A


انحراف نور (Aberration of Light)

 
پديده‌اي كه براساس آن اگر بيننده در حال حركت باشد، نور زوايه‌دار به نظر مي‌رسد ( زاويه نوري كه در حال تابيدن به شخص است با زاوية واقعي آن متفاوت است).موقعيت مشابه با آن مثل تماشاي باران از يك قطار در حال حركت است، در اين شرايط اگر چه قطرات باران بطور مستقيم به زمين مي‌ريزند، به نظر مي‌رسد كه داراي زاويه هستند و با افزايش سرعت قطار اين زاويه نيز بيشتر جلوه مي‌كند. تغيير رفتار نور به واسطة‌اين حقيقت است كه نور باسرعت مشخصي حركت مي‌كند (مانند قطرات باران). تغيير رفتار نور توسط جيمز برادلي، (James Bradley) ، ستاره‌شناس آماتور انگليسي در سال 1725 كشف و ثابت شد. كشف تغيير رفتار نور يكي از اولين دلايلي بود كه ثابت بودن سرعت نور را تأييد مي‌كرد و باعث تخمين اوليه‌اي از سرعت نور شد (برادلي تخمين زد كه زمان رسيدن نور از خورشيد به زمين 8 دقيقه و 12 ثانيه است).


فرساب (Ablation)
 

‌فرآيندي سردشدگي كه طبق آن گرماي يك جسم (مانند شهاب‌سنگ درحال سقوط) از آن دور شده و همينطور كه جريان هوا گرما را از كنار آن دور مي‌كند،‌لايه‌هاي خارجي جسم را ذوب يا بخار مي‌كند. برخي فضاپيماها از سپرهاي ضد حرارت استفاده مي‌كنند بطوريكه سطح بيروني آنها با مادة گرماده‌اي (مانند صمغ اپوكسي متوليك كه نوعي پلاستيك فشرده است) كه به سرعت مي‌شود و حين حركت جدا مي‌شود، شاپونره مي‌شود.

 

ستاره بزرگي‌مطلق بزرگي‌ظاهري فاصله‌اززمين(سال‌نوري)

خورشيد (Sun)

8/4 + 72/26 - 000016/0
ستاره شعراي يماني (Sirius) 4/1 + 46/1 - 6/8
كانوپوس(Canopus) 5/2 - 72/0 - 74
ستاره رجل قنطورس

 (Rigel kentaurus)

4/4 + 27/0 - 3/4
ستاره سماك سامح يا نگهبان شمال(Arcturus) 2/0 + 04/0 - 34
ستاره نسر واقع يا كركس نشسته (Vega) 6/0 + 03/0 - 25
ستاره عقيق (Capella) 4/0 + 08/0 - 41
ستاره رجل الجبار (Rigel) 1/8 - 12/0 + 900
ستاره منكب الجوزا يا يد الجوزا (Betelgeuse) 2/7 - 7/0 + 1500


بزرگي مطلق (Absolute Magnitude)


ميزان درخشندگي يك جسم آسماني را گويند. اين مقياس در هنگامي كه يك ستاره از فاصلة معين 6/32 سال نوري (10پارس) ديده مي‌شود، به عنوان “بزرگي ظاهري”‌ تعريف مي‌شود. هر قدر اين عدد كمتر باشد، درخشندگي آن جسم نيز كمتر است. اعداد منفي درخشندگي فوق‌العاده‌اي را نشان مي‌دهند.

 



صفر مطلق (Absolute Zero)
 

خطوط تاريكي كه بر روي طيف جذب پيوستة‌روشني قرار گرفته باشند. خط تاريك زمين هنگاميكه يك گاز سردتر، فقونهاي صادرشده توسط يك عنصر معين از منبع داغ‌تر را جذب كند، بوجود مي‌آيد.



خطوط جذب (Absorption Lines)
 

دماي فرضي كه در آن تمام مولكولها از حركت باز مي‌مانند. تمام دماهاي واقعي بالاتر از صفر مطلق هستند. صفر مطلق در دماي16/273- درجة سانتيگراد، 69/459- درجة‌فارنهايت يا صفردرجة كلوين حادث مي‌شود.

 



طيف جذبي (Absorption Spectrum)
 

يك طيف جذبي (كه طيف خط تاريك هم گفته مي‌شود)، شامل خطوط جذب تاريكي‌ست كه روي كي طيف پيوستة روشن قرار مي‌گيرد. يك طيف جذبي هنگامي شكل مي‌گيرد كه نور يك منبع گداخته از ميان گازي سردتر كه متونها، را جذب مي‌كند عبور كند. هر عنصر و مولكول، نور را در يك سري فركانس (بسامد) مشخص جذب مي‌كند. ستاره‌شناسان مي‌توانند تركيب گازهاي يك ستاره را با بررسي فركانسهاي مشخصة آن (طيف سنجي) تعيين كنند.


شتاب (Acceleration)
 

حدود تغيير سرعت را شتاب مي‌گويند. وقتي جسمي با سرعت ثابت در حال حركت است (با ثابت و بي‌حركت است)، شتاب آن صفر است. جسمي كه سرعت آن در حال افزايش است، شتاب مثبت دارد.

 



صفحة تجمع (Accretion Disk)
صفحة مسطحي از گاز و غبار در فضا كه اطراف يك ستارة‌تازه متولد شده، يك حفرة سياه يا هر جسم عظيمي كه با جذب مواد به ميدان جاذبة خود در حال رشد است، قرار گرفته است.


شهاب‌سنگ

(Achondritic Meteorite)
 

‌شهاب‌سنگ سنگي، درشت بلور با تعدادي كاني مختلف قابل رؤيت با چشم غيرمسلح را گويند.

 


باران اسيد(Acid Rain)

‌باران اسيد مضر و آلوده‌كنندة محيط زيست است. باران اسيد ممكن است بخشي از عامل انقراض K-T باشد.


آكروكس (Acrux)

‌يك كروكس آلفا (Alpha Crux) اولين ستارة‌عظيم در نيمكرة جنوبي صورت صورت فلكي صليب جنوبي (تقاطع جنوبي) است.

 


هسته‌هاي كهكشاني فعال

 (Active Galactic Nuclei)
 AGN كهكشانهايي هستند كه درمركز يا هسته‌شان يك گودال تاريك وجود دارد. اين كهكشانهادر تمام طول موجهاي طيف الكترومغناطيسي انرژي بسيار زيادي توليد مي‌كنند. آنها از انرژي كل صادرشده از تمام ستاره‌هاي سحابي انرژي بيشتري توليد مي كنند AGN ممكن است مربوط به انفجار ستاره‌اي كهكشانها باشد.


كهكشان فعال (Active Galaxy)
 

يك كهكشان فعال، كهكشاني‌ست كه انرژي عظيمي توليد مي‌كند. آنها از انرژي كل صادر شده از تمام ستاره‌هاي سحابي انرژي بيشتري توليد مي‌كنند. حداقل سه نوع كهكشان فعال وجود دارد. كه شامل كهكشانهاي سيفرت (Seyfert) ، كواسارس (Quasars) و بليزرز (Blazers) هستند (اگر چه اين سه نوع كهكشان از ديدگاه و مسافت‌هاي متفاوت يكي باشند.

 


جان كوچ آدامز

(Adams, John C.)

جان كوچ آدامز (1819 تا 1892)، ستاره‌شناس و رياضي‌دان انگليسي بود كه در سن 24 سالگي وجود سيارة نپتون را پيش‌بيني كرد.( لويرير  [Le Verrier] نيز بطور مستقل وجود نپتون را نيز پيش‌بيني كرده‌بود.


انوار سازگار (Adaptive Optics)
AO فرايندي است كه دگر شكلي‌ها (مانند آنچه در جو زمين وجود دارد) از تصوير تلسكوپي و در زمان واقعي از بين مي‌رود. ابتدا، از حسگرهاي پيش موجي ستارة مبنايي، براي اندازه‌گيري ميزان دگر شكلي‌ها كه در حال وقوع است، استفاده مي‌كنند. سپس دگرشكلي‌ها با يك فاز مصحح از بين مي‌رود اخيراً AO بر روي تلسكوپ كك 2 (Keck 2) نصب شده است.

 



آدراستيا (Adrastea)

‌يكي از 16 قمر مشتري و سومين قمر نزديك به آن است. آدرستيا 12 مايل (20 كيلومتر) قطر دارد و در حلقة اصلي هشت هزار مايلي (129000كيلومتر) مشتري درحال چرخش است. احتمالاً آدرستيا و اولين قمر مشتري، يعني هتيس، عامل گرد و غبار اين حلقه هستند. جرم آدرستيا 1016×91/1 كيلوگرم است. اين قمر، مشتري را در مدت 29826/0 روز زميني دور مي‌زند كه اين سرعت بيشتر از چرخش خود مشتري به دور محورش است. آدرستيا در سال 1979 توسط جوئيت (D. Jewitt) و دانيلسون (E. Danielson) كشف شد (ماهوارة Voyagev2 ).

شخانه (Aerolite)
 

شهابسنگي كه غالباً از مواد سنگي تشكيل شده است.

 


پس درخشش (Afterglow)

‌1- قوس پهناور و روشنايي درخشنده‌اي‌ست كه گاهي اوقات مي‌توان آن را در غرب دوردست افق غروب آسمان مشاهده كرد. اين قوس بوسيلة ذرات بسيار ريز غبار كه نور را در جو بالايي منعكس مي‌كند، بوجود مي‌آيد.  2-پس درخشش يا درخشندگي تأخيري تشعشع در حال محوي‌ست كه بعد از حادثه‌هايي مانند انفجار بزرگ (كه در اين حالت زمينة تشعشع ريز موج آسماني را مي‌سازد) يا انفجار پرتوگاما (يك داراي پس درخشش اشعة ايكس است)، باقي مي‌مانند.


نقطة هدف (AimPoint)
 

نقطه‌اي در صفحة‌ مدار يك سياره كه يك فضاپيما براي قرار گرفتن در آن نقطة‌هدف برنامه‌ريزي مي‌شود (و همچنين براي پرواز بر روي سياره يا وارد شدن به مدار سياره ).

 


جورج آيري (Airy, George)

سرجورج بيدل آيري (1801 تا 1892)‌از سال 1835 تا 1881 مدير رصدخانة سلطنتي انگليس بود. آيري يك ترانزيت (وسيلة بررسي دقيق)‌در گرينويچ انگلستان (Greenwich) نصب كرد كه مي‌توانست نصف‌النهار صفر درجة كرة زمين (طول جغرافيايي صفر) را تعيين كند. يك دهانة آتشفشاني بر روي كرة مريخ و در 5 درجة جنوبي استوا و در جائيكه به عنوان نصف‌النهار اولية مريخ تعريف شده (طول جغرافيايي صفردرجه) به نام آيري نامگذاري شده است. يك دهانة آتشفشاني كوچك درون اين دهانه (كه آيري صفر ناميده مي‌شود) به عنوان حمل دقيق عبور خط نصف‌النهار (طول جغرافيايي صفردرجه) است. دهانة آتشفشاني روي ماه نيز به نام وي ثبت شده است (عرض جغرافيايي 1/18 درجه و طول جغرافيايي 3/354 درجه با قطر 36 كيلومتر). درزماني، آيري به غلط بيان نمود كه “موتور تحليلي” جديد چارلز ببيج (Charls Babbage) كه جزء اولين كامپيوترها بود، بي‌ارزش است و اين اظهار نظر وي بطور مؤثري حكومت سرمايه‌گذاري ببيج را پايان داد.

سياره قدرت بازتاب
عطارد 12/0  
زحل 59/0  
زمين 39/0  
مريخ 15/0  
مشتري 44/0  
زحل 46/0  
اورانوس 56/0  
نپتون 51/0  
پلوتون 5/0  


قدرت بازتاب (Albedo)
 

قدرت انعكاس يك جسم نسبت به ميزان تشعشع خورشيدي منعكس شده از جسم به ميزان كل تشعشع دريافت شده است. جسم با قدرت انعكاس بالا، درخشان‌تر از جسمي با قدرت انعكاس كم است. يك جسم سفيد كاملاً انعكاسي، قدرت انعكاسي برابر با يك وارد و يك جسم سياه بدون انعكاس قدرت انعكاسي صفر دارد.

 



ستاره منقار الدوجاجه (Albireo)

يا سينگني بت (Beta Cygni) سومين ستارة بزرگ صورت فلكي به نام  صورت فلكي دجاجه يا صورت فلكي ماكيان (Cygnus) است. ستاره منقار الدوجاجه  سر لك لك و دومين ستارة درخشان  صورت فلكي دجاجه يا صورت فلكي ماكيان است. ستاره منقار الدوجاجه  شامل 2 ستاره است: ستاره منقار الدوجاجه  A، (يك غول درخشان K3II)كه رنگ زرد و روشن دارد و ستاره منقار الدوجاجه  B كه آبي رنگ است. ستاره منقار الدوجاجه  دقيقاً 386+26 سال نوري از ما فاصله دارد.



ستاره دبران (Aldebaran)

‌درخشانترين ستارة صورت فلكي به نام صورت فلكي ثور است. اين ستاره يكي از چشمهاي گاو و سيزدهمين ستارة درخشان در آسمان است. ستاره دبران در امتداد مسير سالانة عبور خورشيد يا دايره البروج ديده مي‌شود. نام آن در عربي به معني “دنباله‌رو”‌است (زيرا به نظر مي‌رسد به دنبال ستاره‌هايي در پليادر (Pleiades) قرار دارد. )ستاره دبران ، ستارة نارنجي،سن دار بسيار عظيمي است كه از خورشيد سردتر است و حرارت آن زير 4000 درجة كلوين است. (درحاليكه خورشيد داراي حرارت 5800 مي‌باشد). اين ستاره 40 بار بزرگتر از خورشيد است.

 

ادوين آوگين آلدرين (Aldrin, Edwin E.,JR)

 
Buzz Aldrin‌ادوين آلدرين (1930)‌دومين انساني بود كه روي كرة ماه راه رفت. اين مرد كه به نامهاي باز (Buzz) يا دكتر رزدنووس (Dr. Rendezvous) هم شناخته مي‌شد، خلبان مودول ماه  (Lunal Module Pilot) (1969‚ 16 تا 24 July ) در مأموريت آپولوي 11 ناسا بود. او و نيل آمسترانگ (اولين انساني كه روي ماه قدم زد) 2 ساعت بر روي ماه بودند و نمونه‌هاي سنگي جمع‌آوري مي‌كردند و در حال انجام آزمايشات سطحي ماه بودند. اولين مأموريت فضايي آلدرين جميني 12 (Gemini) كه در يازده نوامبر 1966 بود. او و سرخلبان جيمز لاول (James Lovell) در 4 روز كرة زمين را دور زدند. آلدرين كتابهاي بسياري دربارة زندگي و روش زندگي خود به عنوان زندگي‌اش بود.



ستاره راس الغول

(Algol)
‌ستاره راس الغول  يا بتاپرسي (Beta Persei) ستاره‌اي در صورت فلكي پرسوس (Persus) بود. ستاره راس الغول  اولين ستارة تاريك است. اين ستاره بزرگي1/ 2 تا 3/4 و دورة 2/9 روزه دارد.

 



آلنيتاك (Alnitak)
 

‌آلنيتاك يا زتا اوريوينس Zeta Orionis) )در انتهاي شرقي كمربند اوريون (Orion) در صورت فلكي  جبار يا شكارچي است. آلنيتاك به معني كمربند است. آلنيتاك طيف نوع Oq.7Ib دارد و به عنوان آلينتاه (Alnitah) هم شناخته مي شود. دو ستارة ديگر كمربند اوريون آلنيلام (Alnilam) و مينتاكا (Mintaka) است.


آلفا (Alpha)

 

اولين حرف الفباي يوناني كه اغلب بر درخشانترين ستارة يك صورت فلكي دلالت مي‌كند.

 


آلفا قنطورس (Alpha Centauri)
 

نزديك‌ترين سيستم ستاره‌اي به زمين. تاريكترين ستارة اين سيستم پروكسيما (Proxima) يا آلفا قنطورسC ، كه نزديك ستاره به ما (به جز خورشيد) نيز مي‌باشد. ستارة آلفا قنطورس B,A ستاره‌هاي دوگانه هستند.


آلموكانترا (AlmuCantar)
 

يا “توازي ارتفاع” دايره‌اي در كرة آسماني‌ست كه موازي افق است. اين دايره شامل تمام نقاط هم ارتفاع و درنتيجه با آلموكانترا برابر هستند.

 



صورت فلكي نسر طاير يا كركس پرنده (Altair)
 

يا آلفا آك (Alpha Aqu) بزرگترين ستارة آكويلا (Aquila) يا عقاب است. صورت فلكي نسر طاير يا كركس پرنده دوازدهمين ستارة درخشان آسمان است و در زبان عربي به معني پرواز عقاب است. صورت فلكي نسر طاير يا كركس پرنده در تابستان با ستاره نسر واقع يا كركس نشسته (Vega) و ستاره دم(Deneb) تشكيل يك مثلث را مي‌دهند.



ارتفاع (Altitude)
 

اندازه‌اي است در نقشه‌‌‌برداري اجسام ستاره‌شناختي نيمكرة آسمان و زاوية جسم از افق شخص بيننده است. اگر جسمي در افق باشد، ارتفاع آن صفر درجه واگر درست بالاي سر شخص بيننده باشد، ارتفاع آن نود درجه است. براي يافتن جسمي در آسمان دو مؤلفه نياز است، آزيموت و ارتفاع.

 



قطعة‌ارتفاع-آزيموت تلسكوپ

 (Alt-Azimulh Telescope Mount)

وسيلة‌”U” شكلي كه به تلسكوپ اجازه مي‌دهد هم درجهت بالا و پايين (ارتفاع) و هم در جهت چپ و راست (آزيموت) حركت كند.



تئوري انقراض آلوارز

(Alvarez Theory of Extinction)
 

‌اين تئوري بيان مي‌كند كه يك شهاب‌سنگ ستاره دنباله دار يا ستاره مانندي در 65 ميليون سال پيش به زمين برخورد كرده و باعث آشفتگي جوي در زمين شناختي عظيمي شده كه اين دگرگوني منجر به افزايش عمودي كه دايناسورها و ساير گونه‌ها را كشت شد.

 

لوئيز آلوارز (Alvarez Luis)
 

‌لوئيز آلوارز (1911 تا 1988) فيزيكداني بود كه به همراه پسرش، والتر آلوارز (زمين‌شناس)، اين فرضيه را كه برخورد يك ستاره مانند به زمين در 65 ميليون سال قبل باعث انقراض دسته‌جمعي موجودات زنده شده است را مطرح كرد. تئوري انقراض آلوارز بسيار مقبول افتاد وي در سال 1968 جايزة نوبل فيزيك را بخاطر كارش بر روي ذرات شبه اتمي دريافت كرد.



آمالته‌آ(Amalthea)
‌سومين قمر نزديك به مشتري و بزرگترين قمر بين چند قمر كوچك آن است. آمالته‌آ قمري كوچك، قرمز رنگ و دراز شده همراه با دو دهانة آتشفشاني بر روي خود است. سرعت آن از هر قمر شناخته شده‌اي بيشتر است. اين قمر سيب‌زميني شكل با ابعاد 232×146×134 كيلومتر (145×91×83 مايل) است. جرم آن 1021×17/7 كيلوگرم مي‌باشد. ميانگين فاصلة آن از مشتري 181300 مايل است. 12 ساعت طول مي‌كشد تا آمالته‌آ يك دور به دور مشتري بچرخد. مانند اغلب قمرهاي مشتري، آمالته‌ها در مدار همزمان قرار دارد. در سال 1892، اين قمر توسط ستاره‌شناس آمريكايي ادوارد امرسون بارنارد(Edward Emerson Barnard) كشف و نامگذاري شد.

 



سياركآمور

 (Amor Asteroid)
 

آمورها خرده سيارههايي هستند كه بين مدارهاي زمين و مريخ مي‌چرخند. آنها براي شبه ستارة آمور #1221 ناميده شدند. اروس (#433) يكي از شبه سياره‌هاي آمور است.


آنالما (Analema)
 

دياگرامي به شكل 8 (هشت انگليسي) است كه ميل خورشيد (زاويه‌اي كه خورشيد با استوا مي‌سازد) را در هر روز سال نشان مي‌دهد. اگر هر روز و در هر زمان معيني از خورشيد يك عكس فوري بياندازيد (از يك نقطة مشخص روي زمين)، خورشيد شكلي شبيه آنالما در طول سال از خود نشان مي‌دهد. اين امر بخاطر اين است كه محور زمين كج است و اين محور در يك دايرة كامل به دور خورشيد نمي‌چرخد.

 


آنانك (Anank)
 

آنانك سيزدهمين قمر مشتري ست كه 12/5 مايل (20 كيلومتر) قطر و مدار آن 13100000 مايل (21200000 كيلومتر) طول دارد. جرم آنانك 1016×4 كيلوگرم مي‌باشد. اين قمر خورشيد را هر 361 روز زميني در مدار پسرونده (مداري كه برخلاف جهتي كه مشتري مي‌چرخد قرار دارد) مي‌چرخد. درسال 1951 اطلاعات وسيعي بسيار كمي توسط اس. نيكلسون (S. Nicholson) از آنانك بدست آمد.



صورت فلكي زن به زنجير بسته

(امراه المسلسله) (Andromeda)
صورت فلكي زن به زنجير بسته(امراه المسلسله) (در افسانه‌ها نام دختر كاسيوپيه‌آ است (Cassiopoiea) ) صورت فلكي نيمكرة شمالي‌ست. صورت فلكي زن به زنجير بسته(امراه المسلسله)ي آلفا كه سيراه (Sirrah) به معني “ناف اسب” نام دارد دلتا پگاسي (Delta Pegasi) از صورت فلكي  اسب بزرگ يا فرس اعظم (Pegasus) است.

 



كهكشان صورت فلكي زن به زنجير بسته(امراه المسلسله) (Andromeda Galaxy)
كهكشان صورت فلكي زن به زنجير بسته(امراه المسلسله) يا NGC224,M31 نزديكترين كهكشان اصلي به كهكشان راه‌شيري است. اين كهكشان مانند كهكشان ما حلزوني شكل است و در گروه محلي (Local Group) قرار دارد. در صورت فلكي صورت فلكي زن به زنجير بسته(امراه المسلسله) ، اين كهكشان با چشم غيرمسلح قابل تشخيص است.

انگستروم (Angstrom)
يك انگستروم برابر با يك ميليارديوم (1010×1 ) يك متر است. اين واحد اندازه به افتخار آندرز جي انگستروم (Anders J. Angstrom) نامگذاري شده.

 


فاصلة زاويه‌اي (Angular Distance)
 

‌فاصلة زاويه‌اي، ميزاني براي يك كمان (بخشي از محيط دايره) است. فاصلة زاويه‌اي نسبت دايره‌اي كه كمان مورد نظر جزئي از آن محسوب مي‌شود را محاسبه مي‌كند. فاصلة زاويه‌اي به درجه، راديان، جزء كماني (يك شصتم درجه)، يا ثانية كماني (يك شصتم دقيقه) بيان مي‌شود. براي مثال عرض جغرافيايي، فاصلة زاويه‌اي شمال و جنوب نسبت به استواست كه به درجه اندازه‌گيري مي‌شود و طول جغرافيايي فاصلة زاويه‌اي شرق يا غرب نصف‌النهار اوليه (كه از گرينويچ انگلستان عبور مي‌كند) است كه به درجه اندازه‌گيري مي‌شود.

لحظة زاويه‌اي

 (Angular Momentum)
 

‌لحظة زاويه‌اي كميت زمان‌مانندي شبيه به حركت چرخشي دور يك محور چرخش است. ضرورتاً‌، لحظة زاويه‌اي ميزان چرخشي كه يك جسم دارد است. رسماً ، لحظة زاويه‌اي برابر است با جرم ضرب‌در سرعت ضرب در شعاع (از نقطه‌اي كه جسم دور يا اطراف آن مي‌چرخد) است. لحظة زاويه‌اي در غياب نيروي خارجي به كار برده مي‌شود.

 


ناهمگني (Anisotropy)
 

عبارتي است كه بيانگر تغييرات مقادير خصوصيات فيزيكي (مانند دماي تشعشع زمينة آسماني) در امتداد محورهاي غيرهم جهت است، بطوريكه يك اندازة فيزيكي در يك جهت با مقدار هم كميت فيزيكي در جهت ديگر متفاوت است. براي مثال تشعشع زمينة ريز موج آسماني (حرارت شعاعي باقيمانده از انفجار بزرگ)، ناهمگن است.



كسوف حلقوي (Annular Eclipse)
 كسوف يا خورشيدگرفتگي حالتي‌ست كه خورشيد شبيه به حلقه يا ماهواره مي‌شود. اين حلقه هنگامي كه ماه بطور كامل صفحة عبور  خورشيد يا دايره البروج را در طول كسوف نمي‌پوشاند، قابل رؤيت است. اين نوع كسوف هنگامي رخ مي‌دهد كه خورشيد در نزديكترين فاصله به زمين باشد و ماه در دورترين فاصله از زمين باشد وصفحة خورشيدي بزرگتر به نظر برسد.

 


آنورتوزيت (Anorthosite)
 

‌نوعي سنگ است كه در ارتفاعات سطح ماه يافت مي‌شود. اين سنگ حاوي سيليكاتهاي آلومينيوم و كلسيم است.



ستاره قلب العرب (Antares)

 

‌يا آلفا اسكورپي (Alpha Scorpii) به معني “رقيب مريخ” درخشان‌ترين ستاره در اسكورپيس (Scorpius) كه يكي از صور فلكي قابل تشخيص در زمينة مسير يكسالة عبور خورشيد يا دايره البروج است.

ستاره قلب العرب يك ستارة بسيار عظيم قرمز رنگ متغير M1.5Iab است كه 520 سال نوري از زمين فاصله دارد و حدود 230 بار بزرگتر از خورشيد است. اين ستارة باورنكردندي وزين ، پيسوكم دما (3500 درجة كلوين)، پانزدهين ستاره از نظر درخشندگي در آسمان است و داراي بزرگي وضوح بصري 0/96+ و بزرگي مطلق 5/2 است.

 



آنتن (Antena)
 

‌رسانايي كه امواج راديويي را دريافت يا ارسال مي‌كند. راديو تلسكوپها آنتن يا يك سري آنتن هستند.


ضد ماده (Antimatter)
 

‌ماده‌اي كه از چيزهايي مانند مادة معمولي تشكيل شده است. بطور مثال پروتون‌ها يك ضد ماده شبيه به الكترونها هستند (پروتونها بار الكتريكي مثبت به جاي بار الكتريكي منفي دارند). وجود نظريه ضد مادة الكترون در سال 1930 توسط پاول ديراك (Paul Dirac) پيش‌بيني شد. در سال 1932، كارل آندرسون (Carl Anderson) آثار پروتون را كه توسط اشعه‌هاي آسماني در يك حنجرة ابري تشكيل شده بود يافت. ضد ماده در اثر برخي فروپاشي راديواكتيويته هم توليد مي‌شود. يك ذره و ذرة ضد مادة‌ آن هنگاميكه به هم مي‌رسند، نابود مي‌شوند و انرژي آزاد مي‌كنند (بر اساس قانون انيشتن E=mc2 ). ضد ذرات هم حجم ذرات هستند اما داراي بار مخالف مي‌باشند. به نظر مي‌رسد در هستي ضد مادة خطرناك بسيار كمي وجود داشته باشد.

 



نقاط تقاطعي (Antipodal Point)
 

‌نقطه‌اي كه در طرف مخالف نقطة ديگر يك پيكرة‌آسماني قرار دارد. براي مثال قطب شمال نقطة تقاطع قطب جنوب روي كرة زمين است.



اوج ستاره اي (Apastron)
نقطة بيشترين جدايش يا فاصلة دو ستاره در مدار سيستم ستارة دوگانه.

 



روزنه (Aperture)
اندازة‌عدسي‌ها يا آينة اصلي يك تلسكوپ.

نقطه اوج  (Aphelion)
 

براي يك جسم (يك سياره يا جسم آسماني) كه درحال چرخش به دور خورشيد است، نقطه اوج  نقطه‌اي در مدار چرخش است كه بيشترين فاصله را از خورشيد دارد.

 



آپواسپيس (Apoapsis)
 

‌براي جسمي كه به دور يك پيكرة آسماني مي‌چرخد، آپواسپيس نقطه‌اي در مدار جسم است كه بيشترين فاصله را از پيكره دارد.


اوج  (Apogee)
 

براي جسمي كه به دور زمين مي‌چرخد،  اوج  نقطه‌اي در مدار جسم است كه بيشترين فاصله را از كرة زمين دارد.

 



جسم آپولو يا شبه سيارة آپولو

(Apollo Object or Apollo Asteroid)
شبه سياره‌هاي آپولو داراي مداري هستند كه مدار كرة زمين را قطع كرده و دوره‌اي بيش از يكسال دارند. آنها داراي محورهاي نيمه اساسي بزرگتر از يك واحد ستاره شناختي (au) هستند و كوتاهترين فاصلة آنها تا خورشيد كمتر از 017/1 au است. اين شبه سياره‌ها بخاطر شبه سيارة آپولو، 1862# نام گرفتند.



مأموريت آپولو (Apllo Missions)
مأموريت‌هاي آپولوي ناسا (NASA)(1961 تا 1975) تنها مأموريت‌هايي بود كه انسانها را به ماه فرستاد. گردشگر ماه آپولو11      (Appollo 11’s LEM)     20 جولاي 1969 بر روي ماه نشست. آپولو 12 تا آپولوي 17 اين اكتشاف را ادامه دادند.

 



آپولو 11 (Apollo 11)
 

آپولو 11 ناسا (1969)، اولين مأموريتي بود كه انسان با آن به ماه فرستاده شد. فضا پيما در 16 جولاي 1969 از كيپ كندي (Cap Kennedy) فلوريدا و از مجموعة مركز ارسال فضاي كندي A39 حركت كرد. LEM آپولو 11 (طرح گردش ماه) از مدار جدا شد و در 20 جولاي 1969 بر روي ماه نشست، كه مسافرين آن نيل آمسترانگ و باز آلدرين بود. مايكل كونيز در طرح خدمات - سفارش (CSM) يعني دور مدار گرداننده اي كه به نام كلمبيا شناخته مي شد با LM   در درياچه آسايش (Mare Tranquillitatis) فرودآمدند. آمسترانگ و الدرين براي 21 ساعت و 38 دقيقه و 21 ثانيه بر روي كره ماه بوده اند. آنها با LM پرواز كرده و با طرح خدمات سفارشي(CSM) مجدداً ملاقات كردند. آپولو 11 در 24 جولاي 1969 در اقيانوس آرام فرود آمد. كشتي فضايي 7/21 كيلوگرم ازسنگ هاي (Milestone)، يعني در واشنگتون ايالات متحده در معرض نمايش است.

 

ستاره بزرگي مطلق بزرگي ظاهري فاصله از زمين (سال نوري)
خورشيد (Sun) 4/8+ 26/72- 0/000016
سيروش (Sirius) 1/4+ 1/46- 8/6
كائوپوس (Canopus) 2/5- -0/72 74
ستاره رجل قنطورس

(Rigel kentau)

4/4+ 0/27- 3/4
آركتروس(Arcturas) 0/2+ 0/04- 34
ستاره نسر واقع يا كركس نشسته (Vega) 0/6+ 0/03 25
ستاره عقيق (Cappella) 0/4+ 0/08+ 41
ستاره رجل الجبار (Rigel) 8/1- 0/12+ 900
بتلجوس (Betelgeus) 7/2- 0/7- 1500
صورت فلكي نسر طاير يا كركس پرنده (Altair) 2/3+ 0/77- 16
ستاره دم(Deneb) 7/2- 1/25+ 1500
پروكسيما قنطورس (Proxima Centauri) 15/5+ 11/05+ (var.) 3/4

قدر ظاهري (Apparent Magnitude)

ميزان درخشندگي جسم آسماني هنگامي كه از زمين ديده مي شود. عدد كوچكتر اين شاخص نشان دهندة درخشندگي بيشتر جسم است. اعداد منفي درخشندگي فوق العاده اي را نشان مي دهند. ماه كامل قدر ظاهري 12/6- و ماه 26/8- را دارا هستند. ما مي توانيم اجسام تا ششمين بزرگي با جسم غير مسلح ببينيم. مخفف قدر ظاهري m است. سيستم طبقه بندي درخشندگي اجسام آسماني 120 سال قبل از ميلادي مسيح يوناني توسط يك منجم يوناني به نام هيپارچوس (Hipparchus) توسعه يافت.


حركت ظاهري

(Apparent Motion)
حركت مشاهده شده از اجسام ستاره اي از زمين است. حركت ظاهري ممكن است به واسطة حركت جسم يا حركت زمين باشد. براي مثال حركت ظاهري يك ستاره تنها توسط حركت زمين ايجاد مي شود (و نه به علت حركت ستاره)       

 


زمان ظاهري (Apparent Time)
زمان ظاهري زمان محلي ست كه بر اساس زاوية خورشيد تعيين مي شود.

روز خورشيدي ظاهري

(Apparent Solar Day)

يك روز خورشيدي ظاهري، دورة زماني بين دو عبور موفق خورشيد از يك نصف النهار است.

 



صوزت فلكي دلو (Aquarius)

 

يا بطور منخف AQR  (سگ آبي) يكي از صورت هاي فلكي منطقه البروج (Zodiac) است.  اين صورت فلكي كمرنگ در امتداد مسير سالانة  عبورخورشيد يا دايره البروج ديده مي شود. خورشيد از اواسط فوريه تا اواسط مارس از ميان آلواريوس مي گذرد اجسام آسماني جالبي زيادي در اين صورت فلكي بزرگ وجودارد، مانند خوشه هاي ابر مانند (MZ , M72) سحابي هاي سياره اي (NGC7243,NGC7004)، گروه ستارة M73 و يك ستارة دو تايي  (Zeta AQR) صوزت فلكي دلويكي از منابع ايجاد باران شهاب سنگ است، اجزاء آن شامل مارچ، التا، اتا و يوتا آكواري، آلفا آكوآري  (درخشانترين ستارة صوزت فلكي دلو) سعد الملك (Sudalmelik) به معني خوش شانسي يك پادشاه نام دارد و بتا آكواري سعد السعود (Sadalsuud) به معني خوش شانس ها نام دارد، كه اين دو دوقلوهاي بسيار بزرگي هستند.


آراكنوئيدها (Arachnoids)
 

آراكنوئيدها، شبكه هاي شكستگي گرد روي پوستة زحل هستند. آنها به اين علت با اين نام خوانده مي شوند كه كمي شبيه به شبكة عنكبوت (Arachnid) هستند.

 


كمان (Arc)
 

بخشي از محيط دايره


دقيقه كماني (Arc Minute)

ميزان زاويه دار بودن و برابر با يك ششم درجه (يك دايره 360 درجه است).

 


ثانية كماني (ArcSecond)
برابر با يك ششم دقيقة كماني.


ستاره سماك سامح يا نگهبان شمال (Arcturus)

 

يا آلفا بوتيز (Alfa Bootis)، درخشان ترين ستارة صورت فلكي صورت فلكي ارابه ران يا عوا (به معني چوبان) است. اين ستلرة بزرگ قرمز ( نوع طيف آن k1.5p  است) چهارمين ستارة درخشان آسمان است. ستاره سماك سامح يا نگهبان شمال 34 سال نوري از زمين فاصله دارد. قدر ظاهري آن 0/04- و بزرگي مطلق آن 0/2 است.

 



بشقاب آرسيبو

(Arecibo Dish)
 

بزرگترين راديو تلكسوپ دنيا. اين بشقاب 1000 فوت (350 متر) درون گودال طبيعي در تپه هاي پورتوريكو ساخته شده است.



آريل (Ariel)

درخشان ترين و يكي از بزرگ ترين قمرهاي هجده گانة اورانوس. اين ماه داراي دره هاي  بسيار طويل، دره هاي عميق و دهانه هاي آتشفشاني است. قطر آن 720 مايل (1158 كيلو متر) و در فاصلة ميانگين 120000 مايل (190930 كيلو متري)، به دور اوانوس مي چرخد. اين قمر هر 50/5 ساعت زميني، يك دور به دور اورانوس مي چرخد. جرم آن 1021 * 27/1 است. اين قمر در سال 1851 توسط منجم مبتدي انگليسي ويليام لاسل (William Lassel) كشف شد.

 



صورت فلكي حمل يا بره(Aries)

 

يا Ari (مخفف) به معني چكش يكي از صور فلكي زود ياك (Zodiac) است كه در مسير عبور ساليانه خورشيد يا دايره البروج بين صورت فلكي حوت (Disces) و صورت فلكي ثور (Taurus) قرار گرفته است. اين صورت فلكي كم رنگ بسيار كوچك تنها در شمال مسير عبور ساليانة خورشيد يا دايره البروج قابل مشاهده است. درخشان ترين ستارة صورت فلكي حمل يا بره(آلفا آري)، حمل (Hamal)، دومين ستارة درخشان آن (بتا آري) سرطان (Sharatan)، سومين ستارة درخشان آن (گاما 2 آري) مارثيم (mesarthim)  و چهارمين ستارة درخشان آن (دلتا آري) بوتين (Botein) نام دارد.



آرستيار چوس (Aristarchus)
 

(310 قبل از ميلادي تا 250 قبل از ميلادي  )ستاره شناس يوناني كه اولين كسي بود كه مدل خورشيد مركزي سيستم خورشيدي را بيان كرد. وي پي برد كه زمين در محور خود مي چرخد و خود نيز خورشيد را دور مي زند. او مسافت خورشيد و ماه  و بزرگي آنها را تخمين زد. پلاتارچ (Plutarch) و ارشميدوش (Arehimedes)، كارهاي ارسيتارچوس را مي نوشتند.همچنين او ميزان نسبتا" دقيقي براي طول سال خورشيدي محاسبه كرد. وي يك ساعت آفتابي گلدان مانند كه نشانگرش در وسط گلدان سايه مي انداخت را اختراع كرد. يك دهانة آتشفشان ماه به نام آريستارچوس (عكس بالا) نام گذاري شد.اين دهانه بزرگ گرد، 25 مايل (40 كيلومتر) قطر و 2/2 مايل (3/6 كيلومتر) عمق دارد.

 



ارسطو (Aristotle)
 

( 384 تا 322 قبل ميلاد) فيلسوف يوناني بود كه درباره ستاره شناسي نظريه پردازي مي كرد. وي تنها با استفاده از بررسي فيلسوخانه (او هيچ مشاهدة علمي نداشت) به اين مطلب كه هستي كره اي، محدود و باگريز از مركزيت زمين است، اعتقاد داشت. ارسطو مانند بسياري افراد هم عصرخود،اعتقاد داشت كه دايره يك شكل كامل است، پس هستي مي بايست كره اي باشد و تمام مدارهاي درون آن هم مي بايست دايره اي باشد. او همچنين معتقد بود كه پيكره هاي آسماني از اثير (بعلاوه چهار عنصر پاية ديگر براي وجود كه در آن زمان شامل، خاك، هوا، آتش و آب بود) تشكيل شده است. ايده هاي ارسطو با عقايد كليسا هم جهت بود و براي هزاران سال اين ايده ها آزمايش نشدند تا اين كه آزمايشات كاليله اشتباهات موجود در نوشته هاي ارسطو را ثابت كرد.



ذات الحلق

(Armillary sphere)
 

وسيله اي بر جاي مانده از قرن پانزدهم كه براي تعيين موقيعت نسبي استواي آسماني، مسير ساليانة عبور خورشيد، درار هاي سياره اي و غيره به كار برده مي شد. اين وسيله از يك سري حلقه هاي هم مركز تشكيل شده است.

 

نيل آرمسترانگ (Armstrong,Neil)

نيل آلدن آرمسترانگ (1930 تا كنون) اولين شخصي بود كه روي ماه راه رفت. او مأموريت آپولوي 11 ناسا (NASA) را كه در 16 جولاي 1969 اتفاق افتاد رهبري كرد. آرمسترانگ و ادوين آلدرين در 20 جولاي 1969 روي ماه فرود آورند، در حال كه مايكل كونيز در مسير تعيين شده دور ماه مي چرخند. هنگامي كه وي اولين قدم را روي ماه گذاشت گفت: "يك قدم كوچك براي اشان، يك جهش بزرگ براي نوع بشر". آن دو سطح ما را براي حدود 2 ساعت بررسي كردند. سالها بعد، در 1966 آرمسترانگ و ديويت آر اسكات (David R.Scott) اولين تعمير موفقيت آميز 2 وسيلة نقليه را در فضا در مإموريت جميني هشت (Gemini) انجام دارد.


آرست (DArrest,H.L)
 

(1822 تا 1875) ستاره شناس دانماركي و همكارش در سال 1846 نپتون را كشف كردند.



آستريسم (Asterism)
 

مجموعه ستاره هايي در يك صورت فلكي كه از زمين يك الگو ظاهري را شكل مي دهند. برخي از اين آسترسيم ها، شامل دب اكبر (Big Dipper)، دب اصغر (LittleDipper)، ثريا يا پروين (Pleiades)، شبه ذوزنقه (Trapezivm) و مثلث تابستاني (Summer Triangle) هستند.



 

اسم سيارك و شماره

قطر (كيلوگرم)

جرم (كيلوگرم)

كاشف و تاريخ اكتشاف

سرس (Ceres)

932*960

1020*8/7

پيازي (Piazzi)، 1801

پالاس   (Pallas)

482*525*570

1020*3/18

هنريش آلبرز (Heinrich Olbers1802

جولو (Juno)

240

1019*2

هارونيگ (K.Harding)1804

وستا (Vesta)

530

1020*3

آلبرز(H.dbers)، 1807

سيارك (Asteroid)

جسم سنگي بزرگ يا سيارة بسيار كوچك (سيارك). اغلب سيارك ها در كمر بند سيارك ها بين مشتري و مريخ به دور خورشيد مي چرخند. بعضي سيارك ها بيشتر به خورشيد نزديك مي شوند. احتمالاّ برخورد يك سيارك با زمين باعث انقراض دايناسورها شده است. بزرگترين شبه سيارة و اولين آن در اول ژانويه 1810 توسط جوزف پيازي (Giuseppe Piazzi) كشف شد. جرم اين سيارك برابر با بيش از يك سوم جرم 3000 سيارك ديگر ثبت شده كه 1021*2/3 كيلو گرم تخمين زده شده است، مي باشد.

 



كمربند سياركان(Asteroid Belt)
 

كمربند سياركان تجمع سياركان چرخان به دور خورشيد، و در بين مدارهاي مريخ و مشتري (2/2 تا 3/3 Au) است.اين كمر ممكن است روزي سياره اي ( در چنان مداري) بود. كه با برخورد به يك شبة سيارة عظيم يا سنگ آسماني، تخريب شده است.

آستنوسفر (Asthenosphere)
 

بخشي از جبه بالايي كه خصوصيات پلاستيكي(جاري شدن) را از خود نشان     مي دهند. اين بخش زير سنگ كره (ليتوسفر) كه شامل پوسته و جبة بالايي سخت و بين اعماق 100 تا 250 كيلومتري قرار گرفته است.

 


اختر زيست شناسي (Astrobiology)
 

علمي كه به اين سئوال كه آيا حيات در فضا وجود دارد يا نه، جواب   مي دهد. اگر وجود نداشته باشد، منشاء، توزيع و تكامل از چگونگي است.


اسطرلاب(Astrolabe)

وسيله اي كه براي تعيين ارتفاع اجسام (مانند خورشيد) در آسمان به كار مي رود. اين وسيله اولين بار در سال 200 قبل ميلاد توسط ستاره شناسان يوناني بكار گرفته شده. اسطرلابجاي خود را به نوعي زاويه ياب داد.

 


ستاره سنجي (Astrometry)
 

اندازه گيري دقيق موقعيت و حركت اجسام فضاي كه اغلب نسبت به ستارة استاندارد معين سنجيده مي شود.



فضا نورد (Astronaut)
افرادي كه به فضا مي رود.

 



طراحي فضاي (Astronautics)
علم طراحي، ساخت و راه اندازي فضا پيما.


ستاره شناسي يا منجم (Astronomer)

كسي كه ستاره و فضا را مطالعه مي كند.

 



ستاره شناسي سلطنتي

(Astronomer Royal)
 

كسي كه توسط ملك (يا شاه) انگلستان به عنوان سرايدار  رصدخانه گرينويچ منسوب مي شود. اولين ستاره شناس سلطنتي، فلامستير (JohnFlamsteed) در سال 1675 توسط شاه چارلز دوم منسوب شد.



واحد ستاره شناسي

(Astronomical Unit)

كه مخفف آن AU است. بنابر ميانگين فاصلة خورشيد از زمين و در حدود 93 ميليون مايل (150 ميليون كيلومتر) مي باشد. 8/3 دقيقه طول مي كشد تا يك پرتوي نوري يك AU  را طي كند.

 

برق زدن ستاره اي (Astronomic Scintillation)

به چشمك زدن ستاره ها (نوسان شديد) كه از جو ستاره ديده مي شود گفته مي شود. برق زدن در نتيجة تغيير شكل و جهت نور ستاره در هنگام عبور از جو زمين بوجود مي آيد . ميزان برق زدن براي ستاره هاي درخشاني كه به افق نزديك تر هستند، بيشتر است.



ستاره شناسي يا نجم (Astronomy)
 

مطالعة علمي فضا كه شامل سيارات، ستاره ها، شهاب سنگ ها، سحابي ها و كهكشان ها است.

 



NASA'S ASTRONOMY PICTURE OF THE DAY


فيزيك نجومي (Astrophysics)
 

شاخه اي از ستاره شناسي كه خصوصيات فيزيكي اجرام آسماني و ساير مواد و انرژيهاي را در فضا بررسي مي كند.

 



شعبة عظيم مجانبي(Asymptotic Giant Branch)
 

بخش سمت راست و مركزي دياگرام هررتزپرانگ – راسل (Hertzsprung- Russell Diagram)كه ستاره هايي را كه گداخت هليم در هستة آنها حادث نمي شود را نشان مي دهد. زماني كه هستند كربني اين ستاره هاي قديمي فرو ريزش مي كند، لايه هاي بالايي گسترده شده و ستاره ها به هيولات قرمز عظيم الجثه اي تبديل مي شوند.



سيارك آتن

 (Aten Asteroid)
 

آتن ها سياركاني هستند كه هميشه از زمين به خورشيد نزديك ترند و دورة كوتاهتر از يك سال دارند (محور نيمه اصلي آنها كوچك تر از زمين است). براي سيارك آتن، آن ها 2062 # نامگذاري شده اند. را شالوم (Ra Shalom) يك سيارك آتن است.

 



آتلاس (Atlas)
 

22يكي از كوچك ترين 18 قمر زحل. آتلاس ماهوارة نشانگري براي حلقه A زحل است. شعاع آن در حدود  13/5 * 17/2 * 18/5 كيلو متر و فاصله مدار آن از زحل 137670 كيلو متر است. دورة مداري آن 0/6019 روز زميني است. اين قمر در سال 1980 توسط فضا پيماي تريل رويجر (Terrile/Voyager) كشف شد.



جو (Atmosphere)
 

مخلوطي از گازها كه اطراف يك جسم سياره اي قمر يا ستاره را در بر مي گيرد. جو زمين غالباّ حاوي نيتروژن و اتمسفر غالباّ از هيدروژن تشكيل شده است.

 


اتم (Atom)
 

تمام مواد از اتم هاي بسيار ريز ساخته شده اند. يك اتم كوچكترين ذرة يك عنصرست كه خصوصيات آن عنصر را دارد. اتم شامل يك هسته (حاوي الكترون و پروتون ) و الكترون هاي در حال چرخش هستند.



عدد اتمي

 (Atomic Number)
 

عدد اتمي اتم يك عنصر، تعداد پروتون هاي درون هستة آن اتم است عدد اتمي جاي يك عنصر را در جدول عناصر نشان مي دهد.

 



وزن اتمي

 (AtomiWeight)
 

وزن اتمي يك اتم شامل مجموع ترم پروتون ها، نوترون هاو الكترون ها يك اتم است. وزن اتمي دقيقاّ برابر با تعداد پروتون ها و نوترون ها بعلاوة مقداربسيار كمي بخاطر جرم الكترون ها است.

فاصله تا خورشيد (به واحد Au)

سياره

0.39

عطارد

0.723

ناهيد

1.0

زمين

1.524

مريخ

5.203

مشتري

9.539

زحل

19.18

اورانوس

30.06

نپتون

39.53

پلوتون

آيو (Au)

به معني واحد نجوم يا واحد ستاره شناختي است. يك Au برابر است با ميانگين فاصلة خورشيد و زمين و حدود 93 ميليون مايل (150 ميليون كيلومتر = 500 ثانية نوري) است.

 


سپيده دم (Aurora)
 

سپيده دم يا فجر صفحات مواج زيبايي ارنور در آسمان نزديك قطب هستند. اين پديده در اثر تحريك گازهاي گرم شده توسط ذرات خورشيدي بوجود مي آمدند. اغلب سپيده دم ها 100 تا 250 كيلومتر بالاي سطح زمين تشكيل مي شوند.


 

اعتدال پائيزه (Autumnal Equinox)
اعتدال ها ايامي هستند كه طول روز و شب با هم برابر هستندهنگامي خورشيد از استواي آسماني عبور ميكنند، دوباره در سال اعتدال بوقوع مي پيوندد. اعتدال پائيزه حدود 21 سپتامبر براي اعتدال بهاره و حدود 21 مارس براي اعتدال بهاره حادث مي شود.

 

 
سياره انحراف محور

(كج شدگي به مسير عبور ساليانه خورشيد)

عطارد

ناهيد

23.45°

زمين

24°

مريخ

3.1°

مشتري

26.7°

زحل

97.9°

اورانوس

28.8°

نپتون

57.5°

پلوتون


انحراف محور (Axial Tilt)
 

انحراف محور يا كج شدگي نسبت به مسير ساليانة عبور خورشيد، انحراف محور سياه از حالت عمود تا موازي با صفحة حاصل از عبور ساليانة خورشيد يا دايره البروج (بيضوي) است. راه ديگر بررسي، زاوية بين صفحة مدار سياره و استوا است.

 



محور (Axis)
 

خط مستقيم فرضي كه يك جسم مانند سياره به دور آن مي چرخد. محور زمين خطي ست كه از قطب شمال و جنوب مي گذرد.



آزيموت (Azimuth)

اندازه گيري در نقشه برداري از اجسام فضايي در كرة آسماني (آسماني كه از زمين قابل مشاهده است) آزيموت زاويه جسم از نقطة شمالي بيننده (بصورت افق در نظر گرفته مي شود) است. اگر جسمي در شمال باشد، آزيموت آن صفر درجه و اگر در شرق باشد، آزيموتش ˚90 است. براي يافتن جسمي در آسمان، دو شاخص مورد نياز است، ارتفاع آن و آزيموت آن.

Change Language | Contact us : Info@ngdir.ir | Home