M

اجسام مسيه

 (M #, Messier objects)

در طول قرن هجدهم (1759 تا 1781)، ستاره‌شناس فرانسوي، چارلز مسيه (Charles Messier) فهرستي از 103 جسم مبهم در فضا كه متفاوت از خوشه‌ها، كهكشانها و سحابي ها بودند، تهيه كرد. بسياري از اين نوع اجسام بعداً اضافه شد و به 110 عدد رسيد. در ميان آنها M1 سحابي خرچنگ، M2 خوشه گوي مانند صوزت فلكي دلو (Aquarius)، M3  خوشة گوي مانند كانس وناتیسي (Canes Venatici) و ... هستند.

ام سي ويك (M31)

 يا كهكشان صورت فلكي زن به زنجير بسته (امراه المسلسله)

 (Andromed Galaxy)  

نزديكترين كهكشان اصلي به ما است. اين كهكشان نيز مانند كهكشان راه شيري حلقوي‌ست و مي‌تواند باچشم غير مسلح ديده شود.

ماكو (MACHO)

به معني جسم هاله‌اي فشردةتوده‌اي

  (Massive Compact Halo Object) اجسامي هستند كه مي‌توانند به عنوان برخي يا تمام مواد تاريك واقع در هالة كهكشان ها درنظر گرفته نشوند مانند كوتوله‌هاي سفيد، ستاره‌هاي نوتروني و سياه چال ها.

ابرهاي ماژلاني

 (Magellanic Clouds)

 كهكشانهاي بي شكل حاوي ميليونها ستاره كه ممكن است محصول آشفتگي حاصل از برخورد دو كهكشان باشند. ابر ماژلاني بزرگ (LMC) نزديك صورت فكلي ماهي طلايي يا ابو يوسف (Dorado) قرار دارد و 163000 سال نوري از ما فاصله دارد. ابر ماژلاني كوچك (SMC) نزديك صورت فلكي توكانا (Tucana) قرار دارد و 200000 سال نوري از ما فاصله دارد. اين دو ابر، ماهواره‌هاي كهكشان راه شيري ما هستند.

ماگما

 (Magma)

سنگ مذابي (گدازه) كه سنهاي آذرين از آنها بوجود مي‌آيند.

ستاره آهن ربا (Magnetar)

 ستاره اي با مغناطيس بالا (highly magnetic star)  بطوريكه ميدان مغناطيسي آنها 1015 گاوسGauss) باشد. اين ميزان حدود هزار تريليون برابر ميدان مغناطيسي كرة زمين است. ميدان مغناطيسي قوي، سطح ستاره را تحت تنش زيادي قرار مي‌دهد و شايد باعث ستاره لرزه‌ها (Starquakes) و در نتيجه انفجارهاي انرژي بالاي تشعشع شود. وجود اين ستاره‌هاي نوتروني كم عمر در سال 1992 توسط روبرت دونكان  (Robert C.Duncan) و كريستوفر دامپسون (Christopher  Thompson) مطرح شد. وجود آنها در سال 1998 توسط كريساكووليوتو (Chryssa kouveliotou) ثابت شد.

اندازة ميدان مغناطيسي (گاوس)

در استواي زمين

0/32  گاوس

در قطب هاي زمين

0/62 گاوس

آهنرباهاي يخچال

102 گاوس

لكه‌هاي خورشيدي

103 گاوس

ميدان توليد شده در آزمايشگاه

105 گاوس

ستاره‌هاي بالا ميدان مغناطيسي

104 × 8 گاوس

ميدان مغناطيسي

 (Magnetic Field)

ناحية نزديك يك آهنربا كه در آن ناحيه آهنرباهاي ديگر  تحت تأثير قرار مي‌گيرند. ميدان مغناطيسي زمين احتمالا به وسيله هسته نيكل – آهن درون آن ايجاد مي‌گردد. اين ميدان از قطب شمال تا قطب جنوب كشيده شده و در طي زمان زمين شناسي چندين بار معكوس شده است. در سال 1600 ويليام گيلبرت اين فرضيه را عنوان كرد كه زمين يك آهنرباي بسيار بزرگ است.

طوفان مغناطيسي

 (Magnetic Storm)

آشفتگي ميدان مغناطيس زمين به واسطة شعله‌هاي بي حفاظ خورشيد كه از كرنوسفر خورشيد، پلاسما را به بيرون مي‌ريزد. اين پلاسماي خورشيد با سرعتي در حدود 600 تا 1200 مايل در ثانيه (1000 تا 2000 كيلومتر در ثانيه) طي طريق كرده و بعد از 21 ساعت به جو زمين برخورد مي‌كنند. از آنجا كه آنها يونسفر زمين را آشفته مي‌كنند (جو بالايي)، طوفانهاي مغناطيسي مي‌توانند انتقال امواج راديويي را با مشكل مواجه كنند. معمولاً طوفانهاي مغناطيسي براي چند روز طول مي‌كشند. حين يك طوفان مغناطيسي، مخبرها (aurora) در مناطق قطبي افزايش مي‌يابند.

فاصله مغناطيسي

 (Magnetopause)

مرز بين ناحيه‌اي كه ميدان مغناطيسي يك سياره حاكم است و ناحيه‌اي كه ميدان مغناطيسي باقي سيستم خورشيدي حاكم است.

مغناطيس كره (Magnetosphere)

محيط مغناطيسي كرة زمين. كرة زمين يك دو قطبي بسيار بزرگ است. احتمالاً ميدان مغناطيسي زمين به واسطة هستة نيكل – آهن مذاب آن بوجود مي‌آيد. اين ميدان بين قطب شمال و جنوب كشيده شده و در طي تاريخ زمين شناسي چندين بار از اين حالت معكوس شده است. ذرات باردار در خطوط ميدان مغناطيس كره به دام مي‌افتند. در سال 1600، ويليام گيلبرت (William Gilbert) فرضيه‌اي بر اينكه كرة‌ زمين مانند يك آهنرباي بزرگ عمل مي كنند را ارائه كرد. در سال 1959 توماس گلد (Thomas Gold) نام مغناطيس كره را به آن داد. مغناطيس كرة‌ زمين تحت تأثير  دماي خورشيدي (يونها و الكترونهاي ساتع شده از خورشيد) تا مسافت‌هاي زيادي در فضا پخش مي‌شود. مغناطيس كرة زمين از 60 تا 37280 مايل (100 تا 60000 كيلومتر) به سمت خورشيد و بيش از 186500 مايل (300000 كيلومتر) در جهت مخالف باد خورشيدي گسترش دارد  كه دم مغناطيسي كرة زمين را مي‌سازد.

ستاره

قدرت درخشندگي مطلق

قدرت درخشندگي ظاهري

فاصله از زمين (سال نوري)

خورشيد (The Sun)

4/8 +

26/72 -

0

سيروس (Sirius)

1/4 +

1/46 -

8/6

كانوپوس (Canopus)

2/5 -

0/72 -

74

ستاره رجل قنطورس (Rigel kentaurus)

4/4 +

0/27 -

4/3

آركتروس (Arcturus)

2/0 +

0/04 -

34

ستاره نسر واقع يا كركس نشسته (Vega)

0/6 +

0/03 -

25

ستاره عقيق(Capella)

0/4 +

0/08 +

41

ستاره رجل الجبار (Rigel)

8/1 -

0/12 +

900

بتلاكيوس (Betelageuse)

7/2 -

0/7 +

1500

صورت فلكي نسر طاير يا كركس پرنده (Altair)

2/3 +

077/ +

16

ستاره دم(Deneb)

7/2 -

1/25 +

1500

پروكسيما قنطورس (Proxyma centauri)

15/5 +

11/05 +

4/3

قدرت درخشندگي (Magnitude)

ميزان روشني و درخشندگي اجسام آسماني. اعداد كوچكتر نشانگر درخشندگي بيشتر هستند. درخشانترين اجسام داراي قدرت 1 و جسم با درخشندگي كمتر داراي قدرت 2، و الي آخر، هستند. مقياس قدرت درخشندگي لگاريتمي است، بطوريكه تفاوت در قدرت درخشندگي متوالي ضريبي از حدود 2/512 برابر است). اين سيستم رتبه بندي درخشندگي اجسام آسماني در 120 قبل از ميلاد توسط منجم يوناني هيپارچوس (Hipparchus) توسعه يافت. در سال 1850، سيستم جاري طبقه بندي توسط منجم انگليسي روبرت پاگسون (Robert pogson) توسعه يافت.قدرت درخشندگي ظاهري، روشني قابل مشاهده يك جسم از زمين است. قدرت درخشندگي مطلق، روشني يك جسم، اگر از فاصلة 10 پارسي (32/6 سال نوري) از زمين پياده شود، است. قدرت درخشندگي بلومتريك، شامل تمام تشعشع و طيف يك ستاره است.

 

مایازارا (Maiasaura)

 اولين دايناسور در فضا (دايناسوري با نوك شبيه اردك) قطعه‌اي از استخوان بچة اين دايناسور و پوستة تخم آن توسط فضانورد لورن آكتون (Loren Acton) در مأموريت 8 روزة ناسا (اسپيس لب 2 – (Spacelab 2 در سال 1985 به فضا برده شد.

فسيل‌هاي تاريخي مایازارا هم اكنون در موزة راكيز (Rockies) در مونتانا وجود دارد.

ستاره‌هاي توالي اصلي

 (Main Sequence Stars)

 گروه اصلي ستاره ها در نمودار هرتز پرانگ – راسل (Hertzsprung-Russell Diagram): انرژي اين ستاره ها از شكافت هسته‌اي بدست مي‌آيد و طي آن هيدروژن به هليم تبديل مي شود. اغلب ستاره‌ها ستاره‌هاي توالي اصلي هستند. هرچه ستاره داغتر باشد، درخشانتر است. خورشيد مثالي شاخص از اين نوع ستاره‌ها است.

منطقة تبديل توالي اصلي

 (Main Sequence Turnoff)

 جايي در نمودار هرتز پرانگ – راسل (Hertzsprung-Russell Diagram) كه ستارة سن دار در حال چرخشي شروع به تمام كردن هيدروژن خود در هسته‌اش كرده و ضبط مي‌شود و بنابراين از توالي اصلي دور مي شود.

 

تلسكوپ ماكسوتوف – گاسگرين

 (Maksutov-Cassegrain Telescope)

يا MCT تلسكوپ انعكاسي با زاوية زياد همراه با عدسي‌هاي تصحيح كننده خم شده (يا پوستة مصحح مينسكيوس (Meniscus Correcto Shell كه انحراف را كاهش مي‌دهد و آينة مقعر كه نور را دريافت و تصویري را متمركز مي‌كند. آينة دومي نيز از قصابي بين آينة اوليه، نور را باز مي تاباند و به قطعة چشمي يا دوربين اجازه مي‌دهد پشت و انتهاي لوله سوار شود. تلسكوپ كاسگرين (كه نام مجسمه ساز فرانسوي، سر گيولاوم كاسگرين Sievr Gillaume Cassegrain را به خود گرفته) در سال 1672 توسعه يافت و در سال 1941 با اضافه كردن پوستة مصحح مينيسكيوس توسط دميتري ماكسوتوف روسي. (Dmitry Maksutov) و باروز هلندي (A. Bouwers) تكميل شد.

حيه يا گوشته

 (Montle)

لايه‌اي از زمين (يا ساير سيارات) كه بين پوسته و هسته قرار دارد.

ام اي پي (MAP)

كاوشگر ناهمگني ريز موج (Microwave Anisotropy Prob)، نام ماهوراه ناساست كه در آوريل 2001 به هوا پرتاب شد و به مدت 27 ماه در مدار قرار گرفت. MAP براي پاسخ به سئوالات فضاشناسي دربارة هستي اوليه طراحي شد. (مثلاً مقادير عوامل فضاشناسي نظرية انفجار بزرگ چه هستند؟ چه زماني اولين ساختار كهكشانها شكل گرفتند؟ ساختارهاي كهكشاني در هستي چگونه به وجود مي‌آيند. MAP نوسانات دماي دقيقه‌اي (ناهمگني) در ريز موجهاي فضايي تشعشع پس زمينه (گرماي محيطي كه از انفجار بزرگ باقي مانده است) در كل آسمان را اندازه گيري مي‌كند. (اين كار اساساً توسط ماهوارة COBE انجام مي‌گيرد). MAP در نقطه لاگرنج Lagrange pointL2  زمين – خورشيد متحرك باقي خواهد ماند و بدين ترتيب، MAP، زمين و خورشيد در يك Lagrange point خط مستقيم قرار خواهند گرفت.

 

درياي جنوبي (Mare)

اين درياها در واقع دشت هستند، و از آنجا كه بسياري از منجمين تصور مي‌كردند كه آنها درياهاي بزرگي هستند، از اينرو هميشه درياها (Maria) خوانده مي‌شدند، اولين نشست در كرة ماه در درياي آسايش (Mare Tranquillitaties) بود.

سفينة مأموريت

سيارة هدف

تاريخ اعزام

سفينة 1

ناموفق (پرواز روي زهره)

1962

سفينة 2

ناهيد

1962

سفينة 3

ناموفق (پرواز روي مريخ)

1964

سفينة 4

پرواز روي مريخ

1964

سفينة 5

پرواز روي ناهيد

1969

سفينه 6

مريخ

24 فوريه 1969

سفينه 7

مريخ

27 مارس 1969

سفينه 8

ناموفق (چرخش به دور مريخ)

1971

سفينه 9

چرخش به دور خورشيد

30مي 1971

سفينه 10

پرواز به دور مريخ و ناهيد

1973

سفينه (Mariner)

 سري مأموريت‌هاي سفينه‌اي ناسا براي جمع آوري اطلاعات از سياره‌هاي عطارد، ناهيد و مريخ بوده. اين سفينه ها از سطح سيارات نقشه ها و اندازه گيري هاي جوی (مانند دما، تركيب، چگالي و فشار) به زمين ارسال مي‌گردند.

سيمون ماريوس (Marius, Simon)

منجم و فيزيكدان آلماني (1570 تا 1624) و كسي كه همراه با كپلر (Kepler) مطالعه مي كرد و در سخنراني هاي گاليلو (Galileo) شركت مي‌كرد. او ادعا مي‌كرد كه چهار عدد از بزرگترين قمرهاي مشتري را در سال 1610 كشف كرده، در همان زمان گاليلو نيز به طور مستقل آن اقمار را كشف كرد.

مريخ (Mars)

 چهارمين سيارة از خورشيد كه قرمز رنگ است.

صورت مريخ (Mars Face)

عكسي از منطقة سيدونيا منس(Cydonia Mense)  مريخ كه در سال 1998 توسط كاوشگر جهاني مريخ ناسا (NASA's Mars GlobalSurverger) گرفته شد. اين صورت قرارگيري منظم اتفاقي سنگ ها و ساير سازندهاي زمين شناسي كه از اين زاويه شبيه به صورت انسان است.

سياره

جرم (كيلوگرم)

عطارد

1023 × 3/3

ناهيد

1024 × 4/87

زمين

1024 × 5/98

مريخ

1023 × 6/4

مشتري

1027 × 1/9

زحل

1026 × 5/69

اورانوس

1025 × 8/68

نپتون

1026 × 1/02

پلوتون

1022 × 1/29

 

جرم (Mass)

 اندازة كميت يك ماده

كاهش جرم (Mass Defect)

جرم يك هستة اتمي كمتر از مجموع اجرام منفرد پروتونها و نوترونهايي‌ست كه آنرا تشكيل داده‌اند. اين تفاوت جرم را نقص جرم مي‌گويند و علت وجود آن اين است كه وقتي پروتون و نوترون به صورت هستة اتم در كنار هم قرار مي‌گيرند، جرم اضافي به انرژي تبديل مي‌شود (E=mc2) و آزاد مي شود. ستاره ها با اين ساز و كار نيرو مي‌گيرند.

انقراض عمومي

(Mass Extinction)

 فرآيندي كه طي آن تعداد زيادي از گونه‌ها از بين رفتند. دايناسورها (و بسياري از گونه‌هاي ديگر) در طول انقراض K-T كه احتمالاً در اثر برخورد يك سيارك به زمين حادث شده است، از بين رفتند.

رابطة جرم- شفافيت

 (Mass Luminosity Relation)

 اين رابطه بيان مي‌كند كه هرچه ستاره داراي جرم بيشتري باشد، شفافيت و درخشندگي آن بيشتر است.

ماده (Matter)

اجسام فيزيكي از ماده ساخته شده‌اند. ماده مي‌تواند در چهار حالت وجود داشته باشد (جامد، مايع، گاز و پلاسما) و چند حالت ديگر مانند سيالات بحراني و گازهاي واپاشيده.

كريستا مك آولايف

(McAuliffe, Christa)

(1948 تا 1986) معلم مدرسة آمريكايي كه به عنوان اولين معلم در فضا انتخاب شد. او به همراه 6 فضانورد ديگر (فرانسيس اسكوبي Francis Scobee – مايكل اسميت Michael J. Smith -، جوديث رسنيك Judith A. Resvik، اليسون انيزوكا – Elison S. Onizuka، رولند مك ناير – Mc Nair . Roland E و جرگوري بي جارويس (Gregory B. Jarvis، به علت انفجار سفینه فضايي چلنجر 51-L ناسا، 73 ثانيه بعد از پرتاب در 27 ژانوية 1986 در ايالت ماساچوست، كشته شد. او قبل از گزينش براي مأموريت شاتل فضايي در مدرسه عالي كنكورد (Concord High School) همپشاير (Hampshaire) آموزش ديد. او متأهل و داراي دو فرزند بود.

مگاپارسس

 (Megaparsec)

 MPC، واحد فاصله كه برابر با يك ميليون پارس، 106 × 3/26 سال نوري يا 1019 × 3/085678 كيلومتر است. گروه محلي كهكشانها (Local Group) تقريباً يك مگا پارسس قطر دارد.

عطارد (Mercury)

نزديك ترين سياره به خورشيد، عطارد است که سياره‌اي كوچك، چگال سنگي و تقریباً بدون جو است.

نصف النهار (Meridian)

خط شمال – جنوب فرضي در آسمان كه از بالاي سر بيننده مي‌گذرد.

MESON
 

مروسفر (Mesosphere)

 لاية جوي بين آستنوسفر در زير و يونسفر در بالا. خصوصيت اين لايه كاهش سريع دما با افزايش ارتفاع در آن است. اين لايه از 31 تا 50 مايلي (17 تا 80 كيلومتري) بالاي سطح زمين گسترش دارد.

چارلز مسيه

(Messier, Charles)

 (1730 تا 1817)  منجم فرانسوي كه دربارة سنگ‌هاي آسماني تحقيق مي‌كرد. او فهرستي از 103 جسم مبهم و كدر در فضا به منظور تفكيك خوشه‌هاي ستاره، كهكشانها و سحابي ها از سنگ هاي آسماني، تهيه كرد. به فهرست وي اضافه شد و هم اكنون حاوي 35 كهكشان، 30 خوشة بار، 29 خوشة گوي مانند، 4 سحابي سياره‌اي، 7 سحابي انتشاري و 2 جسم نامشخص (كه مسير آنها را با سحابي اشتباه گرفته بود)، است.

اجسام مسيه

(Messier Objects)

در اواخر قرن هجدهم (1759 تا 1781)،‌ منجم فرانسوي چارلز مسيه (Charles Messier) فهرستي از 103 جسم مبهم و كدر در فضا به منظور تفكيك خوشه‌هاي ستاره، كهكشانها و سحابي ها از سنگ هاي آسماني تهيه كرد (سنگ هاي آسماني موضوع تحقيق وي بود.) بعدها اجسام بيشتري به اين ليست اضافه شد و به 110 جسم رسيد. در اين ليست، M1 سحابي عقرب   و(Crab) M2، خوشة کروي شكل در صوزت فلكي دلو(Aquarius) و M3 خوشة‌ كروي شكل دروناتيسي (Venatici)  و غیره وجود دارد.

سنگ دگرگوني (Metamorphic Rock)

 سنگ هايي كه در اثر فشار و حرارت در اعماق زير درون زمين فشرده شده‌اند.

شهاب سنگ دنباله دار (Meteor)

جسم آسماني سنگي كه به جو زمين وارد شده و معمولاً در هنگام سقوط دم آتشيني ايجاد مي‌كند. اين پديده گاهي ستارة پرتابه‌اي هم ناميده مي‌شد. اغلب شهابسنگ‌ها قبل از برخورد به زمين متلاشي مي‌شوند.

شهابسنگ (Meteorite)

 شهابسنگ دنباله داري كه به زمين مي‌افتد و مي‌تواند سنگ، آهن يا سنگ – آهن باشد.

شهابسنگ هاي مريخ

(Meteorites From Mars)

از مريخ شهابسنگ هاي زيادي به زمين مي‌افتد كه يكي از آنها داراي فسيل زيستي مشكوكي است.

شبه شهابسنگ (Meteoroid)

 سنگ هاي بسيار كوچك يا ذرات فلزي كه در فضا طي مسير مي كنند.

ستاره دنباله دار والدين

سرعت (كيلومتر بر ثانيه(

نرخ ساعتي تقريبي شهاب سنگ ها

تاريخ حداكثر

تاريخ تقريبي

باران شهابسنگ

ناشناخته 42 40 تا 60 3 ژانويه 8 دسامبر تا 7 ژانويه

كوادرانيتيد ها

(Quadranitids)

تاچر (Thatcher) 18611 48 10 تا 15 22

آوریل

16 تا 25 آوريل  شلياقي ها  (Lyrids)
هالي (Halley)  به طور متناوب 66 20 تا 50 5 تا 6 مي 21 آوريل تا 12 مي

اتا دلويها

(Eta Aquarids)

ناشناخته 41 20 28 تا 29 جولاي 14 جولاي تا 18 آگوست

دلتا دلويها

(Delta Aquarids)

سويفت – تاتل

(Swift-Tuttle)

به طور متناوب

60 50 تا 75 12 آگوست 23 جولاي تا 22 آگوست

برساووشيها

(Perseids)

هالي (Halley) به طور متناوب 66 20 تا 25 21 تا 22 اكتبر 15 تا 29 اكتبر

 جباريها

(Orionids)

انك (Enck) بطور متناوب - 10 تا 15 30 اكتبر تا 7 نوامبر 17 سپتامبر تا 27 نوامبر تاوريد جنوبي (Southern Taurids)
تمپل – تارتل (Temple-Turttle) به طور متناوب 71 15 تا بيش از 80 17 تا 18 نوامبر 14 تا 20 نوامبر اسديها  (leonids)
شبه سيارة فائتون (Phaeton) # 3200 35 50 تا 85 13 تا 14 دسامبر 6 تا 19 دسامبر جوزائيها (Geminids)
تاتل (Tuttle)1790   34 15 22 دسامبر 17 تا 25 دسامبر

دب اكبريها

(Ursids)

باران شهاب (Meteor Shower)

پديده‌اي كه طي آن شهابسنگ هاي دنباله دار در زمان نسبتاً كوتاهي و تقريباً در مسيرهاي موازي به جو زمين سقوط مي‌كنند اين پديده هنگامي حادث مي‌شود كه كرة زمين از مدار سنگ‌هاي آسماني عبور كند و قطعات سنگ هاي آسماني باقيمانده (سنگ و غيره) زمين را بمباران كنند. باران شهابسنگ زمين هر ساله در زمان قابل پيش بيني حادث مي‌شود. اين باران ها براساس صورت فلكي كه ظاهراً منشاء آنها است،‌ نامگذاري مي‌شوند. باران شهابسنگ عظيم، طوفان شهابسنگ ناميده مي‌شود و معمولاً بيش از هزاران شهابسنگ در ساعت را توليد مي‌كند.

طوفان شهابسنگ

(Meteor Storm)

 باران شهابسنگ شديد.

متان (Methane)

 CH4 گازي بي بو، بي رنگ و قابل اشتعال

متيس (Metis)

نزديك ترين قمر از 16 قمر مشتري با قطر 15 مايل (40 كيلومتر) و فاصلة 795000 مايلي (128000 كيلومتري) از مشتري و در مدار اصلي آن. متيس و قمر بعدي آن آدرسيتا (Adrastea)، احتمالاً از مبناء غبار در اين حلقه هستند. جرم متيس 1016 × 9 كيلوگرم. اين قمر هر 0/294780 روز زميني يك بار به دور مشتري مي‌گردد كه اين از سرعت چرخش مشتري به دور محور خود بيشتر است. اين قمر توسط استفن سينوت (Stephen synnott) در سال 1980 كشف شد.

ريزگراني

 (Microgravity)

  حالتي كه گراني در اين حالت تا به سطوح ناچيز واقعي كاهش مي‌يابد. براي مثال وقتي جسمي به صورت آزاد سقوط مي‌كند، ريز گراني در مورد آن اعمال مي‌شود.

تابش موج كوتاه

 (Microwave Radiation)  

نوعي تشعشع الكترومغناطيسي كه طول موجي بين 1 ميليمتر تا 30 سانتي متر دارد.

نظرية ميلانكويچ (Milankovitch Theory)

اين نظريه سعي دارد تغييرات دماهاي كرة زمين، بخصوص در زمانهاي يخبندان را بوسيلة تنوع كم در ميزان نور رسيده به زمين در اثر گريز از مركزيت بودن مدار كرة زمين توضيح دهد.گريز از مركزيت مدار كرة زمين، ميانگين فاصلة زمين از خورشيد را تغيير مي‌دهد و از اينرو تغييرات كمي در ميزان نور رسيده به زمين وارد مي‌كند. ميلانكويچ 600000 سال قبل را مورد بررسي قرار داد و حداقل دماي تابستان را با چهار دورة‌ اصلي يخبندان مطابقت دارد. چرخه‌هاي گريز از مركزيت در طول 100000 سال ادامه داشتند. اين نظريه توسط ميلوتين ميلانكويچ(Milutin Milankovich) در سال 1938 پيشنهاد شد. اخيراً دانشمندان به اين موضوع پي برده‌اند كه تغييرات انحراف محور مدار كرة زمين با چرخه‌هاي يخبندان مطابقت بيشتري دارد.

راه شيري

 (Milky Way)

 خط روشني از ستاره ها كه در آسمان شب گسترده شده است. اين پديده را زمانيكه از نور شهر دور هستيد بهتر مي‌توان ديد.

 

كهكشان راه شيري (Milky Way Galaxy)

 كهكشان حلقوي كه خورشيد و سيستم خورشيدي ما بخش كوچكي از آن است. اغلب ستاره‌ها كه ما مي‌توانيم ببينيم، در كهكشان راه شيري قرار دارند. صفحة اصلي راه شيري شبيه به نوار سفيد كمرنگي در آسمان شب است. راه شيري 100000 سال نوري قطر و 1000 سال نوري ضخامت دارد. در حدود 1011 × 2 ستاره در كهكشان راه شيري وجود دارند. اين كهكشان حلقوي در حدود 14 ميليارد سال قبل شكل گرفته است. تقريباً 250 ميليون سال طول مي‌كشد تا يك بار به دور راه شيري چرخيد. كرة زمين حدود 26000 سال نوري از مركز كهكشان راه شيري فاصله دارد. بازوهاي اصلي اين كهكشان شامل بازوي صورت فلكي قوس يا رامي  (Sagittarius A.)، بازوي قنطورس (Centaurus A.) و بازوي سيگنوي (Cygnus A.) كه سيستم خورشيدي ما در بازوي اصلي به نام بازوري اوريون اسپور   (Orion Spur A.) قرار دارد.

ميلي بار (Millibar)

 واحد فشار و برابر با هزار بار

ميليكان (Millikan)

روبرت آندروزميليكان (22 مارس 1868 تا 19 دسامبر 1953)‌فيزيكدان آمريكايي و كسي كه بار الكترون (سال 1911، با آزمايش قطره چكان) را اندازه گرفت. وي پرتوهاي آسماني (Cosmic Rays) را در سال 1928 و زمانيكه تشعشع كيهاني را مطالعه مي‌كرد، نامگذاري كرد. او در سال 1923 جايزة نوبل فيزيك را در رشتة فيزيك و به خاطر كار بر روي بار الكترون و اثر فتوالكتريك گرفت. ميليكان كتابهاي زيادي نوشته است.

ميليون

MILLION

 (1,000,000)

 هزار هزار، دايناسور ها ميليونها سال قبل زندگي مي‌كردند.

ميماس (Mimas)

 بزرگترين قمر زحل به قطر 235 مايل (390 كيلومتر) كه در فاصله 116000 مايلي از زمين مي‌چرخد. ميماس داراي سطح بسيار دهانه داري است كه داراي يك دهانه بسيار بزرگ به نام هرشل (Herschel) است. قطر اين دهانه حدود يك چهارم قطر ماه (80 مايل = 130 كيلومتر) پهنا دارد. كوه مركزي هرشل 4 مايل (6 كيلومتر) ارتفاع دارد كه بزرگتر از قلة اورست است. اين قمر دماي بسيار پاييني دارد. (300 – درجه سانتي گراد يا 328 – درجه فارنهايت) دورة‌ مداري آن تقريباً 22/5 روز زميني است. ميماس در سال 1789 توسط ويليام هرشل (William Herschel) كشف شد.

كاني (Mineral)

جامد طبيعي با تركيب شيميائي ثابت كه اتمهاي آن معمولاً الگوي منظمي دارند.

سيارة كوچك

(Minor Plant)

 نامي ديگري براي شبه سياره.

مينتاكا (Mintaka)

يا دلتا جباريها (Delta Orions) خارجي ترين و بي رنگ ترين ستاره از سه ستارة اصلي كه كمربند اوريون (Orion) كه صورتي فلكي در نيمكرة شمالي ست، را شكل مي دهد (دو ستارة‌ ديگر اين كمربند آلنيتاك - Alnitak –و آلنيلام Alnilam است).

مينتاكا كه به معني كمربند است بسيار نزديك به استواي آسماني قرار گرفته است. اين ستاره، هفتمين ستارة درخشان در كمربند اوريون است (ستاره‌اي متغير با قدرت درخشندگي 2/22 تا 2/5 كه يك ستاره جفت است). اين ستاره تقريباً 915 سال نوري از زمين فاصله دارد و نوع طيف آن O9.5 II است.

مير (Mir)

 كه به زبان روسي به معني صلح است، ايستگاه فضايي روسي و اولين مسكن نيمه موقت انسان در مدار دور زمين است. اولين بخش مير در 20 فوريه 1986 به فضا پرتاب شد كه براي 15 سال به دور زمين چرخيد. مير از بخشهاي بسيار متفاوتي كه در طول سالها به آن وصل بود ساخته شده بود. هر بخش عملكرد متفاوتي ارائه مي‌داد. فضانوردها و فضاشناس هاي كشورهاي زيادي در مير زندگي كردند و آزمايشات علمي زيادي انجام دادند. مير در 23 مارس 2001 به زمين بازگشت.

شگفت اختر ياستاره اعجوبه

 (Mira)

 يا اميكرون ستي (Omicron Ceti) ابر ستارة قرمز متغير معروفي در صورت فلكي به نام صورت فلكي قيطس (Cetus). اين ستاره در سال 1596 توسط منجم آلماني ديويد فابريكوس (David Fabricus) كشف شد. ميرا كه به معني «شگفت انگيز» است در سال 1662 توسط جوانز هوليوس (Johannes Hevelius) نامگذاري شد. جرم آن تقريباً برابر با جرم خورشيد است اما اندازه و روشني آن در طول دوره 332 روزه تغيير مي‌كند. در طي اين دوره، قدرت درخشندگي آن از 3/4 تا 9/3 متغير است.

ميراندا (Miranda)

يكي از هجده قمر اورانوس كه داراي قطري برابر با 290 مايل (470

كيلومتر) و جرمي برابر با  6.3*10+19  كيلوگرم است. سطح اين قمر داراي گودالهاي بسيار بزرگي است و به نظر مي‌رسد بارها خرد شده باشد. در سطح آن  شكاف روشن و  V شكلي وجود دارد كه به آن لقب شورون (Chevron) داده‌اند. ميراندا در فاصله‌اي حدود 80000 مايل (129780 كيلومتر) از اورانوس به دور آن مي‌چرخد و طول سال آن 8/33 ساعت است. اين قمر در سال 1948 توسط جرارد كويپر (Gerard Kuiper) كشف شد.

Some Mira Variable Stars Magnitude Range Period (days)
R Carinae 3.9-10.5 308.7
R Centauri 5.3-11.8 546.2
Mira
(Omicron Ceti)
3.4-9.3 332.0

ستاره متغير ميرا

(Mira Variable Star)

ستارة متغيري كه درخشندگي و اندازة آن در طول دورة زماني بلند (چندين ماه) به طور چرخه‌اي عوض مي‌شود. ميرا ستارة چشمك زن (ضرباني) قرمزي است كه قدرت درخشندگي آن به اندازة صدها عامل ديگر تغيير مي‌كند. تغييرات ميرا در سال 1596 شد.

ماريا ميشل (Mitchell, Maria)

(1 آگوست 1818 تا 28 ژوئن 1889)، اولين زن استاد نجوم ايالات متحده، در سال 1865 ماريا ميشل استاد نجوم دانشكدة وسار (Vessar College) پاوگكيپسي نيويورك (Paughkeepsi) شد. وي كه قبلاً كتابدار بود، در سال 1847 ستاره دنباله دار را كشف كرد، سياره‌هاي مشتري و زحل را مطالعه كرد و از بسياري از ستاره‌ها عكس گرفت. علي‌رغم موفقيت‌هايش، وقتي رصدخانة واتيكان در ايتاليا را ديد، تنها اجازه يافت در طول روز وارد رصدخانه شود. وي اولين زني بود كه در سال 1848 در آكادمي هنر و علوم آمريكا، انجمن پيشرفت علم (1850) و جامعة فيلسوفي آمريكا (1869) پذيرفته شد. ميشل يكي از بنيانگذاران انجمن آمريكايي براي پيشرفت زنان (1873) بود.

آندريجا موهوروويچ

 (Mohorovicic, Andrija)

 (1857 تا 1936) ژئوفيزيكدان يوگسلاو كه بعد از آزمايش امواج لرزه اي زمين لرزة 1909 درة‌ كالپا (Kulpa Valley)، دربارة اينكه مرزي بين پوستة و گوستة بالايي كرة زمين (عمق 50 كيلومتر) وجود دارد و سرعت امواج زمين لرزه در اين مرز افزايش مي‌يابد نظريه پردازي كرد. اين ناحيه هم اكنون ناپيوستگي موهوروويچ ناميده مي شود. دهانه‌اي بر روي ماه به نام وي نامگذاري شده است.

ناپيوستگي موهوروويچ (Mohorovicic Discontinuitty)

 اين ناپيوستگي گوشتة بالايي را از پوستة زمين جدا مي‌كند.

مولداويت (Moldavite)

 سنگ قيمتي ناياب، شيشه‌اي، شفاف و سبز پر رنگ كه در واقع يك تكتيت سيليكاته است. تكتيت كاني‌ست كه هنگام برخورد يك شهابسنگ به سطح كرة زمين و در نتيجه ذوب كردن و پراكنده كردن سنگ اطراف، بوجود مي‌آيد. اين گوهر تنها در بوهمياي جمهوري چك (Bohemia) يافت مي‌شود. مولداويت در اواخر سال 1800 كشف شد. دهانه برخوردي كه مولداويت در آنجا شكل گرفته است متعلق به 14/7 ميليون سال قبل است. سختي موس مولداويت 5/5 تا 6/6 است. تداخل هاي حباب ها گاز و كره‌هاي نيكل – آهني در اين كاني متداول است. اين شيشة طبيعي و زمان ماقبل از تاريخ درجواهر سازي، مواد مذهبي و اشياء تزييني به كار گرفته مي شده.

جرم لحظه‌اي

 (Momentum)

 مقدار جرم جسمي كه سرعت آن را مشخص مي‌كند.

 

تك زنگ

 (Monochromatic)

يعني داراي تنها يك طول موج بودن.

مونس (Mons)

 يعني كوه، مانند المپيوس مونس (Olympus Mons) كه كوهي (آتشفشان غير فعال) بر روي سطح مريخ است.

ماه (Moon)

تنها ماهوارة طبيعي زمين كه هر ماه يك بار (27 روز و 8 ساعت) به دور زمين مي‌گردد. فاصلة آن از زمين 240000 مايل (384000 كيلومتر) و دماي آن بين ‎ْ320 – تا 248 درجة فارنهايت (120 تا 160 درجة سانتي گراد) است. ماه جو ندارد.

 

ماشين ماه (Moon Buggy)

يا وسيله نقلية گشت زن ماه (Lunar Roving Vehicle) وسيلة‌ نقليه جيپ مانندي كه فضانوردان در طول مأموريت هاي فضايي، 15، 16 و 17 از آن براي حركت روي سطح ماه استفاده مي‌كردند. اين وسيله 450 پوند (تا 75 پوند در جاذبة ماه) وزن داشت و مي‌توانست 1000 پوند زميني را حمل كند. بر روي سطح ماه هم اكنون سه عدد از اين وسايل نقليه جا گذاشته شده است.

نشست روي ماه

(Moon Landing)

مأموريت هاي آپولوي ناسا افرادي را براي اولين بار به ماه مي‌فرستاد. مأموريت آپولو LEM 11

(Lunar Excurison Module) اولين مأموريتي بود كه در 20 جولاي 1969 اولين نشست بر روي ماه بود.

                                  

طلوع ماه (MoonRise)

ماه هر روز در افق مانند خورشيد طلوع و غروب مي‌كند. زمان طلوع و غروب ماه به مرحلة ماه بستگي دارد. ماه تقريباً 30 تا 70 دقيقه ديرتر از روز قبل طلوع مي‌كند، بنابراين در طول روز به دفعات طول شب بيرون است. در زمان ماه نو، ماه تقريباً همزمان با طلوع و غروب خورشيد طلوع و غروب مي‌كند. با گذر روزها و تغيير مراحل ماه، ماه در طول روز (بعد از طلوع خورشيد) طلوع و در نيمه شب غروب مي‌كند. به اين ترتيب در هر مرحله از شكل خورشيد، بين طلوع و غروب ماه و خورشيد تفاوت زماني وجود دارد.

Planet Number of Moons
Mercury 0
Venus 0
Earth 1
Mars 2
Jupiter 16
Saturn 18
Uranus 15
Neptune 1
Pluto 1

اقمار (Moons)

يك قمر يا ماه پيكرة‌ بزرگي‌ست كه دور يك سياره مي‌چرخد. بسياري از سيارات قمر (يا اقمار) دارند.

پاتريك مور (Moore, Patrick)

 (1923 تا حال)، منجم انگليسي و كسي كه بيش از 60 كتاب دربارة نجوم نوشت و برنامه‌هايي براي عمومي سازي نجوم در تلويزيون BBC كنوني ساخت. وي بر روي نقشه برداري ماه كار مي‌كرده است.

رصد خانه كوه ويلسون

 (Mt. Wilson Observatory)

 رصدخانه نجومي واقع در پاسادناي كاليفرنيا (Pasadena). اين رصدخانه در سال 1904 توسط جورج هال (George E. Hale) تأسيس شد.

جوان مولر (Muller, Johann)

يا جوان رژپومونتنوس (J. Regiomontanus) (1436 تا 1476) منجم و رياضيدان آلماني كه بر روي مثلثات مطالعه است كتاب آلماگست بطلميوس (Ptolomy's Almagest) را از منبع يوناني ترجمه كرد. اين ترجمه به ديد تولمائيك به هستي كمك كرد (ديدي كه در آن زمين در مركز هستي قرار مي‌گيرد). همچنين او بر روي مثلثات مسطح كروي كار كرد. وي حركت ماه، سيارات و سنگ‌هاي آسماني را مشاهده كرد. دهانة 108 كيلومتري روي ماه به نام وي ثبت شده است.

 

موسس – سي ان

((MUSES - CN

 يك گشت زن بسيار ريز ژاپني به اندازة يك كتاب كه براي Mu Space Engineeving Spacecroft (فضاپيماي مهندسي فضايي مو)، C به معني سومين سري توليد و N به معني NASA است. اين گشت زن در سال 2002 از ژاپن پرتاب شد اين ماشين كوچكترين گشت زني‌ست كه تا به حال در مأموريت فضايي پرواز كرده است. اين گشت زن مي‌تواند نمونه‌هاي سنگي را آزمايش كند، تصوير ويدئويي رنگي به زمين بفرستد، نمونة سنگي جمع كند و نهايتاً در سال 2006 به زمين برگردد.

 

ماتينك (Muttnik)

 واژه‌اي كه بسياري از مردم براي سگي كه در مأموريت اسپوتنيك 2 (Sputnik 2) به فضا فرستاده شد بكار مي بردند. بين سال 1958 و 1967 روسية كنوني 13 سگ براي آمادگي براي مأموريت هاي آينده به فضا فرستاد. لاليكا (Lalika) كه به زبان روسي به معني پارس كننده مي‌باشد اولين سگ در فضا بود. اين سگ ماده در 3 نوامبر 1957 به فضا فرستاده شد.

 

 

Change Language | Contact us : Info@ngdir.ir | Home