R


 

اسكترو متر رادار

(Radar Scatterometer)

وسيله‌اي كه تشعشع ريز موج انعكاسي را پراكنده و رديابي مي‌كند. اسكترومتر پژواك رادار (يا مقطع عمود پس زمينة رادار را كه سيگما صفر Sigma - 0 ـ ناميده مي‌شود) سطح زمين را اندازه مي‌گيرد. نواحي مختلف (مانند زمين‌هاي مسطح، سطوح خشن و آب) ريز موج‌ها را بطور متفاوتي پراكنده مي‌كند. يك اسكترومتر رادار براي به نقشه درآوردن نواحي قطبة كرة زمين (اگر مي‌شد آنها را در تاريكي يا از ميان ابرها ديد) بكار گرفته مي شود.


 


حركت شعاعي

 (Radial Motion)

 حركتي به سمت يك بيننده و يا عكس آن، سرعت شعاعي مي‌تواند با استفاده از تغيير داپلر (Doppler Shift ) تعيين شود. حركت به سمت بيننده خطوط طيفي را به سمت آبي تغيير مي‌دهد و حركت در خلاف سمت بيننده اين خطوط را به سمت قرمز تغيير مي‌دهد.


پرتو افكن

(Radiant)

نقطه‌اي در آسمان كه به نظر مي‌رسد باران شهابسنگ از آن مي‌آيد. براي مثال باران شهابسنگ جوزائيها (Geminids meteor Shower) به نظر از صورت فلكيجوزا يا دو پيكر (Gemini) مي‌آيد.


 

ستاره‌شناسي راديويي

 (Radio Astronomy)

شامل كاوش‌هاي فضايي توسط بررسي امواج راديويي كه از فضاي خارجي‌تر به دست مي‌آيد. نجوم راديويي در سال 1932 توسط كارل گوت جانسكي (Karl Gothe Jansky) كه اولين موج راديويي را از يك منبع آسماني در مركز كهكشان راه شيري، رديابي کرد، مطرح شد.گاروت روبر (Rober, Grote) كه يك اپراتور راديويي بود اولين راديو تلسكوپ واقعي را بعد از خواندن اكتشافات جانسكي و با استفاده از يك صفحة شلجمي 32 متري براي تمركز امواج راديويي ساخت.


 

حباب راديويي

 (Radio Bubble)

كره‌اي با گريز از مركزيت كرة زمين كه با سرعت نور (سرعت انتقال راديويي) در حال انبساط و گسترش است. لبه‌هاي اين حباب با اولين علائم راديويي مصنوعي كه در جو زمين به دام افتاده بودند، مطابقت دارد. حباب راديو هم‌اكنون تا پشت آلفا قنطورس(Alpha Centauri) كشيده شده است.

 

كهكشان راديويي

 (Radio Galaxy)

كهكشاني كه امواج راديويي از آن ساتع مي‌شود. دجاجهA  (Cygnus A ) قدرتمندترين  كهكشان راديويي نزديك به زمين است.


 

راديو سوند (Radiosonde)

وسيله‌اي كوچك كه بسياري از شرايط جوي موجود در بالاي جو را، مانند دما، سرعت و جهت باد، فشار هوا و رطوبت اندازه‌گيري مي‌كند. اين وسيله كه توسط بالون هواشناسي در هوا معلق است، داراي يك فرستندة راديويي است كه اطلاعات خود را به زمين مي‌فرستد. يك راديو سوند تا 100000 فوت (30000 متر) بالا مي‌رود و مدل سه بعدي از هوا ارائه مي‌دهد. اين وسيله در سال 1930 توسعه يافت.

 

ستارة راديويي

 (Radio Star)

در اوائل 1960، وقتي كواسارها براي اولين بار كشف شدند، از آنجا كه مقادير زيادي تشعشع حاوي امواج راديويي از خود صادر مي‌كردند، ستارة راديويي ناميده شدند.


 

راديو تلسكوپ

 (Radio telescope)

صفحة مقعري كه امواج راديويي را از فضا جمع‌آوري مي‌كند. مانند راديو تلسكوپ «پيكان بسيار بزرگ» (Very Large Array - VLA) در نيومكزيكو.


 

تعيين سن راديوايزوتويي

 (Radioisotope Dating)

روش اجراي تعيين سن فسيل‌ها و سنگ‌ها.

امواج راديويي (Radio Waves)

مشكلي از تشعشع الكترومغناطيسي با طول موج بلند و انرژي نسبتاً كم.



 

شعاع (Radius)

فاصلة بين مركز يك دايره (يا كره) تا لبة آن.

 

انتشار رله

 (Raleigh Scattering)

پديده‌اي كه طي آن نور توسط اجسام با وابستگي كم به طول موج نور انتشار پيدا مي‌كنند. براي مثال، انتشار نور خورشيد توسط مولكولهاي گاز در جو بوسيلة انتشار رلة نور آبي صورت مي‌گيرد. انتشار رله به نام فيزيكدان انگليسي، جان ويليام استرات لورد رله (1842 تا1919 )

 (Jhon William Lord Raleigh)  نامگذاري شد.

 

گروت روبر (Rober, Grote)

(11 دسامبر 1911 تا 20 دسامبر 2002) مهندس راديو و پيشگام نجوم غير حرفه‌اي و اولين كسي كه از اكتشاف كارل جانسكي (Karl Jansky) در امواج راديويي فضايي تبعيت كرد. روبر يك آنتن صفحة راديويي انعكاس دهندة شلجمي 9 متري در حياط خود در ايلينويز ساخت. اين آنتن اولين راديو تلسكوپ بكار گرفته شده در نجوم بود. او اولين علائم (با فركانس 160 مگا هرتز و طول موج 2 متر) را در سال 1939 با استفاده از سومين دريافت كنندة خود رديابي كرد. كار روبرت منجر به پيشرفت‌هاي بسياري در نجوم راديويي شد. او اولين نقشه‌هاي راديويي آلمان را ساخت و نشان داد كه درخشانترين نواحي با مركز كهكشان راه شيري مطابقت دارند. وي زمينة نجوم راديويي با طول موج بسيار بلند/فركانس كم (1 تا 2 مگا هرتز، 150 تا 300 متر طول موج) با رفتن به تاسماينا ) Tasmania ـ جزيره‌اي دور از سواحل جنوب شرقي استراليا) جاييكه اين امواج قادر به دريافت هستند (زيرا امواج راديويي با طول موج بلند مي‌توانند از يونسفر كرة زمين در بخشهايي كه گودال لاية اوزون سوراخ است عبور كنند)، ايجاد كرد.


 

كوتولة قرمز (Red dwarf)

ستارة متوالي اصلي كوچك، سرد و بسيار كمرنگ كه دماي سطح آن زير حدوداً 4000 درجة كلوين است. كوتوله‌هاي قرمز، معمولترين نوع ستاره است. پروكسما قنطورس (Proxima Centauri) يك كوتولة قرمز است.

 

ستارة بزرگ قرمز

(Red Giant Star)

ستارة نسبتاً پيري كه قطر آن به ميزان زيادي از بين رفته است و دماي آن نيز بطور قابل ملاحظه‌اي پايين است. هستة هيدروژني اين ستاره‌ها در حال تبديل به هليم و نهايتاً كربن است. خورشيد ما در حدود 5 ميليارد سال ديگر به يك ستارة بزرگ قرمز تبديل خواهد شد.


 

ستارة بسيار بزرگ قرمز

 (Red Supergiant Star)

ستارة نسبتاً پيري كه قطر آن حدود 100 برابر بزرگتر از اندازة اوليه‌اش است و دماي سطحي آن نيز تا زير 6500 درجة كلوين پايين آمده است. اين ستاره‌ها گاهي قرمز ـ نارنجي هستند. بتلاگيوس (Betelageuse) يك ستارة بسيار بزرگ قرمز رنگ است.

 

تغيير رنگ قرمز (Red Shift)

افزايش طول موج نوري كه از يك جسم در حال دور شدن از ما صادر مي‌شود. اين افزايش طول موج رنگ جسم را قرمزتر از ميزان حقيقي مي‌كند. براي مثال وقتي ستاره‌اي از كرة زمين دور مي‌شود، رنگ آن قرمزتر مي‌شود. (امواج نوري بلندتر شده و طول موج آنها افزايش مي‌يابد). انبساط هستي هنگامي كشف شد كه هابل (E. Hubble) كه نور تقريباً تمام ستاره‌هاي كهكشانها تغيير رنگ قرمز دارند.

تلسكوپ انعكاسي

 (Reflecting Telescope)

يا تلسكوپ نيوتني، تلسكوپي است كه با استفاده از دو آينه كه تصوير را بزرگ مي‌كنند. كار مي‌كند. اولين تلسكوپ انعكاسي در سال 1663 توسط جيمز گرگوري (James Gregory) توصيف شد.

سحابي انعكاس

 (Reflection Nebula)

سحابي كه هنگامي كه غبار درون آن نور ستاره‌هاي اطراف را منعكس مي‌كند، مي‌درخشد. اين سحابي گاهي آبي رنگ است زير رنگ آبي بهتر از رنگ قرمز بازتابش مي‌كند. يك سحابي انعكاس در اطراف خوشة ستارة پلييا دس (Pleiades Star Cluster) وجود دارد.

 

تلسكوپ شكستي

(Refracting Telescope)

اين تلسكوپ از دو عدسي كه تصوير را بزرگ مي‌كند، استفاده مي‌كند. اولين عدسي بزرگ بيشترين بزرگنمايي را انجام مي‌دهد. اولين تلسكوپ شكستي يا تجزيه‌اي در سال 1608 توسط هانس ليپرشي (Hans Lippershey) اختراع شد.

 

رگيو (Regio)

ناحيه‌اي كه بواسطة تفاوت در رنگ يا قدرت بازتابش از ساير مناطق جدا شده است.


 

رگيو مونتانوس (Regiomontanus)

جوان مولر (Johann Muller) يا جوان ركيومونتانوس  (1436 تا 1476) منجم و رياضيدان يوناني كه مثلثات مطالعه مي‌كرد و كتاب آلماگست (Almagest) بطلميوس (Ptolemy) را از زبان يوناني ترجمه كرد. ترجمة وي به حذف نگاه بطلميوس به هستي (كه طبق اين طرز تفكر زمين در مركز هستي قرار داشت) كمك كرد. همچنين او كارهايي روي مثلثات كروي و صفحه‌اي انجام داد. او حركت ماه، سيارات و سنگ‌هاي آسماني را مشاهده كرد. يك دهانة 108 متري روي ماه به نام وي ثبت شده است.

 

رگوليت (Regolith)

قطعات سنگي گوشتة قطعه قطعه شده و شل (در اندازه‌هاي مختلف) و غبار روي سطح سياره، شبيه سياره يا مقر. در سطح ماه، اگوليت در اثر بمباران شهابسنگ‌ها بر پوستة ماه و پرتاب واريزه‌هاي دهانه‌هاي برخوردي بوجود آمده است.

 

نسبيت (Relativity)

آلبرت انيستين (Albert Einstein) فرضيه‌هاي نسبيت خاص و نسبت عمومي را فرموله كرد. نسبيت خاص (Special Re.) مكانيك نيوتني را كنار زد و نتايج متفاوتي را براي اجسام متحرك با سرعت زياد به دست داد. نظرية نسبت خاص براساس اين ايده كه سرعت مرز بالايي‌ست و هيچ چيز نمي‌تواند با سرعت بيشتر از سرعت نور حركت كند، پي‌ريزي شد. همچنين اين نظريه بيان مي‌كند كه اندازه‌هاي زمان و فاصله مطلق نيستند و به جاي آن به قاب منبع بيننده بستگي دارند. فضا و زمان به عنوان جنبه‌هاي پديده‌هاي مجزايي در نظر گرفته مي‌شوند و زمان ـ فضا ناميده مي‌شوند. انرژي و زمان لحظه‌اي به همين صورت به هم وابسته‌اند. در نتيجه، جرم مي‌تواند به ميزان زيادي انرژي تبديل شود و بلعكس .(E=mc2) نسبت عمومي نظرية نسبيت خاص را گسترش داد و شتاب و گراني را به آن افزود كه هردو به واسطة انحناي زمان ـ فضا توضيح داده مي‌شوند.

 

سنجش از دور

 (Remote Sensing)

 جمع‌آوري داده‌ها از فاصلة دور بطور مثال، فضاپيما همراه با وسايلي كه براي مطالعة اجسام و پديده‌ها طراحي شده‌اند، به فضا فرستاده مي‌شوند و سپس اين، اطلاعات به زمين فرستاده مي‌شود.

 

حركت پس رونده

 (Retrograde Motion)

سيارات عموماً از غرب به شرق در حركت هستند. گاهي اوقات به نظر مي‌رسد يك سياره آهسته حركت مي‌كند، سپس متوقف مي‌شود و در نهايت به سمت عكس مدار حركت مي‌كند (از شرق به غرب) و بعد از مدت كوتاهي به حالت عادي بر مي‌گردد ـ درواقع سياره متوقف نمي‌شود و در مدارش به عقب باز نمي‌گردد. بلكه براي مدتي زمين سريعتر از سياره حركت مي‌كند و از اين روست كه اين پديده شكل مي‌گيرد.


 

 

مدار پس رونده

 (Retrograde orbit)

 

وقتي كه جسمي هنگامي كه از قطب شمال مدار عبور خورشيد به آن نگريسته، به نظر داراي حركت معكوس (در جهت عقربه‌هاي ساعت) است، آن جسم در مدار پسرونده قرار داد. مدارهاي پس رونده بسيار غيرمعمول هستند. قمر تريتون (Triton) در مدار پسروندة به دور نپتون مي‌گردد.

چرخش پس رونده

 (Retrograde Rotation)

به معني چرخش در خلاف جهت است. تمام سيارات منظومة شمسي در يك جهت مي‌چرخند به جز عطارد، پلوتون و اورانوس كه در جهت مخالف مي‌چرخند و داراي چرخش پسرونده هستند.

 

حركت انتقالي

 (Revolution)

حركت يك جسم به دور جسم ديگر، براي مثال حركت انتقالي زمين به دور خورشيد يكسال طول مي‌كشد.


چرخيدن يا گردش كردن

 (Revolve)

وقتي جسمي در مداري به دور جسم ديگر حركت مي‌كند، درواقع به دور آن جسم مي‌چرخد و داراي حركت انتقالي است. اقمار به دور زمين مي‌چرخند و زمين به دور خورشيد.

RHEA


چارلز ريشتر

 (Richter, Charles F.)

(26 آوريل 1900 تا 30 آوريل 1985) زمين‌شناسي كه مقياس ريشتر، كه مقياسي لگاريتمي براي اندازه‌گيري شدت زمين‌لرزه است را توسعه و ارائه داد. او اين كار را در سال 1935 در مركز تكنولوژي كاليفرنيا انجام داد.

 

مقياس ريشتر

(Richter Scale)

مقياس الگاريتمي كه شدت يك زمين لرزه را اندازه مي‌گيرد. اين مقياس در سال 1935 توسط چارلز ريشتر (Charles F. Richter) توسعه يافت. بزرگي يك زمين لرزه از لگاريتم ارتفاع امواج ثبت شده در لرزه‌نگار محاسبه مي‌شود، نبوگوتنبرگ (Beno Gutenberg) هم كاربرد عمومي تر مقياس ريشتر را نشان داد. بزرگي 2 و كمتر از آن را ريز زمين‌لرزه مي‌گويند كه مردم آنرا حس نمي‌كنند. زمين لرزة با بزرگي 4/5 يا بيشتر توسط تمام لرزه‌نگارهاي دنيا ثبت مي‌شود.

 

سالي رايد (Ride, Sally)

26) مي 1951 تا به حال) اولين زن آمريكايي در فضا بود. اولين سفر دكتر رايد به فضا از 18 ژوئن تا 24 ژوئن سال 1983 توسط شاتل چلنجر ناسا (STS-7) بود. سفر دوم و آخرين پرواز وي در ئائوريت هشت روزة چلنجر (STS41-G) در اكتبر 1984 بود.

 

ستاره رجل الجبار (Rigel)

يا بتا جباريها (beta Orions)، درخشانترين ستاره درصورت فلكي  جبار يا شكارچي (Orion) و يكي از درخشانترين ستاره‌هاي آسمان است. اين ستارة بسيار عظيم آبي رنگ (بسيار داغ)، بيش از 60 ميليون مايل قطر دارد (تقريباً 100 برابر خورشيد) و بيش از 50000 بار درخشانتر از خورشيد است. مقدار درخشندگي مطلق آن 7/1 – و درخشندگي ظاهري آن 0/12 + است. اين ستاره بيش از 900 سال نوري از زمين فاصله دارد.


 

صعود قائم

 (Right Ascension)

همپاية آسماني كه براي اندازه‌گيري ارتفاع در كرة آسماني بكار گرفته مي‌شود. درجات صفر صعود قائم، موقعيت خورشيد در اعتدال بهاره (Vernal/Spring equinoz – 21 مارس) است.

 

ريل (Rille)

دورة طولاني و نازكي در سطح ماه كه 60 مايل (100 كيلومتر) طول، 1300 فوت (400 متر) عمق و تقريباً در پهن ترين نقطه‌اش، يك مايل (1500 متر) پهنا دارد.


 


 

ريما (Rima)

شكافي روي سطح يك سياره يا قمر.


 

سحابي حلقه‌اي

 (Ring Nebula)

ابر بزرگي از غبار و گاز كه شبيه حلقه است عكس بالا سحابي حلقه‌اي M-57 درصورت فلكي ليرا (Lyra) است كه 2000 سال نوري از زمين فاصله دارد و توسط يك ستارة در حال مرگ بوجود آمده است. اين سحابي توسط مسيه (ch. Messier) كشف شده است.


حلقه‌ها

 (Rings)

بسياري از سيارات حلقه‌هايي از سنگ، يخ و يا غبار چرخان احاطه كرده‌اند. زحل، مشتري، اورانوس و نپتون داراي حلقه هستند.

 

سياره

محدودة رخه (كيلومتر)

محدودة رخه (مايل)

زمين

18470

11470

مشتري

175000

108000

زحل

147000

92000

اورانوس

62000

39000

نپتون

37000

59000

حد رخه (Roche Limit)

فاصله‌اي براي مركز يك ستاره با جسمي ديگر كه در اين فاصله يك جسم بزرگ چرخان به واسطة نيروهاي گراني خرد مي‌شود. سيارات و اقمار بزرگ نمي‌توانند در محدودة رخه بچرخند، زيرا متلاشي مي‌شوند. حد رخه اولين بار در سال 1848 كشف شد. اگر سياره و قمر آن داراي چگالي يكساني باشند. حد رخه 2/446 برابر شعاع سياره است.

موشك (Rocket)

يك موشك ماشيني است كه خود را در فضا به پيش مي‌برد و كنترل مي‌كند.

 

اوله رومر

(Romer, Ole) 

1644(تا 1710) منجم دانماركي كه از سال 1675 تا 1676 اولين كسي بود كه ثابت كرد سرعت نور محدود است. او اين كار را با مشاهدة مسير چرخش يكي از قمرهاي مشتري به نام يو (Io) هنگاميكه فاصلة مشتري از زمين بطور ساليانه تغيير مي‌كند، انجام داد. رومه متوجه شد كه دورة مشاهدة مدار يو حدود 20 دقيقه تفاوت مي‌كند و نتيجه گرفت كه اين اختلاف مي‌بايست به علت فاصلة 225000 كيلومتر در ثانيه نتيجه داد (كه درواقع كمي بيشتر و حدود 299792 كيلومتر در ثانيه است).

چرخيدن (Rotate)

وقتي جسمي مي‌چرخد، دور يك نقطه يا محور مركزي دور مي زند. هنگامي كه آن سياره به دور محورش مي‌چرخد، يك روز سياره‌اي شكل مي‌گيرد.

 

سيارة

دورة چرخشي (به روز يا ساعت زميني

عطارد

58/65 روز

ناهيد

243/01 روز

زمين

23/93 ساعت

مريخ

24/62 ساعت

مشتري

0/41 روز

زحل

0/44 روز

اورانوس

0/72 روز

نپتون

0/67 روز

پلوتون

6/38 روز

دورة چرخشي (Rotational Period)

زماني كه طول مي كشد تا يك سياره، ماه يا ساير پيكره‌هاي چرخان يكبار به دور محور خود بچرخند و يك روز شكل بگيرد.

 

گشت زن (Rover)

يا ريز گشت زن، به وسيلة نقلية رباتيك كنترل از راه دور است. گشت زن سجنر(Sojuner vover) اولين گشت زني بود كه در سال 1997 بر روي ماه پياده شد.


 

 

رصدخانة سلطنتي گرينويچ

 (Royal Greenwich Observatory)

رصدخانه ستاره‌شناسي ملي انگلستان كه در گرينويچ انگلستان (نزديك لندن) قرار گرفته است.

 

ستارة فراري (Runaway Star)

ستارة داغ، وزين و جواني كه در آسمان بسيار سريع حركت مي‌كند. اين ستاره‌ها احتمالاً در اثر انفجار ستارة همراه درون سحابي مشترك خود، شروع به حركت مي‌كند. (ايده‌اي كه در سال 1961 توسط ستاره‌شناس آلماني به نام آدرين بلاو Adrian Blauw ارايه شد. ستارة مو كلمبا (Mu Columba) يك ستارة فراري است.

 

فرار آب (Runoff)

آب يا مايعي كه از زميني به رودخانه‌ها زهكشي يا جريان پيدا كند. اين آب عموماً حاصل باران با ذوب برف است.

رپوس (Rupes)

خطي از صخره‌هاي كوهي در سطح يك سياره يا قمر، براي مثال ريوپس آلتاي (Rupes Altai) سلسله كوهي با حدود 315 مايل (50 كيلومتر) طول روي ماه ما است.

 

هنري راسل

 (Russell, Henry N.)

(1873 تا 1968)، منجم آمريكايي كه بطور مجزا از هرتز پرانگ (E. Hertzsporung) پي به ارتباط بين دواي ستاره‌ها (رنگ) و درخشندگي آنها پي برد و نمودار ارتباط بين آنها در سال 1913 طراحي كرد اين نمودار بعدها نمودار هرتز پرانگ ـ راسل ناميده شد.

 

Change Language | Contact us : Info@ngdir.ir | Home