T

 

حركت مماسي يا تانژانتي

 (Tangential Motion)

حركتي كه عمود بر حركت شعاعي است.


 


 

صورت فلكي ثور

  (Taurus)

صورت فلكي در منطقه البروج به معني گاو نر. اين صورت فلكي در امتداد صفحه خورشيدي بين صورت فلكي حمل يا بره (Aries) و صورت فلكي جوزا يا دو پيكر (Gemini) ديده ميشود. درخشانترين ستاره آن ستاره دبران   (Aldebaran) است كه يكي از چشمهاي گاو است. اين ستاره سيزدهمين ستاره درخشان آسمان است. دومين ستاره درخشان اين صورت فلكي آلناث (Alenath) و سومين آنها هايدوم  (Hyadum I) است.

 

فعاليت زمين ساختي

 (Tectonic Activity)

تغيير سطح يك سياره (يا قمر) به علت تغييرات درون آن پيكره. زمين لرزه ها، شكاف ها، شكستگي ها و آتشفشانها نتيجه فعاليت تكتونيكي است.

دورسنجي (Telemetry)

فرآيندي كه در آن اندازه گيري ها و ساير اطلاعات در موقعيت هاي دور جمع آوري شده و به طور خودكار به مشاهده كننده اي انتقال پيدا ميكند.

 

تلسكوپ (Telescope)

وسيله اي كه اجسام دور را بزرگتر و نزديكتر نشان ميدهد و اجازه ميدهد تا اجسام دور فضايي را بهتر ديد. اولين تلسكوپ بازتابي توسط هانس ليپرشي (Hans Lippershey) در سال 1608 اختراع شد. تلسكوپ هاي اوليه از عدسي ها و يا آينه هاي شيشه اي براي تشخيص نور قابل مشاهده استفاده ميكردند. تلسكوپهاي بعدي از تشعشع الكترومغناطيسي جمع آوري شده از طيف كامل از امواج راديويي تا پرتوهاي گاما استفاده ميكند .

 

تلستو (Telesto)

يكي از هجده قمر زحل كه در سال 1980 توسط اسميت (B.Smith)، ريتسما (H.Reitsema)، لارسون (S.Larson) و فاونتين (J.Fountain) اين قمر بي شكل، داراي شعاع 7/5×12/5×15 كيلومتر است. تلستو همراه قمر كاليپسو (Calypso) (با فاصله 294660 كيلومتري از مركز زحل) داراي قمر مشتركي هستند و از آنجا كه هر دو در مدار تتيس (Thethys) ميچرخند، به نام تراوايي هاي تتيس (Tetheys Trojans) خوانده ميشوند.

 
 

دماي ميانگين
(كلوين)

سياره

100 تا 700 عطارد
726 ناهيد
260 تا 310 زمين
150 تا 310 مريخ
120 مشتري
880 زحل
59 اورانوس
48 نپتون
37 پلوتون

دما (Temperature)

ميزان گرمي يا سردي چيزي و اينكه چه مقدار انرژي گرمائي در آن وجود دارد، دما ضرورتاَ اندازه اي از ميران سرعت حركت (يار ارتعاش) ذرات در پيكره اي است. مقياس هاي بسيار متفاوتي وجود دارد، مانند فارنهايت (F) ، سيليسيوس (C) و كلوين (K). فارنهايت مقياسي است كه در 32 درجه آن، آب يخ ميبندد و در 212 درجه آن آب ميجوشد. در مقياس سيليسيوس آب در صفر درجه يخ ميبندد و در 100 درجه ميجوشد. در مقياس كلوين، صفر درجه صفر مطلق ناميده شد و اندازه يك درجه آن مانند يك درجه سيليسيوسن است. دماهايي كه در مقياس سليسيوس سنجيده ميشود ميتوانند با فرمول 32+ F = 9/5*C به فارنهايت و با فرمول 273/1 + K = C به كلوين تبديل شوند.


 


 

دهمين سياره

  (Tenth Planet) 

تاكنون هيچ سياره دهمي بعد از پلوتون مستقيماَ ديده نشده است. چند منجم فكر ميكنند كه شايد يك سياره دهم (ستاره همراه) در پشت پلوتون در حال چرخش به دور خورشيد است. اين ستاره همراه يا سياره دور ممكن است وجود داشته باشد و يا ممكن است وجود نداشته باشد. منشاء نظريه پردازي در مورد اين جسم، اين است كه ممكن است يك جسم آسماني كه تشخيص و رديابي آن مشكل باشد يا يك ستاره كوتوله قهوه اي (به نام نميس (Nemesis توسط ميدان مغناطيسي خورشيد به دام افتاده باشد. اين سياره دهم از آنجا احتمال وجود دارد كه برخي سنگ هاي آسماني يا مدارهاي بلنددوره در آن محل تجمع ميكنند. مدارهاي اين سنگ هاي آسماني دوردست به نظر تحت تاثير كشش گراني جسمي كه به دور خورشيد ميگردد است.

 


والنتينا ترشكوا

  (Thershkova,Valentina)

(1937 تا به حال) فضانورد شوروي و اولين زن فضانورد. او در ماموريت وستوك 5  (Vostok 5) كه در 16 ژوئن 1963 پرتاب شد و 48 بار به دور زمين چرخيد، شركت داشت. اين پرواز 2/95 روز طول كشيد. فضاپيما در 19 ژوئن 1963 در اتحاديه جماهير شوروي به زمين نشست.

 

 ضربه نهايي

  (Thermination Shock)

 ضربه نهايي باد خورشيدي، شكلي است كه وقتي كه باد خورشيدي به هليوپاوس  (heliopause) برخورد ميكند و سرعتش بسيار كاهش پيدا ميكند (كمتر از حدود 20 كيلومتر در ثانيه) بوجود ميآيد.

 
 

حد فاصل  (Terminator)

 خط روز شب روي يك سياره (يا يك پيكره).

ترا  (Terra)

 توده خشكي گسترده اي روي يك سياره.

زميني (Terrestrial)

 درباره يا مربوط به زمين.

 

تتيس (Tethys)

يكي از هجده قمر زحل كه قمري يخي، بسيار دهانه درشت و شكاف دار است.  قطر آن حدود 600 مايل (1000 كيلومتر) است. يك شكاف يخي عظيم آن به نام ايتاكا چاسما
 400   ،(Ithaca chasma)مايل (65 كيلومتر) پهنا دارد و طول آن 3/4 محيط آن است. فاصله متوسط تتيس تا زحل حدود 180000 مايل  (294000 كيلومتر) است. دوره مداري آن 45/3 ساعت است. اين قمر در سال 1684 توسط كاسيني (Cassini) كشف شد. تركيب داخلي آن يخ با چگالی 1/21 گرم بر سانتي متر مكعب است. دماي سطح آن 187 سانتي گراد يا 305- درجه فارنهايت است.

 

 

 

 تالاسا (Thalassa)

قمر بسيار كوچكي از پنتون كه در ماموريت ويجر2 (Voyoger) 1989 ناسا كشف شد. اين قمر در فاصله 50070 كيلومتري پنتون به دور آن ميچرخد و داراي قطر 80 كيلومتر است.

 

 

تب (Thebe)

چهارمين قمر از 16 قمر مشتري كه 56×68 مايل (90×110 كيلومتر) قطر دارد و در فاصله 138000 مايلي (222000 كيلومتري) از مشتري ميچرخد. احتمالاَ تب و آمالتا (Amalthea) غبار حلقه گوسامر (Gossamer) مشتري را ميسازند. جرم تب 1017×8 كيلوگرم است. اين قمر در مدت 0/6745 روز به دور مشتري ميچرخد و داراي چرخش همزمان (هميشه يك سمت آن رو به مشتري است). تب در سال 1980 توسط استفان سينوت (Stephen Synnott) كشف شد.

 

 

نظريه نسبيت

(Theory of Relativity)

آلبرت انيشتين (Albert Einstein) نظريه هاي نسبيت عام و خاص را فرموله كرد. اين نظريه ها مكانيك نيوتني را از ميدان خارج كرد و نتايج متفاوتي از اجسام سريع به دست داد. نظريه نسبيت خاص براساس اين ايده كه سرعت داراي حد بالايي است و هيچ چيز نميتواند سريعتر از آن حد (سرعت نور) حركت كند است. همچنين اين نظريه بيان ميكند كه اندازه هاي زمان و فاصله مطلق نيستند و به قاب مرجع بيننده بستگي دارند. فضا و زمان به عنوان جنبه هايي از پديده هاي مجرد به نام زمان- فضا در نظر گرفته ميشوند. انرژي و لحظه آني نيز به همين صورت به هم مربوطند. در نتيجه، جرم به انرژي زيادي تبديل شود و بالعكس ( (E=mc2نسبيت خاص نظريه نسبيت عام را گسترش داده و هر دو بواسطه منحني زمان فضا توضيح داده ميشوند.

ترموسفر

  (Thermosphere)

طبقه حرارتي كه به صورت لايه هایي از جو بين فروسفر و فضاي خارجي قرار دارد. در ترموسفر، دما با افزايش ارتفاع، افزايش مييابد. ترموسفر شامل اگزوسفر و يونسفر است.

 


 

تولوس

 (Tholus)

كوه كوچك تا تپه گنبد شكل.

 

تامپسون

  (Thompson,J.J.)

دانشمند انگليسي كه در سال 1897 وجود الكترون را كشف كرد. الكترونها ذرات اتمي باردار (منفي) بسيار ريز هستند كه به دور هسته اتم ميچرخند.

 

 

تراست (Thrust)

نيروي مجدداَ فعال شده اعمال شده توسط موتور موشك، هواپيما يا جت.

 

زوج شدگي جزرومدي

(Tidal Coupling)

وقتي يك جسم آسماني به دور جسم ديگري ميگردد، نيروهاي جزرومدي تمايل دارند دوره هاي چرخشي را برابر كنند، بطوري كه بعد از يك زمان بسيار طولاني، ممكن است يكي شوند. نتيجه نهايي آن را زوج شدگي جزرومدي ميگويند. پلوتون داراي زوج شدگي جزرومدي است، اگر برروي پلوتون ميايستاديد، قمر آن (چارون) يا هميشه قابل رويت ميبود يا هيچويت ديده نميشد. در نتيجه برهم كنش هاي جزرومدي با ماه، دوره هاي چرخشي زمين به آهستگي در حال كاهش هستند. ميلياردها سال بعد، زمين و ماه داراي دوره چرخشي مشابهي خواهند بود و اين دقيقاَ برابر با دوره مداري ماه به دور زمين خواهد بود.

 

 

 

TIDAL FORCES

 

 

نيروي جزرومدي

(Tidal Heating)

گرم شدن يك ستاره يا ماهواره بواسطه، اصطكاك ايجاد شده توسط جزرومدها را گويند. براي مثال قمر يو (Io) همينطور كه با فاصله نسبتاَ كمي به دور خورشيد ميگردند، نيروهاي جزرومدي عظيم به طور شگفت انگيزي درون يو را گرم ميكنند و فعالترين پيكره از لحاظ لرزه اي را در منظومه شمسي بوجود ميآورند.

 

جزرومد (Tide)

بالاآمدگي و پائين افتادگي متناوب پيكره هاي بزرگ آب جزرومد در اثر برهم واكنش جاذبه اي بين كره زمين و ماه به وجود ميآيد. جاذبه گراني ماه، اقيانوسها را به بالا آمدن در طرف ماه ميكنند. بالاآمدگي ديگري نيز در طرف ديگر حادث ميشود، زيرا كره زمين هم به سمت ماه كشيده ميشود (و دور از آب طرف دورتر). همينطور كه زمين ميچرخد، دو جزرومد در روز حادث ميشود. ايساك نيوتن (Isaac Newton) اولين كسي بود كه از لحاظ علمي جزرومد را توضيح داد.

 

 

 

عدد جدول تايريون

  (Tirion Chart Number)

عدد طبقه بندي كه در جدول يا فهرستي كه در سال 1981 توسط ويل تايريون  (Will Tirion) ساخته شده به هر ستاره داده شد. اين جدول اولين اطلس ستاره ها بود كه از مطابقت هاي اعتدال شب و روز 2000  (equinx- 2000.0) براي هر ستاره استفاده كرد و به زودي اطلس ستاره اي مقياس متوسط استاندارد شد. اولين ضميمه آن حدود 43000 ستاره با قدرت درخشندگي 8 ترسيم كرد.
 در دومين ضميمه (ب
ه نام
 
 (Try Sky Atlas حدود 80000 ستاره با قدرت درخشش 8/5 را ترسيم كرد (و به هر ستاره عدد جدول تايريون داده شد)

 

 
 

تيتان (Titan)

بزرگترين قمر هجده گانه زحل با قطري حدود 3200 مايل (5150 كيلومتر) كه تنها قمر شناخته شده اي ست كه داراي جو است. اين جو عمدتاَ از نيتروژن (با كمي متان) و فشار جوي آن 1/6 بار (60 درصد بزرگتر از فشار جو زمين) است. اين جو به همراه ابرهاي سنگينش سطح ماه را تيره ميكند. اين قمر دومين قمر بزرگ در منظومه شمسي است (بعد از قمر گاني مد  Gany mede مشتري). تيتان بزرگتر از عطارد و پلوتون است.
دماي سطحي آن حدود 178
درجه سانتيگراد يا 289- درجه فارنهايت است. اين قمر در سال 1655 توسط هويگنز (C.Huygens) كشف شد.

تيتانيا (Titania)

بزرگترين قمر از هجده قمر اورانوس كه تقريباَ نصف ماه ما است. اين قمر توسط تعداد زيادي دهانه، چند صخره يخي حوضه برخوردي عظيم و خطوط گسلي پوشيده شده است. قطر آن 1578 كيلومتر و جرم آن 1021×3/49 كيلوگرم است. اين قمر در ميانگين فاصله اي حدود 435840 كيلومتري از اورانوس ميچرخد. تيتانيا در سال 1787 توسط هرشل  (Wm.Hersched) كشف شد.

 

 

قانون تيتوس بوده

 (Titus-Bode Law)

 يا قانون بوده يك تطابق رياضي جالب است و در واقع يك قانون فيزيكي نيست. اين قانون يك سري عددي است كه با فواصل سياره اي از خورشيد مطابقت دارد. اين قانون موقعيت تمام سياره هاي منظومه شمسي ما را به جز پلوتون (و همچنين كمربند سياركي كه يك سياره در آن وجود دارد) پيش بيني ميكند. اين رابطه به نام جوان تيتوس (Jahann Titus) و منجم آلماني، الرت بوده (Elert Bode) كه در سال 1700 اين رابطه را كشف كردند، نامگذاري شده است. سري هاي تيتوس- بوده منظومه شمسي ما به عدد 0/4 (Au) شروع شده و با اضافه كردن 0، 0/3، 0/6، 1/2، 2/4 به آن (بعد از اولي، هر بار دوبرابر ميشود)، ادامه مييابد. نتيجه آن پيش بيني ميكند كه: عطارد 0/4، ناهيد 0/7 ، زمين 1، مريخ 1/6، كمربند  سياركان  2/8 ، مشتري 5/2 ،‌ زحل 10، اورانوس 19/6  Auاز خورشيد فاصله دارند.

 

 

تي ان او (TNO)

به معني  Trans Neptunian Object (جسم وراي نپتون) است و منظور اجسام كوچك شبيه سياره اي كه از يخ و سنگ ساخته شده اند و پشت نپتون به دور خورشيد ميچرخند. آنها اجسام كمربند كوئيپر هستند كه از تشكيل منظومه شمسي جا مانده اند. پلوتون اگرچه جسم بزرگ تري است، اما ممكن است يك تي ان او باشد.

 

 

كلايد تومباو (1906 تا 1997)

(Tombaugh, Clyde)

منجم آمريكايي كه در سال 1930 پلوتون را كشف كرد. همچنين او در سال 1950 به درستي پيش بيني كرد كه سطح مريخ از دهانه پوشيده شده است.

 

مقياس تورينو

  (Torrino Scale)

مقياس ارزيابي خطر براي نشان دادن استعداد خطر مربوط با سنگ هاي آسماني و سياركهايي كه ممكن است با زمين برخورد كنند. اين مقياس انرژي جنبشي (مرتبط با جرم و سرعت جسم) اجسام مختلف را كه احتمال تصادف با زمين را دارند، يادآور ميشوند. مقياس تورينو توسط دكتر ريچارد بينزل  (Dr.Richard Binzel) كشف شد.

 

 

كسوف كامل

 (Total Eclipse)

هنگامي كه ماه بطور كامل جلوي خورشيد را بگيرد يا سايه زمين بطور كامل جلوي ديد ما را از ماه بگيرد، كسوف يا خسوف كامل اتفاق ميافتد. يك كسوف يا خسوف كامل ميتواند تنها هنگام (1600 كيلومتر در ساعت) از روي زمين عبور ميكند. بخاطر اندازه و مسافت نسبي خورشيد، زمين و ماه، زمين تنها كره اي در منظومه شمسي ماست كه كسوف يا خسوف كامل را تجربه ميكند.

تماميت  (Totality)

بخش كوتاهي از يك كسوف يا خسوف ، هنگامي كه ماه بطور كامل خورشيد را بپوشاند و يا سايه زمين، بطور كامل جلوي ديد ما را از ماه بگيرد.

 


 

دنباله  (Train)

بخش پشتي يونهاي درخشان پشت يك شهابسنگ بزرگ هنگامي كه شهابسنگ وارد جو زمين ميشود. دنباله معمولاَ تنها بخش قابل مشاهده براي چند ثانيه قبل از اينكه يونها با ساير اتمهاي جو تركيب شوند و بار خود را از دست بدهند، است.

 

عبور (Transit)

1. هنگامي كه يك پيكره كوچكتر از جلوي يك جسم بزرگتر ميگذرد (بطور مثال وقتي جسمي از بين خورشيد و زمين عبور ميكند). طي اين زمان، بنظر ميرسد كه جسم از جلوي صفحه خورشيد يا دايره البروج عبور ميكند. تنها سياره هايي كه از زمين و خورشيد عبور ميكنند، عطارد و ناهيد هستند (زيرا به خورشيد نزديكتر از زمين هستند). بنابراين تنها سياره هايي كه ميتوانند اين پديده را نيز بوجود بياورند، همين ها هستند.
2. عبور يك قمر از جلوي سياره خود
3. عبور جسمي از نصف النهار شخص بيننده

 

 

جسم وراي نپتون

  (Trans Neptunian Object)

يا TNO شياره وارهاي كوچك سنگي و يخي كه خورشيد ما را در پشت نپتون دور ميزنند. آنها اجسام كمربند كوئيپر هستند كه از تشكيل منظومه شمسي جا مانده اند. با وجود اينكه پلوتون بزرگتر از يك جسم آسماني معمولي است، ممكن است تي ان او باشد.

 

فراماهي

  (Translunar)

به فضاي پشت مدار ماه اشاره ميكند.

 

 

فرانپتوني ها

 (Transneptunians)

 سياركها (سياره هاي كوچك) كه مدارشان داراي محور نيمه اصلي است و پشت مدار نپتون است. مجموعه فرانپتوني ها به عنوان ناف فرانپتوني  (Transneptunian) يا كمربند كوئيپر  (Kuiper Belt) شناخته شده است. حدود 200 فرانپتوني تاكنون كشف شده (اما بيشتر از اين وجود دارد).

تعرق  (Tranpiration)

عبور آب از ريشه گياه و از گياه تا به جو.

 

ذوزنقه  (Trapezium)

خوشه ستاره اي كه در مركز سحابي  جبار يا شكارچي (Orion) قرار گرفته است. چهار ستاره توده اي پرانرژي (OB جوان) در مركز ذوزنقه قرار دارد. اين چهار ستاره، شكل ذوزنقه را ميسازند.


 

ذوزنقه (Trapezoid)

شكل هندسي چهاروجهي كه داراي دو وجه موازي است.

 
 

تريتون  (Triton)

بزرگترين قمر از 8 قمر نپتون كه برخلاف تمام اقمار بزرگ سياره اي،‌ داراي مدار پسرونده است (يعني برخلاف جهت چرخش نپتون ميچرخد)، تريتون در سال 1846 توسط ويليام لاسل  (William Lassel) كشف شد. تريتون سردترين جسمي است كه در منظومه شمسي ما شناسايي شده است (235- درجه سانتي گراد يا 391- درجه فارنهايت). اين قمر سنگي داراي پوشش يخي قطبي در قطب جنوبش و همچنين اشكال زمين شناسي متنوعي شامل آتشفشانها، ترك هاي عظيم در سطح و آبفشانهايي از گاز نيتروژن است. تريتون داراي جو بسيار كوچك كدري (عمدتاَ نيتروژن) و سطحي دارد.

سياركهاي تراوايي

  (Trojan Asteroids)

سياركهايي كه در نقاط لاگرنج  (Lagrange points) كه از لحاظ گراني ثابت است ميچرخد، كه از آن سياره جلوتر و يا به دنبال آن است (اين مكانها جاهايي هستند كه جاذبه گراني خورشيد و سياره با هم در تعادلند). مشتري داراي بيشترين سياركهاي تراوايي است. مريخ هم چندتايي دارد. آشيلز  (Achilles) اولين سيارك تراوايي يافت شده است. سياركهايي كه در مدار خود از مشتری جلو ميافتند به نام قهرمانان يونان، و آنهايي از مشتري عقب ميافتند، به نام قهرمانان تراوايي (شهري در تركيه) نامگذاري ميشوند. بزرگترين سيارك تراوايي هكتور  (Hektor) است.

 
 

بين المدارين  (Tropics)

نواري به پهناي 3000 مايل (4800 كيلومتر) به دور استوا بين مدارالسرطان (عرض جغرافيايي 23/5 درجه شمالي) و مدار راس الجدي (عرض جغرافيايي 23/5 درجه جنوبي)

 

تروپوسفر  (Troposphere)

پائين ترين منطقه جو زمين (يا هر سياره اي)، برروي زمين، اين منطقه از روي زمين (يا آب) تا حدود 11 مايل (17 كيلومتر) به بالا گسترش دارد. ابرها و آب و هوا در تروپوسفر بوجود ميآيند. در تروپوسفر، دما با افزايش ارتفاع، عموماَ كاهش مييابد.

 

 

برين مرز  (Tropopouse)

منطقه مرزي (يا لايه انتقالي) بين تروپوسفر و استراتوسفر. جو زمين اين منطقه با تغيير دمايي كم يا عدم وجود تغيير دما به همراه افزايش ارتفاع شناخته ميشود.

 

سيلكوفسلي

(1857 تا 1935)

(Tsiolkovsky)

 معلم روسي و اولين شخص در ثبت ارائه ایده درباره به كارگيري موشك ها در كاوش هاي فضايي، او در سال 1898 ايده خود را ارائه داد و آن را در سال 1903 منشتر كرد. او پيشنهاد كرد كه موشك ها بايد با سوخت هاي مايع پرواز كنند. بسياري سيلكوفسكي را پدر علوم فضايي جديد ميدانند.

 
 

سونامي  (Tsunami)

موج بزرگي كه در اثر زمين لرزه، فوران آتشفشان و يا ندرتاَ در اثر برخورد سياركهای ستاره دنباله دار (به عنوان عامل انقراض K-T) بوجود ميآيند.

 

ستاره تي تاوري  (T Tauri Star)

نوعي ستاره متغير كه درخشندگي آن بطور نامنظم تغيير ميكند. طيف آن پهن و همراه خطوط نشر بسيار قوي است كه احتمالاَ نشانگر فعاليت سطحي شديد آن است. آنها ممكن است پروتواستارهايي در مراحل بعدي تشكيل ستاره هاي جوان كه هنوز در دياگرام راسل- هرتزپراگ جز ستاره هاي سري اصلي نيستند، باشند.

 

 

رابطه تولي فيشر

 (Tully-Fisher Relation)

 انطباق بين درخشندگي كهكشانهاي بي شكل و حلقوي و نرخ چرخش آنها (سرعت چرخشي كه از انتشار خطوط طيفي هنگامي كه نور آنها هم تغييرقرمز و هم تغيير آبي دارد، محاسبه ميشود). اين بدين معني ست كه كهكشانهاي حلقوي بزرگتر (انواع درخشانتر) سريعتر از انواع كوچكتر ميچرخند. اگر شما نرخ چرخش يك كهشكان حلقوي را بدانيد، ميتوانيد ميزان درخشش مطلق آنرا محاسبه كنيد (درخشش واقعي نه درخششي كه از زمين ديده ميشود كه همان درخشش ظاهرست). سپس با مقايسه درخشش واقعي كهكشان با قدرت درخشندگي ظاهري آن، ميتوانيد فاصله آنرا تعيين كنيد. دليل فيزيكي اين ارتباط تجربي ناشناخته است. اين رابطه اولين بار توسط تولي (R.B.Tully) و فيشر (J.R.Fisher) در سال 1977 پي برده شد.

 

برق زدن

(Twinking)

يا چشمك زدن ستاره ها در اثر جو زمين بوجود ميآيد. هنگامي كه نورخوشيد بوسيله جو زمين تغيير شكل مي يابد، ستاره در حال برق زدن به نظر ميرسد. چشمك زدن ستاره هاي روس نزديك به افق بيشتر است.

 

Change Language | Contact us : Info@ngdir.ir | Home