F



صورت روي مريخ ( Face on Mars )  

عكس ناحيه سيدونيا منس  (Cydonia Mense )  مريخ در سال 1998 توسط كاوشگر جهاني مريخ ناسا ( NASA s mars Global Surveyor )  گرفته شده است . اين شكل حاصل قرارگيري اتفاقي سنگها و ساير تشكيلات زمين شناسي ست كه از اين زاويه شبيه صورت يك انسان است .


مشعل (خورشيدي)  (Faculae )

بخيه هاي درخشان روي خورشيد كه مرتبط با لكه هاي خورشيدي ست يا هر ناحيه كه درخشانتر از ناحيه اطراف يك سياره يا يك ماه است را مي گويند .

 



ستاره ريزان يا ثاقب

 ( Falling Star )  

در واقع ستاره نيست , بلكه يك شهابسنگ است كه از سنگ و يا آهن تشكيل شده اين شهابسنگ در جو زمين ميسوزد .

خانواده صور فلكي  ( Family of  Constellations )  

خانواده صورتهاي فلكي زيادي وجود دارد كه يا نزديك به هم هستند و يا ارتباطي با هم دارند . برخي از اين خانواده ها شامل منطقه البروج ( Zodiac  - داراي 12 صورت فلكي ) , خانواده صورت فلكي دب اكبر يا خرس بزرگ ( Ursa Maijor Family  -  داراي 10 صورت فلكي) , خانواده پرسوس (Perseus Family - داراي 9 صورت فلكي ) , خانواده هركول (Hercules  Family  - داراي 19 فورت فلكي ) , خانواده اوريون (Orion Family - داراي 5 صورت فلكي ) , آبهاي بهشتي (Heavenly Waters  - داراي 9 صورت فلكي ) , گروه باير    ( Bayer Group - 11 صورت فلكي ) , خانواده لاكايل ( La Caille Family   - داراي 13 صورت فلكي  ) .

 



يابنده (Finder  يا  Finderscope )

تلسكوپ ضعيفي كه به تلسكوپ قوي متصل است و براي تعيين موقعيت آسان اجسام در آسمان به كار برده مي شود . تلسكوپ قوي تر براي بررسي دقيق تر بعدي مورد استفاده قرار مي گيرد .



گوي آتشين ( Firebll )

هر شهاب سنگي كه درخشانتر از عطارد ( قدرت درخشندگي ها ) باشد را ميگويند . اغلب در پي آن صداي انفجاري به  گوش مي رسد و مي توانند سايه نيز بوجود  آورند . اين شهاب سنگ ها در اثر اجرام آسماني ميليمتري ( يا بزرگتر ) كه در جو متلاشي مي شوند , بوجود مي آيند .

 



آتش بازي  ( Fireworks )  

چيني هاي باستان تقريباً 2000 سال قبل تفنگ را اختراع كردند ( ساخته شده از شوره قلمي , سولفور و گرد زغالسنگ  و از آن براي آتشبازي در جشن هاي مهم استفاده كردند. آتش بازي چيني ها احتمالاً در قرن پانزدهم به اروپا آورده شد .

اولين حيوان و سگ در فضا

( First Animal and First Dog in Space )

لاليكا ( در زبان روسي به معني پارس كننده ) اولين سگ در فضا بود . او يك سگ قوي سيبريايي ( Siberian ) بود كه توسط سفينه اسپوتنيك 2 (Sputnik 2 )  در 3 نوامبر  1957 به فضا پرتاپ شد . لاليكا در مدار زمين براي چهار روز زنده ماند. او وقتيكه باطري هاي كابين بيش از حد گرم شد , در فضا مرد . اين سفينه در 14 آوريل 1958 به زمين بازگشت و در حين برگشت منفجر شد .

 


اولين نور ( First Light )  

واژه اي كه اولين نور صادر شده هنگام توليد اولين كهكشان اشاره مي كند. اولين نور مدتها بعد از انفجار بزرگ ( Big Bang )  بوجود آمد . انفجار بزرگ در حدود 15 ميليارد سال قبل حادث شد , اما هستي تا زمانيكه اولين نور ميليونها سال بعد از انفجار بزرگ و بعد از توزيع يكنواخت مواد در پي يكي شده انفجار بزرگ كه نهايتاً منجر به تشكيل كهكشان ها شد , تاريك بود .

اولين ميمون در فضا ( First Monkeyin Space )

اولين ميمون در فضاي نيمه مداري يك ميمون سنجابي به نام گوردو( Gordo )  بود . گوردو در13 دسامبر 1958 در دماغه موشك مشتري 13 Am ارتش آمريكا , به فضا فرستاده شد . گوردو كار خود را دفضا به خوبي انجام داد اما هنگام شناور شدن وسيله آنها در اقيانوس اطلس , دماغه موشك جدا و غرق شد و گوردو خفه شد . دو ميمون بعدي در فضا آبل ( Able ) و بيكر  ( Baker )  در 28 مي 1959 توسط موشك مشتري 18 Am به فضا پرتاب شدند. آنها  بعد از 300 مايل پرواز نيمه مداري با موفقيت بازگشتند .

 

شكافت  ( Fission )

شكافت هسته اي واكنشي ست كه طي آن هسته يك اتم تفكيك شده  و انرژي فوق العاده زيادي آزاد مي كند . شكافت هسته در بسياري از دستگاهها نيرو زاي زمين ( و سلاحهاي هسته اي ) به كار برده مي شود . شكافت هسته اي در خورشيد واكنش مهمي نيست ( براي شكافت هسته اي , واكنش هسته اي لازم است كه در خورشيد به وقوع مي پيوندد) .

هيپوليت فيزاو  ( Fizeau Hippolyte )

(1819 تا 1896 )فيزيكدان فرانسوي كه اولين كسي كه بود كه سرعت نور را در سطح كره زمين اندازه گرفت . وي در سال 1849 با استفاده از وسيله اي كه چرخ ( فاصله بين چرخ و آينه 5 ميليمتر / 8كليومتر ) سرعت نور را اندازه گرفت . به طوريكه زمانيكه صرف مي شود تا چرخ عرض يك دندانه را طي كند برابر با زماني ست كه نور از چرخ تا آينه طي مسير مي كند. همچنين او سرعت نور را در واسطه هاي ديگر اندازه گرفت و پي برد كه نور در هوا سريعتر از آب حركت مي كند . فيزاو  فهميد كه حركت يك ستاره بر روي طيف نوري آن تاثير مي گذارد .

 

عدد فليمستيد  ( Flamsteed Number )

در هر صورت فلكي , به هر ستاره مطابق با سيستمي كه جان فليمستيد ( John Flamsteed )   در اوائل قرن 18 براي دسته بند ي صور فلكي به كار برد , عددي داده مي شود. در اين طرح به غربي ترين ستاره در هر صورت فلكي عدد 1 , به ستاره بعدي آن در شرق عدد 2 و سپس 3 و الي آخر , داده  مي شود . موقعيت شمالي – جنوبي يك ستاره در نظر گرفته نمي شود .


فاصله كانوني  ( Focal Length )

فاصله عدسي ( يا آينه ) يك تلسكوپ تا نقطه اي كه براي مشاهده جسم قرار گرفته در آن نقطه تلسكوپ بر روي آن متمركز مي شود .

 



نقطه تمركز  ( Focus )  

نقطه مركزي كه پرتوهاي نور , گرما يا هر نوع تشعشع ديگر بعد از بازتابانيده شدن يا شكسته شدن , در آن نقطه به هم مي رسند.



تمركز دهنده ( Focuser )

پيچي بر روي تلسكوپ كه باعث تمركز بر روي جسم مي شود . اين پيچ با تغيير قطعه چشمي به عقب و جلو اين كار را انجام مي دهد .

 



كوهها چين خورده  ( Fold Mountains )   

نوعي سلسله كوه كه هنگاميكه دو صفحه قاره اي به هم برخورد ميكنند ( يا يك صفحه قاره اي با يك صفحه اقيانوسي ) بوجود مي آيند . تصادم پوسته را فشرده و به سمت بالا هل مي دهد ( فرارانش ) و كوهها را شكل مي دهد . براي مثال هيماليا هنگاميكه صفحه هند با صفحه آسيا – اروپا در ميليون ها سال قبل به هم برخورد كردند , به وجود آيند .



فوسا

( Fossa )

فرو افتادگي طويل , باريك و كم عمق روي سطح يك سياره .

 



آونگ فوكو ( Foucault Pendulum )

آونگ ساده اي ( وزنه اي متصل به يك نخ بلند كه به جايي آويزان است ) چرخش كره زمين را نشان مي دهد . وقتي آونگ تاب مي خورد , زمين در زير آونگ مي چرخد , بنابريان به نظر مي رسد كه آونگ هم مي چرخد . اين وسيله اولين بار در سال 1851 در نمايشگاه جهاني پاريس توسط جن برنارد لئون فوكاولت ( Jeum Bermard Leon  Foucault) ارائه شد .



جن فوكاولت ( Foucault Jean )

(1819 تا 1868 ) فيزيكدان فرانسوي و اولين كسي كه در سال 1851 نشان داد كه چگونه يك آونگ مي تواند از چرخش كره زمين را تبعيت كند ( آونگ فوكاولت ) . همچنين او يك ژيروسكوپ اختراع كرد ( 1852 ) و نشان داد كه نور در آب آرام تر از هوا حركت مي كند (1850 ) و آينه هاي تلسكوپهاي هسته اي را توسعه داد (1858 ) .

 



جوزف فراونهوفر ( Fraunhofer Jseph )  

(1787 تا 1826 ) فيزيكدان آلماني اولين كسي كه طيف هاي خورشيد را مطالعه كرد . در اواسط قرن نوزدهم او مشاهد كرد كه طيف پيوسته توسط بيش از 700 خط تاريك ( كه هم اكنون خطوط فراونهوفر ناميده مي شود ) تشكيل شده است . كار فرانهوفر باطيف ها و همچنين با شبكه هاي شكست مضاعف اولين بررسي ها در علم طيف سنجي محسوب مي شود . در آن زمان معلوم نبود چه چيزي اين خطوط را مي سازند ( اين خطوط بوسيله عناصري در جو كه خورشيد در طول موجهاي خاص خود نور را جذب مي كنند بوجود مي آيند ) .

سقوط آزاد  ( Free Fall )

حالتي كه در مدار اطراف يك سياره اتفاق مي افتد . در سقوط آزاد , اجسام به نظر بي وزن مي رسند. در طي سقوط آزاد , جسم در حال چرخش دقيقاً با همان ميزاني كه سطح سياره در زير جسم خم مي شود , به روي سياره مي افتد . در اين حالت به نظر مي رسد جسم بطور پيوسته به سمت سياره مي رود اما هرگز به آن نمي رسد .

 


ماه كامل  ( Full Moon )

دايره كاملي در آسمان از ماه كه درخشندگي خود را از خورشيد و زمين مي گيرد . در اينصورت , طرف هميشه روز آنرا مي بينيم . هنگاميكه ماه در طرف مقابل خورشيد و پشت زمين قرار مي گيرد , ماه كامل مي شود . پس در هرماه قمري مي توان يكبار ماه كامل را ديد .



گداخت ( Fusion )

گداخت هسته اي واكنش اتمي است كه در آن هسته ها بسياري مراكز اتمها با هم تركيب شده و هسته بزرگتري (عنصر متفاوتي ) مي سازند . نتيجه اين فرآيند آزاد شدن انرژي است ( هسته هاي محصول جرم كمتري از مجموع هسته هاي اوليه دارند و تفاوت جرم به انرژي تبديل مي شود يعني E = mc   خورشيد از گداخت هسته اي نيرو مي گيرد و غالباً هيدروژن به هليم تبديل مي شود . در اين فرآيند ها هسته هيدروژن براي توليد يك هسته هليم با هم تركيب شده و 0/3 درصد از جرم اوليه به انرژي تبديل مي شود.

Change Language | Contact us : Info@ngdir.ir | Home