بيش از صد كيلومتر پهنا دارند و چگالي آن 1/43 است , از اينرو چگالترين قمر زحل بوده و نشان دهنده وجود هسته سنگي بزرگ آن است .اين قمر در سال 1684 توسط كاسيني   (G . Cassini ) كشف شد .

 

دايناسور ( Dinosaur )

اولين دايناسور درونفضا مايا ساورا  پيبلسوروم كه يك دايناسور منقار اردكي است ( Maiasaura Peeblesorum ) مي باشد . يك قطعه از استخوان يك بچه ماياساورا و پوست تخم آن در سال 1985 در ماموريت 8روزه ناسا   ( Spacelab )    توسط فضانورد لورنآكتون( Loren Acton ) به فضا برده شد . فسيل هاي تاريخي اين دايناسور هم  اكنون در موزه سنگي ها ( Rockies ) در مونتاناي آمريكا نگهداري مي شود .

دايره فرعي ( Epicycle )

مدارهاي مدوري درون مدارهايي كه به اشتباه به عنوان مدارهاي اجسام در سيستم تلمائيك ( Dtolemaic System ) (حدود 150 قبل ار ميلاد ) توصيف مي شدند . دايره اي ( دايره فرعي ) بوده و مركز اين دواير فرعي در يك مدار دايره اي ديگر ( به نام فرنت – Deferert  ) نيز در حال چرخش است . لايه هاي بسيار از دواير فرعي براي تخمين مدارهاي ( بيضوي ) با حركت پسرونده خود مورد نياز است .كوپرنيك ( Copernicus )  هم از دواير فرعي در مدل خورشيد محوري خود ( در اواسط قرن 1500) استفاده كرد . دواير فرعي براي پيش بيني مدارها تا زمانيكه كپلر (Kepler )   طبيعت بيضوي مدارها را كشف كرد , مورد استفاده قرار مي گيرد ( در اوائل سال 1600) .

 

دهانه برخوردي

( Impact Crater )

 

دهانه برخوردي باقيمانده برخورد هاي بين سياركيا شهاب سنگ و يك سياره يا قمر است  .

 

دانه دانه شدگي ( Granulation )

شامل تمام دانه هاي ريز خورشيد با راههاي بين دانه اي ( نواحي تاريك و سرد بين دانه ها , جاييكه مواد خورشيد به سطح بالا مي آيند )  . دانه دانه شدگي سطح قابل رويت خورشيد ( فتوسفر ) را مي پوشاند.

 

دانه ريز ( Granule )

مناطقي از خورشيد كه مواد خورشيدي داغ به سطح خورشيد مي آيند . دانه ها در حدود 600 مايل  ( 1000 كيلومتر ) قطر دارند و تنها درحدود 5 تا10 دقيقه ظاهر مي شوند وسپس از بين مي روند اين دانه ها تقريبا ً شبيه حبابهايي شبيه به قل قل آب جوش در سطح خورشيد به نظر مي رسند.

دايره بزرگ

( Great Circle )

دايره فرضي در سطح كره كه صفحه آن از مركز كره مي گذرد .

 

دورسام ( Dorsum )

لبه سطح سيارات .

 

 

دياگرام راسل

(Hertzsprung- Russell Diagram )

دياگرام H-R ترسيمي است كه رنگ ستاره ها ( نوع طيفي يا حرارت سطحي ) را در مقابل قدرت درخشندگي ( روشني ذاتي يا قدرت درخشندگي مطلق ) نشان مي دهد . در اين دياگرام ، ستاره شناسان ، رنگ ، دما ، درخشندگي ، نوع طيفي و مرحله تكاملي ستاره را رسم مي كنند . اين دياگرام نشان مي دهد كه 3 نوع ستاره مختلف وجود دارد :

اغلب ستاره ها شامل خورشيد ، كه ستاره هاي سري اصلي هستند با گداخت هسته اي تبديل هيدروژن به هليم ، نيرو مي گيرند . در اين دسته از ستاره ها ، هر چه ستاره داغتر باشد ، روشن تر است .

غول ها و ابر غول ها (Giantsand Supergiants ) بالاي سري اصلي قرار دارند.

كوتوله هاي سفيد ( ستاره هاي كمرنگ داغ ) در زير ستاره هاي سري اصلي هستند .

 


 

دياگرام H-R

(H-R  Diagram)

دياگرام H-R ترسيمي است كه رنگ ستاره ها ( نوع طيفي يا حرارت سطحي ) را در مقابل قدرت درخشندگي ( روشني ذاتي يا قدرت درخشندگي مطلق ) نشان مي دهد . در اين دياگرام ، ستاره شناسان ، رنگ ، دما ، درخشندگي ، نوع طيفي و مرحله تكاملي ستاره را رسم مي كنند . اين دياگرام نشان مي دهد كه 3 نوع ستاره مختلف وجود دارد :

اغلب ستاره ها شامل خورشيد ، كه ستاره هاي سري اصلي هستند با گداخت هسته اي تبديل هيدروژن به هليم ، نيرو مي گيرند . در اين دسته از ستاره ها ، هر چه ستاره داغتر باشد ، روشن تر است .

غول ها و ابر غول ها (Giantsand Supergiants ) بالاي سري اصلي قرار دارند.

كوتوله هاي سفيد ( ستاره هاي كمرنگ داغ ) در زير ستاره هاي سري اصلي هستند .

 

 

دب اصغر

(Little Dipper)

گروهي از ستاره‌ها كه صورت فلكي اورسامانير (Ursa minor) با دب اصغر. اين گروه از ستاره‌ها به ستارة قطبي، كه نشان دهندة نيمكره شمالي است، منتهي مي شوند.

دانيل كروكوود

( Kirkwood, Daniel )

(1814 تا 1895 ) منجم آمريكايي كه وقفه هاي شعاعي را در كمربند سياركان در سال 1866 كشف كرد ( وقفه هاي كركوود ) . وي همچنين فرضيه اي ارائه داد كه طبق آن قمري از سياره زحل به نام انكالادوس ( Enceladus ) با جاذبه گراني خود، بخش كاسيني ( Cassini) را بوجود آورد ( اما امروزه ستاره شناسان فكر مي كنند كه قمر ميماس (Mimas )  آنرا انجاد مي كند.

 

ستاره

درجة درخشندگي يرك (Yerk)

اجسام بزرگ بسيار درخشان

Ia

اجسام بزرگ كمتر درخشان

Ib

اجسام بزرگ درخشان

II

اجسام بزرگ (Giants)

III

اجسام نسبتاً بزرگ

IV

سري ستاره‌هاي اصلي (ستاره‌هاي كوتوله)

V

ستاره‌هاي نيمه كوتوله

VI

كوتوله هاي سفيد

VII

درخشندگي (Luminosity)

روشني كل يك ستاره (يا كهكشان) يا ميزان كل انرژي كه ستاره اي در هر ثانيه پخش مي‌كند (بصورت طول موجهاي تشعشع الكترومغناطيسي)

درياي جنوبي (Mare)

اين درياها در واقع دشت هستند، و از آنجا كه بسياري از منجمين تصور مي‌كردند كه آنها درياهاي بزرگي هستند، از اينرو هميشه درياها (Maria) خوانده مي‌شدند، اولين نشست در كرة ماه در درياي آسايش

  (Mare Tranquillitaties) بود.

 

درجة انحراف (Obliquity)

 

زاوية بين يك صفحه و مدار يك سياره و استواي سياره.

دورة‌ تكامل

 (Period of Revolution)

دورة تكامل يا تحول يك پيكره در حال چرخش، زماني‌ست كه براي آن طول مي‌كشد تا يك دوره كامل به دورة پيكرة‌ اوليه‌اش بچرخد. دورة تكاملي زمين يكسال است.

 

دورة‌ چرخش

 (Period of Rotation)

‌دورة‌ چرخش يك پيكره زماني‌ست كه براي آن طول مي‌كشد تا يك دور كامل به دور محور خود بچرخد، دورة چرخش زمين يك روز است.

دورة پرمين

 (Permian Period)

دورة زمين شناسي قبل از ترياس كه دايناسورها و پستانداران تكان يافتند. اين دوره از 280 تا 248 ميليون سال قبل طول كشيده است.

 

دهانه برخوردي ساده

(Simple Impact Crater)

فرو افتادگي هاي كاسه مانند و معمولاً با ديواره هاي صاف را مي گويند. اين نوع دهانه معمولاً بر روي ماه قطري كمتر از 9 مايل (15 كيلومتر) دارد. عمق آنها معمولاً حدود 20 درصد قطرشان است.

 دستگاه منظومه شمسي

(Solar System Plane)

 

دستگاه منظومه شمسي ما دستگاه كسوفي نيز ناميده مي شود (ecliptic). در اين دستگاه اغلب اجزاء سيستم خورشيدي ما قرار دارند (مدار عطارد و پلوتون از اين دستگاه مجزا هستند) . دستگاه سيستم خورشيدي ما حدود 5 درجه از دستگاه كهكشان راه شيري انحراف دارد. محور زمين حدود ْ23/5 درجه از دستگاه كسوفي انحراف دارد (كه اين امر باعث پيدايش فصول مي شود).

 

دورسنجي (Telemetry)

 

فرآيندي كه در آن اندازه گيري ها و ساير اطلاعات در موقعيت هاي دور جمع آوري شده و به طور خودكار به مشاهده كننده اي انتقال پيدا ميكند.

دوره تناوب هلالي

(Synodic)

مربوط به دو مقارنه متوالي پيكره هاي آسماني، براي مثال يك ماه دوره تناوب هلالي زماني ست  بين دو ماه نوري متوالي (29/531 روز) . ماه هلالي كمي بلندتر از ماه نجومي است.

 

دهمين سياره

  (Tenth Planet)

تاكنون هيچ سياره دهمي بعد از پلوتون مستقيماَ ديده نشده است. چند منجم فكر ميكنند كه شايد يك سياره دهم (ستاره همراه) در پشت پلوتون در حال چرخش به دور خورشيد است. اين ستاره همراه يا سياره دور ممكن است وجود داشته باشد و يا ممكن است وجود نداشته باشد. منشاء نظريه پردازي در مورد اين جسم، اين است كه ممكن است يك جسم آسماني كه تشخيص و رديابي آن مشكل باشد يا يك ستاره كوتوله قهوه اي (به نام نميس (Nemesis توسط ميدان مغناطيسي خورشيد به دام افتاده باشد. اين سياره دهم از آنجا احتمال وجود دارد كه برخي سنگ هاي آسماني يا مدارهاي بلنددوره در آن محل تجمع ميكنند. مدارهاي اين سنگ هاي آسماني دوردست به نظر تحت تاثير كشش گراني جسمي كه به دور خورشيد ميگردد است.

دماي ميانگين
(كلوين)

سياره

100 تا 700 عطارد
726 ناهيد
260 تا 310 زمين
150 تا 310 مريخ
120 مشتري
880 زحل
59 اورانوس
48 نپتون
37 پلوتون

دما (Temperature)

ميزان گرمي يا سردي چيزي و اينكه چه مقدار انرژي گرمائي در آن وجود دارد، دما ضرورتاَ اندازه اي از ميران سرعت حركت (يار ارتعاش) ذرات در پيكره اي است. مقياس هاي بسيار متفاوتي وجود دارد، مانند فارنهايت (F) ، سيليسيوس (C) و كلوين (K). فارنهايت مقياسي است كه در 32 درجه آن، آب يخ ميبندد و در 212 درجه آن آب ميجوشد. در مقياس سيليسيوس آب در صفر درجه يخ ميبندد و در 100 درجه ميجوشد. در مقياس كلوين، صفر درجه صفر مطلق ناميده شد و اندازه يك درجه آن مانند يك درجه سيليسيوسن است. دماهايي كه در مقياس سليسيوس سنجيده ميشود ميتوانند با فرمول 32+ F = 9/5*C به فارنهايت و با فرمول 273/1 + K = C به كلوين تبديل شوند.

 

دنباله  (Train)

بخش پشتي يونهاي درخشان پشت يك شهابسنگ بزرگ هنگامي كه شهابسنگ وارد جو زمين ميشود. دنباله معمولاَ تنها بخش قابل مشاهده براي چند ثانيه قبل از اينكه يونها با ساير اتمهاي جو تركيب شوند و بار خود را از دست بدهند، است.

Change Language | Contact us : Info@ngdir.ir | Home