ستاره بزرگي‌مطلق بزرگي‌ظاهري فاصله‌اززمين(سال‌نوري)

خورشيد (Sun)

8/4 + 72/26 - 000016/0
ستاره شعراي يماني (Sirius) 4/1 + 46/1 - 6/8
كانوپوس(Canopus) 5/2 - 72/0 - 74
ستاره رجل قنطورس

 (Rigel kentaurus)

4/4 + 27/0 - 3/4
ستاره سماك سامح يا نگهبان شمال(Arcturus) 2/0 + 04/0 - 34
ستاره نسر واقع يا كركس نشسته (Vega) 6/0 + 03/0 - 25
ستاره عقيق (Capella) 4/0 + 08/0 - 41
ستاره رجل الجبار (Rigel) 1/8 - 12/0 + 900
ستاره منكب الجوزا يا يد الجوزا (Betelgeuse) 2/7 - 7/0 + 1500
بزرگي مطلق (Absolute Magnitude)

ميزان درخشندگي يك جسم آسماني را گويند. اين مقياس در هنگامي كه يك ستاره از فاصلة معين 6/32 سال نوري (10پارس) ديده مي‌شود، به عنوان “بزرگي ظاهري”‌ تعريف مي‌شود. هر قدر اين عدد كمتر باشد، درخشندگي آن جسم نيز كمتر است. اعداد منفي درخشندگي فوق‌العاده‌اي را نشان مي‌دهند.

 

بشقاب آرسيبو

(Arecibo Dish)
 

بزرگترين راديو تلكسوپ دنيا. اين بشقاب 1000 فوت (350 متر) درون گودال طبيعي در تپه هاي پورتوريكو ساخته شده است.

باران اسيد(Acid Rain)

‌باران اسيد مضر و آلوده‌كنندة محيط زيست است. باران اسيد ممكن است بخشي از عامل انقراض K-T باشد.

 

برق زدن ستاره اي (Astronomic Scintillation)

به چشمك زدن ستاره ها (نوسان شديد) كه از جو ستاره ديده مي شود گفته مي شود. برق زدن در نتيجة تغيير شكل و جهت نور ستاره در هنگام عبور از جو زمين بوجود مي آيد . ميزان برق زدن براي ستاره هاي درخشاني كه به افق نزديك تر هستند، بيشتر است.

بار (Bar)
 

واحد فشار، يك بار برابر فشاري ست كه جو زمين در سطح دريا وجود دارد.

 

 


باريون (Baryon)
 باريون ها (ذرات سنگين) شامل پروتون ها و نوترون ها هستند
بازالت (Basalt)

نوعي سنگ آذرين.

 

بليندا (Belinda)

نهمين قمر مشتري قطر آن 68 كيلومتر و دقيقاٌ در فاصلة 75255 كيلومتري از اورانوس به دور آن مي چرخد. اين ماه توسط فضا پيماي ويجر  2 (Voyager 2) و در سال 1986 كشف شد. نام اين قمر از شخصيتي از يكي از داستان هاي الكساندر چاپ (Alexander Pop) گرفته شده است.

بيا نسا ( Bianca)

سومين قمر اورانوس. قطر آن حدود 44 كيلومتر و دقيقاٌ 59165 كيلومتر از اورانوس فاصله داشته و دور آن مي چرخد. اين قمر توسط كاوشگر ويجر 2 (Voyager 2) در سال 1989 كشف شد. بيا فضا نام يكي از شخصيت هاي داستاني كتاب هاي شكسپير است.

 

بزرگي پرتو سنجي

 (Bolometric Magnitude)

بزرگي پرتو سنجي يك ستاره شامل تشعشع خروجي كل ستاره (نه تنها نور قابل مشاهده) است. اين عدد ميزاني ست كه اگر تمام انرژي ستاره اندازه گرفته شود، بدست خواهد آمد. اين عدد شامل تمام طيف الكترومغناطيسي است مانند اشعه هاي ايكس، ماوراء بنفش، اشعه گاما، مادون قرمز و غيره بزرگي معمول يك ستاره تنها نور قابل مشاهدة صادر شده از آن به حساب مي آيد.

نوعي كواسار(Quasar) كه اشعه گاما و ساير تشعشعات الكترومگنتيك از خود صادر ميكند.

 

 

بايا

(Bya – 1000000000)

بايا به معني يك ميليارد سال قبل است.

برش (Breccia)

نوعي سنگ كه متشكل از قطعات زاويه دار شكسته سنگ هاي قديمي تر است. دهانه هاي برخوردي، برش بوجود مي آورند.

 

بقاي انرژي

(Conservation of Energy)

اصل اساسي فيزيك است كه بيان مي كند انرژي نه از بين مي رود و نه بوجود مي آيد، بلكه به اشكال مختلف تبديل مي شوند. براي مثال انرژي شيميايي موجود در لاية اتمي در حين اشتغال به گرما تبديل مي شود.

بلورها ( Crystals )

مواد جامدي كه اتمهاي تشكيل دهنده آن الگوي بسيار منظمي دارند .

 


باران سنگ آكواريد دلتا

( Delta Aquarid Meteor Shower )

اين باران شهاب سنگ از 14 تا 18 آگست تا حداكثر 28 تا 29 جولاي هر سال اتفاق مي افتد. علت اين پديده عبور زمين از مداري از سنگ هاي آسماني و قطعات يخي ناشناخته است , بطوريكه با ورود سنگ هاي آسماني به درون جو زمين مي سوزند. به نظر مي رسد كه اين شهاب سنگ ها از نظر صورت فلكي از صوزت فلكي دلو ( Aquarius ) منشاء مي گيرند ( اما اين طور نيست ) .



بيضي ( Ellipse )

شكلي شبيه دايره يخ شده اين شكل شامل تمام نقاط يك صفحه است : a+ b  ( دو برابر طول محوره نيمه اصلي ) جاييكه a  فاصله كانون تا نقطه اي روي محيط بيضوي و b   فاصله كانون ديگر تا همان نقطه روي محيط بيضوي است .

 

بخش انك ( Encke Division )

اين بخش خارجي ترين حلقه هاي اصلي سياره زحل را , يعني حلقه A را تقسيم مي كند. فضاي خالي آن 200 مايل ( 325 كيلومتر ) پهنا و 83000 مايل ( 133570  كيلومتر ) از مركز زحل فاصله دارد . اين بخش به نام جوان انك  ( Johann Encke ) كه كاشف آن بود در سال 1837 نامگذاري شد .

باران شهاب سنگ اتا  آكواريد

( Eta Aquarid Mereor Shower )

باران شهاب سنگي كه از 12 آوريل تا 12 مي هر سال تا حداكثر 5 تا 6 مي هر سال حادث مي شود . اين باران شهاب سنگ هر ساله هنگاميكه زمين از مدار ستاره دنباله دار و قطعات يخ هالي ( Halley )  مي گذرد , اتفاق مي افتد كه اين قطعات با ورود به جو زمين مي سوزند . شهاب سنگ هاي اين باران به نظر از صورت فلكي دلو صادر مي شوند , اما در حقيقت اينطور نيست .

 

برون زيست شناسي

( Exobiology )  

شاخه علمي كه به مطالعه زيست شناسي , بيوشيمي و اشكال حيات در دنياهاي خارج از كره زمين بطور نظريه اي فرضي مي پردازد . كارل ساگان      ( Carl Sagan )  پيشقدم اين علم بود .

برون سياره  ( Exoplanet )

( مخفف سيره خارج از منظومه شمسي ) . سياره اي كه به دور ستاره اي به جز خورشيد مي چرخد, اين سياره ها با مشاهده جنبش ستاره آنها جاذبه برون سياره ها را بوجود مي آورد , تشخيص داده مي شوند .

 

برون كره   ( Exosphere )

خارجي ترين لايه كره زمين كه از 400 مايلي ( 640 كيلومتري ) تا 800 مايلي ( 1280 كيلومتري ) بالاي سطح زمين گسترش دارد . مرز پاييني اگزوسفر سطح بحراني فرار ناميده مي شود كه در آن محدوده دما و  فشار جو بسيار پايين است ( اتمها ي گاز فضاي زياد اشغال مي كنند ) .


برون كهكشاني 

 ( Extragalactic)

بيرون يا خارج از كهكشان

 ( كهكشان راه شيري )

 

 

اران شهاب سنگ جوزائيها

( Geminid Meteot Shower )  

باران شهاب سنگي كه هر ساله از 6 تا 19 دسامبر تا حداكثر 13 الي 14 دسامبر حادث مي شود . اين باران شهاب سنگ هر ساله هنگامي كه زمين از كمر بند سيارك3200 #   فائتون (# 3200 Phaeton )  مي گذرد اتفاق مي افتد و باقي مانده هاي غباري سيارك هنگامي كه وارد جو زمين مي شوند , مي سوزند. به نظر مي رسد اين باران از صورت  فلكي جوزا يا دو پيكر منشاء مي گيرد , اما در واقع اينطور نيست .

برق سبز ( Green Flash )

گاهي اوقات هنگام طلوع يا غروب خورشيد نزديك خورشيد برق نورهاي سبز رنگي ديده مي شود. اين اثر تنها هنگامي اتفاق مي افتد كه هيچ ابري نزديك خورشيد وجود نداشته باد . برق سبز يا پرتو سبز عمدتاً دراثر شكست نور خورشيد توسط جو زمين ايجاد مي شود ( نور آبي خورشيد بيشتر از ساير طول موجهاي ديگر خم مي شود) . اين پديده مي تواند به علت پخش شدگي نور خورشيد و جذب شدن متفاوت آن توسط جو زمين هنگامي كه خورشيد به افق نزديك است . نيز باشد .

 

بنو گوتنبرگ ( Gutenberg Beno )

( 4ژوئن 1889 تا 1960 ) فيزيكدان آلماني كه به درستي اندازه هسته زمين را محاسبه كرد و كشف كرد كه كره زمين داراي منطقه كم سرعتي در گوشته بالايي است ( كه در حال حاضر به آن ناپيوستگي گوتنبرگ مي گويند ) . وي يك سري مقاله درباره لرزه شناسي زمين . همراه با چارلز ريچر ( Charles Richter )  در سال 1941 منتشر كرد .

باروت ( Gun powder )

باروت در حدود 1000 سال پيش  توسط چيني هاي باستان اختراع شد كه شامل شوره قلمي , سولفور و گرد زغال سنگ بود . اين پودر براي استفاده در آتشبازي جشن ها ي مهم , دارو , شيمي و بعدها در نيروي موشك هاي ابتدايي به كار برده شد .

 

باران شهاب سنگ  اسديها

  (Leonids Meteor Shower)

اين باران شهاب سنگ هر سال از 14 تا 20 نوامبر تا حداكثر 17 تا 18 نوامبر ، هنگاميكه زمين از مدار ستاره دنباله دار تمپل – تاتل ( Temple-Tuttle)  و باقي مانده هاي يخي شهاب سنگ مي گذرد حادث مي شود. اين مواد با عبور به جو زمين از بين مي روند . به نظر مي رسد شهاب سنگ ها ي اين باران از صورت فلكي  اسد يا شير  منشاء مي گيرند ، اما اين طور نيست .

بريتل لايندبلد

(Lindblad, Bertil)

1895 تا 1965) ستاره شناس سوئدي كه نظرية وي دربارة اين بود كه نواحي اطراف مركز كهكشان در حال چرخش هستند. اورت (Oort) وقوع اين پديده را به درستي ثابت كرد. وي ساختار و ديناميك خوشه‌هاي ستاره را مطالعه كرد، جرم كهكشان راه شيري دورة مدار خورشيد ما را تخمين زد، جهت و فاصلة‌ تقريبي هارلو شيپلي (Harlow shapely) را به مركز كهكشان ثابت كرد و وسايل طيف سنجي تشخيص بين سري ستاره هاي اصلي و بزرگ را توسعه داد.

 

بزرگي محدود كننده

(Limiting Magnitude)

قدرت درخشندگي بزرگترين ستاره‌اي كه بالاي سر خود مي‌توان ديد. اين بزرگي در اثر شرايط آب و هوايي و فنون مشاهده معين مي‌گردد.

برآمدگي هسته‌اي

(Nuclear Bulge)

بخش حلقوي مركزي كهكشان حلقوي كه به وسيلة‌تودة ستاره‌اي صفحه مانند با با روزهاي حلقوي احاطه شده است.

 

ستاره دنباله دار والدين

سرعت (كيلومتر بر ثانيه(

نرخ ساعتي تقريبي شهاب سنگ ها

تاريخ حداكثر

تاريخ تقريبي

باران شهابسنگ

ناشناخته 42 40 تا 60 3 ژانويه 8 دسامبر تا 7 ژانويه

كوادرانيتيد ها

(Quadranitids)

 

تاچر (Thatcher) 18611 48 10 تا 15 22

آوریل

16 تا 25 آوريل  شلياقي ها  (Lyrids)
هالي (Halley)  به طور متناوب 66 20 تا 50 5 تا 6 مي 21 آوريل تا 12 مي

اتا دلويها

(Eta Aquarids)

 

ناشناخته 41 20 28 تا 29 جولاي 14 جولاي تا 18 آگوست

دلتا دلويها

(Delta Aquarids)

 

سويفت – تاتل

(Swift-Tuttle)

به طور متناوب

 

60 50 تا 75 12 آگوست 23 جولاي تا 22 آگوست

برساووشيها

(Perseids)

 

هالي (Halley) به طور متناوب 66 20 تا 25 21 تا 22 اكتبر 15 تا 29 اكتبر

 جباريها

(Orionids)

 

انك (Enck) بطور متناوب - 10 تا 15 30 اكتبر تا 7 نوامبر 17 سپتامبر تا 27 نوامبر تاوريد جنوبي (Southern Taurids)
تمپل – تارتل (Temple-Turttle) به طور متناوب 71 15 تا بيش از 80 17 تا 18 نوامبر 14 تا 20 نوامبر اسديها  (leonids)
شبه سيارة فائتون (Phaeton) # 3200 35 50 تا 85 13 تا 14 دسامبر 6 تا 19 دسامبر جوزائيها (Geminids)
تاتل (Tuttle)1790   34 15 22 دسامبر 17 تا 25 دسامبر

دب اكبريها

(Ursids)

باران شهاب (Meteor Shower)

پديده‌اي كه طي آن شهابسنگ هاي دنباله دار در زمان نسبتاً كوتاهي و تقريباً در مسيرهاي موازي به جو زمين سقوط مي‌كنند اين پديده هنگامي حادث مي‌شود كه كرة زمين از مدار سنگ‌هاي آسماني عبور كند و قطعات سنگ هاي آسماني باقيمانده (سنگ و غيره) زمين را بمباران كنند. باران شهابسنگ زمين هر ساله در زمان قابل پيش بيني حادث مي‌شود. اين باران ها براساس صورت فلكي كه ظاهراً منشاء آنها است،‌ نامگذاري مي‌شوند. باران شهابسنگ عظيم، طوفان شهابسنگ ناميده مي‌شود و معمولاً بيش از هزاران شهابسنگ در ساعت را توليد مي‌كند.

 

بازوي اوريون

 (Orion Arm)

يا بازوي محلي (Local Arm)، بازوي كهكشان راه شيري است كه سيستم خورشيدي ما در آن قرار گرفته است.

باران ستارة دنباله دار اوريونيد (Orionid Meteor Shower)

اين باران هر سال از 15 تا 29 اكتبر تا حداكثر 21 تا 22 اكتبر هر سال، و هنگاميكه كرة زمين از جدار ستاره دنباله دار هالي (Halley) عبور مي كند، حادث مي شود. اين سنگ هاي آسماني و باقيمانده‌هاي يخي آن هنگاميكه به جو زمين وارد مي شوند، اين ستاره هاي دنباله دار به نظر مي رسند كه از صورت فلكي  جبار يا شكارچي (Orion) منشاء مي‌گيرند (اما اينطور نيست)

 

باران ستارة دنباله‌دار كوادرانتيد

 (Quadrantid Meteor Shower)

كوادرانيتدها، باران ستاره دنباله دار است كه هر سال از 7 ژوئن تا 8 دسامبر تا حداكثر 3 ژوئن حادث مي‌شود. اين باران شهابسنگ هر سال هنگاميكه كرة زمين از مدار ستاره دنباله دار ناشناخته‌اي عبور مي‌كند اتفاق مي‌افتد كه بقاياي يخي ستاره دنباله دار هنگام ورود به جو زمين متلاشي مي‌شوند. به نظر مي‌رسد شهابسنگ‌هاي از صورت فلكي صورت فلكي ارابه ران يا عوا (Bootes) منشاء گرفته باشند (اما اينطور نيست)

باران ستاره‌دنباله دار پرسيد

(Perseid Meteor Shower)

باران شهابسنگي  كه هر ساله از 23 جولاي تا 22 آگست و حداكثر در 12 آگست حادث مي‌شود. اين باران ستارة‌دنباله دار در اثر عبور زمين از مدار ستاره دنباله دار سويفت – تاتل (Swift-tuttle) به وجود مي‌آيد و باقيمانده هاي يخي ستاره دنباله دار هنگام ورود به جو زمين متلاشي مي‌شود اين باران شهابسنگ ميانگين درخشندگي 3/2 دارد و به نظر مي رسد كه از صورت فلكي صورت فلكي برساووش (Perseus) منشاء گرفته باشند (اما اينطور نيست).

 

بار مفيد (Payload)

 بار حمل شده در شاتل فضايي يا هر فضاپيماي ديگر.

برق زدن (Scintillation)

چشمك زدن ستاره ها ( نوسان شدت درخشش) از جو يك ستاره را گويند. برق زدن ستاره ها هنگامي اتفاق مي افتد كه نور بوسيله جو زمين تغيير شكل مي دهد. برق زدن ستاره هاي بزرگي كه در ارتفاع كمتري نسبت به افق قرار دارند بيشتر است.

 

بازشدگي كف دريا

(Seafloor Spreading)

حركت دورشونده دو صفحه اقيانوسي نسبت به هم كه منجر به شكل گيري پوسته اقيانوسي جديد و پوسته ميان اقيانوسي مي شود.

باد خورشيدي

(Solar Wind)

جريان پيوسته اي از يونها (ذرات باردار الكتريكي) كه بوسيله خورشيد انتشار پيدا مي كنند. از آنجا كه ذرات از خورشيد در هنگام چرخش آن خارج ميشوند، باد خورشيدي با الگوي خاصي در منظومه شمسي جريان مي يابد. يك باد خورشيدي حدود 5 روز طول مي كشد تا به زمين برسد و سرعت آن 500 مايل درساعت (800 كيلومت در ثانيه) است . باد خورشيدي در امتداد امواج مغناطيسي مرتعش كه توسط خورشيد بوجود مي آيند طي مسير مي كنند.

 

بررسي گر فضايي

(Space Probe)

فضاپيماي تحقيقاتي بدون سرنشين.

برق ستاره اي (Stellar Scintillation)

چشمك زدن ستاره ها (نوسان شدت درخشش) كه از جو يك سياره ديده مي شود. برق زدن هنگامي بوجود مي آيد كه نور ستاره توسط جو زمين تغيير شكل پيدا مي كند. برق زدن ستاره هاي درخشان نزديك افق بيشتر است.

 

باد ستاره اي

(Stishovite)

شكل بسيار چگالي از كوارتز كه تنها در دهانه هاي برخوردي شهابسنگ ها يافت مي شود. در اين دهانه كوارتز تخت شوك فشاري بسيار قوي تشكيل مي شود.

بنگمت استرمگرن

(Stromgren, Bengt)

(21 ژانويه 1908 تا 4 جولاي 1987)، منجم دانماركي ساختار ستاره ها شامل جوهاي ستاره ها، تركيب آنها (حاوي چه عناصري هستند) و يونيزه شدن ستاره ها، را مورد مطالعه داد. او اين نظريه را كه ابرهاي گاز هيدروژن يونيزه شده، ستاره هاي داغ را احاطه كرده اند (كره استرمگزن) را ارائه دارد. همچنين وي ارتباط بين چگالي گاز يك ستاره و درخشندگي آنرا و اندازه گاز يونيزه اي كره استرمگرن  كه اطراف آن است را تعيین كرد. او بر روي فتومتري فتوالكتريك (اندازه گيري شدت اثر فتوالكتريك يك جسم آسماني) نيز كار كرد.

 

برين مرز  (Tropopouse)

منطقه مرزي (يا لايه انتقالي) بين تروپوسفر و استراتوسفر. جو زمين اين منطقه با تغيير دمايي كم يا عدم وجود تغيير دما به همراه افزايش ارتفاع شناخته ميشود.

بين المدارين  (Tropics)

نواري به پهناي 3000 مايل (4800 كيلومتر) به دور استوا بين مدارالسرطان (عرض جغرافيايي 23/5 درجه شمالي) و مدار راس الجدي (عرض جغرافيايي 23/5 درجه جنوبي)

 

باران شهابسنگ دب اكبريها

   (Ursid Meteor Shower)

اين باران ستاره دنباله دارد. هر ساله در 17 تا 25 دسامبر و حداكثر 22 دسامبر، هنگامي كه خورشيد از مدار ستاره دنباله دار تاتل (Tuttle) ميگذرد، اتفاق ميافتد. باقي مانده هاي يخي ستاره دنباله دار هنگامي كه وارد جو زمين ميشوند، ميسوزند. ستاره هاي دنباله دار به نظر ميرسند كه از صورت فلكي اورساماينر (دب اصغر) منشا گرفته باشند، اما اينطور نيست.

برق زدن

(Twinking)

يا چشمك زدن ستاره ها در اثر جو زمين بوجود ميآيد. هنگامي كه نورخوشيد بوسيله جو زمين تغيير شكل مي يابد، ستاره در حال برق زدن به نظر ميرسد. چشمك زدن ستاره هاي روس نزديك به افق بيشتر است.

 

بردار (Vector)

يك مقدار به علاوه يك جهت. يك بردار ميتواند توسط يك فلش كه طولش مقدار عدد و جهتش، حهت را نشان دهد، نماس داده شود. براي مثال سرعت يك بردار سرعت است، زيرا به شما ميگويد يك جسم چقدر سريع و در چه جهتي حركت ميكند.

بي وزني (Weightlessness)

يا سقوط آزاد، حالتي است كه در آن يك جسم به نظر وزني ندارد (اما جرم جسم ثابت ميماند). طي بي وزني، كشش گراني يك جسم به حداقل ميرسد (نزديك به صفر).

 

بيضوي سفيد مشتري

(White Oval of Jupiter)

طوفان هفتاد ساله و تقريباَ‌ به اندازه زمين روي مشتري.

باد (Wind)

حركت هواي جوي روي يك سياره . باد در اثر تفاوت دماها و در نتيجه تفاوت فشار هوا) در اطراف يك سياره بوجود ميآيد. اين تفاوت دما نيز خود بوسيله خورشيد ايجاد ميشود. ساير دلايل ايجاد باد اختلاف دماي روي خشكي و روي دريا، پستي و بلندي خشكي (توپوگرافي) مانند تپه ها، كوهها، دشت ها و غيره  و چرخش زمين (كه باعث نيروي گريز از مركز ميشود) هستند.

Change Language | Contact us : Info@ngdir.ir | Home