|
C
دياكسيد كربن(Carbon Dioxide) : گاز بيرنگ، بيبو و غير قابل اشتعال با
فرمول شيميايي CO2 كه در اتمسفر وجود دارد. اين گاز با اشتعال كربن و
تركيبات كربني (مانند سوختهاي فسيلي و تراكم زيست) ، تنفس گياهان (كه
اشتعال آرام در گياهان و جانوران است) و با اكسيداسيون تدريجي مواد آلي
موجود در خاك بوجود ميآيد.

واكنش زنجيرهاي (Chain Reaction) : واكنش هستهاس خودزا كه در حين شكاف
هستهاي بوقوع ميپيوندد. جسمي كه قابل شكاف هستهاي است(مانند اورانيوم)،
يك نوترون را جذب ميكند و تقسيم ميشود كه اين كار باعث توليد نوترونهاي
اضافي ديگر و جذب آنها توسط هستههاي قابل شكاف هستهاي ديگر، والي آخر
ميشود.

انرژي شيميايي (Chemical Energy) :
انرژي
ذخيره شده در يك ماده و آزاد شده حين يك واكنش شيميايي، مانند سوختن چوب،
ذغال يا نفت.
مجرا (Circuit) : هدايتگر يا راهروي انتقال يك سيستم كه جريانهاي
الكتريكي از آن عبور ميكنند.

تغيير آب و هوا
(Climate Changes) : اصطلاحي كه اشاره به تمام تناقضات اقليمي و بويژه
تغيير مهم از يك شرايط آب و هواي عمده به آب و هوايي ديگر ميكند. در برخي
موارد، اين واژه با عبارت گرمشدگي جهاني (global warning) بطور مترادف
بكار برده ميشود، بنابراين بسته به كاربرد اين واژه در حالت گستردهتر
تغييرات طبيعي، آب وهوا ميتواند به معني سردشدگي آب و هوا نيز باشد.

ذغال (Coal) : سوخت فسيلي حاصل از تجزية مواد گياهي
به دام افتاده در زيرزمين و بدون تماس با هوا.

دستگاه توليدكنندة نيروي ذغالي (Coal-Fired Power
Plant) : دستگاه نيروزايي كه از زغال به عنوان سوخت براي توليد الكتريسيته
استفاده ميكند.

هم
سوختي (Cofiring) : فرآيند سوزاندن گاز طبيعي به همراه سوختي ديگر به منظور
كاهش آلودگي هوا.

هم زايي (Cogeneration) : توليد انرژي الكتريكي و شكلي ديگر از انرژي مفيد
(مانند گرماي بخار) طي استفادة مرحلهاي از انرژي.

منطقة تجمع دهنده (Collector Field) : ناحيهاي كه تجمعدهندههاي خورشيدي
زيادي بصورت يك دستگاه نيروي خورشيدي قرار ميگيرند.

اشتعال (Combustion) :
اكسيداسيون شيميايي همراه با توليد نور و گرما.

بخش تجاري (انرژي) (Commercial Sector[of energy]) :
بخشي از اقتصاد كه با
خريد و فروش كالا و خدمات سروكار دارد. اين بخش شامل، بازرگانان، تجار و …
است.


عوامل تبديل
(Conversion Factors) : عددي كه واحدهاي يك سيستم اندازهگيري به مقادير
مطابق با سيستم اندازهگيري ديگر تبديل ميكند.
 |