 |
 |
|
B
|
تشعشع زمينه
(Background
Radiation)
ريز امواجي كه در كل هستي وجود دارند و احتمالاٌ باقيماندة انفجار
بزرگ هستند. اين تشعشعزمينه با روي 7/2 درجة كلويني كه در فضا
بوجود آمده شناخته مي شود. |

تسبيح بايلي (Baily’s
Bead)
انفجارات تسبيح مانند نور كه در حدود 15 ثانيه قبل و بعد از مدت
خسوف تمام صورت مي گيرد. تسبيح بايلي به واسطه درخشش نور در دره
هاي بند ماه بوجود مي آيد. اين پديده به افتخار نجوم انگليسي
فرانسيس بايلي
Francis Baily
(1774 تا 1844)، يكي از بنيانگذاران جامعة ستاره شناسان سلطنتي،
نامگذاري شده است. |
بار (Bar)
واحد فشار، يك بار برابر فشاري ست كه جو زمين در سطح دريا وجود
دارد. |

ادوارد امرسون برنارد (Edward
Emerson Barnard)
(1857 تا 1923) ستاره شناس امريكايي كه در 16، 1916 شهاب سنگ ستارة
برنارد ( دومين سيستم ستاره اي نزديك به ما) و آمالنارآ (Amalthea)
كه قمري از مشتري است را در سال 1892 كشف كرد. |

كهكشان حلزوني
مسدود
(Barred
Spiral Galaxy)
يا
SB،
يك كهكشان حلزوني كه مركز آن كشيده و چرخيده است. |
فشار سنج (Barometer)
وسيله اي كه فشار هوا را اندازه مي گيرد. اين وسيله وزن ستون هوايي
كه از وسيله تا بالاي جو گسترش دارد را اندازه مي گيرد. دو نوع
فشار سنج معمول مورد استفاده وجود دارد، جيوه اي و بدون سيال. فشار
سنج هاي آبي اوليه (ليوان طوفان) در قرن 17 استفاده ميشود. فشار
سنج جيوه اي توسط فيزيكدان ايتاليا اوانجوليستا توريچلي لولة شيشه
اي پر شده از جيوه را با ظرف جيوه اي ديگري پر كرده، در اين جا است
جيوة درون لوله وزن هواي، جو بالاي توله را نشان مي دهد. فشار سنج
بدون سيال (با ساتفاده از تعادل متري به جاي مايع) توسط دانشمند
فرانسوي لوسين ويدي (Lucien
Vidie)
در سال 1844 اختراع شد. |

مركز جرم(Barycenter)
مركز جرمي كه يك سيستم اجسام به دور آن مي چرخند. براي مثال، زمين
و ماه هر دو به دور مركز جاذبة خود كه 1707 كيلومتر درون زمين و در
امتداد و
خط بين آنها وجود دارد، مي چرخند. پلوتون و قمر آن (شارون -
charon) دور
مركز جاذبة خود كه 700 متر درون پلوتون و در امتداد خط بين آنها
قرار دارد وجود دارد، مي چرخند. |
باريون
(Baryon)
باريون ها (ذرات سنگين) شامل پروتون ها و نوترون ها هستند. |
بازالت
(Basalt)
نوعي سنگ آذرين. |
جانز باير (Bayer,
Johannes)
(1564 تا 1617) ستاره شناس آلماني و اولين كسي كه ستاره ها را در
صورت فلكي تشخيص و بر اساس شدت نور آن ها به آن ها نام يوناني
(آلفا، بتا، دلتا و غيره) داد. وي در سال 1603 كتاب اورانومتر يا (Vranometria)
كه كتابي دربارة جزئيات جدول ستاره ها است، انتشار داد. |
سيستم باير(Bayer
System)
در هر صورت فلكي، هر ستاره با استفاده از سيستم باير و با تعيين
حروف يوناني براي هر كدام بر حسب افزايش درخشندگي آنها (آلفا، بتا،
گاما، پسيلون، في، چي، سي و امگا) سيستم باير نمي تواند بيش از 24
ستاره را نامگذاري كند. درخشانترين ستاره در يك منظومة شمسي، آلفا
است، دومين ستارة درخشان بتا، سومين آن گاما و آْي آخر جانز راير
(1564 تا 1617) ستاره شناس آلماني و طراح اين سيستم است. |
اولوق بگ(Beg
, Ulugh)
منجم ايراني(1449-1359) كه 1012 ستاره را طبقه بندي كرد و مشاهداتي
روي ماه و ساير سيارات انجام داد. وي زاويه انحراف صفحه عبور
ساليانه خورشيد يا دايره البروج را نيز محاسبه كرد.
|
بليندا (Belinda)
نهمين قمر مشتري قطر آن 68 كيلومتر و دقيقاٌ در فاصلة 75255
كيلومتري از اورانوس به دور آن مي چرخد. اين ماه توسط فضا پيماي
ويجر 2 (Voyager
2)
و در سال 1986 كشف شد. نام اين قمر از شخصيتي از يكي از داستان هاي
الكساندر چاپ (Alexander
Pop)
گرفته شده است. |
ژاكلين بل (Bell,
Jocelyn)
سوزان ژاكلين بل بارنل (1943تاكنون) منجمي بود كه در سال 1967
ستاره اي چرخان نوتروني (Pulsar)
را كشف كرد. اين ستاره ها در حين چرخش خود ضرباني از خود انرژي
صادر مي كنند. استاد راهنماي بل (Anthony
Hewish)
سهمي از جازة نوبل 1974 را به او داد كه او چشم پوشي نمود. هيچ كس
عقيدة خاصي دربارة اين اجسام غير معمول ندارد، بنابراين آن ها را
كوتوله هاي سبز (LGM)
مي خوانند. به زودي، توماس گلو (Thomas
Gold)،
پيشنهاد كرد كه اين اجسام، ستاره هاي نوتروني بسيار سريع چرخنده و
باقيمانده اي از ابر نو اخترها (Supernova)
هستند. |
فردريچ بسل
(Bessel,
Friedrich)
(22 جولاي 1784 تا 17 مارس 1846)، منجم و رياضي دان آلماني كه حدود
50000
ستاره را دسته بندي
كرد، وجود
سياره اي در وراي اورانوس را از نظر رياضي پيش بيني كرد (1840)،
اولين كسي كه حركت ستاره اي را به واسط اختلاف منظر
(Paralax)
ديد (مشاهدة 61 سيگني
Cygni) اولين كسي كه فاصله
را با يك ستاره محاسبه
كرد (مشاهدة 61 سيگني - 3/10
سال نوري از زمين)، او به وجود ستاره هاي تاريك پي برد، تابع معروف
بسل (يك تابع
رياضي) را طراح كرد و خدمات زياد ديگري براي علم انجام داد.
|

ستاره منكب الجوزا يا يد الجوزا
(Betelgeuse)
كه به صورت بتل جوس تلفظ مي شود، دومين ستارة درخشان صورت فلكي
اويون و يكي از درخشانترين ستاره هاي آسمان است. اين ستاره فوق
العاده بزرگ قرمز رنگ و با قطر بيش از 600 ميليون مايل (حدود هزار
برابر بزرگتر از خورشيد اما سردتر از آن) است. اگر تبل جوس در مركز
منظومة شمسي بود، تا پشت مشتري فضا را اشغال مي كرد. تبل جوس 14
هزار بار درخشانتر از خورشيد است و 520 سال نوري از زمين فاصله
دارد. اين ستاره، ستارة متغيري ست كه ميزان درخشندگي آن از 0/3 تا
1/2 در يك دورة 7 ساله تغيير مي كند (ميانگين 0/7). اين ستاره تنها
ستاره اي است (به جز خورشيد) كه از سطح آن تصوير داريم. |
بيا نسا (
Bianca)
سومين قمر اورانوس. قطر آن حدود 44 كيلومتر و دقيقاٌ 59165 كيلومتر
از اورانوس فاصله داشته و دور آن مي چرخد. اين قمر توسط كاوشگر
ويجر 2 (Voyager
2)
در سال 1989 كشف شد. بيا فضا نام يكي از شخصيت هاي داستاني كتاب
هاي شكسپير است. |
فرضية انفجار بزرگ (Big
Bang Theory)
اين فرضيه بيان مي كند كه هستي بصورت يك انفجار بسيار كوچك اما
نيرومند در زمان فضايي 13/7 ميليارد سال پيش (±%1)
شروع شده است. در سال 1965، آرنو پنز ياس وروبرت ويلسون (Arno
Penzias & Robert Wilson)با
استفاده از اين آنتن بوقي در تپة كراوفورد (Crawford
Hill)،
ريز موج هاي زمينة تشعشع (CMB)
بار دماي 2/7 درجة كلوين را كشف كردند. اين
CMB
از اولين لحضات هستي و بعد از انفجار بزرگ باقي مانده بود (اين
مطلب توسط جورج گاما و
George
Gamma
و رالف آلفر
(Ralf Alpha)
در سال 1948 پيش بيني شد). در مقابل اين نظريه " حالت
يكنواخت" وجود دارد (Steady-
state theory). |
صداي بزرگ (Big
Crunch)
فرو ريزش تمام مواد موجود در هستي و نقض انفجار بزرگ است. اين مطلب
يكي از اشكال فرضي هستي ست كه فرض مي كند هستي بصورت بسته است
(داراي چگالي جرمي بحراني بيشتر است). |

دب اكبر (Big
Dipper)
دب اكبر گروه 7 ستاره اي (يك شبه سياره) موجود در نيم كرة شمالي
صورت فلكي ورساميجر (VersaMajor)
يا دب اكبر است. دو ستارة درخشان دب اكبر (دوبه و مراك
-
dubhe & merak)
قطب شمال را نشان مي دهند. |
1,000,000,000
ميليارد (Billion)
هزار ميليون زندگي چند سلولي حدود يك ميليارد سال پيش در زمين
تكامل يافت هستي
حدود
17 ميليارد سال سن دارد. |

ستارة دوگانه (Binary
Star)
دو ستارة حقيقي كه دور يك يك مركز جرمي مشترك مي چرخند. حدود نصف
ستاره ها در گروههاي حداقل دو سر تاره اي هستند. |
پيكرة سياره (Black
Body)
پيكره اي ايده آل شده كه انتشار دهنده و جاذب كاملي براي تشعشع
الكترومگنيتك است. يك پيكرة سياه تنها تمام طول موجهاي انرژي و
پرتوي را جذب نمي كند، بلكه اين كار را با حداكثر شدت ممكن در هر
دمايي انجام مي دهد. اين پيكره الزاماٌ سياه نيست. يك ستاره، از
آنجا كه گازهاي ستاره اي به خوبي انرژي را جذب مي كنند، تقريب خوبي
براي پيكرة سياره است. |
تشعشع پيكرة
سياره
(Black
Body
Radiation)
تشعشع توليد شده توسط يك پيكرة سياه. |

اثر قطرة سياه (Black
Drop Effect)
اثر نوري كه در لحظات ابتدايي عبور زحل و در هنگامي كه زحل در
ابتداي صفحة خورشيدي قرار مي گيرد، اتفاق مي افتد. نور خورشيد در
اطراف
زحل خمیده شده (توسط جو چگال زحل باز گشت داده می شود) و زحل را كشيده تر ظاهر مي
كند. |
كوتولة سياه (Black
Dwarf)
ستارة كوچك، سياره چگال، سرد و مرده اين ستارة تاريك عمدتاٌ از
كربن ساخته شده و از بين رفتن لايه هاي خارجي قرمز و عظيم ستاره
باقيمانده و يك سحابي سياره اي و سپس يك كوتولة سفيد را مي سازد.
هستة هسته اي كوتولة سياه تهي شده است. كوتوله هاي سياه تقريباٌ هم
اندازة زمين (اما فوق العاده سنگين تر) هستند! خورشيد ما روزي به
كوتوله سياه تبديل مي شود. |
حفره سياه (Black
Hole)
جسم سياهي (يا ناحية سياهي) در فضا كه آنقدر چگال است كه در شعاع
معيني (شعاع شوارد زچيل -
Schwarzschild-
كه افق يكنواخت را مشخص مي كند)، ميدان جاذبه اش به هيچ چيز اجازة
فرار از آن را نمي دهد، حتي نور را. تصور بر اين بود كه ستاره هاي
بزرگ (ستارة با جرم سه برابر جرم خورشيد)
Supergiant،
سپس
Supernova
و سرانجام به حفره هاي سياه تبديل مي شوند. تصور بر اين بود كه
حفره هاي سياه شاخص جرمي دقيقاٌ 10 برابر خورشيد دارند، اما حدود
آ» بسيار زياد است. براي حفرة سياه شاخص با جرمي 10 برابر خورشيد،
شعاع شوارد زچيل دقيقاٌ 6/18 مايل (30 كيلومتر) است. |

بليزر(Blazer)
نوعي كواسار(Quasar)
كه اشعه گاما و ساير تشعشعات الكترومگنتيك از خود صادر ميكند. |

ستارة بزرگ آبي (Blue
Giant Star)
ستارة آبي بسيار بزرگ، درخشان و دائمي كه يك ستارة دريايي اصلي
نيست، بلكه ستارة اي بعد از توالي اصلي ست. اين ستاره هاي فوق
العاده داغ، از سوختن هليم بوجود مي آيند و
طيف هايي از
O
تا
B
، كه طيف هايي كمياب و بسيار درخشان هستند، دارند. ستاره هاي آبي
حداقل 18 بار سنگين تر ازخورشيد هستند. مثالي از اين ستاره ها
ستاره رجل الجبار (Rigel)
و ستاره قلب الاسد (Regulus)
هستند. |

قمر آبي (Blue
Moon)
وقتي كه در يك ماه (از نظر سال)، 2 بار قمر كامل می
شود ، قمر دوم را قمر آبي مي
نامند. تعريف ديگر اين است كه سومين قمر از چهار قمری که در یک فصل
سال کامل می شود(معمولاٌ در هر فصل تنها سه بار ماه كامل
می شود).
|
تغيير آبي (Blue
Shift)
كاهش طول موج نوري كه از يك جسم در حال حركت به سمت ما صادر مي
شود. اين كاهش طول موج، جسم را آبي تر از ميزان واقعي اش مي نمايد.
براي مثال، وقتي ستاره اي به سمت كرة زمين در حال حركت است، نور آن
آبي تر به نظر مي رسد (طول موج كوتاه تر مي شود). تغيير قرمز نيز
وجود دارد. |
قانون بده (Bode’s
Law)
يا قانون تيتوس باد (Titus
– Bode Low)،
قانون جالب رياضي از تطابق است كه يك قانون فيزيكي نيست. اين قانون
يك سري عددي ست كه با فاصلة سياره ها تا خورشيد مطابقت دارد. سري
هاي تيتوس – باد، موقيعت تمام سياره ها منظومة شمشي، را به جز
نپتون و سياره هاي موجود در كمربند هاي سياركاني پيش بيني مي كند،
اين ارتباط به افتخار ژوان تيتوس (Johann
Titus)،
و الرت باد (Elert
Bode)
ستاره شناس آلماني، كسي كه كارس را در اواخر سال 1700 به پايان
رسانيده، نامگذاري شده است. براي سري هاي تيتوس – باد منظومة شمسي
، با 4/0 (Au)
شروع كنيد و سپس به آنها 0، 3/0 ، 6/0، 2/1، 4/2 و الي آخر (بعد
از اولي هر كدام را دو برابر كنيد) اضافه كنيد. نتيجة آن به صورت
زير است:
عطارد
Au
4/0 ، ناهيد
Au
7/0 ، زمين
Au
1 ، مريخ
Au
6/1 ، كمربند سياركها
Au
8/2 ، مشتري
Au
2/5 ، زحل
Au
10 ، اورانوس
Au
6/19 . |

جسم آتشين (Bolide)
شهاب سنگ، سيارك يا سنگ هاي آسماني كه به زمين يا ساير سيارات و
ماه برخورد كرده و منفجر مي شود. |
پرتوسنج (Bolometer)
وسيله اي كه ميزان كل انرژي پرتوي (نه تنها نور قابل مشاهده) حاصل
از يك ستاره یا ساير اجرام آسماني را اندازه گيري مي كند. |
بزرگي پرتو سنجي (Bolometric
Magnitude)
بزرگي پرتو سنجي يك ستاره شامل تشعشع خروجي كل ستاره (نه تنها نور
قابل مشاهده) است. اين عدد ميزاني ست كه اگر تمام انرژي ستاره
اندازه گرفته شود، بدست خواهد آمد. اين عدد شامل تمام طيف
الكترومغناطيسي است مانند اشعه هاي ايكس، ماوراء بنفش، اشعه گاما،
مادون قرمز و غيره بزرگي معمول يك ستاره تنها نور قابل مشاهدة صادر
شده از آن به حساب مي آيد. |
ويليام باند (Bond,
William)
ويليام كرانچ باند (1789 تا 1859)، ستاره شناس آمريكايي كه همراه
ويليا لاسل در سال 1848 يكي از قمرهاي مشتري به نام هيپريون (Hyperion)
را كشف كرد. او اولين مدبر رصد خانة دانشكدة هاروارد بود. |

روبرتا باندار (Bondar,
Roberta)
روبرتالين باندار (1945 تاكنون)، اولين زن كانادايي فضا نورد بود.
او كارشناس سفينة ريسكاوري ناسا در مأموريت
STS – 42
كه در 22 تا 30 ژانوية 1992 انجام گرفت بود. باندار استاد عصب زيست
شناسي دانشگاه اونتارياي غربي اونتارياي كانادا بود. |

صورت فلكي ارابه ران يا عوا (Bootes)
يا شبان، صورت فلكي بزرگي در نيم كرة شمالي است. روشن ترين ستارة
آن ستاره سماك سامح يا نگهبان شمال (Arcturus)،
كه ستارة بزرگ قرمز رنگي است بين اولين چهار ستارة درخشان آسمان مي
باشد. |

ضربة كماني (Bow
Shock)
به ضربة موجي فرا صوتي كه به عنوان باد خورشيدی با لاية
مغناطيسي خارجي (يا يونوسفر آن با قابلیت هدایت بالا) سياره ها در تماس است
، گفته می شود.
در اين مرز رو به خورشيد، بار خورشيدي پلاسما به دور سياره كج شده
و در اثر ميدان مغناطيسي سرعتش به اندازة نصف سرعت صوت (Subsonic)
کاهش می یابد. |

تاپگو برا (Brahe
, Tycho)
(1546 تا 1601) منجم دانماركي كه محاسبات گستره اي و اساسي مدار
سيارات را انجام داد. محاسبات او كه بدون تلسكوپ انجام گرفت، زمينه
اي بود تا كپلر (Kepler)،
فرمولهاي مداري تكاملي خود را پايه ريزي كند. او قبل از مرگش چند
سالي با كپلر كار كرد و كپلر كارهاي بنيادي را بصورت كتابي به نام
Astronomiae Jn Stuuratae Progymnasmata(تمريناتي
براي ستاره شناسي اصلاحي) تدوين كرد. همچنين او در سال 1572 و در
ذات الكرسي (Cassiopeia)
يك نو ستاره (يك نرواي واقعي) را مشاهده كرد. در سال 1577او يك
ستاره دنباله دار را ديد و فهميد كه آن سنگ در جو نيست بلكه در فضا
است. او بسياري از كميت هاي ستاره شناسي را تصحيح كرد. اگر چه او
به غلط بر اين اعتقاد بود كه زمين در مركز هستي قرار دارد و ستاره
هاي ديگر و خورشيد به دور آن مي چرخند، اما بخشي از فرضيه كوپرنيك
را كه بيان مي كرد ساير سيارات به دور خورشيد مي گردند، قبول داشت.
بيني او از طلا ساخته شده بود، زيرا بيشتر بخش آن را بر سر
دوئيدربارة رياضي از دست داده بود. |
برش
(Breccia)
نوعي سنگ كه متشكل از قطعات زاويه دار شكسته سنگ هاي قديمي تر است.
دهانه هاي برخوردي، برش بوجود مي آورند. |

طيف نوري روشن
(Bright
– Line Spectrum)
يا طيف نشر، طيفي منقطع صادر شده از اتم ها و مولكولها مي باشد.
طيف نشر خصوصيت مواد شيميايي كه از فتون از خود انتشار مي دهند
است. اين طيف شبيه به يك سري خطوط روشن روي زمينة سياه است كه به
آن استروسكوپي مي گويند. |
| Magnitude Difference |
ضريب درخشندگي |
| 0 |
1 |
| 1 |
2.5 |
| 2 |
6.3 |
| 2.5 |
10 |
| 4 |
40 |
| 5 |
100 |
| 7.5 |
1,000 |
| 10 |
10,000 |
ضريب
درخشندگي (Brightness
Ratio)
نسبت درخشندگي دو جسم آسماني (مثل ستاره يا سياره) است. ضريب
درخشندگي يا روشني هنگامي كه اختلاف شدت درخشندگي اجرام آسماني به
2/512 برسد معني پيدا مي كند. (مقياس بزرگي لگاريتمي ست و تفاوت در
هر ميزان بزرگي، عاملي در حدود 2/512 بار محسوب مي شود). براي مثال
درخشانترين ستاره 2/512 بار درخشانتر از دومين ستارة درخشان است و
ضريب درخشندگي آن 2/512 است. |
كوتولة قهوه اي (Brown
Dwarf)
ستاره اي كه جرم آن آنقدر كم است كه شكاف هسته اي كافي نيست و در
نتيجه ستاره از بين مي رود. كوتولة قهوه اي چندان درخشان نيست.
معمولاٌ به عنوان جسمي با جرم بين 1028 تا 1028
* 84 در نظر گرفته مي شود. كوتولة قهوه اي به سرد شدن و تبديل به
جسم تاريك فشرده اي كه به راحتي قابل شناسايي نيست ادامه مي دهد. |
گوادانو برونو (Bruno,
Giordano)
(1548 تا 1600) فيلسوف و شاعر ايتاليايي و اولين كسي كه ايدة
كوپرنيك و خودش را دربارة محدوديت دنيا در هستي و اين كه ستاره ها
روزي خورشيدهايي ديگر بوده اند، گسترش داد. او بخاطر بدعت خود
سوزانده شد. |
ستارة نوع
B
(B - Type Star)
ستارة بسيار داغ و آبي رنگي كه از سوختن هليم شكل گرفته. روي اين
ستاره هاي بين 11000 تا 25000 درجة كلوين متغير است. ميانگين جرم
آن ها 18 برابر جرم خورشيد و ميانگين درخشندگي آن 20000 بار بيشتر
از خورشيد است. مثال اين نوع ستاره ها ستاره رجل الجبار (Rigel)،
اسپيكا (Spicu)
و ستاره قلب الاسد (Robert
Bunsen)
است. |
رابرت بنسون (Robert
Bunsen) 
آزمايشگاه سوزنندة بنسون توسط رابرت ويليام بنسون در سال 1855
اختراع گرديد. بنسون (1811 تا 1899) شيميدان و معلم آلماني بود كه
براي تحقيقات خود دربارة مواد شيميايي عايق، سوزانندة بنسون را
اختراع كرد. اين وسيلة داراي شعلة بسيار قوي و غير درخشاني ست كه
با شعلة رنگي حاصل از مواد شيميايي در حال آزمايش، تداخل ايجاد نمي
كند. |
ونتيا برني (Burney,
Venetia)
ونتيا برني دختر بچة يازده سالة انگليسي نام، پلوتو را براي اولين
بار پيشنهاد كرد. او نام پدر بزرگش كه كتابخانه را آكسفورد بود را
پيشنهاد كرد. او ايدة خود را به ستاره شناساني كه سعي در نامگذاري
سيارة تازه كشف شدة خود بودند، انتقال داد. نام پلوتو در 30 مي
1930 توسط رصدخانة لودل (Lowell)
اعلام گرديد. |
بايا
(Bya
– 1000000000)
بايا به معني يك ميليارد سال قبل است. |
|
|
 |
|