E



سحابي عقاب يا نسر طاير( Eagle Nebula )

اين سحابي كه 7000 سال نوري از زمين فاصله دارد ( در صورت فلكي سرپنس – Seroebs  ) و نام ديگر آن M16  است , از ستونهاي بزرگ گاز هيدروژن و غبار بين ستاره اي سرد تشكيل شده است . اين ابر ستاره ساز توسط نور مافوق بنفشي كه از ستاره هاي تازه متولد شده صادر مي شود, چراغاني شده است . ستونها ار EGG ( گلبولهاي گازي بخارزا – Evaporating Gaseous Globules  ) مي نامند, زيرا نور مافوق بنفش بعضي از گازهاي هيدروژن ( H2) را جوشانده و سحابي را درفرآيندي به نام بخار پرتوي ( Photoeva povation ) , شكل مي دهد . بزرگترين ستون يك سال نوري طول دارد .



زمين

(Earth )

سومين سياره از خورشيد .

 

زمين آسا ( Earth Grazer )

نام شهاب سنگ ( يا ديگر ذرات فضا ) كه وارد جو زمين شده و از هم مي پاشد و تقريباً موازي با سطح زمين حركت  ميكند . شهاب سنگ به آهستگي مي سوزد و جلوه زيبايي رابه بوجود  مي آورد .



زمين تاب ( Earthshine )  

نور كمرنگي كه از زمين به بخش تاريك ماه تابانيده مي شود .

 

سياره

گريز از مركز مداري

عطارد

0.206

ناهيد

0.007
زمين
0.017

مريخ

0.093

مشتری

0.048
زحل
0.056

اورانوس

0.047
نپتون
0.009

پلوتون

0.248


گريز از مركز ( Eccentricity )

يعني اينكه يك مدار از شكل دايره اي خود خارج است . يك مدار كاملاً مدور داراي گريز از مركزيت صفر است وگريز از مركزيت بين صفر تا يك  نشان دهنده مدار بيضوي ست . يك مدار شلجمي گريز از مركزيتي برابر با يك و يك مدار هذلولي داراي گريز از مركزيتي بيش از يك است . نپتون , ناهيد و زمين داراي كمترين گريز از مركزيت و پلوتون و مشتري داراي بيشترين گريز از مركزيت هستند.



خسوف  ( Eclipse )

خسوف زماني اتفاق مي افتد كه ماه جلوي خورشيد را بگيرد يا اينكه سايه زمين روي ماه بيفتد.

 

 


 
Some Eclipsing Binaries Magnitude Range Period
(days)
Delta Librae 4.9-5.9 2.3
Algol
(Beta Persei)
2.1-3.4 2.9


فصول گرفتگي ( Eclipsing Binary )

دوستاره نزديك به هم كه ظاهراً ستاره منفردي هستند كه درخشندگي آنها تغيير مي كند. اختلاف درخشندگي به واسطه تيره يا افزايش نور متناوب ستاره ها توسط يكديگر است .


دايره البروج ( Ecliptic )

صفحه اي كه بوسيله مدار زمين به دور خورشيد تعريف مي شود . در مدت يك سال , خورشيد مسيري را در آسمان در امتداد اين صفحه مي پيمايد. اغلب صفحات در سيستم خورشيدي نزديك به دايره البروج ( صفحه كسوفي ) از زمين عبور مي كنند . محور زمين داراي زاوايه 23/5 درجه نسبت به اين صفحه است كه اين زاويه باعث تشكيل فصل ها مي شود.

 


آرتور ادينگتون

 ( Eddington . Arthur )

( از سال 1882 تا 1945 ) منجم انگليسي و اولين كسي كه ساختار داخلي يك ستاره را تشريح كرد .



 

سحابي تخم مرغ  ( Egg Nebula )  

يا CRL 2688  سحابي سياره اي ست در حدود 3000 سال نوري از زمين فاصله دارند . اين ابر بزرگ غبار و گاز با سرعت بسيار زياد به سمت خارج گسترش دارد. اين سحابي در هزار سال قبل توسط يك ستاره بزرگ قرمز رنگ بوجود آمد ( اين ستاره بزرگ قرمز زماني ستاره اي شبيه به خورشيد بوده ) غبار ديد ما را از ستاره هاي درون سحابي تيره مي كند .

 

آلبرت انيشتن ( Einstein Albert )

 

 

 

 

 

( 1879 تا 1955 ) فيزيكدان آلماني – آمريكايي كه با تئوريهاي نسبيت عمومي و فضايي خود , ديد مارا از هستي تكامل داد . نسبيت فضايي علم مكانيك نيوتني را از ميدان به در كرد نتايج متفاوتي را براي هر جسم در حال حركت با سرعت بسيار زياد بدست داد. قانون نسبيت فضايي (Special Relativity)  بر اساس ايده اي كه طبق آن سرعت يك حد بالايي دارد و هيچ چيز نمي تواند در نهايت سريعتر از سرعت نور باشد , بنا نهاده شده . همچنين اين نظريه بيان مي كند كه اندازه گيري هاي زمان و فاصله مطلق نيستند , اما به جاي نسبت به چارچوب بيننده منبع , نسبي است . فضا و زمان به عنوان ابعاد يك پديده مجزا در نظر گرفته مي شود كه فضا – زمان  ناميده مي شود . انرژي و لحظه آني بطور مشابهي به هم مرتبطند . در نتيجه  بر اساس فرمول E = MC جرم مي تواند به ميزان بسيار زيادي تبديل مي شود و بالعكس .

نسبيت عمومي ( General Reativity ) ، نظريه نسبت فضايي را توسعه داد و تجمع و جاذبه كه هر دو بواسطه انحناء زمان – فضا تشريح مي شوند , را در بر گرفت . انيشتن در سال 1921 بخاطر اثر فتوالكتريك ( Photoelectric effect )  جايزه نوبل را گرفت . نظريه هاي او آشفتگي هاي مدار مشتري را تشريح كرد .

 

پل انيشتين – روزن

( Rosen Bridge  - Einstein )

راه حل رياضي براي نظريه نسبيت عمومي انيشتين , كه به نام سوراخ كرم در فضا ناميده مي شود . يك سوراخ كرم لورنتزين (Lorentzian Wormhole)از لحاظ تئوري ميانبري ميان بخشهاي بسيار مجزاي زمان – فضا , حفرات سياه و خارج از يك حفره سفيد ( كه سريعتر از سرعت نور حركت مي كند ) بوجود مي آورد . فيزيكدانان بسياري اعتقاد دارند كه سوراخهاي كرم هيچ واقعيت فيزيكي ندارند زيرا به ماده نامتعارف ( Exotic matter )  يعني ماده اي كه توسط جاذبه بيش اينكه جذب شوند , دفع مي شوند , احتياج دارند.



پرتاپه  ( Ejecta )

سنگ ها , غبار و ساير مواد پرتاب شده از آتشفشان , دهانه برخوردي , ستاره درحال انفجار .


الارا ( Elara )

دوازدهمين قمر مشتري كه 50 مايل ( 80 كيلومتر ) قطر دارد و در فاصله 7250000 مايل ( 11737000 كيلومتري ) مشتري مي چرخد .الارا10×8  كيلوگرم جرم دارد . اين قمر در 6528       /     259 روز زميني, به دور مشتري مي چرخد . درباره الارا  اطلاعات كمي وجود دارد . اين قمر در سال 1905 توسط پرين          ( C . Perrine )  كشف شد .

 

موج

طول موج

پرتوهاي گاما

كتر از1/0 انگستروم

پرتوهاي ايكس
1/0 تا 200 انگستروم
Ultraviolet 200 - 4,000 Angstroms
Visible light 4,000 - 7,000 Angstroms
ابتداي مادون قرمز

7000 انگستروم تا 10 ميكرون

اواسط مادون قرمز

10 تا 60 ميكرون

اواخر مادون قرمز

60 تا 300 ميكرون

نيمه عمر

300 ميكرون تا 1 ميليمتر

ميليمتر راديو

1 ميليمتر تا 1  سانتي متر

ميكرويو راديويي

1 ميليمتر تا چند سانتي متر

تشعشع الكترو مگنتيك

( Electromagntic Radiation )  انرژي به شكل موج

طيف الكترومغناطيسي

( Elextromagnetic Spectrum )

محدوده كامل تشعشع الكترومغناطيسي كه شامل پرتو هاي گاما , پرتوهاي ايكس , پرتوهاي ما فوق بنفش , نو ر قابل رويت , مادون قرمز , ريز موج ها و موجهاي راديويي ( به منظور كاهش انرژي و كاهش انرژي و افزايش طول موج )

 



الكترون ( Electron)

ذرات اتمي با بار منفي و بسيار ريز . در يك اتم , الكترونها به دور هسته مي چرخند . جريانهاي الكتريكي شامل الكترونهاي جدا شده از اتمها هستند . الكترون د رسال 1897 توسط تامپسون ( J . J Thompson )  كشف شد .


عنصر ( Element ) 

ماده خالص از لحاظ شيميايي كه شامل اتمهاي هم نوع است سبك ترين عنصر هيدروژن كه بيش از 80  درصد هستي را تشكيل مي دهد , است . بعد از آن هليم است كه كمي بيش از 20 درصد هستي را تشكيل مي دهد . ساير عناصر معمول , اكسيژن , نيتروژن , سيليس , آهن و كربن است . هيدروژن ( دتريوم ) , هليم و برخي ليتيوم ها , درست بعد از انفجار بزرگ (Big Bang )  , بصورت مصنوعي ساخته مي شود . عناصر سنگين تر بعدي ( مانند كربن , نيتروژن و اكسيژن ) بواسطه نشر درون ستاره ها شكل مي گيرند . اغلب ستاره ها هيدروژن را انتشار مي دهند و هليم را بوجود مي آورند . سنگين ترين عناصر ( مانند آهن , مس  و طلا )  هنگاميكه ستاره ها به ابر نو اخترها تغيير مي كنند , خلق مي شوند هر اتم اطراف ما و در پيكره هاي ما از انفجار بزرگ يا در يكستاره تشكيل شده است ! چند عنصر ساخت بشر مانند سيپرژيوم ( Seaborgivm )   در آزمايشگاهها توليد مي شوند  .

 



بيضي ( Ellipse )

شكلي شبيه دايره يخ شده اين شكل شامل تمام نقاط يك صفحه است : a+ b  ( دو برابر طول محوره نيمه اصلي ) جاييكه a  فاصله كانون تا نقطه اي روي محيط بيضوي و b   فاصله كانون ديگر تا همان نقطه روي محيط بيضوي است .



كهكشان بيضوي

( Elliptical Galaxy )  

كهكشاني با  شكل بيضوي كه كهكشان E  يا نوع E  هم ناميده مي شود .M87 ,M32 كهكشانهاي بيضوي هستند .

 



مدار بيضوي ( Elliptcal Orit )

مداري كه از يك شكل بيضوي تبعيت مي كند , بطوريكه جسم در خال چرخش حول پيكره اي ديگر ( كه در يكي از  كانونهاي بيضي قرار دارد ) مي چرخد .



امتداد ( Elongation )

زاويه بين سياره ( يا ماه يا جسمي ديگر ) و خورشيد , زمانيكه از كره زمين به آن نگاه مي شود .

 


سحابي انتشاري ( Emission Neloula )

سحابي كه مي درخشد . يعني انرژي نوراني از خود صادر مي كند . نور قرمز اين سحابي زمانيكه الكترونها و پروتونها با هم تركيب مي شوند توليد مي شود . اتمهاي هيدروژن را به وجود مي آورند . سحابي انتشاري زمانيكه نور ماواراء بنفش پر انرژي  از يك ستاره پر داغ , ابري از گاز هيدروژن  را تحت تاثير قرار مي دهد . شكل  مي گيرد كه در  اثر  اين فرآيند , تشعشع ماوراء بنفش   يونيزه مي كند  (   يعني الكترونها را از اتمهاي هيدروژن مي كند)  الكترونهاي آزاد  با پروتونها تركيب شده و هيدروژن تركيب شده و هيدروژن و نور قرمز را بوجود مي آورند . سحابي سر اسب  Horsehead Nebula ) ) در جلوي يك سحابي انتشاري كه جلوه خارجي سر اسب را درخشان مي كند , قرار  دارد .



طيف نشري ( Emission Spectrum )

يا طيف نور درخشان , طيفي ناپيوسته ( نوارهاي درخشان مجزا ) است توسط اتمها و مولكولها صادر مي شود . طيف نشري خصوصيات مواد شيميايي را كه فتونها را انتشار مي دهند . نشان مي دهد . اين طيف شبيه يك سري خطوط درخشان در زمينه اي سياه است ( طيف سنجي )

 



ENCELADUS

 

يكي از 18 قمر زحل كه در فاصله متوسطي در حدود 158000 مايل و در زمان 33 ساعت به دور زحل مي چرخد. قطر آن 400 مايل است و تقريباً تمام نور خورشيد را كه به آن برخورد مي كند را بر مي گرداند و در نتيجه قمر بسيار سردي ست ( 201 – درجه سانتي گراد = 330 – درجه فارنهايت ) .  اين ماه يخي در سال 1789 توسط هرشل ( W . herschel ) كشف شد .



 

بخش انك ( Encke Division )  

اين بخش خارجي ترين حلقه هاي اصلي سياره زحل را , يعني حلقه A را تقسيم مي كند. فضاي خالي آن 200 مايل ( 325 كيلومتر ) پهنا و 83000 مايل ( 133570  كيلومتر ) از مركز زحل فاصله دارد . اين بخش به نام جوان انك  ( Johann Encke ) كه كاشف آن بود در سال 1837 نامگذاري شد .

 



انرژي  ( Energy )

ظرفيت انجام كار . انرژي مي تواند از شكلي به شكل ديگر تغيير كند ( گرمايي , شيميايي , هسته اي , انرژي پتانسيل ) اما هميشه ثابت باقي مي ماند. در واكنش هاي هسته اي ( نشر يا گداخت ) جرم مي تواند به انرژي تبديل شود.

ائون
زمان

فانروزوئيك

540 ميليون سال قبل تاكنون

پروتروزوئيك

5/2 ميليارد سال تا 540 ميليون سال قبل

آركئوزوئيك

9/3  تا 5/2  ميليارد سال قبل

ناشناخته

6/4  تا 9/3 ميليارد سال قبل

ائون ( Eon )

دو ياچند عصر زمين شناسي , ائون را تشكيل مي دهد كه بزرگترين بخش زمان زمين شناسي ست و صدها تا ميليون ها سال طول مي كشد .

 


تقويم نجومي

 ( Ephemeris )

 جدولي كه خصوصيات فضايي پيكره ها ي آسماني و فضا پيما بصورت تابعي از زمان فهرست شده است .



دايره فرعي ( Epicycle )  

مدارهاي مدوري درون مدارهايي كه به اشتباه به عنوان مدارهاي اجسام در سيستم تلمائيك ( Dtolemaic System ) (حدود 150 قبل ار ميلاد ) توصيف مي شدند . دايره اي ( دايره فرعي ) بوده و مركز اين دواير فرعي در يك مدار دايره اي ديگر ( به نام فرنت – Deferert  ) نيز در حال چرخش است . لايه هاي بسيار از دواير فرعي براي تخمين مدارهاي ( بيضوي ) با حركت پسرونده خود مورد نياز است .كوپرنيك ( Copernicus )  هم از دواير فرعي در مدل خورشيد محوري خود ( در اواسط قرن 1500) استفاده كرد . دواير فرعي براي پيش بيني مدارها تا زمانيكه كپلر (Kepler )   طبيعت بيضوي مدارها را كشف كرد , مورد استفاده قرار مي گيرد ( در اوائل سال 1600) .

 



اپي متوس (Epimetheus)

يكي از 18 قمر زحل . اين قمر با شيارها , دره ها و دهانه اي با بيش از 30 كيلومتر قطر پوشيده شده است . مدارهاي اپي متوس در فاصله ميانگين حدود 151422 كيلومتري قرار گرفته و حدوداً هر 4 ساعت يكبار به دور زحل مي چرخد اين قمر قطري در حدود 200 كيلومتر و شكلي نامنظم دارد كه داراي مدار مشتركي با جانوس (Janus )  است . اين دو قمر تنها حدود 50 كيلومتر ( 31 مايل ) از هم فاصله دارند . هر چهار سال آنها به  هم مي رسند , بر هم نيرو وارد مي كنند و مدار خود را عوض مي كنند . اين قمر يخي در سال 1966 توسط والكر ( R . Walke ) و در سال 1978 توسط فونتين ( J . Fountain )  و لارسن ( S . Larson ) كشف شد .


اشكوب

( Epoch )

بخشي از دوره زمين شناسي كه كوچكترين بخش زمان زمين شناسي ست و چند ميليون سال به طول مي انجامد .

 



استوا ( Equator )

دايره اي فرضي به دور زمين ( يا سياره يا قمر ديگري ) كه  در وسط قطب شمال و جنوب قرار مي گيرد .



پايه تلسكوپ استوايي ( Equatorial Telescop Mount )

وسيله مركبي كه موازي با محور زمين قرار گرفته و به منظور تعقيب حركت ظاهري اجسام آسماني ( كه در اثر حركت چرخشي كره زمين بوجود مي آيد ) , با زاويه قائمي بر روي محور قرار گرفته است . پايه هاي استوايي مي توانند با يك موتور برقي ( مانند موتو يك ساعت ) تنظيم شده و به طور خودكار تلسكوپ را بچرخاند, بطوريكه چرخش زمين را در تمام لحظات جبران كند .

 


اعتدال شب و روز (Equinox )

ايامي كه طول روز و شب با هم برابرند . زمانيكه خورشيد استواي آسماني را قطع مي كند , اين پديده اتفاق مي افتد ( دوبار در سال ) . اعتدال پاييزي در 23 سپتامبر و اعتدال بهاري در 20 مارس اتفاق مي افتد.


عصر ( Era )

دو يا چند دوره زمين شناسي يك عصر را مي سازند كه صدها ميليون سال به طول مي انجامد .

 

اراتستن ( Eratosthenes )

( 276 تا 194قبل از ميلاد ) دانشمند يوناني و اولين كسي كه محيط كره زمين را تعييين كرد . او سايه ظهر وسط تابستان را در چاههاي عميق سين ( Syene )  و الكساندريا ( Alexandria )  با هم مقيسه كرد . وي به درستي فرض كرد كه پرتوي خورشيد كاملاً موازي مي تابد ( از آنجا كه خورشيد در آن زمان دورتر است ) . با دانستن فاصله بين دو موقعيت , او محيط دايره را 250000 استاديا ( Stadia ) . اينكه يك استاديا دقيقاً چقدر بوده معلوم نيست , از اينرو صحت محاسبه او معلوم نيست , اما به رقم حقيقي بسيار نزديك بوده . همچنين او به درستي ميزان كج شدگي محور زمين و فاصله خورشيد و ماه را محاسبه كرد و روشي را براي تعيين اعداد اول ( روش غربالي ) اختراع كرد . مسائل علمي و هنري زيادي به وي نسبت داده شده , مانند جغرافي , رياضي , نجوم , تقويم نگاري , موسيقي و ادبيات . او در ميان تمام دانشمندان يك استثناء بود , اگر چه در هيچ موضوعي يك متخصص كامل نبود بلكه در تمام موضوعات سررشته داشت . از اينرو به وي  لقب بتا(Beta )  كه دومين حرف الفباي يوناني ست داده بودند .

صورت فلكي نهر  ( Eridanus )

به معني رودخانه , صورت فلكي جنوبي كه نزديك صورت فلكي فورناكس ( Fornax ) و لپوس (Lepus )  قرار گرفته , درخشانترين ستاره صورت فلكي نهر  , آلفا اري  ( Alpha Eri ) يا آكرنار ( Achernar ) , به معني انتهاي رودخانه است كه نهمين ستاره درخشان آسمان است ( قدرت درخشندگي 0/46  ) . ستاره درخشان بعدي آن كورسا ( Cursa )  به معني چهار پايه يا  بتا اري ( Beta Eri ) و سومين ستاره درخشان آن زاوراك( Zaurak ) به معني قايق با گاما اري  ( Gamma Eri ) است . بعد از آن رانا ( Rana )  به معني وزغ و زيبال ( zeta  Eri  - Zibal  )  به معني لانه شتر مرغ است . صورت فلكي نهر  يكي از 48 صورت فلكي اصلي است كه توسط بطلميوس ( Dtolemy )  ثبت شده بود .

 

اروس ( Eros )  

يا سيارك433 # , سيارك نزديك به زمين (NEA)  است كه ابعاد آن 8×8×21 مايل ( 13× 13× 33 ) كيلومتر مي باشد . نيروي جاذبه اروس 1000 برابر ضعيف تر از زمين است و جو ندارد .چگالي اروس 2/4 گرم بر سانتي متر مكعب و دقيقاً برابر با پوسته زمين است . سطح اروس با غبار , سنگ , بخته سنگ ها و دهانه ها پوشيده شده و از خورشيد Au 1/14 تا Au 1/78 فاصله دارد ( مدار آ، بيضوي است ) .

سياره يا قمر

سرعت گريز

متر بر ثانيه

مايل بر ساعت

عطارد

4,300 9675

ناهيد

10,400 23,400

زمين

11,200 24,840
ماه
2,361 5,300
مریخ 5,000 11,250
مشتری 59,500 133,875
زحل 35,600 79,637
اورانوس 21,300 47,925
نپتون 23,300 52,122
پلوتون 1,100 2,461


سرعت گريز ( Escape Veloeity )

سرعت گريز ميزان سرعتي ست كه با آن سرعت جسمي از يك جسم سياره اي و ميدان جاذبه آن در حال دور شدن است .

 



 (Eskimo Nebula ) سحابي اسكيمو

(NGC 2392 )  سحابي سياره اي در صورت فلكي جوزا يا دو پيكر ( Gemini ) كه شبيه به خورشيد رنگ زده شده است , بطوريكه لايه هاي خارجي در فضا كشيده و منتشر شده اند. اين سحابي اولين بار در سال  1787 توسط ويليام هرشل ( William Herschel  )  ثبت شد .



باران شهاب سنگ اتا  آكواريد

 ( Eta Aquarid Mereor Shower )

باران شهاب سنگي كه از 12 آوريل تا 12 مي هر سال تا حداكثر 5 تا 6 مي هر سال حادث مي شود . اين باران شهاب سنگ هر ساله هنگاميكه زمين از مدار ستاره دنباله دار و قطعات يخ هالي ( Halley )  مي گذرد , اتفاق مي افتد كه اين قطعات با ورود به جو زمين مي سوزند . شهاب سنگ هاي اين باران به نظر از صورت فلكي دلو صادر مي شوند , اما در حقيقت اينطور نيست .

 


ادوكسوس نيدوس

 ( Eudoxus of Cnidus )

(408 تا 355 قبل از ميلاد ) , دانشمند يوناني  و شايد شاگرذ پلاتو (Plato ) و كسي كه فرض كرد كه زمين مركز هستي ست و اينكه ساير اجسام آسماني (ستاره ها و سياره ها ) بصورت كره هاي هندسي در دور زمين قرار دارند . اختراع عقيده جديد اعداد حقيقي به او نسبت داده مي شود .



اروپا ( Europa )

قمر يخي , چگال و بزرگ مشتري ست كه سطح آن آثار متقاطع ( و چند دهانه ) و اسيد سولفوريك يخ زده پوشيده شده است . قطر آن 2000 مايل ( 3138 كيلومتر ) است كه كوچكتر از قمر زمين است . اروپا در مدت 3/55 روز به دور مشتري مي چرخد و قاصله متوسط آن از مشتري حدود 420000 مايل ( 670900 كيلومتر ) است . جرم آن 10× 4/8 كيلو گرم است . اروپا در سال 1610 بطور جداگانه توسط گاليلو ( Galileo )  و   ماريوس ( S . Marius ) كشف شد .

 



تبخير ( Evaporation )

فرآيندي كه طي آن مايع به گاز تبديل مي شود.


افق حادثه  ( Event Horizon )

منطقه شعاع اطراف يك حفره سياه كه هيچ ماده اي نمي تواند از آن فرار كند ( يا نقطه بي باز گشت يا شعاع شوازر شيلد Sehwarzschild  ) . اين  منطقه شعاعي ست كه جرم مي بايستي به منظور تبديل شدن به يك حفره سياه نيز فشرده شود .

 



مسير تكاملي  ( Evolutionary Track )

تغيير در موقعيت يك ستاره در نمودار هرتز پرانگ   راسل       ( R H و Russel  - Hetzprung  ). وقتي ستاره اي تكامل مي يابد مي تواند تاريخ آنرا روي اين نمودار تعقيب كرد .


ستاره تكامل يافته

( Evolved Star )  

ستاره پيري كه نزديك اواخر حيات خود است . سوخت هسته اي اين ستاره عمدتاً از بين ميرود و جرم خود را از سطح از دست مي دهد و نهايتاً باد خورشيدي را توليد مي كند .

 


برون زيست شناسي

 ( Exobiology )  

شاخه علمي كه به مطالعه زيست شناسي , بيوشيمي و اشكال حيات در دنياهاي خارج از كره زمين بطور نظريه اي فرضي مي پردازد . كارل ساگان  ( Carl Sagan )  پيشقدم اين علم بود .



برون سياره  ( Exoplanet )

( مخفف سيره خارج از منظومه شمسي ) . سياره اي كه به دور ستاره اي به جز خورشيد مي چرخد, اين سياره ها با مشاهده جنبش ستاره آنها جاذبه برون سياره ها را بوجود مي آورد , تشخيص داده مي شوند .

 



برون كره   ( Exosphere )

خارجي ترين لايه كره زمين كه از 400 مايلي ( 640 كيلومتري ) تا 800 مايلي ( 1280 كيلومتري ) بالاي سطح زمين گسترش دارد . مرز پاييني اگزوسفر سطح بحراني فرار ناميده مي شود كه در آن محدوده دما و  فشار جو بسيار پايين است ( اتمها ي گاز فضاي زياد اشغال مي كنند )


هستي در حال گسترش

( Expanding Universe )

مدلي از هستي كه در آن كهكشانها با سرعتي نسبت به جدايش خود در حال دور شدن از هم هستند . سرعت دور شدن آنها بر اساس تغيير رنگ قرمز داپلر ( Doppler red shift )  سنجيده مي شود. ثابت هابل ( Hubble )  نرخ انبساط فضايي را تشريح مي كند .

 


برون كهكشاني 

 ( Extragalactic)

بيرون يا خارج از كهكشان ( كهكشان راه شيري )



چشمي ( Eyepiece )

چشمي بخشي از يك تلسكوپ است كه شما در آن نگاه مي كنيد اين بخش شامل عدسي ست  تصوير تشكيل شده از سيستم نوري اصلي را بزرگ مي كند . عدسي چشمي به چشم بيننده نزديك است و در تلسكوپهاي بهتر قابل تنظيم است ( براي تغيير راحت قدرت تلسكوپ ) .

Change Language | Contact us : Info@ngdir.ir | Home