P

پالاس (Pallas)

دومين شبه سيارة بزرگ و يكي از چهارشنبه سيارة‌ درخشان كه داراي قطر 482 × 525 × 570 كيلومتر و جرم 1020 × 18/3 كيلوگرم است. پالاس در حدود 108 × 145/4 از خورشيد فاصله دارد و 61/4 سال طول مي كشد تا يك بار به دور خورشيد بچرخد. اين سياركدر سال 1802 توسط هنريش آلبرز (Oheinrich Olbers) كشف شد.


 

رصدخانه پالومار (Palomar Observatory)

 رصدخانة كوه پالومار، رصدخانة ستاره شناسي واقع در جنوب كاليفرنيا (كوه پالومار) است. اين رصدخانه داراي يك تلسكوپ انعكاسي 200 اينچي (508 سانتي متري) و يك رصدخانة اشميت 48 اينچي (122 سانتي متر) است. اين رصدخانه توسط جورج هال (George E. Hale) تأسيس شد.

 


 

پن (Pan)

 يكي از كوچكترين اقمار فراوان زحل كه بين فاصلة انك (Encke Gap) در حلقه‌هاي زحل قرار گرفته است. شعاع آن 10 كيلومتر است و در فاصلة 133583 كيلومتري زمين به دور زحل مي‌گردد. دوره مداري آن 575/0 روز زميني است. پن در سال 1990 توسط مارك شوالتر (Mark Showalter) در ويجر 2 (Voyager 2) كشف شد.


پاندورا (Pandora)

يكي از كوچكترين قمرهاي زحل كه ماهوارة راهنما برايلبة خاري حلقة F زحل است. شعاع آن 31 × 44 × 55 كيلومتر است، در فاصله 141700 كيلومتري زحل مي‌چرخد و دورة مداري آن 62/0 روز زميني است. پاندورا در سال 1980 توسط كالينر (S.A.Collins) و كارسون (D. Carlson) در ويجر1 (Voyger 1) كشف شد.

 

 

پانگه آ (Pangaea)

 ابر قاره‌اي كه تمام قطعات خشكي زمين را دربر مي‌گرفت. اين سرزمين از دورة پرمين تا ژوراسيك وجود داشته، سپس در دورة ژوراسيك شكسته شده و قاره‌هاي گنه وانا (Gondwanaland) شامل آمريكاي جنوبي، آفريقا، هند، استراليا و قطب جنوب و لورازيا (Lorasia)  شامل آمريكاي شمالي، اروپا، آسيا، گرنيلند و ايسلند را شكل داد.

 

شلجمي (Parabola)

بخش مخروطي و منحني كه از يك سري نقاط (P) مانند نقطه‌اي كه فاصلة يك خط  (خط محور افقي) تا آن برابر با فاصلة آن نقطه (P) تا كانون F باشد. شلجمي ها دارايگريز از مركزيت 1 است.

 


 

حركت پارالاكتيك (Parallactic Motion)

 حركت ظاهري ستاره‌ها كه تنها به علت حركت زمين در زمان چرخش به دور خورشيد به وجود مي‌آيد.


 

 

اختلاف منظر (Parallax)

 تغيير ظاهري موقعيت ستاره‌اي كه تنها به علت حركت كرة زمين هنگام چرخش به دور خورشيد به وجود مي‌آيد. فردريچ ولهلم بسل (Friedrich Wilhelm Bessel) اولين كسي بود كه حركت اختلاف منظر را در سال 1838  هنگام مشاهدة ستارة 71 سيگني 61 Cygni)) تشخيص داده (اين حركت دليل قاطعي براي اينكه زمين به دور خورشيد مي‌گردد بود)

 

تلسكوپ پاركس

 (Parkes Telescope)

راديوتلسكوپ 64 متري در نيوساوت ولز استراليا

 (New South Wales)


 

 

پارسس (Parsec)

واحد فاصله و برابر با 26/3 سال نوري يا 1013 × 085678/3 كيلومتر. فاصله‌اي كه در آن فاصله يك ستاره داراي پاراكس 1 ثانيه از قوس است.

 


 

كسوف يا خسوف بخشي

 (Partial Eclipse)

 زماني رخ مي دهد كه ماه به طور بخشي جلوي خورشيد را مي‌گيرد يا ساية ماه به طور بخشي ديد ما را از ماه مي‌گيرد.


 

 

پاسيفا (Pasiphae)

 پانزدهمين قمر مشتري كه قطر آن 22 ميال (36 كيلومتر) است و در فاصلة 14600000 مايلي (23500000 كيلومتري) زمين مي‌چرخد. جرم پاسيفا 1023 × 2 كيلوگرم است و در 735 روز يكبار به دور خورشيد مي‌چرخد (در جهت عكس چرخش مشتري). دربارة پاسيفا اطلاعات كمي است. اين قمر توسط ملوت (P. Melotte) در سال 1908 كشف شد.

 

 

پاترا (Patera)

 دهالة‌ كم ارتفاعي با لبة كنتره دار شدة تركيبي.

 

 

بار مفيد (Payload)

 بار حمل شده در شاتل فضايي يا هر فضاپيماي ديگر.

 

كهكشان غير عادي

 (Peculiar Galaxy)

 كهكشان بي شكلي كه شكلي غير عادي (نه كروي، حلقوي و نه عدسي مانند) دارد و يا داراي خصوصيت غير عادي هستند، مانند دنباله هاي گازي كه هسته بيرون مي آيند، درخشندگي سطحي كم، ميزان غبار غير معمول و غيره. اين كهكشان ها احتمالا هنگاميكه برخورد مي‌كنند و يا داراي كهكشان هاي همراهي كه بر روي آنها تأثير مي‌گذارند، تشكيل مي‌شوند. كهكشانهاي عجيب اساساً كوچكتر و از لحاظ نوري تيره تر از كهكشانهاي منظم هستند. اين كهكشانها داراي علامت P يا Pec در انتهاي اسمشان هستند. در سال منجمي به نام هالتون آرپ (Halton Arp)، طبقه بندي از 338 عدد از اين نوع كهكشانها در اطلس كهكشانهاي عجيب خود انتشار داد. وي عنوان كرد كه كهكشانهاي عجيب ستاره‌ها را در انفجارهاي شديد بوجود مي آورند. كهكشانهاي حلقوي نوعي از كهكشانهاي عجيب هستند.


 

 

صورت فلكي اسب بزرگ

يا فرس اعظم

 (Pegasus)

 به معني اسب بالدار، صورت فلكي بزرگ نيمكرة شمالي ستارة‌ دلتا پگاسوس (Delta Pegasus) با صورت فلكي صورت فلكي زن به زنجير بسته(امراه المسلسله) (Andromeda) مشترك است. ستارة پگاسي 51 كه بيرون از مربع بزرگ صورت فلكي اسب بزرگ يا فرس اعظم قرار دارد ستارة خورشيد مانند نزديكي است كه داراي سياره چرخاني است.

 

 



نيمسايه

 (Penumbra)

منطقة خارجي و نسبتاً روشن لكة خورشيدي كه شبيه يك حلقه كه اطراف بخش سردتر و تاريك تر مركزي قرار دارد.

PENUMBRA

 

حضيض (Perigee)

 براي هر جسمي كه اطراف زمين مي‌چرخد، حضيض نقطه‌اي است در هر مدار كه نزديكترين فاصله را تا زمين دارد. نزديكترين فاصلة‌ مداري تا زمين از مداري تا مدار ديگر كمي تفاوت دارد. نزديكترين حضيض پروكسيجي (Proxigee) نام دارد.


سمت الشمس

 (Perihelion)

نزديك ترين فاصلة يك سياره يا ستاره دنباله دار از خورشيد. در ژانويه زمين در حالت سمت الشمس است.

 
 

دورة‌ تكامل

 (Period of Revolution)

 دورة تكامل يا تحول يك پيكره در حال چرخش، زماني‌ست كه براي آن طول مي‌كشد تا يك دوره كامل به دورة پيكرة‌ اوليه‌اش بچرخد. دورة تكاملي زمين يكسال است.

 

دورة‌ چرخش

 (Period of Rotation)

‌دورة‌ چرخش يك پيكره زماني‌ست كه براي آن طول مي‌كشد تا يك دور كامل به دور محور خود بچرخد، دورة چرخش زمين يك روز است.

 

دورة پرمين

 (Permian Period)

دورة زمين شناسي قبل از ترياس كه دايناسورها و پستانداران تكان يافتند. اين دوره از 280 تا 248 ميليون سال قبل طول كشيده است.


 

 

 باران ستاره‌دنباله دار پرسيد

 (Perseid Meteor Shower)

باران شهابسنگي  كه هر ساله از 23 جولاي تا 22 آگست و حداكثر در 12 آگست حادث مي‌شود. اين باران ستارة‌دنباله دار در اثر عبور زمين از مدار ستاره دنباله دار سويفت – تاتل (Swift-tuttle) به وجود مي‌آيد و باقيمانده هاي يخي ستاره دنباله دار هنگام ورود به جو زمين متلاشي مي‌شود اين باران شهابسنگ ميانگين درخشندگي 3/2 دارد و به نظر مي رسد كه از صورت فلكي صورت فلكي برساووش (Perseus) منشاء گرفته باشند (اما اينطور نيست).

 
 

صورت فلكي برساووش (Perseus)

صورت فلكي در كهكشان راه شيري در نيمكرة شمالي كه ستارة‌ اصلي آن مارفاك (Marfak) يا آگنيب (Algenib) يا آلفاپر (alpha per) است كه يك ستارة‌عظيم F5 است. بتا پر (beta per)، ستارة‌ دوگانة‌ ستاره راس الغول  (Algol) است. پرسيوس نام قهرماني در افسانه‌هاي يونان باستان است كه هيولاي مدوسا (Medusa) را كشت. هر سال در ماه آگست، باران ستارة دنباله دار  برساووشيها (Peseids) از اين صورت فلكي نشأت مي‌گيرد.

 

آشفتگي (Perturbation)

آشفتگي مدار يك سياره يا ماهواره باعث مي‌شود كه از مدار بيضوي منظم سادة تئوري خارج شود. آشفتگي هاي مداري به وسيله ساير پيكره هاي آسماني (مانند سيارات نزديك) كه نيروهاي گراني به مدار وارد مي‌كنند، بوجود مي‌آيند. آشفتگي هاي مداري مي‌تواند منجر به اكتشافات جالبي شود، به طور مثال پلوتون از آنجا كه اورانوس و نپتون داراي مدارهايي بودند كه توسط جسم شناخته نشده‌اي، آشفته شده بودند، كشف شد (آن جسم پلوتون بود).

 
 

حالات ماده

 (Phases of matter)

ماده مي‌تواند در چهار حالت يا فاز وجود داشته باشد (جامد، مايع، گاز و پلاسما) و چند فاز بيشتر مانند سيالات بحراني و گازهاي واپاشيده. فاز دياگرام آب (در بالا) فازهاي آب را در دماها و فشارهاي مختلف نشان مي‌دهد.


مراحل ماه

 (Phases of the Moon)

همانطور كه ماه به دور زمين مي‌چرخد، شكل ظاهري آن تغيير مي‌كند، اين امر به علت تفاوت در ميزان بخش درخشان ماه كه رو به ما است، مي‌باشد. شكل ما از حالت كامل (كرة زمين بين خورشيد و ماه) تا ماه نو (ماه بين خورشيد و كرة زمين است) تغيير مي‌كند.

 

فوبوس (Phobos)

به معني «ترس» يكي از دو قمر كوچك مريخ است. اين قمر تنها 8/13 مايل (2/22 كيلومتر) قطر و 1016×08/1 كيلوگرم وزن دارد. فاصلة متوسط فوبوس از مريخ 5600 مايل (9000 كيلومتر) است. اصلي‌ترين شكل آن، دهانة بزرگي به نام استيكني (Stickney ـ نام همسر هال ـ Hall) است كه 2/6 مايل (10 كيلومتر) پهنا دارد. فوبوس شايد يك شبه سيارة به دام افتاده باشد. اين قمر در سال 1877 توسط هال كشف شد.

 

فوئب (Phoebe)

يكي از كوچكترين قمرهاي 18 گانة زحل مي‌باشد كه داراي شكل دايره‌اي و رنگ قرمز است. اين قمر هر 9 ساعت يكبار به دور محورش مي‌چرخد.

برخلاف ساير قمرهاي زحل (به جز هيپريون ـ Hyperion) كه هميشه رو به زحل است، شعاع فوئب 110 كيلومتر و جز آن 1018*4 كيلوگرم است. فوئب در فاصلة 12952000 كيلومتري از خورشيد مي‌چرخد. دورة مداري آن 48/550 روز زميني است. اين قمر در سال 1898 توسط پيكرينگ (W. Pickering) كشف شد.

 

 



 

اثر فتوالكتريك

 (Photoelectric Effect)

پديده‌اي كه در آن الكترونها هنگامي كه نور به سطح فلز مي‌تابد، از سطح فنر به بيرون مي‌جهد. در سال 1921 آلبرت انيشتين (Albert Einstein) اين پديده را توضيح داد.

 

نورتبخير

(Photoevaporation)

پديده‌اي كه طبق آن نور شديد ستاره‌هاي داغ باعث مي‌شود كه گازها به فضاي بين ستاره‌اي تبخير مي‌شوند. در سحابي عقاب، نور مافوق بنفش بعضي از گازهاي هيدروژنم را به جوش آورده و ستونهايي از سحابي را مجدداً شكل مي‌دهد.

 

فتومتري (Photometry)

اندازة قدرت درخشندگي ظاهري اجسام كيهاني مانند ستاره‌ها

 

فتون (Photon)

كوانتومي از انرژي الكترومغناطيسي. براي مثال نور از فتون تشكيل شده است.

 

فتوسفر (Photosphere)

لايه‌اي از خورشيد كه براي ما قابل رويت است و از يك پلاسما تشكيل شده است. دماي اين بخش حدود 10800 درجة فارنهايت (6000 درجة سانتيگراد) است.

 

جوزپ پيازي

 (Piazzi, Giuseppe)

(1746 تا 1826) منجم ايتاليايي كه در اول ژانويه 1801 اولين (و بزرگترين) سيارك به نام كرس (Ceres) را كشف كرد. شبه سياره‌ها اجسام سنگي بزرگي هستند كه در كمربندي بين مريخ و مشتري به دور خورشيد مي‌گردند.

 


 

پيشرو 10

(Pioneer 10)

پيشرو 10 و 11، مأموريت‌هاي اخير ناسا براي جستجوي سيستم خورشيدي و پشت آن بودند. پيشرو 10 در سال 1972 پرتاب شد و 29 سال بعد در سال 2001 به مشتري رفت. اين سفينه فضايي 7 ميليارد مايل از خورشيد فاصله و در حال رفتن به سمت ستارة ستاره دبران  (Aldebaran) درصورت فلكي  ثور(Taurus)  است.

 

پيشرو 

(Pioneer 11)

پيشرو 10 و 11 ماموريت‌هاي اخير ناسا براي كاوش سيستم خورشيدي و ماوراي آن بود. پيشرو 11 در سال 1973 پرتاب شد و در حال رفتن به سمت مشتري و رو به صورت فلكي آلويلا (Aquila) دارد. آخرين پيغام راديويي از پيشرو 11 در سال 1995 دريافت شد.

 


صورت فلكي حوت (Pisces)

به معني «ماهي» صورت فلكي استوايي كمرنگي درصورت فلكي منطقه البروج (Zodiac) كه در امتداد صفحه عبور خورشيدي بين كهكشانهاي صورت فلكي حمل يا بره (Aries) و صوزت فلكي دلو (Aquarius) قرار دارد. درخشانترين ستارة اين صورت فلكي آل ريشا (alpha psc - Al Rischa) و سپس نام آل ساماكا (bet Psc - Fum Al Samaka) است كهكشان حلقوي M74 در صورت فلكي پاسيس قرار دارد.


 


ستارة تپانچه

(Pistol Star)

 بزرگترين، درخشانترين و سنگين‌ترين ستارة شناخته شده كه 10 ميليون بار درخشانتر از خورشيد و 100 بار سنگين‌تر از آن است. اين ستاره در مركز سحابي تپانچه وجود دارد و در اثر بيرون آمدن گاز بسيار زياد در فورانهاي شديد بوجود آمده است.

 
 

صفحة كسوف

 (Plane of the Ecliptic)

صفحة سيستم خورشيدي ما. در طي يك سال، خورشيد در آسمان مسيري را در امتداد صفحة كسوف دنبال مي‌كند. زاوية محور خورشيد 5/23 درجه از اين صفحه است كه باعث شكل‌گيري ابرها مي‌شود.


 

 

سياره (Planet)

پيكرة آسماني بزرگي كه به دور يك ستاره مي‌چرخد بر روي خود نمي‌تابد. در سيستم خورشيدي، 9 ستارة در حال چرخش وجود دارد.

 

افلاك نما

(Planetarium)

اتاقي كه تصاوير ستاره‌ها، سياره‌ها و ساير پيكره‌هاي آسماني در آن طرح و تكثير مي‌شود.


آرايش سياره‌اي

 (Planetary Alignment)

زمانيكه بسياري از سياره‌ها در سيستم خورشيدي تقريباً در يك خط قرار بگيرند، آرايش سياره‌اي بوجود مي‌آيد. در 5 مي 2000، زمانيكه عطارد، ناهيد، زمين مريخ، مشتري و زحل تقريباً پشت هم قرار بگيرند، اين پديده حادث مي‌شود. همچنين ماه تقريباً بين زمين و خورشيد است. اين نوع از آرايش هرچند صدسال اتفاق مي‌افتد و علامت خاصي ندارد (يا ناچيز).

 

سحابي سياره‌اي

 (Planetary Nebula)

سحابي كه از يك پوستة گازي كه از نوع مشخصي از ستارة بي‌نهايت داغ بيرون آمده باشد، شكل مي‌گيرد. هنگاميكه ستارة بزرگي شكل مي‌گيرد. هستة ستاره ظاهر مي‌شود. سحابي سياره‌اي ارتباطي با سيارات ندارد. سحابي ساعت شيشه‌اي(Hourglass Neb) نوعي سحابي سياره‌اي است.


 

 

خرده سياره

 (Planetesimal)

جسم كوچكي كه به دور خورشيد مي‌گردد. تصور مي‌شود خرده سياره ها هنگامي خود سيستم خورشيدي تشكيل شده، بوجود آمده‌اند و شايد بلوكهاي ساختماني هستند كه سيارات از آنها بوجود آمده‌اند.

 
 

نظريه خرده سياره

 (Planetesimal Hypothesis)

 نظريه‌اي دربارة تشكيل سيستم خورشيدي كه از 25 سپتامبر 1843 تا 15 نوامبر 1928 توسط زمين شناس و معلم آمريكايي، توماس كراور (Thomas Chrowder) مطرح بود. در اين نظريه، فرض شده است كه يك ستاره كه از نزديك خورشيد عبور مي‌كند، مواد خورشيد را به سمت خود مي‌كشد. سپس اين موارد بصورت اجرام بزرگتري به هم مي‌پيوندند و محكم مي‌شوند و سيارات را شكل مي‌دهند.

 

سياره وار

 (Planetoid)

 سيارة بسيار كوچك، شبه سيارة بزرگتر گاهي اوقات سياره وار خوانده مي‌شود.

 
 

سياره شناس

(Planetologist)

منجمي كه اشكال فيزيكي سيارات را مطالعه مي‌كند.


 

 

سياره شناسي (Planetology)

شاخه‌اي از نجوم كه سيارات را مطالعه مي‌كند.

 

علائم سيارات

 (Planet Symbols)

هر سيارة سيستم خورشيدي ما داراي علامتي است كه در تصوير بالا وجود دارد.


 

 

سيارة ايكس (Planet X)

نام موقتي كه به سيارة ناشناختة پشت نپتون كه بر روي مدار اورانوس و نپتون تأثير مي‌گذاشت داده شده بود. پرسيوال لاول (Pecival Lawell) موقعيت دقيق مدار سيارة «X» را محاسبه كرده بود، اما در سال 1916 قبل از پيدا شدن اين سياره وي مْرد. عاقبت اين سياره در سال 1930 توسط تومبا (C. Tombaugh) پيدا شد و پلوتون نامگذاري شد. همچنين سيارة «X» به هر سيارة كشف نشده از سيارات منظومة شمسي در زمان خود اطلاق مي‌شد. ممكن است پشت پلوتون سيارات «X» ديگري وجود داشته باشند.


 

 


 

پلنيتا (Planita)

 دشت كم ارتفاع روي سطح يك سياره.


 



 

پلنيوم Planum) )

دشت پر ارتفاع (يك فلات) روي سطح يك سياره.

 


 

پلاسما (Plasma)

گاز فوق‌العاده داغي كه از يونهاي شناور آزاد (هسته‌هاي اتمي كه الكترون‌هايي از دست داده و يونهاي با بار مثبت بوجود آورده‌اند) و الكترونهاي آزاد (بارهاي منفي) تشكيل شده است. يك پلاسما بسيار متفاوت تر از گاز طبيعي رفتار مي‌كند و به عنوان چهارمين حالت ماده در نظر گرفته مي‌شود. يك پلاسما جريانهاي الكتريكي را هدايت مي‌كند، ستاره‌ها از پلاسما تشكيل شده‌اند.



صفحات (Plates)

پوستة كرة زمين به صفحاتي تقسيم شده است. اين صفحات، قطعات سنگي بسيار بزرگي هستند كه روي گوشتة نرم شناورند و با سرعتي بين 1 تا 10 سانتي متر در سال حركت مي‌كنند. صفحات اقيانوسي (آنهايي كه زير اقيانوس قرار دارند)، نازك‌تر و چگالتر از صفحات قاره‌اي هستند.

 


تكتونيك صفحه‌اي

 (Plate Tectonics)

نظريه تازه مطرح شده‌اي كه بيان مي‌كند كه قطعات پوستة زمين (صفحات) روي سطح شناورند و در طي زمان از لحاظ موقعيت و اندازه تغيير مي‌كنند.

 

خوشه ستاره پروين

 (Pleiades)

يا M45 كه به نام هفت خواهران (Seven Sisters) هم شناخته شده‌اند (يا در ژاپني به نام سوبارو Subaru)، درخشانترين خوشة باز ستاره‌اي در آسمان است. اين خوشه در صورت فلكي صورت فلكي ثور (Tawrus) قرار دارد 60 ستارة خوشه ستاره پروين با چشم غيرمسلح قابل رويت است، و مجموعاً حدود 500 ستاره به خوشة ستارة پروين تعلق دارد كه اغلب آنها كم رنگ هستند. يك سحابي منعكس (reflection nebula) دور ستاره‌ها وجود دارند.

پلوتينو (Plutino)

يا پلوتون كوچك (little Pluto) اجسام اصلي كمربند كويپر (Kuiper belt) هستند. اين اجسام مانند سيارة پلوتون بازآوايي (resonance) با نپتون دارند, يعني اينكه پلوتينو 2 مدار دور خورشيد را بطور همزمان با نپتون كه 3 مدار دور خورشيد را در بر دارد، كامل مي‌كند. حدود اجسام كمربند كويپر (كه transneptunian هم ناميده مي‌شوند) پلوتينو هستند.

 

پلوتون

 (Pluto)

نهمين (و معمولاً) دورترين سياره از خورشيد كه مداري بسيار متمايل دارد. اين سيارة كوچك سنگي سرد يك متر به نام چارون (Charon) دارد.


 

 

ستارة قطبي

 (Polaris) يا (alpha Umi)

ستارة قطب شمال كنوني در نيمكرة شمالي است. اين ستاره يك درجه از محل دقيق قطب شمال آسماني فاصله دارد. در سال 1780 هرشل (Sir William Herschel) كشف كرد كه ستارة قطبي ستارة دوگانه‌اي همراه با يك ستارة كم نور همراه است. ستارة قطبي ستارة متغير قيفاووسيي (Cepheid Variable Star) به رنگ سبز ـ آبي است. (اندازة درخشندگي آن متناوباً در دوره‌هاي 969778/3 روزه بين 92/1 تا 07/2 تغيير مي‌كند). ستارة قطبي داراي ستارة همراه نسبتاً تاريكي است (با نهمين درجة درخشندگي) و 360 تا 820 سال نوري از زمين فاصله دارد. در روشن‌ترين حالت، درخشندگي آن 6000 تا 10000 بار بيشتر از خورشيد ماست. اين ستاره روشن‌ترين ستاره در انتهاي دستة دب اصغر (Little Dipper-Ursa Minor) است. ستارة قطبي لدستار (Lodestar) يا سينوشه (Cynosure) هم ناميده مي‌شوند.

 
 

پولار اسكوپ

 (Polar scope)

تلسكوپ داخلي كه براي تنظيم تلسكوپ بزرگتري توسط ستارة قطب شمال و جنوب، استفاده مي‌شود.

 

ستارة قطبي

 (Pole Star)

 ستاره‌اي كه تقريباً در شمال يا در جنوب واقع شده و براي جهت يابي مفيد است. ستارة قطب شمال (Polaris)، ستارة قطب نيمكرة شمالي است.

 


والري پولياكوف

 (Poliakov, Valeri)

فيزيكدان و هوانورد روسي كه بسياري از ركوردهاي دوام در فضا را شكست و دومين ركورد ماندن در فضا را ثبت كرد. وي 678 روز طي دو پروز در فضا مانه (در سال 1999 سرجي آوديو (Sergei Ardeyev) با ماندن به مدت 758 روز در فضا، ركورد والري را شكست). دكتر پولياكوف ركوردي براي ماندن تنها در فضا به مدت 437 روز 17 دقيقه و 58 دقيقه ثبت كرد. وي در مأموريت‌هاي ايستگاه فضايي روسي مير (MIR)، به نامهاي Tm7 و Soyuz Tm6 و (240 روز و 22 ساعت و 26 دقيقه در سال 1988 و TM18 Soyuz (437 روز و 17 ساعت و 58 دقيقه در سال 1994 و 1995) شركت داشت.



ستاره‌هاي جمعيت

 (Population 1 Stars)

ستاره‌هاي نسبتاً جواني كه در صفحة كهكشانها وجود دارند.

 


 

ستاره‌هاي 2 جمعيت

 (Population 2 Stars)

ستاره‌هاي نسبتاً جواني كه عمدتاً در قسمت برآمده كهكشان‌ها يافت مي‌شوند.


حفره (Pore)

لكة خورشيدي كوچكي كه نيمسايه (Penumbra) ندارد. حفرات بيش از حدود 1500 مايل (2500 كيلومتر) قطر دارند و روشن‌تر از سايه (Umbra) نقاط خورشيدي هستند.

 


 

پوزتيرون (Positron)

يا الكترون مثبت يا ضد الكترون, ذرة عنصري كه ضد الكترون است. اين ذره هم جرم الكترون است، اما بار مثبت دارد (اندازة بار الكتريكي آن با الكترون يكي است)

 

پيشروي (Precession)

حركت جنبشي كوچكي دور محور زمين كه كرة زمين هنگام چرخش بوجود مي‌آورد (درست شبيه كه حركت جنبش يك رأس در حال چرخش). اين حركت باعث مي‌شود كه محور زمين در طول زمان جهات كمي متفاوت داشته باشد بطوريكه ستارة قطبي كه هم‌اكنون ستارة قطب شمال، است. اما در اثر اين نوسان، قبلاً اينطور نبوده. نوسان در اثر تأثير گراني ماه و خورشيد بوجود مي‌آيد و دورة آن 25800 سال است.

 

 
 

نزولات آسماني

 (Precipitation)

شامل باران، رگبار، تگرگ، برف و ساير محصولات تغليظ شده جوي كه از آسمان مي‌ريزد. نزولات جوي كرة زمين كليد چرخة آب است. نزولات آسماني ناهيد باران اسيد سولفوريك است.


 


                                 

اوليه (Primary)

پيكرة سياره‌اي كه ماه يا ماهواره‌اي دو آن مي‌گردد.

 
 

قائم اول (Prime Vertical)

دايرة بزرگي در كرة آسماني كه از زينت (Zenith) مي‌گذرد. اين چرخه، دايرة قائم كه توسط نصف النهار به دو نيم شده داراي درجاتي‌ست از شرق به غرب تعريف مي‌شود.


 


 

پروب (Probe)

فضاپيماي بدون خدمه‌اي كه براي جمع‌آوري اطلاعات به فضا فرستاده شد. برخي پروب‌ها به زمين باز مي‌گردند و برخي باز نمي‌گردند.

 
 

پروسيون (Procyon)

(يا الفاكانيس مينوريس ـ alpha Canis Minoris آنتكانيس ـ Antecanis و ستارة سگ كوچك ـ Little Dog Star) درخشانترين ستارة صورت فلكي كانيس ماينر (Canis Minor) و هشتمين ستارة درخشان آسمان است. اين ستارة زرد رنگ بخشي از صورت فلكي مثلث زمستان (Winter Triangle) نيز است. پروسيون حدود هفت بار روشن‌تر از خورشيد، است. اين صورت فلكي/ ستارة نسبتاً عظيم نزديك به اتمام حيات خود است و هستة هيدروژني آن تقريباً مصرف شده (به هليم تبديل شده است). اين ستاره داراي يك همراه بصورت كوتولة سفيد نسبتاً قابل رويتي كه پروسيون B ناميده مي‌شود (تنها به اندازة زمين است و حدود 9/14 واحد نجومي از پروسيون A فاصله دارد، كه اين ستارة كوچك از ديد ما پروسيون A را در حال چرخش مي‌كند. حضور پرسيون 13 در سال 1840 توسط آرتور جوليوس جورج فردريش وان آسورس (A. J. G. Friedrich von Auswers 1838 تا 1915) پيش‌بيني شد، اما تا سال 1896 ديده نشد تا اينكه جان شائبرل (1853 تا 1924 John M. Schaeberle) آنرا كشف كرد.

پرومتئوس

(Prometheus)

كي از هجده قمر زحل كه ماهواره‌‌اي راهنما براي لبة داخلي حلقة F زحل است شعاع آن حدود 34×50×74 بوده و در فاصله 139353 كيلومتري زحل، به دور آن مي‌چرخد. دورة مداري پرومتئوس 613/0 روز زمين است و در سال 1980 در مأموريت ويجرا (Voyager 1) توسط كالينز (allins) S. A. و كارسون (D. Carlson) كشف شد.

 
 

زبانه خورشيدي

 (Prominence)

برجستگي خورشيدي، ابر قوس مانندي از گاز است كه از سطح خورشيد خارج مي‌شود. برجستگي‌ها مي‌توانند صدها هزار مايل درون فضا وارد شوند.

 

حركت مناسب

 (Proper Motion)

حركت عملي يك ستاره در طول آسمان (نه به سمت زمين و يا در حال دور شدن از آن)‌ كه بواسطه مدار ستاره در كهكشان راه شيري بوجود مي‌آيد. حركات مناسب ستاره، فاصله‌اي است كه ستاره هر سال در آن فاصله حركت مي‌كند. اين فاصله آنقدر كوچك است كه به اندازة آرك ثانيه در سال اندازه‌گيري مي‌شود. ستارة با مناسبترين حركت، ستارة برنارد (Barnard,s Star) است (دومين سيستم ستاره‌اي به ما) كه تنها دو آرك ثانيه در سال (180/1 پهناي ظاهري ماه) حركت مي‌كند.

 
 

پروپليدس (Proplyds)

(مخفف صفحات تك سياره‌اي Protoplanetary disks -)، صفحاتي از غبار و گاز در فضا هستند كه ستاره‌هاي تازه متولد شده را احاطه كرده‌اند اين صفحات حتي هنگامي كه از تلسكوپ فضايي هابل ديده مي‌شوند، شبيه لكه‌هاي كدر به نظر مي‌رسند.

 

پروتيوس (Proteus)

دومين قمر بزرگ پنتون كه در سال 1989 در مأموريت ويجر 2 ناسا كشف شد. اين قمر در فاصلة 117650 كيلومتري مركز نپتون به دور آن مي‌چرخد و ابعاد آن 201×208*218 كيلومتر است. اين قمر تاريك مداري دايره‌اي درست بالاي رئوس ابري نپتون دارد. پروتيوس داراي

دهانه‌هاي زياد و شكلي نامنظم است.

 
 

صفحة تك سياره‌اي

 (Protoplanetary Disk)

صفحه‌اي چرخان از غبار كه اطراف هستة مركزي يك سيستم خورشيدي در حال توسعه را احاطه كرده است. اين صفحه نهايتاً به سياراتي كه به به دور خورشيدي كه از هستة

مركزي بوجود آمده است، مي‌چرخند.

 

پروتون (Proton)

ذرات اتمي كوچك با بار مثبت كه در هستة اتم قرار دارند و توسط الكترونها احاطه شده‌اند. جرم پروتونها برابر با نوترونها است. پروتون در سال 1919 توسط روترفورد (Rutherford) بعد از كشف الكترون و قبل از كشف نوترون كشف شد.

 
 

حلقة پروتون ـ پروتون

 (Proton - Proton Chain)

واكنش نشري فرضي كه تصور مي‌شده در اعماق ستاره‌ها به وقوع مي‌پيوندد. اين حلقة واكنشي هسته‌هاي هيدروژن را به هسته‌هاي هليم تبديل مي‌كند و انرژي (ذرات) و پرتوهاي گاما آزاد مي‌كند. تصور مي‌شده كه اين واكنش گرما هسته‌اي طي يك ميليون سال كامل و تحت فشار و حرارت بي‌نهايت زيادي حادث مي‌شود.

 

 

تك ستاره

 (Protostar)

ستاره‌اي كه هنوز در حال شكل‌گيري است و نشر هسته‌اي در آن هنوز صورت نگرفته است.

 
 

پيش خورشيد (Protosun)

ستاره‌اي كه هنوز در حال شكل‌گيري است و در طي مراحل اولية سيستم خورشيدي قرار دارد، پيش خورشيد مادة مركزي است كه عاقبت زمانيكه نشر هسته‌اي آغاز شود به يك خورشيد (ستاره) تبديل مي‌شود.

 

نام موقت

 (Provisional Name)

نام وقتي كه به يك جسم داده مي‌شود، مانند سياركيا قمر تازه كشف شده‌اي.

 
 

جزر و مد بهاري پيروكسيجين

 (Proxigean Spring Tide)

يا جزر و مد پروكسيژين، جزر و مد بلند غير معمول و كميابي‌ست كه زماني رخ مي‌دهد كه ماه در مرحلة فاز نو (يعني ماه بين خورشيد و زمين قرار دارد) باشد و به طور غيرمعمولي به زمين نزديك باشد (در نزديكترين حضيض Perigee خود كه پروكسيژي خوانده مي‌شود) جزر و مد بهاري پروكسيژين در هر 5/1 سال به وقوع مي‌پيوندد.


 

 

پروكسيجي

 (Proxigee)

براي جسمي كه به دور زمين مي‌چرخد، پيروكسيجي نزديكترين حضيض است. حضيض نقطه‌اي است كه مدار مسير خورشيدي در نزديكترين حالت به زمين وجود دارد، اما در هر مدار اين تعداد كمي متفاوت است.

 
 

پيروكسيماي قنطورس

 (Proxima Centauri)

نزديك‌ترين ستاره به ما خورشيد است. بعد از خورشيد، نزديكترين ستاره پيروكسيما قنطورس يا اكاه آلفا قنطورس (Aka Alpha Centauri) است. پروكسيما قنطورس حدود 2/4 سال نوري از خورشيد فاصله دارد و پهناورترين ستاره در سيستم قنطورس آلفا است. قدرت درخشندگي مطلق آن 5/15 و قدرت خشندگي ظاهر آن 05/11+ (متغير) در طيف نوري M5.5Vc است.


بطلميوس

 (Ptolemy)

كلاوديوس تولماوس يا بطلميوس (Claudius Ptolemaeus – حدود 87 تا 150) منجم و رياضيدان يوناني كه دربارة عقايد خود كه طبق آنها، تمام پيكره‌هاي آسماني به دور زمين مي‌چرخند، مي‌نوشت. نوشته‌هاي وي بر روي ايدهاي مردم دربارة هستي تأثير هزار ساله داشت تا اينكه سيستم كوپرنيكي (Copernican System) با سيستم

خورشيد محوري پذيرفته شد.

 
 

سيستم بطلميوسي

 (Ptolemaic System)

ديدگاه قديمي از سيستم خورشيد كه تقريباً توسط بطلميوس (Ptolemy – حدود 87 تا 150) در كار اصلي‌اش با نام آلماگست (Almagest) ارائه شد. تلويم عقيده داشت كه سيارات و خورشيد دور زمين چرخند و ترتيب آنها عبارت است از: عطارد، ناهيد، خورشيد، مريخ، مشتري و زحل. همچنين وي سيستم مدارهاي مدور در مدارها (كه چند مداري خوانده مي‌شد) را اختراع كرد كه روش چرخش سيارات به دور خورشيد را ارائه مي‌داد. تا سال 1500 كه سيستم كوپرنيكي (Copernican System) پذيرفته شد، سيستم بطلميوس متداول بود.


پاك (Puck)

يكي از هجده قمر اورانوس با قطري حدود 96 مايل (154 كيلومتر) و جرمي ناشناخته. فاصلة اين قمر از اورانوس حدود 53500 مايل (86010 كيلومتر) است. پاك در سال 1985 در مأموريت ويجر 2 ناسا (Veyager 2) كشف شد.

 


تپنده (Pulsar)

ستارة نوتروني كه به سرعت مي‌چرخد و در ضربانهايي انرژي از خود صادر مي‌كند. تپنده ها در سال 1967 توسط بل بارنل (S. J. Bell Burnell از 1942 تا به حال) كه در آنزمان دانشجوي فارغ‌التحصيل نجوم دانشگاه كمبريج بود، كشف شد. استاد راهنماي وي (آنتوني هويش Anthony Hewish) سهمي از جايزة نول 1974 خود را به وي داد، اما بل از آن چشم پوشي كرد. در آنزمان هيچ كس از ماهيت اين اجسام ايده‌اي نداشت، بنابراين نام مردان سبز كوچك (LGM) به آنها اطلاق شد. بزودي توماس گلد (Thomas Gold) تپندهها را ستاره‌هاي نوتروتي سريع چرخاني دانست كه باقيمانده ابر سحابي‌ها هستند.

 

فيثاغورث (Pythagoras)

ساموس فيثاغورث (-Pythagoras of Samos 427 تا 569 قبل از ميلاد) فيلسوف، رياضيدان و منجم يوناني كه مدرسه مذهبي فيلسوفي فيثاغورس را در كروتون (Croton) بنيانگذاري كرد. وي عقيده داشت كه زمين كره‌اي در مركز هستي است. او به درستي پي برده بود كه ستارة صبح و ستارة عصر يكي هستند و آن هم سيارة ناهيد است. فيثاغورث فياغورنس Pythagoras اكتشافات بنيادي جندي انجام داد. مثلاً در مثلث قائم الزاويه، مجموع مربع دو ضلع كوتاهتر برابر با مربع قطر مثلث است (معادلة فيثاغورس) و مجموع زواياي مثلث برابر با دو زاوية قائم است دهانه‌اي بر روي ماه به پهناي  142 كيلومتر به نام فيثاغورس است.

 

Change Language | Contact us : Info@ngdir.ir | Home