|
طبق این مدل اتمی اتم از هسته و الکترون تشکیل
شده است ، که هسته در مرکز اتم قرار دارد و الکترون ها در
اطراف هسته اتم در سطوح
انرژی مشخصی حرکت می کنند ( در اینجا باید توجه داشت که
همه الکترون ها به دور هسته نمی چرخند بلکه در
اطراف آن در حال حرکت هستند ) ، اما تعیین دقیق مکان (موضع
) و سرعت ( نوع حرکت ) الکترون ها به طور هم زمان و در یک
لحظه
امکان پذیر نیست .
الکترون ها در اطراف هسته اتم در
فضای مشخصی حرکت می کنند ،
که به این فضای اطراف اتم که بیشترین احتمال وجود اتم را
دارد ، اوربیتال می گویند . اوربیتال ها در واقع
تراز
انرژی الکترون ها را مشخص می کنند . هر کدام از این
اوربیتال ها به چند زیر لایه تقسیم می شوند که الکترون های
زیر لایه های یک اوربیتال ،
دارای انرژی یکسانی هستند . در مدل اتمی کوانتمی ، تجسم
اتم بسیار مشکل است . به همین دلیل بعضی
از افراد برای مطالعه دگرگونی های اتم در یک واکنش از مدل
اتمی بور استفاده می کنند .
البته مدل کوانتمی را در صفحه های سه بعدی (رایانه ) نشان
می دهند .
ورنر هایزنبرگ ، دانشمند آلمانی ، خاطر نشان ساخت که تعیین
دقیق الکترون ( موضع ومکان آن ) و همچنین اندازه سرعت آن
(نوع حرکت )
در یک لحظه امکان پذیر نیست . برای دیدن جسمی و
همچنین
تشخیص محل آن کافیست یک فوتون را به سطح
آن گسیل کنیم و با انعکاس آن فوتون از سطح و بازگشتش به
حسگر های مجازی یا حقیقی ( چشم یا هر نوع حسگر مجازی که
رادار ها
را دریافت می کند ) ، موقعیت آن جسم را بازگو می کند .
طبق
قوانین پلانک در مورد امواج ، فوتون دارای طول موج و
همچنین انرژی می باشد ، به همین دلیل هنگامی که به سطح جسم
برخورد می کند ، مقداری از انرژی خود را به سطح جسم مقابل
منتقل می کند . اما ممکن است تاثیری بر آن نداشته باشد . (
مانند برخورد نور به سطح آینه وانعکاس آن ) اما اگر
بخواهیم
موقعیت یا جایگاه احتمالی الکترون ها را در اطراف هسته اتم
بیابیم و یک فوتون به الکترون بتابانیم ، الکترون با
دریافت مقداری انرژی
از فوتون ، سرعتش افزایش می یابد ، و در نتیجه می توانیم
از جایگاه و محل حرکت الکترون مطلع شویم ، اما نمی توانیم
از حرکت و سرعت آن سخنی بگوییم و اگر با انجام آزمایش هایی
(از جمله استفاده از میدان مغناطیسی ) بتوانیم سرعت
الکترون را ثبت کنیم،
در اینجا نمی توانیم به طور دقیق محل حرکت الکترون را مشخص
کنیم . این بیان به عنوان عدم قطعیت هایزنبرگ
شناخته شده است .
پس ما در واقع اشکال اوربیتال ها را بر اساس امواجی که از
الکترون ها ساطع می شود ، مجسم می کنیم .
|