 |
 |
|
D

سازگار
به تاريكي
( Dark Adaptation )
شامل تغييرات
فيزيكي و شيميايي درون چشم هاي شما كه به آنها اجازه مي دهد تا در
تاريكي به خوبي ببينيد . از لحاظ فيزيكي , مردمك هاي چشم بازتر (
به طور سريع) مي شوند و از لحاظ شيمياي تغييرات كمتري درون چشم ها
اتفاق مي افتد ( كه 10 تا 20 دقيقه به طول مي انجامد ) . 20 دقيقه
طول مي كشد كه جشمان شما كاملاً به تاريكي عادت كنند . زمانيكه
چشمانتان به تاريكي عادت كرد, حتي يك برق آني نور سفيد مي تواند
آنرا از بين ببرد و چشمانتان را مجبور كند كه مجدداً خود را سازگار
كند . |

طيف خط سياه (
Line Spectrum-
Dark
)
يا طيف جذبي شامل خطوط جذبي تيره كه روي طيف پيوسته روشن قرار
گرفته اند. يك طيف جذبي زمانيكه نور يك منبع گداخته از ميان گاز
خنك تري كه فتون ها را جذب مي كند مي گذرد , به وجود مي آيد . هر
عنصر مجزا و مولكول نور را در يك سري فركانس ويژه جذب مي كند . فضا
نوردان مي توانند تركيب گازها را در ستاره ها با نگاه كردن به
خصوصيات فركانس هاي آنها تعيين كنند ( طيف سنجي ) . |
ماده
تاريك
(
Dark Matter )
ماده ناشناخته اي كه ممكن است حدود 99 درصد مواد هستي را تشكيل دهد
. |
(D'ARREST, H.L.دي
آرست
(
هنريش لوييز دي آرست ( 1822 تا 1875 ) منجم دانماركي و كسي كه در
سال 1846 همراه با گاله
(Galle)
نپتون را كشف كرد. |
|
سياره |
طول روز سياره
( به روز زمين يا ساعت)
|
|
عطارد |
58.65 روز |
|
ناهيد |
243.01 روز |
|
زمين |
23.93 ساعت |
|
مريخ |
24.62 ساعت |
|
مشتري |
0.41 روز |
|
زحل |
0.44 روز |
اورانوس
|
0.72 روز |
|
نپتون |
0.67 روز |
|
پلوتون |
6.38 روز |
روز
( Day )
زماني كه طول مي كشد تا
يك سياره به دور محور خود 360 در جه بچرخد .
يك روز زمين تقريباً 24 ساعت است . |
نظريه ستاره مرگ
(
Death Star Theory )
اين نظريه به اين حقيقت كه انقراضهاي عمومي بطور دوره اي متناوب
هستند و ممكن است در اثر عبور زمين از ميان ابري از سنگ هاي آسماني
( ابر اُ اُ رت –
Oort Cloud
) در هر 26 ميليون سال اتفاق ميافتد. برخي از مردم تصور مي كردند
كه ستاره يا سياره تيره كشف شده اي وجود دارد ( به درستي نميسيس
ناميده مي شده -
Nemesis
) كه در مسيرهاي خارجي تر منظومه شمسي ما مي جرخد. اين پيكره ابر
اُ اُرت را هر 26 ميليون قطع مي كند كه سنگ هاي آسمان را به بخش
هاي داخلي تر سيستم خورشيدي مي فرستد و در نهايت برخي از آنها به
زمين برخورد كرده و باعث انقراض عمومي مي شود . |

مدار
درحال از بين رفتن
( Decaying Orbit )
مداري كه اجسام در حال چرخش آن بصورت حلزوني شكل و به آهستگي به
سمت مركز اوليه مدار كشيده مي شوند . در اين حالت شعاع مداد در طول
زمان كم مي شود . براي مثال , وقتي يكي از ماهواره هاي زمين در
مدار در حال از بين رفتن قرار مي گيرد , به درون جو زمين وارد شده
و همين طور كه به سمت زمين مي آيد , مي سوزد . |
DECLINATION
Declination is a
celestial coordinate that is used to measure the degrees of
latitude above or below the
celestial equator on the celestial sphere. |
ديپ
اسپيس يك
(
Deep Space 1 )
يا
DS1
ماموريت فضايي ناسا (
NASA
) كه در 21 اكتبر 1998 انجام گرفت . در اين ماموريت 12 نوع فن آوري
پيشرفته جديد شامل نفوذ يوني
(
Ion Propulsion )
, فلش هاي خورشيدي
(
Solar Array )
, ضربه زن فضايي
(
Space Transponder )
سيستمهاي جهت يابي مستقل(
(
Miniature in tegrated camer Spectromter
و غيره , آزمايش شدند ماموريت
DS1
در سپتامبر 1991 اتمام يافت . |
شبكه
ديپ اسپيس
( Deep Space
Network )
شبكه ديپ اسپيس ناسا
(DSN)
, شبكه بين المللي آنتن هايي ست كه با فضا پيما ها در ارتباط است و
مشاهدات راديو ستاره شناختي و رادار ستاره شناختي را ارائه مي دهد. |

دفرنت
(
Deferent )
مدار دايره اي بزرگي كه در آن سياره اي در يك يا چند دايره فرعي در
حال چرخش است . دواير فرعي مدارهاي مدوري درون مدارهايي كه درحدود
150 قبل از ميلاد به غلط به عنوان مدار اجسام سيستم توسيمائيك
(
Ptolemaic sy
) , هستند . چرخه هاي فرعي و دفرنت ها تا زمانيكه كپلر (
Kepler
) در اوايل قرن هفدهم طبيعت بيضوي مدارها را كشف كرد براي پيش
بيني مدارها به كار برده مي شود. |
گاز تبهگن(
Degenerate Gas )
چيزي كه بسيار چگال و فوق فشرده است . مولكولهاي اين
گاز تبهگن واقعاً با يكديگر در تماس است و بيشتر به شكل جامد عمل
مي كند . برخلاف گازهاي شرايط عادي , تمامي اين گاز تبهگن به فشار
بستگي ندارد. اين گازها از قوانين مكانيك كوانتومي تبعيت مي كنند. |
درجه
(
Degree )
اندازه دما يا زاويه . در يك دايره 360 درجه وجود دارد كه هر كدام
خود به60 دقيقه تقسيم مي شوند. |

ديموس
( Deimos )
به معني وحشت
( terror)
و كوچكترين قمر از قمر هاي دوگانه
مريخ است . قطر آن تنها 6/7
مايل ( 6/12
كيلومتر) و جرم آن 10 × 8/1
است . اين قمر در فاصله متوسط
14300
مايل ( 23000 كيلومتر ) از مريخ مي
چرخد و شايد يك سيارك
به دام افتاده باشد .
اين قمر در سال 1877 توسط هال
(A. Hall )
كشف شد.
|

باران سنگ آكواريد
دلتا
( Delta Aquarid Meteor Shower )
اين باران شهاب سنگ از 14 تا 18 آگست تا حداكثر 28 تا 29 جولاي هر
سال اتفاق مي افتد. علت اين پديده عبور زمين از مداري از سنگ هاي
آسماني و قطعات يخي ناشناخته است , بطوريكه با ورود سنگ هاي آسماني
به درون جو زمين مي سوزند. به نظر مي رسد كه اين شهاب سنگ ها از
نظر صورت فلكي
از
صوزت فلكي دلو
(
Aquarius )
منشاء مي گيرند ( اما اين طور نيست ) . |

ستاره دم(
Deneb )
در عربي به معني دم , درخشانترين ستاره صورت فلكي دجاجه يا صورت
فلكي ماكيان (قو) كه آلفا دجاجه (
Alpha Cygnus ) هم گفته مي شود ,
است كه دم قو را مي سازد . اين ستاره بسيار عظيم آبي رنگ درخشان
جوان حدود 1500 سال نوري از زمين فاصله دارد و 60000 بار درخشانتر
از خورشيد است ! ستاره ذنب
قيطس، ستاره سفيد فوق العاده بزرگي ست .
|
|
جسم |
( g/ cm )
چگالي |
|
آب |
1.0 |
|
آهن |
7.86 |
|
خورشید |
1.41 |
|
ستاره
|
2 x106 |
|
ستاره عقيم |
7 x1014 |
|
ناهيد |
5.2 |
|
زمين |
5.52 |
|
مريخ |
3.94 |
|
مشتري |
1.314 |
|
زحل |
0.690 |
|
اورانوس |
1.29 |
|
نپتون |
1.64 |
|
پلوتون |
2.03 |
چگالي
( Density )
اندازه ميزان جرم دار بودن يك جسم در واحد حجم . براي مثال آهن
چگالتر از چوب است , يعني يك متر مكعب آهن سنگين تر از يك متر مكعب
چوب
است .
|

دسپينا
(
Despina )
قمر بسيار كوچك نپتون كه مدار آن از مركز نپتون 52530 كيلومتر
فاصله دارد و قطر آن حدود 148 كيلومتر است . اين قمر در سال 1989
در ماموريت ويجر 2 ناسا (
Vogager 2
_
NASA
) كشف شد
. |
سياره
|
قطر( مايل ) |
قطر ( كيلومتر ) |
|
عطارد |
3,031 miles |
4,878 km |
|
ناهيد |
7,521 miles |
12,104 km |
|
زمين |
7,926 miles |
12,756 km |
|
مريخ |
4,222 miles |
6,787 km |
|
مشتري |
88,729 miles |
142,796 km |
|
زحل |
74,600 miles |
120,660 km |
|
اورانوس |
32,600 miles |
51,118 km |
|
نپتون |
30,200 miles |
48,600 km |
|
پلوتون |
1,440 miles |
2,300 km |
قطر
( Diameter )
بلندترين فاصله يك طرف يك دايره ( يا يك كره ) به طرف ديگر . |

حلقه الماس
(
Diamond Ring )
درخشش بزرگي از نور كه چند ثانيه قبل از كسوف كامل بوجود مي آيد .
حلقه الماس در اثر آخرين نورافشاني هاي خورشيد , از ميان دره هاي
لبه ماه , خلق مي شود. |
شكست
(
Diffraction )
توانايي موج در تغيير مسير در گوشه ها . شكست نور نشان ماهيت موجي
نور دارد . |
سحابي
گسترده
(
Diffuse Nebula )
ابر گازي پهناور , پخش شده و باشكل منظم ( عمدتاً حاوي هيدروژن )
در فضا كه مي تواند بيش از 100 سال نوري پهنا داشته باشد. اين نوع
سحابي مي تواند نوراني يا تاريك باشد. |

ديون
(
Dione )
يكي از 18 قمر زحل با قطري حدود 600 مايل ( 120 كيلومتر ) و با فاصله
متوسطي در حدود 235000 مايل از زحل اين قمر در هر
65/75
ساعت يك دور مي چرخد و داراي سطح يخي با دهانه ها , دشت ها و رگه
هايي از مواد درخشان است . برخي دهانه هاي آن بيش از صد كيلومتر
پهنا دارند و چگالي آن
1/43
است , از اينرو چگالترين قمر زحل بوده و نشان دهنده وجود هسته سنگي
بزرگ آن است .اين قمر در سال 1684 توسط كاسيني
(G . Cassini )
كشف شد . |

دايناسور
(
Dinosaur )
اولين دايناسور درونفضا مايا ساورا پيبلسوروم كه يك دايناسور
منقار اردكي است
(
Maiasaura Peeblesorum )
مي باشد . يك قطعه از استخوان يك بچه ماياساورا و پوست تخم آن در
سال 1985 در ماموريت 8روزه ناسا
( Spacelab )
توسط فضانورد لورنآكتون(
Loren Acton )
به
فضا برده شد . فسيل هاي تاريخي اين دايناسور هم اكنون در موزه
سنگي ها
(
Rockies )
در مونتاناي آمريكا نگهداري مي شود . |
گلوله برف كثيف
(Dirty Snowball)
سنگ هاي آسماني گاهي اوقات به اين نام خوانده مي شوند . |
قرص
(
Disk )
واژه اي عمومي كه براي توصيف جسم مدور تخت به كار برده مي شود .
بيشترين استفاده اين واژه در نجوم در توصيف اجسام گرد مانند ماه يا
سيالات است . صفحه تجمع هم كه سيستم خورشيدي را تشكيل مي دهد نيز
نوعي صفحه است. ساير كاربرد هاي اين اصطلاح شامل كهكشانهاي صفحه
مانند و ابر غولها در كهكشان حلزوني كه برآمدگي مركزي را احاطه مي
كند , است . |
جزر و
مد روزانه
(
Diurnal Tide )
يا جزر و
مد يك روزه ,
جزرو مدي ست كه شامل يك افزايش سطح آب و يك كاهش ارتفاع آب طي يك
روز ماه |
الحاق
(
Docking )
به معني پيوستن دو فضا پيما به هم در فضا است . |

سگ ها در فضا
(
Dogs in Space )
بين سالهاي 1958 تا 1961 , روسيه 13 قلاده سگ را براي آمادگي در
ماموريت هاي بعدي به فضا فرستاد . لايكا
Laika))
, به زبان روسي به
معني پارس كن اولين سگي بود كه در
3 نوامبر 1957 درماموريت
اسپوتنيك 2 (Sputnik 2 )
به فضا رفت . |
تغيير دوپلر
(
Doppler Shift )
يا اثر دوپلر , افزايش يا كاهش طول موج , هنگاميكه جسم در حال
انتشار موج نسبت به شخص بيننده در حال حركت است . بطور مثال بنظر
ميرسد سوت قطار وقتيكه به شما نزديك مي شود و يا مي رسد . بلند تر
است ( امواج فشرده هستند و طول موج را كوتاه مي كنند ) و وقتيكه
از شما دور مي شود , كم صداتر است ( امواج طويل شده و طول موج بلند
مي شود ) . چنين پديده اي براي نور, هنگاميكه منبع نور نسبت به ما
نزديك مي شود يا دور مي شود نيز وجود دارد . براي مثال وقتيكه
ستاره اي از زمين دور مي شود , نور آن قرمز تر به نظر مي رسد (
امواج بلند مي شود ) كه آن تغيير قرمز مي گويند . انبساط هستي
زمانيكه هابل
(
E. Hubble )
مشاهده كرد كه نور تقريباً تمام كهكشانها تغيير قرمز (
Shifted
–
Red
) دارند , كشف شد . اثر دوپلر در سال 1842 به نام كاشف اين پديده
, يعني جان كريستين دوپلر
(
Jhone Christian Doppler )
29 نوامبر 1803 تا 17 مارس 1853 نامگذاري شد . |
دورسام
(
Dorsum )
لبه سطح سيارات . |

ستاره جفت
(
Double Star )
يك ستاره جفت , دو ستاره هستند كه در آسمان به يكديگر نزديك به نظر
مي رسند ( دو ستاره كه به دور هم مي -چرخند) , برخي از آنها از
زمين يكي به نظر مي آيند زيرا در يك خط قرار مي گيرند . |

صورت فلكي اژدها يا تنين
(
Draco )
در افسانه هاي يونان به معني اژدها
(
Dragon )
, صورت فلكي كه در نيمكره شمالي قرار دارد . اين صورت فلكي باعث
تابش كوادرانتيدز
(Quadrantids )
و
دراكونيدز
(Draconids )
كه باران شهاب سنگ هستند , مي شود . اين صورت فلكي نزديك قطب شمال
آسماني است و دم آن بين دب اكبر و اصغر است . |
N=R*fs*fp*ne*fl*fi*fc*L
معادله دريك
(
Drake Equation )
فرمولي براي تخمين تعداد احتمالي تمدنهاي هوشمند دركهكشان ما. اغلب
بخش هاي اين معادلات
ناشناخته است .
L×
fe×fi
×fl
×ne
×
fp
×fs
×R
=
N
در اين معادله
N
تعداد تمدنها ,
R
ميانگين نرخ تشكيل ستاره در كهكشان ( حدود 20 ستاره در سال ) ,
fs
كسري از ستاره ها ي با سياره ( حدود
0/5
) ,
ne
ميانگين تعداد سياراتي كه در منطقه قبل سكونت
(
Habitable zone )
, يعني جاييكه آب به شكل مايع وجود دارد , قرار دارند .
fl
كسري از اين سياراتي كه حيات در حال تكامل است ,
fi
كسري از جاهاييكه حيات باشعور مي شود ,
fe
كسري از گونه هاي هوشمندي كه مي توانند با ما ارتباط برقرار كنند
و
L
طول عمر ( به سال ) تمدن (كه كاملاً ناشناخته است ) . اين فرمول
در سال 1961 توسط يك ستاره شناس رادويويي به نام فرانك دريك
(
Frank Drake )
ارائه شد. |
فرانك دريك
( Drank Frank )
1930(
تا به حال) راديو ستاره شناس آمريكايي كه در سال 1961 معادله اي
براي تخمين تعداد احتمالي تمدن هاي هوشمند در كهكشان را ارائه داد
( معادله دريك ) . |
هنري دراپر
(
Draper Henry )
(1837 تا 1882 ) ستاره شناس آمريكايي و اولين عكاس نجومي او در
سپتامبر 1880 اولين عكس خود ار از يك جسم ستاره مانند ( سحابي
جبار يا شكارچي ) گرفت . همچنين او طيف هاي ستاره اي را مطالعه
كرد و اولين كسي بود كه از خطوط طيفي ستاره اي عكس تهيه كرد .
سيستم تعيين ستاره هنري دراپر به نام وي و براي طبقه بندي اجسام
ستاره اي , سيستم
HD
نام گرفت . پدر وي , جان ويليام دراپر ( 1811 تا 1822 –
Jhon William Draper
) شيميدان بود و كسي بود كه اولين عكس ها را در سال 1839 تا 1840
از ماه ( با استفاده از تلسكوپ انعكاسي پنج اينچي ) . |
طبقه
بندي هنري دراپر
(
Henry Draper Catalog )
طبقه بندي ستارگان كه هر ستاره بر اساس طيف ستاره اي خود رده بندي
مي شود. اين سيستم به نام منجم هنري دارپر ثبت شد
, اما آني كانون(Annie
J .Cannon)
225300ستاره را طبقه بندي كرد و بعدها توسط
مارگارت مايال(Margaret
W. Mayall )
توسعه يافت . براي مثال , ستاره نسر واقع يا كركس نشسته
Vega ))
داراي 172167HD
است . (نوع طيفي شمارهHD
نيست ) . |
غبار
(
Dust )
غبار بين ستاره اي از ذرات ريز ( درحد قطر يك ميكرون ) كربن و يا
سيليكات ها تشكيل شده است . منشاء اين غبار بين ستاره اي ناشناخته
است , اما به نظر مي رسد مرتبط با ستاره هاي جوان باشد. غبار بين
ستاره اي به هيچ وجه مانند غباري كه در خانه هايمان داريم ( كه
بيشتر از ذرات آلي و پارچه اي است ) نيست . |
راه غبار
(
Dust Lane )
راه يا مسيري از غبار بين ستاره اي در يك كهكشان يا سحابي گسترده
راهروهاي غبار نور را كم مي كنند . |
ستاره كوتوله
(
Dwarf Star )
ستاره هاي نسبتاً كوچك كه بيش از 20 برابر خورشيد ما هستند و بيش
از 20000 بار درخشانتر از آن مي باشند. خورشيد ما يك ستاره كوتوله
است . |
كره دايسون
(
Dyson Sphere)
ساختار بزرگ فرضي كه در سال 1959 توسط فيزيكدان فريمن دايسون
(
Freeman Dyson )
- از 1925 تا به حال ارائه شد . اين كره توخالي اطراف يك سياره و
خورشيد ش را به منظور جمع آوري تمام انرژي صادر شده از خورشيد
ساخته مي شده . مواد پوسته از سياره ها و سياركهاي غير متمركز
ساخته مي شده است . دايسون محاسبه كرد كه در سيستم خورشيدي ما ,
ماده كافي براي ساخت يك پوسته حداقل با ضخامت 3متر به دور زمين و
خورشيد وجود دارد. |
|
|
 |
|