C



كالدار (Caldera)

فرو افتادگي بزرگي روي يك آتشفشان كه به علت ريزش يا انفجار بوجود آمده.



كاليپوس (Callipus)

كاليپوس سيز ليسوس (300 تا 370 قبل از ميلاد) يوناني باستاني كه طول فصل ها را بطور صحيح تعيين كرد. كاليپوس تقويم يوناني را با وتق دادن ماه قمري با سال خورشيدي و معرفي يك واحد زماني بنام چرخة كاليپيك (Callippic)، بسط داد. همچنين او تئوري اشتباه حركات سيارات را اضافه كرد كه طبق آن 7 كرة ديگر به سيستم اوروكوس (Eudoxus) اضافه شد.

 


كاليستو (Callisto)

خارجي ترين قمر مشتري كه بزرگ، يخي، تيره رنگ و كم چگال است و سطح آن با دهانه هاي آتشفشاني و مواد پرتابي خراشيده شده است، قطر آن حدود 3000 مايل (4800 كيلومتر) بوده كه دقيقاٌ اندازة مشتري و بزرگترين قمر آن مي باشد. اين قمر در فاصلة متوسطي در حدود 1170000 مايل (1883000 كيلومتر) به دور مشتري مي چرخد. جرم آن 1023 * 1/08 است. كاليستو در سال 1610 بطور مجزا توسط گاليلو (Galileo) و ماريوس (S. Marius) كشف شد.



حوضة كالوريس (Caloris Basin)

بزرگترين شكل سطحي سيارة مشتري اين فروافتادگي دايره اي در اثر برخورد يك سيارك بوجود آمد و حدود 1300 كيلومتر (800 مايل) قطر دارد. حوضة كالوريس نزديك نقطة نيمه خورشيدي مشتري و در نقطه اي كه نزديك ترين فاصله را با خورشيد دارد، قرار دارد بنابراين بسيار داغ است. به همين دليل آن را كالوريس مي نامند كه در زبان لاتين به معني "گرما" است.

 



كاليپسو (Calypso)

يكي از 18 قمر زحل كه در سال 1980 توسط چند دانشمند كشف شد. اين قمر شكلي نا منظم و شعاعي  در حدود 8 * 8 * 15 كيلو متر دارد. كاليپسو در مداري مشترك با قمر تلستو (Telesto) كه 294660 كيلومتر از مركز زحل فاصله دارد، به دور زحل مي چرخند. از آنجا كه اين دو قمر در مدار تيتس (Tethys) مشتري دور مي زنند، تتيس تراوايي (Tethys Trojans) مي نامند. تلستو 60 درجه جلوي تيتس و كاليپسو 60 درجه پشت تيتس است.



كانادارم (Canadarm)

بازوي رباتي روي شاتل فضايي، كه به فضا نوردان روي عرشة شاتل اجازه مي دهد كه اشيايي مانند ماهواره را در فضا دست كاري كنند. اين بازو شركت كانادايي (Spar Aerospace ltd) در طرح شاتل فضايي براي ناسا (NASA) ساخته شد. كانادرام در خارج از شاتل فضايي كلمبيا sts – 2 در دومين پرواز شاتل در 21 نوامبر 1981 نصب شد. اين وسيله در 13 نوامبر 1981 براي اولين بار توسط فضا نوردي به نام ريچارد ترولي (Riehard Truly) راه اندازي و امتحان شد.مثال ديگر اين كه، اگر دو جسم بزرگي 2 و 7 داشته باشند (با اختلاف 5)، ضريب درخشندگي آن 2/512 به توان 5 و در حدود 100  مي شود.

 



سرطان (Cancer)

صورتي فلكي بسيار كم رنگي از منطقه البروج (Zodiac) كه شكلي شبيه به خرچنگ دارد و از اين رو خرچنگ نيز ناميده مي شود. اين صورت فلكي در مسير عبور ساليانه خورشيد يا دايره البروج قابل مشاهده است و بين  صورت فلكي اسد يا شير  (Leo) و صورت فلكي جوزا يا دو پيكر (Gemini) قرار دارد. در مركز صدف خرچنگ خوشة باز بسيار بزرگي وجود كه به نام هاي خوشة بي هيو (Beehive) يا پراسپ (Graesepe) يا M44 خوانده مي شود. خوشة باز M67 نيز در كفار M44 قرار دارد. درخشان ترين ستارة سرطان آكوبنس (Acubens) به معني "كلاغ" است و ستاره درخشان بعدي التارف (Al Tarf) به معني "سر" است.



صورت فلكي كلب اكبر

(Canis Major)

به معني "سگ بزرگ" صورت فلكي نزديك صورت فلكي جبار يا شكارچي (Orion) است. درخشان ترين ستارة آن (درخشان ترين ستارة آسمان)، سيروس (Sirius) يا ستارة سگ است. اين صورت فلكي همراه با كانيش مانيز(Canis Miner) با هم ديگر يكي صورت هاي فلكي سگهاي شكاري صورت فلكي جبار يا شكارچي را مي رساند.

 



صورت سگهاي تازي(Canis Venatici)

يا دو سگ شكاري يا تازي به نامهاي آستاريون (Astarion) و چارا (Chara) كه به چوبان صورت فلكي ارابه ران يا عوا (Bootes) تعلق دارند، صورت فلكي كوچكي در نيمكرة شمالي و نزديك به صورت فلكي دب اكبر يا خرس بزرگ (Vrsa Major) و صورت فلكي ارابه ران يا عوا (Bootes) است. درخشان ترين ستارة آن كور كارولي (Cor Caroli) كه ستاره اي سفيد – آبي با قدرت درخشندگي 2/9 (alpha CVa)است كه همراه ستارة خود، قدرت درخشندگي 1/5 را نشان مي دهد. Beta CVn ستاره اي بازم چارا است.M51 (سحابي Whirlpool)، Mq4 (كهكشان Sab)، M62 (كهكشان گل آفتابگردان) و M3 (خوشه كروي با قدرت درخشندگي 6) مي توانند در صورت سگهاي تازي يافت شوند. باران شهاب سنگ صورت سگهاي تازي از 13 تا 30 ثانويه به وقوع مي پيوندد. اين صورت فلكي در سال 1690 توسط ستاره شناس سهستاني، جانز هوليوس (Johannes Hevelius) نام گذاري شد.

آني كانون

(Annie J. Cannon)

(1863 تا 1941) ستاره شناس آمريكايي كه 225300 ستارة ردة   (Henry Draper) HD، رده بندي كرد و هر ستاره را با طيف درخشش خود طبقه بندي كرد. كانون و اروارد پيكر نيگ (Edward C. Pickering)، مدير رصد خانه هاروارد، رده بندي اصلي  را در 9 جلد از سال 1918 تا 1924 منتشر كردند. اين رده بندي بعدها در سال 1949 توسط كانون و مارگارت مايال (Margaret W. Mayall)  گسترش يافت.

 



ستاره عقيق (Capella)

سيستم ستاره اي چند گانه شامل حداقل 9 ستاره است. اين سيستم درخشان در نيمكرة شمالي و در 45 درجة ستارة قطب شمال قرار دارد. اين سيستم در صورت فلكي آويگا (Auriga) قرار دارد. دو ستارة درخشان ستاره عقيق يك سيستم ستاره اي دوگانه است. آنها هر دو زرد رنگ (مانند خورشيد) و با جرم 2/6 برابر و 2/7 برابر خورشيد بوده و 9 و 12 برابر بزرگتر از خورشيد هستند. هر كدام از آنها تقريباٌ 78 بار درخشان تر از خورشيد هستند و هر دو در حدود 43 سال نوري از زمين فاصله دارند.



صورت فلكي بزغاله نر با جدي (Capricornus)

صورت فلكي در زود ياك (Zodiac) است. كاپريكورن در امتداد خط عبور ساليانة خورشيد يا دايره البروج بين صوزت فلكي دلو (Aquarius) و صورت فلكي قوس يا رامي  (Sagitlarius) ديده مي شوند. درخشان ترين ستارة اين صورت فلكي پريماگيدي (Alpa 1 Cap – Prima Giedi) و سكونداگيدي  (Alpha 2 Cap – Secunda Giedi)است. خوشة كروي M30 در اين صورت فلكي وجود دارد.

 



كاربونادو (Carbonado)

نوع كميابي از الماس سياه كدر كه براي جواهر آلات استفاده نمي شود، بلكه براي مواردي مانند مته هاي حفاري و اسباب سانيده به كار برده مي شود. زماني تصور مي شد كه آنها در اثر برخورد شهاب سنگ در دو ميليون سال قبل بوجود آمده اند ، اما بعد از مدتي اين اعتقاد از بين رفت. بزرگترين الماسي كه تا كنون يافت شده، كاربونادو بوده كه بيش از نيم كيلو گرم وزن دارد. كاربونادوها در باهيا، برزيل و آمريكاي جنوبي يافت مي شوند. بر خلاف ساير الماس ها، كاربونادو به شكل بلورين يافت  نمي شود، بلكه به شكل قطعات گرد يا نا منظم يافت مي شود. سختي آنها 10 و وزن مخصوص آنها 3/1 تا 3/3 مي باشد. الماس ها داراي ساختار كربني چند بلوري بسيار سخت هستند.


كارم (Carme)

چهارمين قمر مشتري كه 18/5 مايل (30 كيلومتر) قطر دارد و در فاصلة 13800000 مايلي (22600000 كيلومتري) به دور خورشيد مي چرخد. كارم جرمي برابر با 1016 * 9 كيلوگرم دارد و در مدت 692 روز زميني، يكبار مشتري را در مدار پسروندة خود دور مي زند (در خلاف جهت مشتري). دربارة اين قمر اطلاعات زيادي وجود ندارد. اين قمر در سال 1938 توسط نيكلون(Nicholson. S) كشف شد.

 



كهكشان چرخ ارابه (Cartwheel Galaxy)

كهكشاني كه ساختار حلقه مانندي دارد كه اين ساختار نتيجة تصادم از جلوي دو كهكشان است. اين كهكشان در ابتدا به صورت يك كهكشان حلقوي منظم كه در اثر برخورد با يك كهكشان كوچك تر، بوجود آمده. نوار حلقه مانند ستاره ها هنگامي كه يك سنگ به درون آن پرتاپ مي شود، بسيار شبيه به امواج سطح آب است. كهكشان چرخ ارابه حدود 500 ميليون سال نوري از زمين فاصله دارد و در كهكشان پيكر تراش (Sculptor) قرار دارد.



تلسكوپ كاسگرين (Cassegrain Telescope)

تلسكوپ انعكاسي با زاوية پهن با يك آينة محدب كه نور را دريافت و روي تصويري متمركز مي كند. آينة ثانويه اي نيز نور را از فضاي بين آينه اول منعكس كرده و به چشم بيننده يا دروبين اجازه مي دهد كه در انتهاي پشتي لوله، تصوير را ببيند. تلسكوپ كاسگرين (كه به افتخار پيكر تراش فرانسوي سير كويلام كاسگرين -Cassegrain   Sieur Guillaume  نامگذاري شده) در سال 1672 توسعه يافت. صفحة تصحيح كننده اي (يك لنز) در سال 1930 توسط ستاره شناس لنز ساز استونيايي به نام برنارد اشميت (Bernard Schmidt- 1879 تا 1935) به اين تلسكوپ اضافه شد كه تلسكوپ كاسگرين – اشميت با حداقل خطا را بوجود آورد.

 



كاسيني (Cassini, G.D.)

جوياني دو منيكو كاسيني (Giavanni domenico Cassini - 1625 تا 1712) ستاره شناسي بود كه در ايتاليا متولد شد و بعد ها يك شهروند فرانسوي شد. او چهار قمر زحل به نام تيتس (Tethys)، ديون (Dione)، رآ (Rhea) و يالتوپس (Iapetus) و همچنين بخش تاريكي از حلقة زحل به نام بخش كاسيني (Cassini Division) را كشف كرد.



بخش كاسيني (Cassini Division)

بخش تاريك اصلي بين بزرگترين حلقه هاي زحل (حلقه هاي A و B ). اين فاصله 2920  مايل (4700 كيلومتر) پهنا و 73010  مايل (117500 كيلو متر) از مركز زحل فاصله دارد. اين بخش در سال 1675 توسط جي دي كاسيني كشف شد.

 



كاسيني – هويگنز

(Cassini – Hvygens)

فضا پيماي كاسيني - هويگنز متعلق به ناسا (NASA) در يك مأموريت 11 ساله در اكتبر 1997 زمين را به سمت زحل ترك كرد. بعد از نامگذاري بخش اصلي حلقه هاي زحل، به نام بخش كاسيني (Cassini Division)، نامگذاري شد. كاسيني عكس ها و اطلاعات علمي را از ناهيد (در سال 1998)، مشتري (در سال 2000) را به زمين ارسال كرد. اين فضا پيما از ميدان جاذبة اين سياره ها براي بالا بردن سرعت خود و حركت به سمت زحل استفاده كرد. در سال 2004 كاوشگري به نام هويگنز كه توسط آژانس فضايي اروپا ساخته شده بود به سطح اتيتان (Titan) كه بزرگترين قمر زحل است، ارسال خواهد كرد. 



ذات الكرسي (Cassiopeia)

صورت فلكي قابل مشاهده اي كه در آسمان بسيار دور شمالي قرار دارد. اين صورت فلكي در سال يك بار به دور سياره هاي قطبي مي چرخد پنج ستارة اصلي ذات الكرسي (كه به نام بانوي روي صندلي نيز خوانده مي شود) شكلي شبيه W (يا بسته به جهت شما) دارند. تمام ستاره هاي درخشان ذات الكرسي دو بارد هستند. درخشانترين ستارة اين صورت فلكي كه ستارة چندگانه به رنگ صورتي كمتر است، چدار (Schedar-alpha CAS) است كه درخشندگي آن 2/2 تا 2/8 دارد. ستارة درخشان بعدي كه كاف (Caph – beta CAS ) نام دارد، ستاره اي سفيد با قدرت درخشندگي 2/4 است. ذات الكرسي حاوي 2 خوشة بار M52 (با درخشندگي 7/3) و M103 (با درخشندگي 7/4) مي باشد. قوي ترين منبع راديويي، ذات الكرسي A، از ذات الكرسي صادر مي شود كه باقيماندة ابر نو اختري ست كه حدود 1660 قبل از ميلادي اتفاق افتاده و 10000 سال نوري از ما فاصله دارد. صورت فلكي ذات الكرسي به نام مادر صورت فلكي زن به زنجير بسته(امراه المسلسله) (Andromed)در افسانه هاي يوناني، نامگذاري شده است.

 



كاتنا (Catena)

زنجيره اي از دهانه هاي آتشفشاني.



هنري كاونديش (Cavendish, Henry)

(1731 تا 1810) شيميدان و فيزيكدان انگليسي كه بي اين موضوع پي برد كه گاز هيدروژن ماده اي متفاوت از هواي معمولي ست، تركيب آب را تشريح كرد (هيدروژن و اكسيژن) و چند كشف ديگر انجام داد. كاونديش اولين كسي بود كه ثابت جاذبة ايساك نيوتن را تعيين كرد و بطور صحيح جرم و چگالي زمين را اندازه گرفت.

 



سي سي دي (CCD)

به معني وسيله القاء باز (Charge – coupled device)، نوعي دوربين ديجيتالي داراي نشانه اي فوق العاده حساس به نور، وقتي يك فتون (يك ذرة نوري به يك نشانگر برخورد مي كند، جريان كوچكي ايجاد مي كند كه وسيله را شارژ مي كند. يك CCD، مي تواند نور عبوري را در نرخ هاي بسيار پايين به اندازة يك متون در دقيقه را حس كند، در ستاره شناسي CCD، اين مدار يكنواخت حساس به نور، تصاوير بسيار كم رنگي را كه قبلاٌ قابل تشخيص نبودند را آشكار مي كند. تمام مشاهدات عيني (شامل چرخش تلسكوپ فضايي هابل)، از اين نوع وسيله استفاده مي كنند. جورالوود اسميث (George Elwood Smith) و ويلارد اس بويل (Willard S. Boyle) اين وسيله را در سال 1969  اختراع كردند. آن ها وسيله القاي بار خود را براي ساختن اولين دوربين ويديويي جامد استفاده كردند.



همپايه هاي آسماني

(Celestial Coordinates)

جفت اعدادي كه براي تعيين موقيعت اجسام در فضا استفاده مي شود (به صورت صعودي يا اريب). اين اعداد شبيه همپايه ها طول جغرافيايي زمين است.

 



استواي سماوي

(Celestial Equator)

تصور استواي كرة زمين در كرة آسماني.



قطبهاي سماوي (Celestial Poles)

تصوير قطب هاي كرة زمين در كرة آسماني.

 



كرة سماوي

(Celestial Sphere)

كرة فرضي كه مركز آن در زمين است. اين كره توسط منجمين براي نقشه برداري اجسام آسماني به كار برده مي شود.



آندرز سلسيوس (Anders Celsius)

 (1701 تا 1744) استاد ستاره شناسي سوئيسي و كسي كه دماسنج سلسيوس را اختراع كرد. همچنين او همراه يك هيئت اعزامي به شمال ترين نقطة سوئد  و نزديك به قطب سفر كرد تا طول و درجة يك نصف النهار را اندازه بگيرد و سپس آن را با اندازه گيري هاي مشابه در نيمكرة جنوبي مقايسه كند. اين مسئله ثابت كرد كه شكل زمين بيضوي ست كه در قطب ها رنج تر است. همچنين او 300 ستاره را رده بندي كرد. با كمك همكار او اولوف هيورتر (Dlof Hiorter)، سيلسيوس اساس مغناطيسي منجرها را اندازه كشف كرد.

 


سنتاور (Centaur)

اشياء نسبتاٌ كوچكي (نصف سياركيا نصف سنگ آسماني)  كه در مدارهاي ناپايدار (در مقياس ميليون سال) واقع بين مشتري و نپتون وجود دارند. حدود 9 سنتاور يافت شده كه بزرگترين آن شيرون 2060 (2060 chiron)كه حدود 170 كيلو متر قطر دارد و قابل تشخيص است. اين اشياء احتمالاٌ از كمربند كويپر (Kuiper belt) مي آيند.


مركز جرم (Center of Mass)

مكاني كه نمايندة تمام جرم يك جسم (يا يك سري اجسام) است و مي تواند به منظور انجام محاسبات از آن استفاده شود. اين نقطه موقيعت ميانگين وزن جسم در فضا است.

 

گريز از مركز

(Centrifugal)
 

رو به بيرون است.

نيروي گريز از مركز (Centrifugal Force)

نيرويي كه بر روي پيكره اي در حال حرك در يك مسير منحني عمل مي كند. اين نيرو به سمت مركز منحني مسير است و برابر اما در خلاف جهت نيروي به سمت مركز است.

 

   به سمت مرکز  
CENTRIPETAL))


 به سمت مرکز است.

(CENTRIPETAL FORCE ) نیروی به سمت مرکز  
 

نيرويي كه بر روي جسم در حال چرخش به دور يك محور عمل مي كند. اين نيرو در حال دور شدن از جسم يا پيكره است. نيروي گريز از مركز برابر اما خلاف جهت نيروي به سمت مركز است.

 



ستاره اي متغير قيفاووسي

(Cepheid Variable Stars)

ستاره هاي بسيار بزرگي كه در اندازه و بار درخشندگي تغييرات منظمي دارند. وقتي اندازة يك ستاره افزايش مي يابد، روشني آن كم مي شود و بالعكس، درخشندگي در دوره هاي مختلف نسبي ست. متغيرهاي قيفاووسي ممكن است بطور متناوب تغيير نكنند و نواسانات آنها ممكن است فاز ناپايداري باشد كه ستاره آن را طي مي كند. ستاره هاي قطبي و دلتا سفي (Delta Cephei) مثال هايي از قيفاووسيها هستند.



صورت فلكي قيفاووس (Cepheus)

صورت فلكي خانه مانندي در نيمكرة شمالي كه هيچگاه در نيمكرة شمالي به زير افق فرو     نمي رود. اراي (Errai- Gamma Cephei)، سومين ستارة درخشان نارنجي بزرگ است كه هر سال 2000 سال ستارة قطب شمال زمين مي شود. صورت فلكي قيفاووس در كنار صورت هاي فلكي  برساووش (Perseus) و آندرو مدا (omeda) قرار دارد. صورت فلكي قيفاووس در افسانه هاي يوناني نام پادشاهي بوده است.

 



سرس (Ceres)

بزرگ ترين سيارك و اولين سياركي كه كشف شد (توسط ستاره شناس ايتاليايي جوزفه پيازي - Giuseppe Piazzi - و در 1 ژانويه 1801). جرم اين شبه ستاره بيش از يك سوم جرم 1021* 2/3 كيلوگرمي تمام 3000 شبه سيارة رده بندي شده. تخمين زده شده است. قطر آن در حدود 578 مايل (930 كيلو متر) است.



صورت فلكي قيطس (Cetus)

صورت فلكي كه در استواي آلماني قرار دارد. صورت فلكي قيطس به معني نهنگ (وال) اولين ستارة متغير شناخته شدة آن، به نام شگفت اختر ياستاره اعجوبه (Mira) يا اوميكرون ستي (Omicron Ceti) است.

 



شاتل فضايي چلنجر

(Challenger, Space Shuttle)

اين شامل فضايي دومين شاتل ناسا بود كه به كار گرفته شد (اولين آن كلمبيا بود). اولين اعزام چلنجر، ششمين اعزام شاتل فضايي بود كه 6-STS چلنجر نام داشت. اين اعزام در 4 آوريل 1983 از فلوريدا انجام گرفت و در 16 آوريل 1983 در پايگاه نيروي هوايي ادوارد پايان يافت. اولين خدمة آن شامل افراد زير بودند. پاول وتيز (Paul J. Weitz)، كارول بوبكو (Kard J. Bobko)، دوناله پترسون (Donald H. Peterson) .

توماس چمبرلين

(Chamberlain, Thomas C.)

(25 سپتامبر 1843 تا 15 نوامبر 1928) زمين شناس و معلم آمريكايي كه فرضية خرده سيارهي منظومة خورشيد را ارائه دارد. طبق اين فرضيه، ستاره اي كه از نزديك خورشيد در حال عبور است، اجسام و مواد را از خورشيد به سمت خود مي كشد. سپس اين مواد بصورت اجرام بزرگتري فشرده شده و سيارات را شكل مي دهند.

 



چاندرا (Chandra)

رصد خانة اشعه ايكس در حال چرخش چاندرا قدرتمندترين تلسكوپ اشعة ايكس دنيا است. اين ماهوارة 54 فوتي (23/5 متري)، اشعه هاس ايكس را از بخش هاي پر انرژي آسمان مانند ستاره هاي در حال انفجار (حرارت ميليون درجة سيلسيوس، اشعه هاي ايكس توليد مي كند)، دريافت مي كند. چاندرا به همراه شاتل فضايي كلمبيا (93-STS) و در 23 جولاي 1999 به فضا پرتاب شد. مدار اين ماهواره به اندازة بيش از فاصلة زمين تا ماه است. نيروي الكتريكي آن بوسيلة صفحات خورشيد كه 2000 وات برق مورد نياز آن را تأمين مي كند (به اندازة يك مو خشك كن)، توليد مي شود. آينه هاي شبكه مانند فوق العاده صاف آن، توسط لاية نازكي از ايريدم (فلزي نادر) پوشيده شده است. چاندرا به افتخار اختر فيزيكدان سوبرامانيان چاندرا سخار (Subrahmanyan Chandrasekhar)نامگذاري شد. چاندرا به زبان سانكريت به معني "ماه" يا "جسم روشن" است.


چاندرا سخار

(Chandrasekhar S.)

(متولد سال 1910 در لاهنورهند و فوت در سال 1995 در آمريكا) اختر فيزيكدان هندي - آمريكايي كه دربارة فيزيك ستاره ها، تكامل و حفره ها سياه مطالعه ميكرد. او پي برد كه سرنوشت ستاره هاي در حال مرگ به جرم آن ها بستگي دارد و بيش از يك اندازة معين جرمي (1/4 برابر جرم خورشيد كه هم اكنون به نام "حد چاندرا سخا" شناخته شده است)، يك ستاره به طور گسترده اي فرو ريخته و به سادگي به يك كوتولة سفيد تبديل نمي شود. او در سال 1983 جايزة نوبل فيزيك را برد. رصدخانة اشعة ايكس در حال چرخش چاندار به افتخار وي نامگذاري شده است.

 



كارل چارليز (Charlier,Carl V.L.)

كارل ويليام مودوينگ چارليز (1862 تا 1932) منجم سوئدي كه روي مكانيك آسماني، كاليبره كردن ابزار فتومتري (نورسنجي) و نظرية لنزها مطالعه كرد. همچنين وي روي آمار كارهاي كرد، مانند نظريه خطاها كه با اين نظريه او توزيع حركات ستارگان را مورد مطالعه قرار داد. چاليز نشان داد كه ستاره هاي و خوشه هاي كهكشان داغتر، سيستم هاي صاف تري را تشكيل مي دهد. در "مدل سلسه مراتبي هستي" چارلز، او دربارة اين كه هستي جرم نامعيني دارد و يك ماده هر چه بيشتر به عمق فضا مي رود، جرم آن بيشتر به صفر نزديك ميشود (حل مسئله اولبر Olber’s Paradox)) بحث ميكرد. يك دهانة آتشفشاني 100 كيلومتري روي كرة مريخ در سال، 1973 به نام وي ثبت شد.



چارون (Charon)

تنها قمر در حال گردش به دور سيارة پلوتون. اين قمر كوچك حدود 1172 كيلومتر قطر دارد و در فاصلة متوسط 19640 كيلومتري از پلوتون به دور آن مي چرخد. اين قمر احتمالاٌ توسط يخ (آب) پوشيده شده و جوي ندارد. چارون در مدار مشترك به دور پلوتون می چرخد و به همين دليل است كه چارون در همان نقطه اي ست كه پلوتون وجود دارد بطوري كه چرخش چارون دقيقاٌ برابر با يك  روز پلوتون است. چارون در سال 1978 توسط جيم كريستي (Jim Christy) كشف شد. چارون نام يك حاكم افسانه اي كه مردم را از رودخانة افسانه اي استليكس (Styx) عبور داد.

 


دهانة آتشفشاني چيكولاب

(Chiexulub Crater)

دهانة آتشفشاني از نوع برخوردي كه از 65 ميليون سال قبل به جا مانده. اين دهانة روي ياكاتان پننسولا (Yucatán Peninsula) قرار دارد. عمق آن يك مايل و پهناي آن 120 مايل است. اين دهانه احتمالاٌ محل برخورد شهاب سنگ ها يا ستاره دنباله دار  است كه باعث انقراض دايناسورها و ساير گروههاي جانداري شد.


چيرون (Chiron)

چيرون 2060 (يا ستاره دنباله دار چيرون / P 95)، بزرگترين سنتاور(نيمي شبيه سياره و نيمي سنگ آسماني) شناخته شده است. مدار آن بسيار بيضوي و ناپايدار است (در مقياس زماني ميليون ها سال) و بين مشتري و نپتون قرار گرفته است. چيرون حدود 170 كيلو مترقطر و هالة قابل تشخيص دارد. اين سنتاور در اول نوامر 1977 توسط چارلز كوآول (Charles Kowal) كشف شد.

 


شهاب سنگ كندريتي (Chondritic Meteor)

شهاب سنگ هاي سنگي همراه با گوي هاي شيشه اي بسيار كوچك. اين شهاب سنگ ها از زمان تشكيل خود كه مدت كوتاهي بعد از تشكيل خورشيد بوده، بي تغيير مانده است. اين شهاب سنگ ها حاوي موادی هستند كه در هستة زمين نيز يافت مي شود.



كرموسفر يا رنگين كره (Chromosphere)

لاية قرمز رنگ داخلي جو خورشيد بين فتوسفر و تاج كرموسفر يا رنگين كره  يا رنگ كره حين كسوف كامل قابل رويت است.

 



صورت فلكي حول قطبي

(Circumpolar Constellation)

صورت فلكي كه مسيري آن به نظر بصورت دايره اي روي قطب آسماني به نظر مي رسد و از اين رو و همواره بالاي سر افق بيننده (به سمت شمال) است.


ستاره قطبي(Cireumpolar Star)
ستاره اي كه مسيري آن به نظر بصورت دايره اي روي قطب آسماني به نظر مي رسد و از اين رو و همواره بالاي سر افق بيننده (به سمت شمال) است.

 



بين ماهي (Cislunar)

اين واژه به فضا بين كرة زمين و مدار ماه اشاره مي كند.


 

قيفاووسي كلاسيك (Classcal Cepheid)

ستارة جوان، هليم سوز بزرگي (ردة طيفي آن F-K است) كه از نظر اندازه و ميزان روشناسي در دوره هاي 1 تا 50 روزه تغيیر مي كند. در صورتيكه ستاره بزرگ مي شود، روشنايي اش كمتر مي شود و بلعكس. روشنايي در دوره هاي مختلف نسبي ست، بنابراين مقدار درخشندگي مطلق آن را مي توان از دوره ها مشاهده شده تعيين كرد كه در اين صورت فاصله را تا ستاره را نيز مي توان تخمين زد.

 


هستي بسته (Closed Universe)

 

مدلي از هسته كه طبق آن، هستي ابتدا بعد از انفجار بزرگ (Big Bang) گشايش پيدا كرد و سپس به علت نيروهاي جاذبة مواد هستي، روند آن تغيير كرد. در اين مدل،  هستي  در فضا و در زمان محدود است. اين مدل در مقابل مدل "هستي باز" است.



نزديكترين ستاره (Closest Star)

 نزديكترين ستاره به ماه خورشيد است. بعد از آن نزديكترين ستاره ها شامل پروكسيما قنطورس (Proxima Centauri)، آكا آلفا  قنطورس(aka Alpha Centouri C) وسيعترين ستاره در سيستم قنطورس آلفا. پروكسيما قنطورس در فاصلة 4/3 سال نوري از خورشيد قرار دارد و درخشندگي مطلق آن 15/5 است.

 



خوشه (Cluster)

گروهي ستاره يا كهكشان خوشه هاي كهكشان خود ما در گروه محلي (Local Group ) حدود 5 ميليون سال نوري قطر دارد حاوي حدود 30 كهكشان است كه بزرگترين آن كهكشان ها آندروملا  (Andromeda galaxy)، تري آنگولوم (Trian gulum) و راه شيري خودمان است. خوشة بعدي نزديك به ما، خوشة  صورت فلكي سنبله ياعذرا (Virgo) است كه از زمين حدود 60 ميليون سال نوري فاصله دارد.



سي ام بي (CMB)

به معني تشعشع پس زمينه آسماني  (Background Radiation)يا CMBR ,CBR ، تشعشع يا انرژي باقيمانده از انفجار بزرگ اصلي ست كه هستي را شكل داد. CMB  هنگام گسترش هستي خنك شد و هم اكنون 3 درجه بالاي صفر مطلق است.

 


كوب (COBE)

كاوشگر پس زمينة آسماني (Cosmic Background Explorer) نام يكي از ماهواره هاي ناساست كه در سال 1992 از زمين حركت كرد، كوب بطور گسترده اي نوسانات (ناهمگني) ريز موجهاي آسماني پس زمينه (حرارت باقيمانده از انفجارات بزرگ) را تشخيص مي دهد. تفاوت دما بسيار كم و از 2/7281 درجة كلوين بالاي صفر مطلق تا 2/7280 درجة كلوين تغيير مي كند، كه نوسانات چگالي مواد را در هستي اوليه مي رساند.


همخط ساختن (Collimate)

براي همخط ساختن يك تلسكوپ، يك خط تا بالاي اجزاء عيني يعني لنزها، آينه ها، منشورها و قطعات چشمي و تا موقيعت بهترشان، بالا آورده مي شوند. اين كار كيفيت تصوير را به حداكثر مي رساند.

 

مايكل كاليز (Collins, Michael)
 

(1930 تا حال)، فضا نور آمريكايي و خلبان نيروي هوايي آمريكا است. كاليز مأموريت سه روزه جميني (Gemini) 10 ناسا را در 18 جولاي 1966 هدايت كرد. اين مأموريت بطور موفقيت آمیزي با يك وسيلة نقلية هدف مجزاي آجنا (Agena) ملاقات و آن را تعمير كرد، و در حين مأموريت دو بار در فضا راهپيمايي كرد. كاليز آپولوي 11 را در مأموريتي كه در 16 الي 24 جولاي 1969 انجام گرفت و طي آن نيل آمسترانگ (Neil Armstrong) و ادوين الدرين (Edwin Aldrin) را روي ماه پياده شدند،‌هدايت مي كرد. وي هنگامي كه آنها روي ماه فرود آمدند دور ماه چرخيد و بعداٌ آنها را مجدداٌ ملاقات كرد.



كولومبا (Columba)

صورت فلكي كوچكي در نيمكرة شمالي، به شكل فاخته (و به همين معني) اي كه شاخة سبز رنگي در دهان دارد. اين صورت فلكي عضوي از خانوادة صور فلكي "آبهاي بهشتي" (Heuvenly Waters) است. كولومبا توسط منجمي به نام باير (Bayer) نامگذاري شد، اما در سال 1679 فضا نورد فرانسوس، آگستين روير (Augustion Royer) آن را شناساند (قبل از اين كه ستاره هاي كولومبا جزو صورت فلكي  دب اكبر-  Canis  Major شود). آلفا كولومبا (درخشانترين ستارة كولومبا، فايت (Phaet) نام دارد و بتا كولومبا (ستارة درخشان بعدي) وزن (Wezn)، خوشة كروي 1851 NGC و ستارة آبي با قدرت درخشندگي 5 (ستارة فراري - Runaway) در اين صورت فلكي وجود دارند.

 



سفينة فضايي كلمبيا

(Columbia Space Shuttle)
اولين سفينة فضايي به نام كلمبيا STS -1 (OV – 102)  در12 آوريل 1981 از فلوريدا رها شد و در 14 آوريل 1981 در پايگاه نيروي هوايي ادوارد فرو آمد. اولين خدمه اين سفينه شامل گروهبان جان يانگ (John W. Young) و خلبان روبرت كريپن  (Robert L. Crippen). اين سفينه 37 بار زمين را دور زد و در اين مدت 1074567 مايل را در مدت 2 روز و 6 ساعت 20 دقيقه و 53 ثانيه پيمود. بعد از 12 سفر فضايي، كلوبيا STS 107 (شمارة مأموريت) در اول فوريه 2003 در جو زمين منفجر شد و 7 خدمه آن كشته شدند (ريك ها زبند  Rick D. Husband- ، كالپانا چاولا  Ckalpana Chawla- ،  ويليام مك كول - William C. Mc Cool،  ديويد براون - David M. Brown، لاورال كلارك - Laurel B. Clark ، مايكل آندرسون - Michael P. Anderson ، يلان رامون - Ilan Ramon



هاله يا گيسوي ستاره دنباله دار

(Coma)

فضاي كاملاٌ كروي گازي كه در اطراف هستة يك ستاره دنباله دار وجود دارد. هاله يا گيسوي ستاره دنباله دار  حاوي بخار آب، گاز دي اكسيد كربن و سايرات گازهاي طبيعي كه از هستة جامد جدا مي شوند. هاله يا گيسوي ستاره دنباله دار  و هسته سر ستاره دنباله دار را مي سازند.

 



 
نام سنگ آسماني سال كشف آخرين باري كه ديده خواهد شد دفعة بعدي كه ديده خواهد شد دوره (سال)
هالي(Halley) 240

 قبل از میلاد

1986 2061 76.00
انك (Encke) 1786 1997 2000 3.28
بيلد (Beila) 1772 1852 از بین خواهد رفت 6.62
فايد (Faye) 1843 1991 1999 7.34


ستاره دنباله دار (Comet)

 

پيكرة آسماني كه دور خورشيد مي چرخد. اين جسم از هسته (جامد، يخ، سنگ آسماني، گاز و غبار)، هالة گازي يا  گيسوي ستاره دنباله دار  (بخار آب، دي اكسيد كربن و ساير گازها) و يك دم (غبار و گازهاي يونيزه) تشكيل شده است. دم دراز گازي و غباري آن به علت نيروي بادهاي خورشيدي، هميشه جهت خلاف خورشيد را نشان مي دهد. دم آنها مي تواند 250 ميليون كيلومتر طول داشته باشد و بيشتر به چشم مي آيد. سنگ هاي آسماني تنها هنگامي كه نزديك خورشيد و در مدارهاي غير مركزي هستند، ديده مي شوند. مأموريت استالاست ناسا (Stardust Mission)، در آينده ستاره دنباله دار وايلد 2 (Wild 2) را در سال 2004 ملاقات خواهد كرد.

 



ستارة فشرده

 (Compact Star)

ستاره هاي بسيار چگال با شعاعي بسيار كوچك تر از خورشيد. برخي ستاره هاي فشرده شامل حفرات سياه، كوتوله هاي سفيد و ستاره هاي خنثي هستند.



دهانة آتشفشاني برخوردي پيچيده

(Complex Impact Crater)

دهانة آتشفشاني بزرگي با يك يا چند قله در وسط آن، بر روي كرة ماه اين دهانه ها قطري بين 12 تا 110 مايل (20 تا 175 كيلومتر) دارند و با آمدگي مركزي معمولاٌ يك يا چند قله دارد. دهانه هاي آتشفشاني با قطر بيش از 110 مايل (175 كيلو متر) مي توانند پيچيده تر و داراي بالا آمدگي حلقه مانند درون دهانه باشند.

 



رصدخانه اشعة گاماي كامپتون

(Compton Gamma Ray Observatory)

(CGRO) تلسكوپ چرخاني ست كه در سال 1991، ناسا (NASA) آنرا، پرتاپ كرد. اين تلسكوپ طيف الكترومغناطيسي بين KeV30 تا GeV30 را مي تواند دريافت كند. CGRO بليزرها (blazer)  را كشف كرد. نام اين رصد خانه به افتخار دكتر آرتورهالي كامپتون (Dr. Arthur Holly Compton) ، كسي كه پراكنش فتونهاي پر انرژي را بوسيلة الكترونها مطالعه كرد، نامگذاري شد. در CGRO بيش از چهار صد منبع اشعة گاما را تشخيص و بيش از 2500 انفجار اشعة گاما را ثبت كرد.



چگالش (Condensation)

فرآيندي كه طي آن بخار (گاز) سرد شده و به فاز مايع تبديل مي شود. ابرها در اثر انقباض بخار آب بوجود مي آيند.

 




مقارنه (Conjunction)
راه نزديك ظاهري يك سياره به خورشيد يا سيارة ديگر، از ديد يك بيننده در روي زمين است. وقتي يك سياره داراي مقارنه ست يا در يك خط است كه خورشيد دقيقاٌ بين آن سياره و زمين قرار داشته باشد. يا براي عطارد و ناهيد (دو سيارة قبل از زمين)، وقتي اين سياره ها، خورشيد و زمين در يك خط باشند. عطارد و زحل دو موقيعت مقارنه دارند، وقتي سياره بطور مستقيم بين خورشيد و زمين هستند، در موقعیت مقارنه اوليه قرار دارند و وقتي سياره، پشت خورشيد نسبت به زمين قرار دارند كه در موقعيت مقارنه بعدي (ثانويه) است. در حين مقارنه، يك سياره نمي تواند از زمين ديده شود، در اين حالت يا پشت خورشيد است يا در نور شديد خورشيد گم مي شود.


بقاي انرژي

(Conservation of Energy)

اصل اساسي فيزيك است كه بيان مي كند انرژي نه از بين مي رود و نه بوجود مي آيد، بلكه به اشكال مختلف تبديل مي شوند. براي مثال انرژي شيميايي موجود در لاية اتمي در حين اشتغال به گرما تبديل مي شود.

 



صورت فلكي (Constellation)

گروهي از ستاره ها كه وقتي از زمين ديده مي شوند، الگوي خاصي را مي سازند. 88 صورت شامل صورت فلكي زن به زنجير بسته(امراه المسلسله) (Andromed) وجود دارد.



خانوادة صورت فلكي (Constellation Family)

خانواده هاي زيادي از صور فلكي وجود دارند كه يا به همديگر نزديك هستند و يا ارتباط ديگري با هم دارند. برخي خانواده هاي صورت فلكي شامل زود ياك (Zodiac) كه از 12 صورت تشكيل شده،‌‌‌‌‌‌‌‌خانوادة صورت فلكي دب اكبر يا خرس بزرگ (Ursa Magor) شامل 10 صورت فلكي و خانوادة صورت فلكي برساووش (Perseus) شامل 9 صورت فلكي، خانوادة هركولز (Hercules) شامل 19 صورت فلكي و خانوادة آب هاي بهشتي (Heavenly Water) شامل 9 صورت فلكي، گروه باير (Bayer G.) شامل 11 صورت فلكي و خانوادة لاكايل (La Caille) شامل 13 صورت فلكي، هستند.

 

Forward Backward

حركت قاره ها (Continental Drift)

حركت قاره هاي زمين، خشكي ها (Khathfei)  قطعات پوستة زمين هستند كه بر روي كرة مذاب شناورند. ايدة حركت قاره ها و وجود ابر قارة پانگه (Pangaea) در سال 1915 توسط آلفردوگز (Alfred Wegner) عنوان شد.

 



صفحات قاره اي

(Continental Plates)

پوستة زمين به صفحات مجزايي تقسيم شده است. صفحات قطعه هاي كلفت بزرگي سنگي هستند كه بر روي گوشتة نرم شناورند. صفحات با سرعتي كه از 1 تا 10 سانتي متر در سال تخمين زده شده اند، حركت مي كنند. صفحات قاره اي ضخيم تر، قديمي تر و كم چگالتر از صفحات اقيانوسي هستند. اين صفحات حدود 125 كيلو متر ضخامت دارند و از گرانيت با سن حدود 3 ميليارد سال پيش تشكيل شده اند.



طيف پيوسته (Continuous Spectrum)

طيف نور منتشر شده اي كه حاوي تمام طول موج هاي رنگ هاي متشكل از نور سفيد (قرمز، نارنجي، زرد، سبز، آبي، بنفش، نيلي، از طول موج كوتاه تا بلند)طيف پيوسته توسط جامدات گداخت، مايعات يا گازهاي فشردة منتشر مي شود. اگر چند خط قابل رويت در حال جدا شدن از يك طيف باشند، طيف جذبي را بوجود  مي آورندكه نشان دهندة حضور عناصري است كه طول موج ويژه را جذب مي كنند.

 



همرفت (Convection)

انتقال گرما بواسطة چرخش در يك گاز يا مايع.



سيستم كوپرنيكي (Copernican System)

مدلي از سيستم خورشيد كه بر اساس آن سيارات (شامل زمين) دور خورشيد مي گردند. اين نظريه ستيزه جويانه توسط كوپرنيكوس (Copernican) بسط داده شد.

 



نيكلاس كوپرنيكوس (Copernicus, Nicolaus)

(1473 تا 1543)، منجم مبتدي لهستاني كه سيستم تكاملي كوپرنيكي را بسط داد طبق آن مدل، در سيستم خورشيد، تمام سيارات به دور خورشيد مي گردند، ايدة وي سيستم پتولمائيك  (Ptolemaic System)  قديمي را كنار زد. كتاب وي با عنوان «تكاملات» مدارهاي آسماني (On the Revolutions of the Celestial Orb) در سال 1543 انتشار يافت.



هسته (Core)

لاية داخلي كرة زمين (يا سياره، ماه يا ستارة ديگر) كه معمولاٌ در زير فشار زياد قرار دارد و بسيار داغ است.

 



نيروي كوريوليس (Coriolis Force)

نيروي حاصل از چرخش كرة زمين به دور محورش كه باعث چرخش طوفانها در خلاف جهت عقربه هاي ساعت در نيمكرة شمالي و در جهت عقرب هاي ساعت در نيمكرة جنوبي مي شود. مهندس و رياضيدان فرانسوي، گوستاو- گاسپارد كوريوليس (Gustave -Gaspard Coriolis) در سال 1835 اين نيرو را كشف كرد.اين نيرو تأثيري بر جهت آب هاي فرو روي زمين ندارد.



هاله يا تاج خورشيدي (Corona)

لاية بالايي جو خورشيد كه تا ميليون ها مايل بالاي سطح خورشيد كشيده مي شود. تاج دماي بسيار بالايي (بيش از يك ميليون در جة كلوين) و چگالي بسيار پاييني دارد. در حين كسوف كامل خورشيد، تنها شهبي از هاله  قابل مشاهده است.

 



حفرات هاله اي (Coronal Holes )

نواحي از هالة خورشيد كه ميدان مغناطيسي به جاي اين كه به سمت خورشيد، يعني نواحي كه ناهنجاري هاي مغناطيسي وجود دارد، پيچ بخورد، به سمت فضاي بيروني پيچ مي خورد (و معمولاٌ در قطب ها). در تصاوير اشعة‌ايكس خورشيد، حفرات هاله اي تا تاجي نواحي تاريكي هستند. حفرات هاله اي مي توانند براي ماهها يا سالها دوام داشته باشند. بار خورشيدي از حفرات هاله اي صادر مي شود.


پرتاب عمدة هاله اي

(Coronal Mass Ejection)

يا CMEها، انفجارات پلاسمايي بالون شكل عظيمي هستند كه از خورشيد مي آيند. هنگامي كه اين انفجارات با در خورشيد تا هاله خورشيد بالا مي آيند، در امتداد خطوط ميدان مغناطيسي خورشيد حركت كرده و حرارتشات تا دهها ميليون درجه بالا مي رود. اين انفجارات بيش از 220 ميليارد پوند (100 ميليارد كيلو گرم) پلاسما رها مي كند. CMEها  مي توانند در كار ماهواره هاي زمين ادخال ايجاد كنند.

 



تشعشع پس زمينة ‌كيهاني

 (Cosmie Background Radiation)

يا CBR, CMBR, CMB تشعشي (انرژي) است كه از انفجار اصلي بزرگ (Big Bang) كه جهان را بوجود آورد، باقيمانده است. اين تشعشع هنگامي كه جهان شروع كه گشايش كرد، خنك شد و اكنون كمي كمتر 3 درجه بالاي صفر مطلق است.



پرتوهاي كيهاني (Cosmic Rays)

ذرات بسيار پر انرژي كه با سرعت نزديك به سرعت نور درون فضا حركت مي كنند. 10 عنصر فراوان پرتوهاي آسماني شامل هيدروژن، اكسيژن، هليم، كربن، نئون، نيتروژن، منيزيم، سيليس،‌ آهن و گوگرد هستند. منبع اين پرتوها مي تواند خورشيد، ابر نو اختر و كهكشان هاي دور باشند. بعضي از اين پرتوها وارد جو زمين   مي شوند.

 

گلوله برف كيهاني (Cosmic Snowball)

تئوري بسيار ستيزه جويانه جديدي وجود دارد كه بيان مي كند كه سنگ هاي آسماني از آب نخيره ده اي كه بطور مداوم زمين بمباران مي كنند تشكيل شده اند. اين گلوله برف هاي كيهاني شايد بوسيله سيستم هاي تصوير برداري قابل مشاهدة ماهوارة قطبي ديده شده اند. اين سنگ هاي كيهاني در جو بخار شده، و به محيط بخار آب اضافه مي كند.



سال كيهاني (Cosmic year)

زماني طول مي كشد تا خورشيد (و تمام سيستم خورشيدي ما) و يك دور كامل به دور مركز كهكشان راه شيري (Milky Way Galaxy) بچرخد. يك سال كيهاني تقريباٌ 225 ميليارد سال طول مي كشد.

 



كيهان شناسي (Cosmology)

مطالعة ساختار، منشاء و تحول هستي.



تغيير به قرمز آسماني (Cosmological Red Shift)

پديده اي كه طي آن نور از منبع دور به علت اين كه فضا در حال گسترش است (و اجسام در هستي از ساير اجسام بواسطة اين گشايش مي افتند)، تغيير رنگ به قرمز مي دهند.

 



كيهان نورد (Cosmonaut)

واژة روسي براي فضا نورد (Astronaut)، كسي كه در فضا گشت مي زند.



كيهان يا گيتي (Cosmos)

اين واژه اشاره به جهان هستي كه كامل، هماهنگ و سيستم منظمي باشد، دارد.

 



سحابي چرخنگ يا سحابي سرطان (Crab Nebula)

(M1)، ابر بين كهكشاني از گاز و غبار كه باقيماندة ابر نو اختري است كه در سال 1054 بر روي زمين ديده شد. اين سحابي مي تواند در صورت فلكي  ثور (Taurus) ديده شود.



دهانة (Crater)

دهانه اي برخوردي باقيماندة بر خورد بين سيارك يا شهاب سنگ و سياره، خرده سياره يا قمر است.

 



پرتوهاي دهانه (Crater Rays)

خطوط پرتابه هاي پخش شده از يك دهانه.



حلقة كرپه (Crepe Ring)

 يا حلقة C، حلقة داخلي حلقه هاي سرگانة زحل است. اين حلقه كوچكتر و مبهم تر از حلقه هاي B, A   است. با استفاده از تلسكوپ كوچك، اين حلقه ديده مي شود.

 



CREPUSCULAR RAYS

Crepuscular rays are shafts of sun rays and shadows that energe from behind puffy cumulus clouds.w


هلال ماه

( Crescent Moon ) شكلي از ماه بين ماه كامل و نيمه كامل .

سيال بحراني ( Critical Fluid )

يا سيال فوق بحراني گاز يا مايعي تحت فشار بسيار بالا ست . اين سيالات بحراني داراي خصوصيات بي نظيري هستند . (چگالي يك مايع و تحرك يك گاز ) . مثال سيالات بحراني , آب فوق بحراني درون اعماق  زمين است .

 



كروتن  ( Cruithne )

نام سياركي با قطر در حدود سه مايل (5 كيلومتر ) كه هم مدار زمين است , يعني اينكه دقيقاً در يك مدار مشترك با زمين مي چرخد . اين سيارك, نزديك به زمين( ( 3453 _ NEA  ) Earth asteroid  _ Near  ) بوده و از زمين داراي شكلي شبيه اسب است . اين سيارك به زمين نزديك مي شود و سپس مجدداً دور مي شود. مدار آن بسيار به سمت مدار زمين ميل دارد. در نزديك ترين مسير ( هر صد هزار سال ) در فاصله 10 ميليون مايل ( 15 كيلومتر ) زمين قرار مي گيرد , كه چهل برابر فاصله زمين از ماه قرار مي گيرد . كروتن نام اولين گروه قبيله اي سلتيك كه در جزيره بريتانيا بودند , است . اين سيارك در 10 اكتبر  1986 توسط والدرون ( D . Waldron ) در رصد خانه اسپيرنيگ سايدنيگ استراليا   ( Siding Spiring )  كشف شد .



پوسته ( Crust )

خارجي ترين بخش سنگ كره ( بخش جامد زمين شامل پوسته  صفحات مجزا و گوشته بالايي )

 



 

صورت فلكي صليب جنوبي ( Crux )

يا صورت فلكي صليب جنوبي آوستراليس ( Crux Autralis ) نام علمي صورت فلكي صليب جنوبي ( Southern Cross Co ) است كه در نيمكره جنوبي با شكل بعلاوه يا صليب مانندش شناخته شده كه بر روي پرچم كشور استراليا نيز وجود دارد . روشن ترين ستاره اين صورت فلكي آكروكس ( Alphacru _ Acrux   ) است كه سيستم ستاره دوگانه اي در قاعده صليب است . دومين ستاره درخشان بكروكس  يا ميموسا (Betacrux Mimosa Becrux ) و سومين ستاره درخشان آن گاكروكس ( Gamma Cru Gacrux  ) است . خوشه باز جعبه جواهر (Kappa Crucis    يا  Jewl Box  ) در اين صورت فلكي شامل حدود 100 ستاره و در جنوب آن قرار دارد . صورت فلكي صليب جنوبي در كهكشان  راه شيري قرار دارد و از سه طرف با صورت فلكي سنتاورز ( Centaurus )  احاطه شده است .


آتشفشانهاي بسيار ريز

 ( Cryptovolcano )

اشكال آتشفشان مانندي روي كره ماه يا ساير سيارات كه ممكن است آتشفشان هم نباشد . مثال اين پديده بر روي قمر گاني مدا  ( Ganymeda )  كه يكي از اقمار مشتري ست ديده مي شود .

 



بلورها ( Crystals )

مواد جامدي كه اتمهاي تشكيل دهنده آن الگوي بسيار منظمي دارند .



كوبوانو  ( Cubewano )

كمربند اصلي اجسام كويپر ( Kuiper )  كه تحت تاثير تشديد صوت سيارات خارجي نيست . كوبوانو در حدود  Au 41 از خورشيد فاصله دارد.

 



عبور نصف النهاري ( Culmination )

بيشترين ارتفاعي كه يك جسم آسماني نسبت به افق قرار دارد . يك جسم هنگامي كه از روي نصف النهار شخص بيننده مي گذرد , بيشترين ارتفاع را دارد .


كرتيت (Curtat )

به معني كوتاه يا مخفف شده است.

 

انحناي فضا – زمان 

( Time Curvature of Space  )

دگر شكلي در فضا – زمان كه به علت ميدان جاذبه اي مواد بوجود مي آيد .  درجه اين انحنا به شدت ميدان جاذبه  ( كه خود به ميزان جرم اشياء در آن بخش فضا مربوط است)  جسمي كه در حال گذر از  فضا است در امتداد منحني هاي فضا – زمان حركت مي كند.



صورت فلكي دجاجه يا صورت فلكي ماكيان

 ( Cygnus )

يا قو ( Swan )  صورت فلكي شبيه به يك بعلاوه بزرگ است كه به عنوان صليب شمالي هم شناخته شده است . اين صورت فلكي در امتداد كهكشان راه شيري در نيمكره شمالي ديده مي شود . در دم آن , ستاره بسيار درخشان  ستاره دم    ( Alpha Cygni _ Deneb ) و درسر آن ستاره جفت آلبيرئو  ( Beta Cygni Albireo  ) .

 



  دجاجه A ( Cygnus A )

سينگوس اي كه در صورت فلكي صورت فلكي دجاجه يا صورت فلكي ماكيان قرار گرفته  قدرتمندترين منبع راديويي قابل مشاهده از روي زمين است . اين كهكشان راديويي دو مجرايي 500000 سال نوري پهنا دارد و 600 ميليون سال نوري از زمين فاصله دارد . دجاجه  A در سال 1946توسط   هي ( Hey ) , پارسونس ( Parsons )  , فيليپس ( Philips ( کشف شد.



حلقه صورت فلكي دجاجه يا صورت فلكي ماكيان

 Cygnus Loop )  (

سحابي و باقيمانده ابر نو اختر در صورت فلكي دجاجه يا صورت فلكي ماكيان . اين سحابي 6 برابر ماه فضا را اشغال مي كند . ابر نو اختر در حدود 15 هزار تا 20 هزار سال پيش منفجر شده و هنوز در حال گسترش است . اين سحابي تقريباً كروي همراه با چند رشته درخشان است .

Change Language | Contact us : Info@ngdir.ir | Home